غامدیه
غامدیه، زنی از بنیغامد بود که در اوایل سال نهم هجرت و در روزگار محمد، پس از چهار بار اعتراف و رعایت مراحل شرعی، به جرم زنا سنگسار شد و محمد پس از اجرای حکم، از توبه و رهاییاش سخن گفت.
زندگی
بشیر بن مهاجر از پدرش نقل میکند که در حضور محمد، پیامبر اسلام نشسته بود که ناگهان زنی از بنیغامد وارد شد و گفت: «ای رسولالله، من مرتکب زنا شدهام، مرا پاک ساز.» محمد به او گفت: «هماکنون به خانه بازگرد.» وی رفت و روز بعد بازگشت و دوباره به زنا اعتراف کرد و باز محمد او را به بازگشت فرمان داد. بار سوم نیز پس از اعتراف گفت: «یا رسولالله، مبادا مرا نیز مانند ماعز بن مالک رد کنی! سوگند به خدا که من همین اکنون از زنا آبستن هستم.» محمد به او گفت: «پس برو وضع حمل کن، آنگاه بیا.» پس از مدتی آن زن در حالی که کودک نوزاد خویش را با خود داشت بازآمد و گفت: «اینالعمل وضع حمل نمودم.» محمد گفت: «برو و فرزندت را شیر بده.» پس از مدتی آن زن در حالی که کودک را در آغوش و تکهای نان در دهان داشت بیامد و گفت: «اینک فرزندم را از شیر بازگرفتهام.» پس محمد دستور داد گودالی حفر کرده و آن زن را تا سینه در آن دفن کنند، سپس گفت مردم سنگ به سوی او بیندازند. خالد بن ولید سنگی به سر او زد که خون از سرش پریخت و خون بر خالد بارید؛ خالد او را ناسزا گفت و محمد به او گفت: «ای خالد ساکت باش که او توبهای کرده که اگر گمرکچیای چنان توبهای میکرد آمرزیده میشد.» پس از آن، طبق دستور محمد بر او نماز خواندند و او را به خاک سپردند.[۱]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «غامدیه». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.