غسانیان
‘’‘غسانیان’‘’، دولتی عربتبار بودند که در سدههای پنجم و ششم میلادی در منطقه شام و شمال عربستان میزیستند و از سوی امپراتوری روم شرقی (بیزانس) حمایت میشدند. اینان با ایران ساسانی در جنگ و ستیز بودند و نقش مهمی در سیاست منطقه ایفا کردند.
خاستگاه و استقرار
بر اساس منابع تاریخی عرب، غسانیان از مهاجران جنوب شبه جزیره عربستان بودند که پس از کوچ به شمال، در نزدیکی چشمهای به نام «غسان» در منطقه تهامه اقامت گزیدند و نام خود را از آن برگرفتند. در سده پنجم میلادی، آنان از تهامه به منطقه حوران در شام کوچ کردند. در آن زمان، امارت حوران در دست طایفهای عرب به نام «ضجاعمه» بود که از سوی روم منصوب میشدند. در اوایل سده ششم میلادی، حارث بن جبله، یکی از غسانیان، به امارت حوران رسید و این منصب در خاندان او موروثی شد. این خاندان به «ابن حارث» یا «آل جفنه» مشهور بودند.[۱]
روابط با روم و ایران
پادشاهان غسانی از امپراتوری روم عنوان «فیلارک» و «پاتریکیوس» (بطریق) را دریافت میکردند و مقرری سالانهای از دولت روم میگرفتند. پایتخت آنان شهر بصره بود که در مسیر راههای تجاری و نظامی میان عربستان و شام قرار داشت. بزرگترین پادشاه غسانی، حارث بن جبله بود که با ژنرال رومی بلیزر در لشکرکشیها علیه ایران همراهی کرد و چندین بار با پادشاهان حیره (دستنشانده ایران) جنگید. نام حارث بن جبله در میان قبایل عرب شهرت داشت و شاعران، از جمله حارث بن حلزه در معلقات سبعه، از او یاد کردهاند.[۲]
اختلافات مذهبی و قیام
پس از حارث، پسرش منذر به مدت سیزده سال حکومت کرد. به احتمال زیاد، اختلافات مذهبی در رنجش رومیان از امراء غسانی نقش داشت؛ زیرا غسانیان پیرو مذهب یعقوبی (یکی از شاخههای مسیحیت نسطوری) بودند که دولت روم با آن مخالف بود. رومیان منذر را تبعید کردند. پس از او، چهار پسرش به رهبری نعمان، علیه رومیان قیام کردند و مرکز خود را به بادیه منتقل ساختند و شروع به تاخت و تاز به مناطق رومی نمودند. اما رومیان نعمان را فریب داده و به قسطنطنیه بردند.[۳]
نام پادشاهان غسانی
در قاموس الاعلام ترکی، نام پادشاهان غسانی به ترتیب زیر آمده است: جفنه، عمرو، ثعلبه، حارث، جبله، حارث، منذر، نعمان، جبله، ایهم، منذر، جفنه، نعمان، نعمان، جبله، نعمان، حارث، نعمان، منذر، عمرو، حجر، حارث، جبله، حارث، نعمان، ایهم، منذر، جبله.[۴]
پانویس
منابع
اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «غسانیان». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.