پرش به محتوا

فرزدق

بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر
از اسلامیکال

همام بن غالب بن صعصعه تمیمی، مکنی به ابوفراس و مشهور به فرزدق، از شاعران معروف عرب در دوره اسلامی بود. او را از طبقه اول شاعران عرب دانسته و با زهیر بن ابی سلمی مقایسه کرده‌اند؛ زهیر در دوره جاهلی و فرزدق در دوره اسلامی. فرزدق به اهل‌بیت پیامبر علاقه داشت و دیوان شعری از او برجای مانده است. او در سال ۱۱۰ق در بصره درگذشت.

زندگی

فرزدق، همام بن غالب بن صعصعه تمیمی، در شمار شاعران برجسته عرب بود و دربارهٔ شعر او گفته‌اند که اگر او نبود، یک‌سوم لغت عرب از میان می‌رفت. او را با زهیر بن ابی سلمی مقایسه کرده‌اند و این دو را از طبقه اول شاعران عرب دانسته‌اند؛ زهیر در دوره جاهلیت و فرزدق در دوره اسلام. فرزدق دیوان شعری مشهور داشت. جد فرزدق، صعصعه بن ناجیه، از اشراف بنی‌تمیم و از بزرگان بنی‌مجاشع بود و رجال‌نویسان عامه او را صحابی دانسته‌اند. او در دوره جاهلیت به جود و سخاوت شهرت داشت و دخترانی را که پدرانشان قصد زنده‌به‌گور کردن آنان را داشتند، می‌خرید و آزاد می‌کرد. گفته‌اند ۳۶۰ دختر را، هر یک در برابر دو شتر ماده و یک شتر نر، خرید.[۱]

ماجرای حبس در عسفان

فرزدق نسبت به اهل بیت پیامبر علاقه خاصی داشت. از او داستانی دربارهٔ علی بن حسین مشهور است. هشام بن عبدالملک در دوران خلافت خود به حج رفت. او در هنگام طواف، با وجود تلاش بسیار، به سبب ازدحام جمعیت نتوانست دست خود را به حجرالاسود برساند. در کنار محل طواف منبری برپا کرده بود و شامیان پیرامونش جمع شده بودند. در این هنگام علی بن حسین با چهره‌ای نورانی و بوی خوش وارد طواف شد. مردم از هیبت او راه را گشودند و او به‌راحتی طواف کرد تا به حجرالاسود رسید. صف شکافته شد و او به‌آسانی حجرالاسود را لمس کرد.[۲] این صحنه حاضران را شگفت‌زده کرد. مردی شامی از هشام پرسید این شخص کیست. هشام برای آنکه شامیان او را نشناسند، گفت که او را نمی‌شناسد. فرزدق که در آنجا حضور داشت، از سخن هشام خشمگین شد و به‌بداهه قصیده‌ای در مدح علی بن حسین سرود و آن را در جمع خواند.[۳] پس از این ماجرا بود که هشام دستور داد فرزدق را در عسفان، میان مکه و مدینه، زندانی کنند. علی بن حسین پس از آگاهی از این ماجرا، ۱۲ هزار درهم برای او فرستاد و گفت که او را معذور دارد، زیرا اگر بیشتر از این داشت، می‌فرستاد. فرزدق ابتدا آن را نپذیرفت و گفت که اشعار را برای رضای خدا و پیامبر سروده و انتظار صله نداشته است. علی بن حسین گفت که از این موضوع آگاه است و عمل او پذیرفته شده، اما به حقی که بر او دارد باید آن را بپذیرد. فرزدق نیز آن را پذیرفت. فرزدق در زندان اشعاری در نکوهش هشام سرود. هشام از سرودن این اشعار آگاه شد و فرزدق را آزاد کرد. بنا بر روایتی، او را به بصره تبعید کرد.[۴]

درگذشت

فرزدق در سال ۱۱۰ق در بصره درگذشت.[۵]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «فرزدق». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.