پرش به محتوا

لعان

بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر
از اسلامیکال

لعان در لغت به معنای لعن و نفرین کردن یکدیگر و در اصطلاح فقه، سوگندهای ویژه‌ای است که زن و شوهر در شرایطی خاص، در پی اتهام زنا یا انکار نسب فرزند، نزد حاکم ادا می‌کنند. در لعان، مرد چهار بار بر راست‌گویی خود گواهی می‌دهد و در بار پنجم لعنت خدا را بر خود می‌خواهد اگر دروغ گفته باشد؛ زن نیز در پاسخ، چهار بار مرد را دروغ‌گو می‌خواند و در بار پنجم غضب خدا را بر خود می‌خواهد اگر مرد راست گفته باشد. بر اساس حکم فقهی، با انجام لعان، حد قذف از مرد و حد زنا از زن برداشته می‌شود، زن و شوهر برای همیشه بر یکدیگر حرام می‌شوند و نسب فرزند از مرد نفی می‌شود، اما نسبت فرزند با مادر محفوظ می‌ماند.[۱]

لعان در فقه

لعان هنگامی مطرح می‌شود که مرد همسر خود را، که پیش‌تر به زنا متهم نشده است، به زنا متهم کند یا فرزندی را که به او نسبت داده می‌شود از خود نداند. در این صورت، مرد نزد حاکم چهار بار بر راست‌گویی خود گواهی می‌دهد و در بار پنجم می‌گوید لعنت خدا بر او باد اگر دروغ‌گو باشد. زن نیز در مقام انکار، چهار بار مرد را در این ادعا دروغ‌گو می‌خواند و در بار پنجم می‌گوید غضب خدا بر او باد اگر مرد راست گفته باشد.

با انجام لعان، حد قذف از مرد و حد زنا از زن برداشته می‌شود؛ آن دو برای همیشه بر یکدیگر حرام می‌شوند و فرزند از مرد نفی می‌شود، ولی نسبت او با مادرش محفوظ می‌ماند. این حکم در کتاب *اللمعة الدمشقیة* نیز بیان شده است.[۲]

داستان نزول آیه لعان

در روایتی منقول از ابن عباس آمده است که پس از نزول آیه مربوط به اتهام زنا، که بر اساس آن اتهام‌زننده در صورت نداشتن چهار شاهد به هشتاد تازیانه محکوم می‌شد و گواهی‌اش پذیرفته نبود، پیامبر اسلام آن را در نماز جمعه برای مردم تلاوت کرد. در این هنگام، عاصم بن عدی انصاری برخاست و پرسید اگر مردی همسر خود را با مردی بیگانه ببیند، چه باید بکند؛ زیرا گردآوردن چهار شاهد ممکن است فرصت را برای فرار آن دو فراهم کند و گزارش دادن بدون شاهد نیز موجب اجرای حد قذف بر او شود.

در ادامه روایت آمده است که همان هفته، یکی از بستگان عاصم به نام عویمر نزد او رفت و گفت شریک بن سمحاء را بر شکم همسرش، خوله، دیده است. عاصم از این ماجرا شگفت‌زده شد و روز جمعه نزد پیامبر رفت و گزارش آن را بیان کرد. پیامبر عویمر و همسرش را فراخواند و به عویمر سفارش کرد از خدا بترسد و همسرش را به دروغ متهم نکند. عویمر سوگند خورد که شریک را در آن حال دیده است و ادعا کرد همسرش از شریک باردار است. خوله در مقابل گفت عویمر او را هنگام گفت‌وگو با شریک دیده و از روی غیرت به او تهمت زده است. شریک نیز سخن خوله را تأیید کرد.

بر اساس روایت، در پی این ماجرا آیه لعان نازل شد که با عبارت «وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ» آغاز می‌شود. سپس پیامبر دستور داد مردم گرد آیند و پس از نماز عصر، عویمر و خوله سوگندهای لعان را ادا کردند.[۳]

سوگندهای عویمر و خوله

در ادامه روایت، عویمر چهار بار بر راست‌گویی خود گواهی داد و گفت خوله زناکار است، شریک را بر شکم او دیده و همسرش از مردی بیگانه باردار است. او همچنین اظهار کرد که چهار ماه با همسرش نزدیکی نکرده است. در بار پنجم گفت لعنت خدا بر او باد اگر در گفته‌هایش دروغ‌گو باشد.

سپس خوله چهار بار سوگند خورد که زناکار نیست، عویمر دروغ می‌گوید و او را در حال فحشا ندیده است. وی در یکی از سوگندهایش گفت که از خود عویمر باردار است و در بار پنجم اظهار کرد که اگر عویمر راست گفته باشد، غضب خدا بر او باد.

در پایان روایت آمده است که پیامبر میان آن دو جدایی افکند و فرمود اگر این سوگندها نبود، حکم دیگری درباره آنان صادر می‌شد.[۴]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «لعان». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.