پرش به محتوا

لقمان بن عاد

بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر
از اسلامیکال

لقمان بن عاد شخصیتی است که در برخی منابع تاریخی و روایی، از معمرین و صاحبان عمر طولانی معرفی شده و عمر او را تا سه‌هزار و پانصد سال دانسته‌اند. درباره نسب او اختلاف وجود دارد؛ برخی او را از عموزادگان ابراهیم و برخی غلامی سیاه دانسته‌اند. در گزارش‌هایی از حبیب‌السیر و تاریخ طبری، از حضور او در ماجرای خشکسالی قوم عاد و درخواست باران از خداوند سخن رفته است. همچنین روایاتی از امام صادق، امام کاظم و امام باقر درباره حکمت، ویژگی‌های اخلاقی و اندرزهای لقمان به فرزندش نقل شده است.[۱]

زندگی و ماجرای قوم عاد

در برخی منابع، لقمان بن عاد از معمرین تاریخ معرفی شده و عمر او را سه‌هزار و پانصد سال دانسته‌اند. درباره نسب او دو دیدگاه نقل شده است: بنا بر قولی، او از عموزادگان ابراهیم خلیل بود و بنا بر قولی دیگر، غلامی سیاه به شمار می‌رفت.

در کتاب *حبیب‌السیر* آمده است که هود پیامبر پنجاه سال قوم عاد را به دین خدا دعوت کرد، اما جز مرثد بن سعد، لقمان بن عاد و گروه اندکی از مستضعفان، دیگران به او ایمان نیاوردند. هنگامی که هود از هدایت قوم نومید شد، آنان را نفرین کرد و قوم عاد به مدت هفت یا سه سال گرفتار خشکسالی و گرانی شدند.

در پی این وضعیت، قوم عاد به مشورت پرداختند و قیل بن قین، لقمان بن عاد و مرثد بن سعد را به همراه چند تن دیگر برای درخواست باران به مکه فرستادند. پس از دعا و درخواست آنان، سه ابر سرخ، سفید و سیاه پدیدار شد. ندایی به قیل گفت یکی از ابرها را انتخاب کند. او ابر سیاه را برگزید و صدایی شنید که انتخاب او را مایه فرستادن خاکستری مهلک بر قومش دانست. ابر سیاه به سوی قوم عاد رفت و قیل و همراهانش در راه از هلاکت قوم خود آگاه شدند.

بر اساس گزارش تاریخ طبری، لقمان و مرثد که مؤمن بودند، پس از آگاهی از این ماجرا ندایی غیبی شنیدند که از آنان خواست هر یک حاجتی از خداوند بخواهند تا برآورده شود. لقمان عمر طولانی خواست و مرثد نیز حاجت دیگری طلب کرد و بنا بر روایت، خواسته هر دو پذیرفته شد.[۲]

حکمت و ویژگی‌های اخلاقی لقمان

در روایتی از حماد آمده است که از امام صادق درباره هویت لقمان و حکمتی که قرآن از آن یاد می‌کند پرسید. امام پاسخ داد که حکمت لقمان نه از راه مال و مقام و تبار و نه به سبب نیروی جسمانی و زیبایی به دست آمده بود؛ بلکه او بنده‌ای فرمان‌بردار خداوند بود که از محرمات دوری می‌کرد، سکوت و آرامش داشت، ژرف‌اندیش و تیزبین بود و از آنچه می‌دید و می‌شنید پند می‌گرفت.

در این روایت، از ویژگی‌های او چنین یاد شده است: در روز نمی‌خوابید، در برابر دیگران بسیار پوشیده و محتاط بود، از ترس افتادن در گناه بیهوده نمی‌خندید، خشم نمی‌گرفت و شوخی نمی‌کرد. با روی‌آوردن دنیا شاد و از پشت‌کردن آن اندوهگین نمی‌شد. با زنان متعددی ازدواج کرد و فرزندان بسیاری داشت که بیشترشان در زمان حیات او درگذشتند، اما او برای مرگ آنان بی‌تابی نکرد.

هرگاه از جایی می‌گذشت و دو نفر را در حال نزاع می‌دید، میان آنان آشتی برقرار می‌کرد. اگر سخنی پسندیده از کسی می‌شنید، درباره آن توضیح می‌خواست و از آن بهره می‌برد؛ برای او تفاوتی نداشت که گوینده چه کسی باشد. با فقیهان و دانشمندان بسیار همنشینی می‌کرد و هرگاه دانشمندی را می‌دید که منصب قضاوت داشت، از گرفتاری و دشواری این مسئولیت متأثر می‌شد. همچنین بر پادشاهان و فرمانروایان ترحم می‌کرد، زیرا آنان را فریب‌خورده و گرفتار تباهی می‌دانست.

در ادامه روایت آمده است که خداوند گروهی از فرشتگان را نزد لقمان فرستاد تا از او بپرسند آیا می‌پذیرد که خداوند او را در زمین خلیفه خود قرار دهد و میان مردم بر اساس حکم الهی داوری کند. لقمان پاسخ داد که اگر خداوند به او فرمان دهد، می‌پذیرد؛ زیرا خداوند یاری‌اش می‌کند، راهنمایی‌اش می‌نماید و از خطا مصونش می‌دارد. اما اگر این مسئولیت را به انتخاب خود او واگذارد، آسایش، عافیت و سبک‌باری را ترجیح می‌دهد.

وقتی فرشتگان علت این انتخاب را پرسیدند، لقمان گفت قضاوت از سنگین‌ترین مسئولیت‌های دینی است و در آن فتنه و آزمایش بسیار وجود دارد. راه‌های ظلم و تجاوز از هر سو به سوی قاضی گشوده است و اگر او در این راه خطا کند، ممکن است راه بهشت را نیز گم کند. روایت می‌گوید فرشتگان از حکمت و دانش او شگفت‌زده شدند و خداوند نیز از سخنان او خشنود گشت.[۳]

اندرزهای لقمان به فرزندش

دنیا و توکل

از امام کاظم نقل شده است که لقمان به فرزندش می‌گفت: دنیا دریایی است که نسل‌های بسیاری در آن غرق شده‌اند؛ پس کشتی تو در این دریا باید تقوا، پل عبورت ایمان به خداوند و بادبان کشتی‌ات توکل بر او باشد، تا شاید از این دریای ژرف نجات یابی.

او همچنین فرزندش را به اندیشیدن درباره گذر عمر و پیامد اعمال سفارش می‌کرد و می‌پرسید چرا مردم از عواقب اعمالی که خداوند از آن خبر داده است نمی‌ترسند، در حالی که هر روز از عمرشان کاسته می‌شود؟ چرا برای آینده خود آماده نمی‌شوند، با آنکه عمرشان رو به پایان است؟ لقمان به فرزندش سفارش می‌کرد بیش از اندازه نیاز از مال دنیا نیندوزد و چنان در دنیا فرو نرود که به آخرتش زیان برساند؛ در عین حال، دنیا را نیز به‌کلی رها نکند تا سربار دیگران شود.[۴]

مرگ و رستاخیز

در روایتی از امام باقر آمده است که از جمله اندرزهای لقمان به فرزندش این بود: اگر در مرگ شک داری، خواب را از خود دور کن، اما نخواهی توانست؛ و اگر در زنده‌شدن پس از مرگ و قیامت تردید داری، بیدارشدن را از خود بازدار، اما از آن نیز ناتوان خواهی بود. پس بدان که اختیار زندگی به‌طور کامل در دست تو نیست و تحت تدبیر دیگری زندگی می‌کنی؛ خواب به مرگ و بیداری به زنده‌شدن پس از مرگ شباهت دارد.[۵]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «لقمان بن عاد». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.