لهو
لهو در لغت به معنای بازی، سرگرمی و هر چیزی است که انسان را مشغول سازد و از امور دیگر غافل کند. در قرآن، لهو گاه در معنای سرگرمی و بازی به کار رفته و از مشغول شدن به آن در صورتی که موجب غفلت از یاد خدا شود، نکوهش شده است. در فقه، درباره حکم لهو اختلافنظر وجود دارد: مطلق سرگرمی و بازی بیفایده لزوماً حرام دانسته نشده، هرچند ممکن است مکروه باشد؛ اما استفاده از ابزارهای ویژه لهو، مانند تار و تنبور، به کیفیت خاص خود، حرام شمرده شده است. درباره برخی رفتارهای ناشی از شادی شدید، مانند رقص و دستزدن، نیز میان فقیهان اختلاف وجود دارد.[۱]
معنای لغوی لهو
ابن اثیر «لهو» را به معنای بازی و سرگرمی دانسته است. در کاربردهای لغوی، «لَهَوْتُ بِالشَّیءِ» به معنای بازی کردن با چیزی و سرگرم شدن به آن است؛ «أَلْهاهُ عَنْ کَذا» یعنی او را از چیزی بازداشت و به خود مشغول کرد؛ و «لَهِیتُ عَنِ الشَّیءِ» به معنای آن است که کسی از چیزی غافل شود، آن را رها کند یا از یاد ببرد. در برخی احادیث نیز واژه لهو به معنای مشغول شدن به چیزی به کار رفته است.[۲]
لهو در قرآن
قرآن کریم در آیات مختلف از لهو و سرگرمی سخن گفته است؛ از جمله:
- در آیه ۹ سوره منافقون آمده است: «لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ»؛ اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکنند.
- در آیه ۳۷ سوره نور، از مردانی سخن گفته شده است که تجارت و خریدوفروش آنان را از یاد خدا بازنمیدارد.
- در آیه ۳۲ سوره انعام آمده است: «وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ»؛ زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست.
- در آیه ۱۷ سوره انبیاء، از لهو در سخن الهی یاد شده است. بنا بر برخی اقوال تفسیری، لهو در این آیه به زن و فرزند تفسیر شده است.
- در آیه ۶ سوره لقمان، از «لَهْوَ الْحَدِیث» سخن رفته است. بنا بر گزارشی در *مجمعالبیان*، این آیه درباره نضر بن حارث نازل شد؛ او در سفرهای خود داستانهای پادشاهان ایران را میخرید و پس از بازگشت به مکه برای قریش بازمیگفت تا آنان را از شنیدن قرآن بازدارد. در این گزارش، داستانهای رستم و اسفندیار و پادشاهان ایران در برابر داستانهای اقوام عاد و ثمود قرار گرفتهاند.[۳]
لهو در روایات
از علی بن ابیطالب نقل شده است که هر سرگرمیای که انسان را از یاد خدا غافل کند، قمار به شمار میرود. این روایت در *بحارالأنوار* نقل شده است.[۴]
حکم فقهی لهو
لهو به معنای مطلق بازی و سرگرمی، یا کاری که غرض عقلایی ندارد، بنا بر دیدگاه نقلشده از برخی منابع لغوی مانند *الصحاح* و *القاموس*، لزوماً حرام نیست. هرچند حرمت مطلق لهو به این معنا به برخی فقیهان نسبت داده شده، نویسنده این دیدگاه را ضعیف میداند؛ زیرا کمتر کسی را میتوان یافت که بخشی از وقت خود را صرف کارهای بیفایده نکند و ممنوع دانستن همه این امور میتواند موجب حرج شود. با این حال، چنین سرگرمیهایی ممکن است مکروه باشند؛ زیرا به تضییع عمر و اتلاف وقت میانجامند. ازاینرو، در برخی روایات نهی از آنها جنبه تنزیهی یا ارشادی دارد.
قدر متیقن از لهو حرام، استفاده از ابزارهایی است که برای لهو ساخته شدهاند، مانند تار و تنبور، با کیفیت خاصی که در منابع فقهی مطرح شده است. حرمت این نوع لهو بر اساس گزارش متن، به اجماع و سنت و نیز ظاهر برخی آیات قرآن مستند دانسته شده است.
درباره حرکات بیهوده ناشی از شادی شدید، که در عربی «بَطَر» خوانده میشود و رقص و دستزدن از نمونههای آن شمرده شدهاند، میان فقیهان اختلاف وجود دارد. برخی به حرمت این رفتارها قائل شدهاند و شیخ انصاری نیز در اینباره، قول به حرمت را اقوی دانسته است.[۵]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «لهو». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.