پرش به محتوا

متی

بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر
از اسلامیکال

مَتّی، بنا بر روایتی منقول از جعفر صادق، پدر یونس پیامبر و از بندگان سپاسگزار خداوند بود. در این روایت، داوود پیامبر از خداوند می‌خواهد او را با کسی که در بهشت همنشین و هم‌رتبه اوست آشنا کند. خداوند متی را به او معرفی می‌کند و داوود به همراه فرزندش سلیمان برای دیدار او می‌رود. متی با کارگری و فروش هیزم، زندگی خود را می‌گذراند و نعمت‌های خداوند را پیوسته شکر می‌کند.[۱]

دیدار داوود با متی

در روایت نقل‌شده از جعفر صادق، داوود از خداوند می‌خواهد او را با کسی آشنا کند که در بهشت همنشین و هم‌رتبه اوست. در پاسخ، به او گفته می‌شود که آن شخص متی، پدر یونس پیامبر، است. داوود به همراه فرزندش سلیمان برای دیدار متی راهی می‌شود.

آن دو پس از رسیدن به محل زندگی متی، خانه‌ای ساخته‌شده از چوب درخت خرما می‌بینند. مردم به آنان می‌گویند که متی در بازار هیزم‌فروشان است و خودشان نیز در انتظار او هستند. متی با بسته‌ای هیزم بر سر از راه می‌رسد، آن را بر زمین می‌گذارد و خدا را حمد می‌کند. سپس می‌گوید چه کسی کالای حلالی را با بهایی حلال می‌خرد؟ سرانجام هیزم را می‌فروشد و داوود و سلیمان با او همراه می‌شوند و به خانه‌اش می‌روند.

متی با پول حاصل از فروش هیزم مقداری گندم می‌خرد و آن را آرد می‌کند، خمیر می‌سازد و می‌پزد. سپس نان را با مقداری نمک و کوزه‌ای آب برای مهمانان می‌آورد. او هنگام خوردن هر لقمه و نوشیدن آب، نام خدا را بر زبان می‌آورد و پس از آن خداوند را سپاس می‌گوید.

متی در دعای خود، نعمت‌های خداوند را برمی‌شمارد و از برخورداری از چشم و گوش سالم و بدنی نیرومند یاد می‌کند؛ نعمت‌هایی که به او امکان می‌دهند هیزم جمع‌آوری کند، آن را بفروشد، غذای خود را فراهم سازد و با خوردن آن توان عبادت بیابد. او خداوند را برای این نعمت‌ها حمد می‌کند و می‌گرید. داوود پس از مشاهده این رفتار به فرزندش می‌گوید که برخیزند و بروند؛ زیرا بنده‌ای سپاسگزارتر از متی ندیده است.[۲]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «متی». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.