قبر
قبر، به معنای گور و محل دفن مردگان است. «اقبار» به معنای به خاک سپردن و در خاک پنهان کردن و جمع قبر، «قبور» است. «مقبره» نیز به معنای محل قبر و گورستان و جمع آن «مقابر» است. در قرآن و روایات، قبر بهعنوان محل دفن انسان و جایگاه مردگان و نیز با مفاهیمی مانند فشار و تنگی قبر، نعمت یا عذاب قبر و احکام مربوط به ساختوساز بر قبور مطرح شده است.
قبر در قرآن
در قرآن آمده است: «وَلا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ»؛ بر هیچیک از منافقان نماز مگزار و بر قبر او نایست. (توبه: ۸۴) بنا بر گزارش منبع، روش پیامبر این بود که پس از نماز بر جنازه مؤمن، مدتی بر قبر او میایستاد و برای او دعا میکرد. همچنین در قرآن آمده است: «ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ»؛ سپس او را میراند و به خاک سپرد. (عبس: ۲۱) و «أَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ»؛ خداوند کسانی را که در قبرها هستند برمیانگیزاند. (حج: ۷)[۱]
قبر در روایات اسلامی
از علی بن ابیطالب نقل شده است: «الاحتمال قبر العیوب»؛ تحمل کردن عیبها، قبر عیبهاست. همچنین گفته است: «ضع فخرک واحطط کبرک واذکر قبرک»؛ فخرت را کنار بگذار، تکبرت را فرو ریز و گورت را به یاد آور. در نامه علی بن ابیطالب به محمد بن ابیبکر آمده است که پس از مرگ، برای کسی که آمرزیده نشده باشد، چیزی سختتر از مرگ نیست و آن قبر است؛ از تنگی، فشار، سختی و غربت قبر برحذر باشید. در این روایت، قبر چنین توصیف شده است که هر روز ندا میکند: من خانه غربت، خانه وحشت و خانه کرم هستم. همچنین قبر یا باغی از باغهای بهشت یا گودالی از گودالهای دوزخ دانسته شده است. بنا بر ادامه روایت، هنگامی که مؤمن به خاک سپرده میشود، زمین به او خوشامد میگوید و قبر او تا آنجا که چشم کار میکند گشاده میشود؛ اما هنگامی که کافر دفن میشود، زمین به او خوشامد نمیگوید و قبر چنان بر او فشار میآورد که دندههایش به یکدیگر میرسند.[۲]
از پیامبر نقل شده است که ساعتی بر مرده سختتر از شب اول قبر نیست. از این رو، برای مردگان صدقه بدهید و اگر نتوانستید، دو رکعت نماز بخوانید؛ در رکعت نخست پس از حمد، دو بار سوره توحید و در رکعت دوم پس از حمد، ده بار سوره تکاثر را بخوانید و پس از سلام بگویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد و ابعث ثوابهما الی قبر فلان بن فلان».[۳]
از علی بن ابیطالب نقل شده است که پیامبر او را به مدینه و بنا بر نقلی به یمن فرستاد و به او فرمان داد هر تصویری را که دید محو کند و هر قبری را که بر آن بنایی ساخته شده بود، هموار سازد و سگها را بکشد. همچنین از جعفر صادق نقل شده است که قبر باید چهارگوش باشد و نباید بر قبور ساختمان بنا کرد.[۴]
در حدیثی آمده است که روزی علی بن ابیطالب جنازهای را دید که با دو پارچه سرخ و زرد آراسته شده بود. دستور داد آن پارچهها را از جنازه جدا کنند و فرمود نخستین عدالتی که در قیامت برقرار میشود درباره قبور است؛ بهگونهای که قبر توانگر نباید بر قبر درویش امتیازی داشته باشد.[۵]
از علی بن ابیطالب نقل شده است که ارتفاع قبر پیامبر یک وجب و چهار انگشت بود و بر آن آب پاشیده شد. سپس فرمود پاشیدن آب بر قبر سنت است. همچنین در حدیثی از پیامبر، از نماز خواندن بر قبر، نشستن بر آن و ساختمان ساختن بر آن نهی شده است.[۶]
در کتاب نهایة الأحکام، از آثار علامه حلی، آمده است که پیامبر از گچکاری قبر، ساختن بنا بر آن و نوشتن چیزی بر آن نهی کرده است؛ زیرا این امور از زینتهای دنیاست و مرده به آنها نیازی ندارد.[۷]
حفص میگوید موسی بن جعفر را دیدم که کنار قبری چنین میفرمود: چیزی که پایانش این باشد، سزاوار است که آغاز آن خود را به دنیا نیالاید و چیزی که آغازش این باشد، باید از پایانش بیمناک بود.[۸]
از علی بن ابیطالب روایت شده است: «من جدّد قبراً او مثّل مثالاً فقد خرج من الاسلام». شیخ صدوق در توضیح این حدیث میگوید بزرگان در معنای آن اختلاف کردهاند. از استاد او، محمد بن حسن بن احمد بن ولید، نقل شده است که نوسازی و اندود کردن تمام قبر پس از گذشت مدتی جایز نیست، اما میتوان قبر را بهصورت جزئی مرمت کرد، بدون آنکه آن را تجدید کرد.[۹]
از سعد بن عبدالله نقل شده است که این واژه را با حاء بینقطه، «حدّد»، میخوانده و مراد را این میدانسته که قبر «محدّد»، یعنی به شکل کوهان شتر، ساخته نشود. همچنین از احمد بن ابیعبدالله برقی نقل شده است که آن را «جدّث» میخوانده، هرچند معنای آن را در ارتباط با قبر نمیدانسته است.[۱۰]
شیخ صدوق در ادامه میگوید به نظر او «جدّد» با جیم معجمه و به معنای نبش قبر است؛ زیرا قبر پس از نبش نیازمند تجدید میشود. از این طریق میتوان «جدث» را نیز توجیه کرد، زیرا قبر نبششده به صورت قبر کهنه درمیآید. به نظر او این حدیث هر سه احتمال، یعنی تجدید، تحدید و تجدیث را دربرمیگیرد و هرکس یکی از این سه معنا را حلال و جایز بداند، از اسلام خارج شده است.[۱۱]
از جعفر صادق روایت شده است که جز خاک قبر، هر چیزی که بر قبر نهاده شود، بر مرده سنگینی میکند.[۱۲]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قبر»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «قبر». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.