مسابقه دانش‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی دانش‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.

پیراهن مراد

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

پیراهن مراد آیینی است که زنان در روز بیست و هفتم ماه رمضان برای برآورده شدن حاجات خود برگزار می‌کنند. در این آیین، پارچه‌ای با پول جمع‌آوری‌شده از دیگران تهیه و در مسجد دوخته می‌شود تا میان نماز ظهر و عصر پوشیده شود.

روز بیست و هفتم ماه رمضان روزی است که ابن‌ملجم، به قصاص قتل علی بن ابی‌طالب، کشته شد. شیعیان این روز و شب را مبارک می‌دانند و معتقدند دعا در این زمان اثر دارد و آیین‌هایی مانند دوختن پیراهنی برای روا شدن حاجات برگزار می‌شود.

مقدمات

معمولاً پیراهن مراد را مادری که آرزو دارد دخترش ازدواج کند یا زنی بدون فرزند برای برآورده شدن حاجت تهیه می‌کند. پول پارچه از طریق درخواست از دیگران جمع‌آوری می‌شود و موعد جمع‌آوری تا روز بیست و ششم رمضان است.[۱][۲] برخی برای جمع‌آوری پول به هفت سید یا خانه‌ای که به سمت قبله است مراجعه می‌کنند و برخی تنها از افراد با نام‌های خاص مانند محمد، علی یا فاطمه کمک می‌گیرند.[۳][۴]

دوخت

روز بیست و هفتم رمضان، پارچه به همراه خیاط به مسجد برده می‌شود و با آغاز نماز ظهر، دوخت پیراهن شروع می‌شود و میان دو نماز تکمیل می‌شود. حاضرین برای برآورده شدن حاجت دعا می‌کنند و مقداری شیرینی میان نمازگزاران تقسیم می‌شود. اگر دختر همان سال ازدواج کند، لباس عروسی باید از همان بزازی که پارچه پیراهن مراد را تهیه کرده بود خریداری شود.[۵][۶] بخیه‌ها باید میان ظهر و عصر به پایان برسد و پیراهن معمولاً با نخ خود فرد یا نخ ابریشم دوخته می‌شود و تا زمان برآورده شدن حاجت پوشیده می‌شود.[۷] در کنار پیراهن، کیسه مراد، چادر نماز و دستمال مراد نیز دوخته می‌شوند.[۸]

مناطق گوناگون

در تهران قدیم، خیاط‌ها چرخ‌های خود را به مسجدها می‌بردند و به ویژه مسجد سپهسالار صحن و شبستان به کارخانه دوزندگی تبدیل می‌شد.[۹] در شهرستان‌ها مانند یزد، دوخت پیراهن در مسجد امیرچقماق و در مقابل سنگ مرمری مشهور به سنگ مراد انجام می‌شود تا حاجت زودتر برآورده شود.[۱۰]

منابع

  1. سیروس سعدوندیان (۱۳۸۰). خاطرات مونس‌الدوله. تهران: زرین. ص. ۱۰۹-۱۱۵.
  2. احمد وکیلیان (۱۳۷۶). رمضان در فرهنگ مردم. تهران: سروش. ص. ۱۲۴-۱۲۵.
  3. محمود کتیرایی (۱۳۷۸). از خشت تا خشت. تهران: ثالث. ص. ۱۱۳-۱۱۵.
  4. غلامرضا مولانا (۱۳۵۳). تاریخ بروجرد. تهران: کتابخانه صدر. ص. ۱۱۲-۱۱۳.
  5. علی‌اکبر دهخدا (۱۳۷۷). لغت‌نامه. ج. ۴. تهران: مؤسسه لغت‌نامه دهخدا.
  6. هانری ماسه (۱۳۹۱). معتقدات و آداب ایرانی (از عصر صفویه تا دوره پهلوی). ترجمهٔ مهدی روشن‌ضمیر. تهران: شفیعی. ص. ۲۲۵.
  7. احمد وکیلیان (۱۳۷۶). رمضان در فرهنگ مردم. تهران: سروش. ص. ۱۲۴-۱۲۵.
  8. علی‌اکبر دهخدا (۱۳۷۷). لغت‌نامه. ج. ۴. تهران: مؤسسه لغت‌نامه دهخدا.
  9. جعفر شهری (۱۳۷۱). طهران قدیم. ج. ۳. تهران: معین. ص. ۳۷۰-۳۷۱.
  10. احمد وکیلیان (۱۳۷۶). رمضان در فرهنگ مردم. تهران: سروش. ص. ۱۲۴-۱۲۵.