| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
کاربر:Komil72/صفحه تمرین
عنوان: هدایت در قرآن[۱]
در این معنا هیچ تردیدی نیست که قرآن کریم امر هدایت را مختص به ذات باری تعالی میداند، چیزی که هست هدایت در قرآن منحصر به هدایت اختیاری به سوی سعادت آخرت یا دنیا نیست، بلکه در آیاتی هدایت تکوینی را نیز به خدای سبحان نسبت داده است، از آن جمله میفرماید:(الَّذِی أَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی)[۲] و هدایت را به تمام موجودات تعمیم داده است، چه با شعورش و چه بیشعورش، و در آیه زیر از جهت نتیجه هم اطلاق داده، و فرموده:(الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدی)[۳] که تسویه و هدایت را نتیجه مطلق خلقت دانسته و در تقدیر گرفته است، در نتیجه این آیه نیز از نظر عمومیت و اطلاق نظیر آیه قبل است.
و از اینجا روشن میشود که این هدایت غیر از هدایت خصوصی است، که در مقابل آن اضلال قرار میگیرد، چون خدای سبحان هدایت خصوصی را از بعضی طوائف نفی کرده، و به جایش ضلالت را اثبات فرموده، و هدایت عمومی از هیچیک از مخلوقات او نفی نمیشود، پس اگر در امثال آیه:(وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ)[۴] و آیه:(وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ)[۵] میفرماید: خدا مردم ستمکار را هدایت نمیکند، و خدا مردم فاسق را هدایت نمیکند، و از این قبیل آیات بسیار دیگر بهطور قطع استثنا از آن هدایت عمومی و غیر اختیاری نیست، بلکه راجع به هدایت خصوصی است.
و نیز این معنا روشن میشود که هدایت نامبرده غیر از هدایت به معنای راه نشان دادن
است، چون هدایت به این معنا نیز خصوصی نیست، بلکه شامل مؤمن و کافر میشود، و خدای سبحان راه را، هم به مؤمن نشان میدهد و هم به کافر، هم چنانکه خودش فرمود:(إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ، إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً)[۱] و نیز فرموده:(وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الْهُدی)[۲] و این مسلم است که هدایت در این دو آیه و در آیات نظایر آن شامل غیر صاحبان شعور و عقل نمیشود، قبلاً هم توجه فرمودید که هدایت در جمله:(ثُمَّ هَدی) در سوره طه و جمله:
(وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدی) در سوره اعلی، هدایت عام بود، عام از نظر مورد، و عام از نظر نتیجه، علاوه بر اینکه در سوره اعلی هدایت را نتیجه تقدیر گرفته، و این خود شاهد بر آن است که منظور از آن هدایت عمومی و تکوینی است، چون هدایت تشریعی و خصوصی بشر با تقدیر نمیسازد، زیرا تقدیر عبارت است از تهیه اسباب و علل، تا آن اسباب و علل، موجود را به سوی غایت هدف و خلقتش سوق دهد، هر چند که این هدایت (هدایت خاص بشری) هم از جهت نظام کلی عالم داخل در حیطه تقدیر است، و لیکن این نظر غیر آن نظر است (دقت بفرمائید).
و به هر حال هدایت عمومی عبارت است از اینکه خدای تعالی هر چیزی را به سوی کمال وجودش راهنمایی کرده و آن را به هدف از خلقتش رسانده، و این هدایت همان است که به وسیله آن هر چیزی به وسیله آنچه قوام ذاتش اقتضای آن را دارد (از قبیل نشو و نما و استکمال و افعال و حرکات و غیر ذلک) کنده میشود، و چون این رشته سر دراز دارد، بحث و شرح بیشترش را اگر خدای تعالی یاری کند و توفیق دهد، ان شاء اللَّه العزیز بعداً ایراد خواهیم کرد.
غرض ما فعلاً این است که بگوئیم از کلام خدای تعالی استفاده میشود که اشیا به وسیله هدایت عمومی الهی به سوی هدف و اجلهای خود سوق داده میشوند و هیچ موجودی از تحت این قانون کلی خارج نیست، و خدای تعالی این هدایت را برای هر موجودی حقی بر عهده خود دانسته و او خلف وعده نمیکند، هم چنانکه خودش فرمود:(إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولی)[۳]، و این آیه به طوری که ملاحظه میکنید با اطلاقش، هم شامل هدایت اجتماعی جماعتها میشود و هم هدایت فردی افراد، و با ضمیمه شدنش با دو آیه قبلی، هم شامل هدایت عمومی و تکوینی میشود، و هم هدایت خصوصی و تشریعی انسان و روشن
میسازد که حق اشیا بر خدای تعالی یکی این است که آنها را تکوینا به سوی کمالی که بر ایشان مقدر کرده هدایت فرماید، و خصوص انسان را به سوی کمالش هدایتی تشریعی فرماید، و شما خوانندگان عزیز در سابق در مباحث نبوت توجه کردید که چگونه تشریع داخل در تکوین میشود و چگونه قضا و قدر بدان احاطه مییابد.[۲]