کاربر:N.h/صفحه تمرین 2
وجوه اشتراک در مفهوم رزق مادی در تفاسیر شیعه و سنی[۱]

۱. ماهیت الهی رزق در هر دو مکتب شیعه و سنی، رزق مادی به عنوان نعمتی الهی تلقی میشود که تأمینکننده نیازهای جسمی انسان است. خداوند در قرآن میفرماید: «وَفِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ» که نشاندهنده این است که تمامی منابع رزق، حتی باران، گیاهان و دامها، از طریق تدبیر الهی فراهم میشوند. مفسران سنی مانند ابنکثیر و طبری نیز بیان میکنند که رزق مادی در اختیار خداوند است و انسان تنها واسطهای برای بهرهمندی از آن است در تفاسیر شیعه، مانند المیزان، همین دیدگاه پذیرفته شده و تأکید میشود که رزق مادی همواره نشانه رحمت الهی و رابطه مستقیم انسان با خالق است. ۲. شکرگزاری و تدبیر در استفاده از رزق یکی دیگر از وجوه اشتراک، تأکید بر شکرگزاری و مدیریت درست رزق مادی است. در هر دو مذهب، انسان موظف است رزق خود را با تدبیر و انصاف مصرف کند و از اسراف و تبذیر پرهیز نماید. ابنکثیر میگوید: «انسان باید در بهرهمندی از رزق خداوند، شکرگزار و متعادل باشد». همچنین در تفاسیر شیعه، مانند تفسیر نمونه، ذکر شده است که شکرگزاری باعث افزایش رزق و برکت آن میشود و رزق مادی، وسیلهای برای تقویت ایمان و رشد اخلاقی انسان است. ۳. پیوند رزق مادی با زندگی اجتماعی و اخلاقی هر دو مذهب رزق مادی را نه تنها برای تأمین نیاز فردی، بلکه به عنوان بستری برای انجام وظایف اجتماعی و تقویت اخلاق میدانند. رزق مادی انسان را قادر میسازد به دیگران کمک کند، صدقه دهد و عدالت اجتماعی را رعایت کند. این دیدگاه هم در تفاسیر سنی و هم در شیعه بهطور گسترده بیان شده است وجوه افتراق در مفهوم رزق مادی در تفاسیر شیعه و سنی ۱. منابع تفسیری و روایی شیعه علاوه بر قرآن و سنت پیامبر، به روایات اهل بیت (ع) نیز توجه دارد. این امر باعث میشود رزق مادی در شیعه از منظر آموزههای اهل بیت تحلیل شود؛ مثلاً امام علی (ع) در نهجالبلاغه میفرمایند: «هر آنچه خداوند به شما داده، مایه امتحان و تکامل است». اهل سنت عمدتاً بر قرآن و احادیث پیامبر و اجماع صحابه تکیه دارند و کمتر از روایات اهل بیت در تحلیل رزق مادی استفاده میکنند. ۲. نقش اهل بیت و پیامبران در شیعه، آموزهها و تجربههای معنوی و اخلاقی اهل بیت در تفسیر رزق مادی اهمیت ویژهای دارند و به انسان کمک میکنند تا از رزق به نحو صحیح استفاده کند. در حالی که در اهل سنت، پیامبران و صحابه الگوهای اصلی هستند و نقش اهل بیت دربرداشت رزق مادی کمرنگتر است. ۳. تأکید بر توکل و تلاش شیعه تأکید دارد که توکل بر خدا باید با تلاش و کوشش انسان همراه باشد؛ به این معنا که رزق مادی نتیجه توکل و کوشش توأمان است. اهل سنت نیز به توکل اهمیت میدهند، اما تأکید بیشتر بر رضایت به رزق داده شده و باور به تقدیر الهی است، حتی اگر تلاش انسان محدود باشد. ۴. ابعاد اخلاقی و معنوی رزق مادی در شیعه، استفاده درست از رزق مادی همواره با رشد اخلاقی و معنوی انسان مرتبط دانسته میشود؛ به عنوان مثال، رزق باید موجب کمک به دیگران، شکرگزاری و عدالت اجتماعی شود. در اهل سنت، گرچه این ابعاد مورد توجه است، اما جنبه عرفانی و نقش مستقیم در رشد معنوی انسان به اندازه تفاسیر شیعه برجسته نیست.
[۱] - محمد بن حریرطبری،جامع البیان فی تفسیر القرآن، قاهره: دار هجر، جلد ۱۴، ۲۰۰۱، ص ۳۲؛ سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۴.
[۲] - محمد رضاهاشمی، بررسی تطبیقی دیدگاههای مفسران شیعه و اهل سنت دربارهٔ رزق معنوی. پایاننامه، مؤسسه آموزش عالی باختر، ایلام، ۱۳۹۵
[3] - IslamQA, The Meaning of Rizq (Provision) When Used in the Qur’an and Sunnah,2017
[۴] - علی شریعتی، مفهوم شناسی رزق معنوی در قرآن و آموزههای اهل بیت، مجله علوم قرآنی و حدیث، ۱۴۰۰.
چکیده
پیامبر عظیم الشأن اسلام با ارائه دین اسلام که به دستور خداوند متعال صورت گرفت؛ در صدد این نتیجه بود که فاصله طبقاتی میان آحاد جامعه اسلامی را به حداقل ممکن برساند. از این رو به دستور خداوند و مطابق با قرآن کریم به جمعآوری اموالی نمودند که نه تنها هزینههای دولت را تأمین میکرد بلکه موجب کمتر شدن فاصله طبقاتی نیز میشد. آنچه اولین بار به نام بیت المال جمعآوری شد در زمان خلیفه اول بود و در زمان خلیفه دوم بنای بیعض گذاشته شد و در نهایت در زمان خلیفه سوم به اوج بی عدالتی رسید که موجبات مرگ او را نیز فراهم کرد. بعد از به روی کار آمدن امیر المؤمنین علیه السلام تمام آنچه را پیامبر اسلام بنیان نهاده بود؛ دوباره به حالت اولیه خود بازگرداندند و آنچه را که در قرآن کریم به صورت دستور آمده بود احیا کردند. اما اموالی که غیر از خمس و زکات بود و از جامعه اسلامی به هر تناسبی أخذ میشد؛ ایشان در نهایت انصاف و عدل به صورت مساوی تقسیم میکردند. نمونههای بارز کلامی آن در نهج البلاغه و در عمل توسط آن حضرت در جامعه اسلامی اجرایی شد. این عدالت امیرالمؤمنین علیه السلام مبغوض اطرفیان آن حضرت قرار گرفت تا آن حد که او را بخاطر عدالتش به شهادت رساندند.
مقدمه
هدف اصلی نزول ادیان از زمان حضرت آدم ابوالبشر تا خاتم انبیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، ارتباط با عالم غیب و ارتقاء روحیه معنوی بشرتا حد آنچه در بطنش دمیده شده و در درجه بعد ساماندهی اوضاع زندگی با کمترین تنش و در نهایت دوستی و مودت، که اگر با دقت تمام به دین اسلام نگریسته شود؛ خواهید دید در جای جای این دین الهی، ارتقاء روحی و جسمانی بشر لحاظ شده است و تمام این مبانی، انسان را برای لقاء الی الله آماده میکند. از جمله این مباحث انسان ساز، بحث به حداقل رساندن فاصله طبقاتی از لحاظ مالی در جوامع بشری است که در قالب مالیات اسلامی بیان شده است. چرا که اجرای برنامهها نیاز به بودجه دارد که باید تأمین شود. اینکه افرادی که دارای درآمد بالایی هستند مقداری از بودجه خود را به حکومت عودت دهند و در مقابل دولت امکاناتی را برای جامعه فراهم کند تا آنها هم به فعالیت خود ادامه دهند و هم بتوانند کسب درآمد کنند. این رابطه متقابل از طرف حکومت و مردم امری اجتناب ناپذیر است. اگر نظاره گر زمان ظهور اسلام باشیم؛ خواهیم دید که این تأمین بودجه حکومت اسلامی از راههای مختلف امکانپذیر بوده است که میتوان به خمس، زکات و آنچه از جنگها عاید حکومت اسلامی میشد و تجمیع آن، به اسم بیت المال مسلمین در اختار دولت و مردم بود؛ اشاره کرد. در این مقاله که به صورت توصیفی، تحلیلی وگردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای است؛ نگارنده در صدد بیان اوج عدالت امیر المؤمنین علی علیه السلام در تقسیم و توزیع این اموال است که چیزی غیر از دستور خداوند چه در قرآن و چه از زبان پیامبر عظیم الشأن اسلام نیست.
مقالاتی در این مقوله به رشته تحریر درآمده به فراخور موضوع به نوع گردآوری بیت المال و نحوه مصرف آن در مواردی که مختص آن بوده اشاره شده است. مقاله سیره اقتصادی امیر المؤمنین علیه السلام در الگوی تولید و مصرف مدبرانه (صدیقه عالیپور، محمد مهدی کریمی نیا، مجتبی انصاری مقدم)، رساله در وصف امیر المؤمنین علیه السلام و قاسم الارزاق بودن آن حضرت (رسول جعفریان)، عدالت علوی در گردآوری و هزینه سازی بیت المال (جواد فخار طوسی)، شیوههای تقسیم بیت المال در صدر اسلام (حامد منتظری مقدم)، هزینه در ماله عمومی اسلامی) که در آنها به موارد استعمال زکات و خمس اشاره شده است؛ اما اموالی که غیر از خمس و زکات به چه صورتی تقسیم میشد که نگارنده در صدد بیان این موضوع در این مقاله است.
کلید واژه: بیت المال، تقسیم، مستندات
بیت المال: خانه ای که مال غنیمت و مال متوفی بعد از ضبط در آن نگه داشته میشود. خرانه کل مملکت، اموال عمومی متعلق به دولت اسلامی (مجاراً)، خرانه دولت اسلامی. (فرهنگ نامه دهخدا، ج ۳، ص ۴۴۶۹)
تقسیم: بخش کردن، قسمت کردن؛ بخشیدن؛ بخش کردن عددی بر عدد دیگر، بخش، قسمت بهره (فرهنگ معین، ص ۵۳۳)
مستندات: (مستند) پناه برنده و التجا جوینده، پناه جوینده، پشت به چیزی دهنده، تکیه کننده. (مستندات) مستندسازی، ارائه استاد یا مدارک، توسل به مدارک و استاد، اثبات با مدارک. (فرهنگ دهخدا، ص ۱۸۴۰۶)
متن اصلی
آنچه که از قرائن و شواهد تاریخی استخراج شده، اولین کسانی که اقدام به جمعآوری اموال به عنوان بیت المال کرده و در صدد توزیع برآمدند خلفای سهگانه بودند. در زمان خلیفه اول تقسیم به صورت عادلانه انجام میگرفت؛ اما در زمان عمر نا عدالتیها شروع شد و ملاحظات سیاسی و اجتماعی را در آن دخیل کرد و در زمان عثمان این بی عدالتی به اوج خود رسید که اقوام و خویشان خود را برتری میداد و بیت المال را در بین آنها تقسیم میکرد.
وضعیت اقتصادی در بدو امامت امیر المؤمنین علیه السلام در اوج نابسامانی بود و تمام تعادلات اقتصادی که در زمان پیامبر عظیم الشأن اسلام صورت گرفته بود در زمان خلیفه سوم به تمامی مخدوش شده بود؛ استکبار اقتصادی به جای عدالت اقتصادی در جامعه رخ مینمود و حکومت اسلامی را به شدت دچار تنش کرده بود و با چپاول بیت المال توسط خانواده خلیفه سوم به نهایت تحمل مردم رسید و موجبات قتل او را فراهم کرد؛ بنابراین ابتدای خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام حتی متشنج تر از زمان جاهلیت قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله شده بود.
بنابراین امیر المؤمنین علیه السلام باید چاره ای میاندیشیدند که که نه تنها فشار اقتصادی از روی دوش مردم کاسته میشد بلکه با امرار معاش و تجارت سالم جامعه را از چالش عظیم بی عدالتی نجات میدادند.
اقدامات امیرالمؤمنین در بدو أخذ زمام
از جمله کارهای ایشان تشویق مردم به کار کردن بود و در این مقوله خود پیش قدم بودند و همانطور که قبل از خلافت به حفر چاه و قنات و احیاء زمینها میپرداختند؛ بعد از خلافت نیز دست از این فعالیت برنداشتند در حالیکه میتوانستند از بیت المال کسب روزی کنند اما مشغول به فعالیت شدند تا مردم را تشویق به کار کنند.
آبادانی شهرها از دیگر اقدامات ایشان بود؛ در نامهای به قرض بن کعب انصاری درمورد آبادانی شهرها میفرماید: " بهدرستی که مردانی در قلمرو حکومتی اند گزارش دادهاند که نهری در سرزمین آنان ازبینرفته و نابود شده است و در پایداری آن نهر، آبادانی سرزمین مسلمانان است دراینباره تو و آنان بنگرید پس نهر را آباد کرده و ساماندهید. به جانم سوگند که آباد کردن آنجا برای ما دلپذیرتر است از آنکه بیرون روند یا تهیدست شوند (گزیده دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام. ص ۲۸۳)
توسعه کشاورزی از جمله مهماتی بود که ایشان به این فعالیت نگاهی ویژه داشتند گرچه همه فعالیتهای مفید اقتصادی را تشویق میکردند اما خود، کشاورزی را برگزیدند؛ زیرا شرایط محیطی مدینه به دلیل داشتن خاک حاصلخیز و آبوهوای مساعد بیشتر مناسب زراعت بود و کشاورزی فایدهای بسیار برای اجتماع بهویژه برطرف کردن نیازهای ضروری گروههای کمدرآمد داشت؛ اگرچه کاری پرزحمت و کم سود است ولی درعینحال پرفیض و پرخیر و برکت (سیره اقتصادی امیر المؤمنین علیه السلام، ص ۶۲)
و میتوان پراهمیت بودن صنعت را از توصیه ایشان به مالک اشتر دریافت که: " دربارهٔ بازرگانان و صنعتگران سفارش مرا بپذیر و به دیگران بسپار که به آنان به نیکی رفتار کنند این گروه مردم چه آنان که مقیم اند چه آنان که کالایشان را میگردانند و بعضی که کارگرند و با تلاش بدن کسب روزی میکنند؛ مایههای سودمند و آسایش زندگی را فراهم میآورند؛ پس به دیگران بسپار که با آنان به نیکی رفتار کنند (قطره ای از فضایل امیر المؤمنین علیه السلام، ص ۱۰۱)
امیر امؤمنین علیه السلام شخصاً اوضاع بازار را زیر نظر داشتند و ضمن دعوت بازاریان به رعایت موازین اخلاقی و شرعی، نرخها را بررسی میکردند. ایشان در بازار به فرو شندگان میفرمود: "کالاها را به ارزانی به مسلمانان بفروشید که آنان برکت را بزرگتر گردانند " و اگر با کمفروشی و نیرنگ بازی در تجارت مسلمانان مواجه میشد با تازیانه آنها را تنبیه میکرد (گزیده دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام، ص ۲۸۳)
و در جهت بهبود اوضاع معیشت مردم و جلوگیری از سَرخوردگی آنان، مبارزه با سرمایه اندوزی و احتکار را سرلوحه کار خود قرار دادند و به مالک اشتر تأکید میکنند: " بسیاری از معاملهگران در دادوستد بیاندازه سختگیری میکند و با بخل و طمع برای سودجویی بیشتر به احتکار میپردازند و نرخ فروش کالای خود را به دلخواه معین میکنند و کار این سوداگران بخیل و محتکر موجب زیان عمومی و عیب مسئولان است؛ بنابراین از احتکار جلوگیری کن که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آن جلوگیری فرموده است ."(در چشمه سار نهج البلاغه، ص ۸۰)
همگی این موارد در صدد هر چه کمتر کردن فاصله طبقاتی میان اقشار ثروتمند و اقشار ضعیف، به جامعه مسلمین سود میرساند و اهتمام امیر المؤمنین علیه السلام برجسته و مهم بودن این موضوع را تصریح و آشکار میکند.
منابع مالی حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام
حال باید دید حکومت اسلامی امیرالمؤمنین برای مخارج خود از چه منابعی سود میبرد و مخارج مستمندان از کدام محل تأمین میشد. ابتدا به ورودیها پرداخته میشود که عبارتند از:
منابع مالی امیر المؤمنین علیه السلام شامل ۲ دسته هستند:
- مالیاتها (زکات، خمس، انفال، جزیه و خراج)
- اموالی که وارد بیتالمال میشوند.
مالیاتها شامل زکات که مصارف آن برای فقرا و مساکین برحسب نیازهایشان و جهاد برحسب احتیاجات مصرف میشد و نه به مساوات.
خمس نیز نیمی از آن متعلق به نیازمندان بنیهاشم و نیمی دیگر متعلق به امام مسلمین است که صرف نیازهای حکومت اسلامی میشود.
مصارف اموال انفال و جزیه نیز متعلق به همه مسلمین است (پیام امیر المؤمنین علیه السلام، ص ۳۱۲و ۳۱۳) و خراج نیز از مهمترین راههای درآمد بیتالمال مسلمین بود که همواره منابع سرشاری برای پشتوانه حکومت اسلامی است (کارگزاران حکومت اسلامی از دیدگاه امیر المؤمومنین علیه السلام)
غنائم جنگی اموالی هستند که در خراجها جای میگیرند و همچنین اجاره زمینهای فتح شده به خزانه دولت اسلامی ریخته و بهطور مساوی بین مسلمین تقسیم میشد (پیام امیر المؤمنین علیه السلام، ص ۳۱۲)
آنچه در ادامه مقاله به آن پرداخته میشود بیان عدالت امیرالمؤمنین در تقسیم بیت المال است و نکته مهم آن است که ایشان در أخذ مالیات هم جانب عدالت را رعایت میکردند و اینگونه نبود که شخصی بی جهت از أخذ مالیاتی که به هر شکلی باید پرداخت میکرد؛ معافیت از جانب حکومت میگرفت.
نحوه تقسیم بیت المال
شایان ذکر است شیوه جمعآوری اموال و تقسیم از زمان خلیفه اول آغاز شد و در ادامه امیر المؤمنین علیه السلام با رفع نقاط ضعف، آن را به بهترین شیوه (تقسیم بیت المال) را در جامعه اسلامی ساری و جاری کردند.
شیوه ای که خلیفه دوم مد نظر داشت و بنیام گذار تبعیض شد؛ تقسیم اموال بر اساس ملاکهایی بود که حکومت در آن زمان قرار داده بود که عبارت بودند از:
- سابقه اسلام.
- سابقه جهاد و حضور در جبههها
- نیاز.
- تعداد افراد تحت تکفّل
که امیر المؤمنین با این شیوه تقسیم در زمان قبل از خلافتشان، مخالف بودند و بعد از به روی کار آمدنشان در صدد تصحیح آن برآمدند.
اقدامات آن حضرت در جهت رفع تبعیض
آنچه شاخصه رفتار آن بزرگوار است؛ اهمیت ویژه و خاص به بحث عدالت است؛ چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم میفرمایند :" إعدلوا هو أقرب للتقوی " اینکه عدالت را پیشه کنید که آن به تقوی أقرب و نزدیکتر است.
بحث تقسیم بیت المال نیز از این مقوله مستثنی نیست و شواهد تاریخی بر این امر صحه میگذارد؛ که به مواردی معدود اشاره میشود:
از جمله اقدامات ایشان در روز بعد از بیعت، امیرالمؤمنین وارد بیتالمال گردیده و کلیه پولهای موجود در آن راسه دینار سه دینار، بین حاضرین تقسیم نمود و به همین خاطر مورد اعتراض سهل بن حنیف قرار گرفت. (بحار الانوار، ص ۳۲ الی ۳۸)
گروهی از شیعیان به نزد آنحضرت آمده و پیشنهاد نمودند که اموال را در میان رؤسا و اشراف تقسیم کنند. حضرت در پاسخ فرمود: وای بر شما آیا از من میخواهید که با ستم پیروزی را به چنگ آورم؟ به خدا قسم اگر این اموال از آن من بود بهطور مساوی تقسیم مینمودم، چه رسد که اموال مسلیمن است. (کافی، ص ۳۱)
و داستان معروفی که حکایت از عدالت امیرالمؤمنین علیه السلام میکند و آن، رفتن برادر ایشان عقیل، نزد امیر المؤمنین علیه السلام است. عقیل که به جهت فرزندان بسیار در مضیقه مالی بود از اینکه برادرش متولی بیت المال شده بود؛ با این تفکر که میتواند از او کمک بگیرد به نزد برادر رفت و به او گفت :" مقروض هستم و از ادای آن عاجز، قرض مرا ادا کن ". وقتی امیر المؤمنین از مقدار قرض که صدهزار درهم جویا شد فرمود :" سوگند به خدا آن قدر ندارم که بتوانم قرض تو را ادا کنم؛ صبر کن تا جیره شخص من برسد، تا آخرین حد توان به تو کمک خواهم کرد ." عقیل گفت: " از بیت المال بده " ولی حضرت از این امر امتناع فرمود و آهنی گداخته را به دست وی که نابینا بود نزدیک کرد؛ عقیل که به خیال اینکه پول است دست به آن زد ولی با آهن داغ مواجه شد و اعتراض نمود. امیرالمؤمنین علیه السلام به ایشان فرمود :" تو طاقت این آتش را نداری؛ من چگونه با زیر پا نهادن حق مردم آتش جهنم را تحمل کنم ." که این ماجرا به "الحدیده المحماه "(آهن گداخته) معروف شد. (شرح نهج البلاغه، ص ۲۱۶)
از این گونه نمونهها فراوان است که به دلیل خوداری از تطویل از نقل آنها خودداری میشود.
تقسیم اموال طبق موازین قرآنی
آنچه مسلم است و قابل توضیح، این است که شیوه و روش امیرالمؤمنین علیه السلام در تقسیم بیت المال تابع چه روشی است، روش پیامبر؟ طبق موازین قرآنی؟ یا روشی منحصر به فرد داشتند؟
ابتدا به آیات زکات و خمس میپردازیم:
خداوند متعال در آیه ۶۰ سوره توبه میفرمایند: " إنّما الصَّدقاتُ للفُقَراءِ و المَساکِینَ و العَامِلِینَ علیها و المؤلِّفَةِ قُلُوبُهُم و فی الرِّقَابِ و الغَارِمِینَ و فی سَبِیل اللهِ و ابن السَّبیل فریضةً من الله و الله علِیمٌ حکِیمٌ "
" زکات فقط از آن فقراء و تنگدستان و عاملان آنست و آنها که جلب دلهایشان کنند و برای آزاد کردن بردگان و قرض داران و صرف در راه خدا و به راه ماندگان است؛ و این قراری است از جانب خدا و خدا دانای شایسته کار است. " (المیزان، ص ۴۰۸)
و در سوره انفال آیه ۴۱ در مورد خمس میفرمایند: " وَ اعلَمُوا أنَّما غَنِمتُم من شَئٍ فَأَنَّ للِّه خُمُسَهُ و للرِّسُولِ و لِذِالقُربَی و الیَتَمی و المَسَاکِینِ و ابن السَّبِیلِ إن کنتم أمنتم باللّه و ما أنزَلنَا علی عَبدِنَا یومَ الفُرقَانِ یَوم التَقَی الجَمعَانِ و اللّه علی کلِّ شیءٍ قَدِیرٌ "
" و بدانید آنچه را که سود میبرید برای خداست پنج یک آن و برای رسول و خویشاوند او و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان، اگر به خدا و آنچه را که در روز فزقان روزی که دو گروه یکدیگر را ملاقات کردند بر بنده مان نازل کردیم ایمان آوردهاید و خداوند بر هر چیز تواناست "
به قطع و تصریح میتوان گفت آنچه را رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در جامعه اسلامی پیاده میکردند مبتنی بر دستورات خداوند وطبق آیات قران کریم بوده و از آنجاییکه امیر المؤمنین علیه السلام پیرو و تابع راه پیامبر عظیم الشأن اسلام بودند؛ پس به قطع از آیات قرآن کریم که دستور خداوند سبحان است تبعیت میکردند.
در مورد روش امیرالمؤمنین در تقسیم مساوی بیت المال این پرسش وجود دارد که برخی از منابع بیت المال، مثل زکات و خمس مصرف خاص داشته و میبایست در میان گروههای ویژهای تقسیم و توزیع گردد. باید پرسید چگونه حضرت بیت المال را بهطور مساوی تقسیم مینموده است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت: اموال موجود در بیتالمال دارای دو دسته کلی بودهاند:
۱ - اموالی که دارای مصرف خاص بودهاند همچون زکات و خمس: این اموال را امیر المؤمنین علیهالسلام در مصارف مقرر صرف مینموده است. موید آن این است که حضرت در مواردی رسماً اعلام نموده که قصد بازگشت به سیره و سنت پیامبر صلیاللهعلیهوآله در زمینه اموال عمومی را دارد و مشاهده سیره پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نشان میدهد که حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله این دسته از اموال را در مصارف خاص خویش مصروف میداشته و حتی در این توزیع نیز تقسیم مساوی را در میان افراد هر صنف واجب نمیدانستهاند؛ از جمله در روایات حمادبن عیسی میخوانیم: " رسول خدا صدقات بیابان نشینان را در میان خودشان و صدقات شهرنشینان را در بین خودشان تقسیم مینمود. ولی بین ایشان بهطور مساوی تقسیم نمینمود که به هر کدام ۸۱ برسد، بلکه به اندازهای که از گروههای هشتگانه نزد او بود و به اندازهای که هر گروه را تا یکسال کفایت کند میداد… (وسائل الشیعه، ص۱۸۵)
فقهای مانیز صریحاً إعمال این روش (صرف اموال دارای مصرف خاص در مصارف مقرر) را توسط امیرالمؤمنین یادآور شدهاند. (المغنی، ص ۵۲۸)
۲ ـ اموالی که در اختیار امام قرار داشته و مصرف خاص نداشتهاند و صرف آنها موکول به صلاحدید وی بود: خراج و جزیه در شمار این اموال ذکر شدهاند و بیشترین بخش بیت المال موجودآن روزگار نیز از همین قبیل بوده است. چنانکه حضرت خود در نامهای به مالک اشتر مینویسد: «لانّ النّاس کلهم عیال علی الخراج و اهله» (نهج البلاغه، ص ۵۱) در غیر ازاین دسته از اموال دیده نشده که امام اقدام به تقسیم مساوی نموده باشد؛ بنابراین نمیتوان به امام نسبت داد که اموال شرعی را در غیر مصرف مقرر صرف نموده است. از همینجا میتوان یک سیاست کلی دیگر حکومت امیر المؤمنین علیهالسلام را در هزینه سازی اموال عمومی نتیجه گرفت و آن اختصاص دادن اموال دارای مصرف معین به مصارف مذکور میباشد و این درسی است، برای همه متولّیان اموال عمومی که این گونه از اموال را نمیتوان باملاحظات و صلاحدیدهای متأثر از احوال خاص درغیر مصارف شرعی صرف نمود و برای رفع سایر نیازهای جامعه اسلامی باید با در نظر گرفتن ضوابط شرعی از محل سایر اموال عمومی اقدام نمود.
نکته دیگری که در مورد تقسیم مساوی باید دانست آن است که این روش، یک روش حکومتی و تابع شرایط خاص اجتماعی آن روز نبوده است؛ زیرا این دسته از اموال که ملک همه مسلمین بوده و همه در آن سهم دارند، به فقیر وغنی یکسان تعلق میگیرد اگرچه برای دفع فقر فقرا از تدبیر دیگری باید بهره جست؛ بنابراین روش تقسیم مساوی از دو جنبه قابل ملاحظه میباشد: ۱ـ مبارزه با امتیازاتی که در زمان خلفای پیشین ملاک تقسیم ناعادلانه و برتری برخی بر برخی دیگر و در نتیجه پیدایش شکاف وگسست طبقات گردیده بود. ۲- احیای یک حکم شرعی فراموش شده.
بر مبنای روش امیرالمؤمنین امتیازاتی همچون سوابق نیک، فضایل علمی، تقوی، سابقه جهاد و حضور در جبهه هیچیک نمیتواند مبنای تفاوت در برخورداری از اموالی گردد که ملک همه مسلمین است.
آنچه مسلم است تطبیق بی قید و شرط تصمیمات امیر المؤمنین علیه السلام در تقسیم بیت المال است به عنوان حاکم اسلامی و مسلط بر بیت المال است.
شاخصههای تقسیم بیت المال
بنابراین شاخصههای سیستم هزینه سازی اموال عمومی در حکومت علوی عبارتند از:
- مراعات مساوات به عبارت دیگر الغای امتیازات و فراهم سازی شرایط یکسان، برای برخورداری از امکانات عمومی برای تمامی اقشار جامعه.
- توجه به فقرزدایی در میان اقشار کم درآمد و مستضعف.
- توجه به عمران و آبادی و سرمایهگذاری و کاستن از هزینههای جاری.
- اهتمام به امور فرهنگی در تمام جامعه بدون قید و شرط و بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی.
نکته قابل تأمل در سیاست فقرزدایی حضرت مبنا بودن توازن اجتماعی است و این نکته بسیار بااهمیتی است که ما را، در این مجال متوقف و به تشریح آن ملزم میسازد.
از نگاه امیر المؤمنین اهتمام حاکمیت به فقرزدایی وتخصیص بخشی از امکانات و منابع عمومی، به این امر سازوکار ویژهای دارد که موجب تمایز یافتن سیاست فقرزدایی علوی، از دیگر سیاستهای مشابه میگردد. تحقیق و پژوهش در میراث به جای مانده از آن حضرت روشن میسازد که اتخاذ سیاست فقرزدایی توسط امیرالمؤمنین علیه السلام متکی بر اعتقاد به اصول و قواعد ثابتی است واین موجب آن میگردد که سیاست فقرزدایی حضرت، از قالب یک سیاست اجرایی مقطعی، خارج و به یک امر راهبردی و مبنایی تبدیل گردد.
اصول این سیاست عبارتند از:
- به رسمیت شناختن حق همه انسانها در برخورداری از زندگی توأم با عزت، شرافت و کرامت. در این دیدگاه فضایل و برتریهای شخصیتی افراد موجب تفاوت آنها در استحقاق نسبت به نوع و نحوه زندگی مادی نمیباشد.
- اعتقاد به تفاوت کیفی طبقات و نه فاصله طبقات: شکی نیست که افراد یک جامعه از استعدادها و شرایط و امکانات متفاوتی برخوردار میباشند. تفاوت این استعدادها و لیاقتها، سبب فراهم آمدن، موقعیتهای متفاوتی میگردد. ..
این اصل اساسی در سیاست فقرزدایی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام که رکن رکین این سیستم و شاخصه آن بهشمار میآید بارها در سخنان امیرالمؤمنین تکرار شده است. از جمله در نامه حکومتی به مالک اشتر مینویسد: " بدان که مردم طبقات و گروههای متعددی هستند که هیچیک از دیگری بینیاز نیستند. از جمله اهل نیاز و فقر که کمک به ایشان سزاوار است و خداوند برای ایشان گشایشی قرارداده که بدان به (طرح زندگی) دیگر مردم برسند و… (نهج البلاغه، ص ۵۳)
یکی از خطوط اصلی برنامه حکومت علوی برای هزینه سازی بیتالمال، عمران وآبادانی کشور است که در سخنان امیر المؤمنین مقدم بر کسب درآمدهای دولتی شمرده شده است. امیرالمؤمنین در نامه به مالک اشتر میفرماید: «و باید اندیشه تو در آبادی زمین از اندیشه درگرفتن خراج بیشتر باشد؛ زیرا خراج به دست نمیآید، مگر به آبادی و کسی که خراج را بی آباد نمودن بطلبد، به ویرانی شهرها و تباهنمودن بندگان پرداخته و کار او جز اندکی نمیپاید.» (نهج البلاغه: ص۵۳)
امام حکام و فرمانروایان را یادآور میشود که تحصیل مالیاتهای عمومی، هنگامی موفقیت شمرده میشود که در صرف آن نیز موفقیت حاصل گردیده و حکومت توفیق آن را بیابد که درآمدها را در راه عمران و آبادانی کشور مصرف نماید و در غیر این صورت جز تخریب کشور و از دست دادن پشتوانه انسانی حکومت، بهرهای عاید نخواهد شد. به همین جهت در فرامین حکومتی آن حضرت در کنار ساماندهی امور سیاسی مناطق و نیز جمع آوری مالیاتهای متعلق به دولت سرمایهگذاری در زمینه عمران و آبادانی را نیز، در شمار مأموریتهای کارگزاران برشمرده است. به عنوان مثال: در حکم مأموریت به مالک اشتر مینویسد: «این دستوری که است که بنده خدا امیرالمؤمنین در پیمان خود با مالک اشتر به او فرمان میدهد هنگامی که او را والی مصر گردانید تا خراج آن جا را گرد آورده و با دشمن بجنگد و به اصلاح حال مردم آن بپردازد و شهرهای آن جا را آباد گرداند.» (همان)
در کنار این اصل، امیرالمؤمنین در فرامین حکومتی خود، به لزوم کاستن از هزینههای جاری نیز اشارات دقیق و ظریفی داردند که پرداختن به آن از حوصله این تحقیق خارج است.
نتیجه
- تقسیم اموال در زمان پیامبر عظیم الشأن اسلام در نهایت عدل و انصاف صورت میگرفت و سرلوحه کار ایشان فرامین الهی و آیات قرآن کرده بوده است.
- امیرالمؤمنین علیه السلام در توزیع بیت المال که أخذ آن از آیات قرآن کریم برخاسته بود؛ طبق همان موازین نیز عمل میشد.
- عدالت علوی خود را در تقسیم اموالی که شاخصه قرآنی نداشت؛ آشکار میکند که آن حضرت بدون در نظر گرفتن هیچ اولویتی آن را انجام میدادند.
- این نوع تقسیم اموال میان فقیر و غنی که به صورت مساوی صورت میگرفت؛ فاصله طبقاتی میان اقشار جامعه اسلامی را به حداقل خود میرساند.
- وجود فاصله طبقاتی حداقلی، قشر فقیر جامعه را امیدوارتر و دست درازی و سوء استفاده افراد غنی از ضعیقان را به حداقل ممکن میرساند.
منابع
* قرآن
* نهج البلاغه
۱- ابن ابی الحدید (عبد الحمید بن هبه الله)، شرح نهج البلاغه ، انتشارات: نیستان، بی جا، ۱۴۰۴ ق، ج ۱۱؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲.
۲-ابن شهر آشوب (محمد بن علی)، مناقب آل ابی طالب ، انتشارات: المکتبه الحیدریه، قم، ۱۳۷۹ ق.
۳- ابن قدامه (عبدالله بن احمد بن محمد)، المغنی ، انتشارات: دار الکتاب، بیروت، چاپ اول، بی تا.
۴- حبیباللهی (عباس)، قطره ای از فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات: هاجر، قم، چاپ اول، ۱۳۸۶ ش.
۵- حر عاملی (محمد بن حسن)، وسائل الشیعه ، انتشارات: مکتبه الاسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۴۰۱ ق.
۶- حسینی (رضا)، سیره اقتصادی امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات: کانون اندیشه جوان، چاپ ششم، ۱۳۹۳ ش.
۷- دهخدا (علیاکبر)، لغت نامه دهخدا ، انتشارات: دانشگاه تهران، ۱۳۷۲ ش.
۸- سید رضی (محمد بن احمد)، نهج البلاغه، شرح فیض الاسلام ، انتشارات: دارالاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۲۶ ق.
۹- کلینی (محمد بن یعقوب)، کافی ، انتشارات: دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۹ ق.
۱۰ – طباطبایی (سید محمدحسین)، تفسیر المیزان ، انتشارات: دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۸ش.
۱۱- مجلسی (محمدباقر)، بحار الانوار ، انتشارات: دارالحیاه التراث، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۳ ق.
۱۲- محمدی ری شهری (محمد)، گزیده دانش نامه امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات ک دارالحدیث، چاپ پنجم، ۱۳۹۱ش.
۱۳- مشایخی (قدرتالله)، کارگزان حکومت اسلامی از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات انصاریان، چاپ اول، ۱۳۸۶
۱۴- معین (محمد)، فرهنگ معین ، انتشارات: امیرکبیر، تهران، چاپ ۲۵، ۱۳۸۸ ش.
۱۵- مکارم شیرازی و همکاران (ناصر)، پیام امیرالمؤمنین عبیه السلام (شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه) ، انتشارات: دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ دوم، جلد پنجم، ۱۳۸۵ ش.
۱۶ – منصوری لاریجانی (اسماعیل)، در چشمه سار نهح البلاغه ، انتشارات: خادم الرضا، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۴ ش .
- ↑ نوشین ربیعی.