کفالت
کفالت در لغت به معنای پذیرفتن مسئولیت، به عهده گرفتن و ضمانت کردن است. در اصطلاح فقه، عقدی است که به موجب آن شخصی متعهد میشود فرد ثالثی را در زمان مقرر نزد صاحب حق حاضر کند. اگر کفیل نتواند شخص مورد نظر را حاضر کند، در شرایطی که در منابع فقهی بیان شده است، ممکن است ملزم به پرداخت حق یا دیه شود. در قرآن و روایات اسلامی نیز واژه کفالت و مشتقات آن در معانی گوناگون به کار رفته است.[۱]
معنای لغوی و کاربرد قرآنی
کفالت، کفاله، کَفْل و کُفول از واژگان مرتبط با پذیرفتن و به عهده گرفتن مسئولیتاند. در قرآن کریم، این واژه در ماجرای سرپرستی مریم و نیز در داستان موسی به کار رفته است:
- «وَما کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ»؛ (آلعمران: ۴۴)
- «وَقالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّیهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَهُمْ لا یَشْعُرُونَ ... وَحَرَّمْنا عَلَیْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ ناصِحُونَ»؛ (قصص: ۱۱ـ۱۲).[۲]
کفالت در فقه
در اصطلاح فقه، کفالت عقدی است که به موجب آن یک طرف تعهد میکند شخص ثالثی را در زمان مقرر نزد طرف دیگر حاضر کند. برای مثال، اگر شخصی از دیگری طلبی داشته باشد و فردی تعهد کند که بدهکار را در موعد مقرر حاضر سازد، آن فرد کفیل نامیده میشود. بنا بر توضیح منبع، اگر کفیل در موعد مقرر شخص را حاضر نکند، صاحب حق میتواند در شرایطی او را زندانی کند؛ همچنین اگر کفیل بدهکار را از دست صاحب حق برهاند، خود مسئولیت کفالت را بر عهده خواهد گرفت. در صورتی که بدهکار متهم به قتل باشد، کفیل باید او را حاضر کند یا دیه را بپردازد. این توضیحات در منبع با استناد به «لمعه دمشقیه» آمده است.[۳]
کفالت در روایات
در روایتی از علی بن ابیطالب آمده است:
قد تکفّل الله لکم بالرزق و أُمِرتم بالعمل، فلا یکوننّ المضمون لکم طلبه أولى بکم من المفروض علیکم عمله.
مضمون روایت این است که خداوند روزی انسانها را تضمین کرده و آنان به انجام عمل مکلف شدهاند؛ بنابراین نباید طلب روزی تضمینشده برای انسان مهمتر از انجام وظیفه واجب او باشد. این روایت در نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۴، نقل شده است.[۴]
در نامه ۳۱ نهجالبلاغه نیز آمده است:
اعلم أنّ الذي بیده خزائن السماوات والأرض قد أذن لک فی الدعاء وتکفّل لک بالإجابة.
مضمون این عبارت آن است که خداوندی که خزانههای آسمانها و زمین در اختیار اوست، به انسان اجازه دعا داده و اجابت آن را بر عهده گرفته است.[۵]
در روایتی از امام صادق، کفالت با تعبیرهایی چون خسارت، غرامت و پشیمانی همراه شده است. در روایت دیگری نیز آن حضرت درباره کفالت هشدار داده و آن را از عواملی دانسته است که ملتهای پیشین را به تباهی کشانده است. در روایتی از پیامبر اسلام نیز آمده است: «لا کفالة فی حد»؛ یعنی در اجرای حد، کفالت پذیرفته نیست.[۶]
در گزارشی از حفص بن بختری آمده است که او در موسم حج دیر به حج رسید. هنگامی که امام صادق علت تأخیرش را پرسید، توضیح داد که کفالت شخصی را بر عهده گرفته، اما آن شخص به او خیانت کرده و در موعد مقرر حاضر نشده است. امام در پاسخ، او را از پذیرفتن چنین کفالتی برحذر داشت و به پیامدهای آن در میان ملتهای پیشین اشاره کرد.[۷]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «کفالت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «کفالت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «کفالت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «کفالت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «کفالت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «کفالت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «کفالت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «کفالت». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.