طاووس بن کیسان
طاووس بن کیسان خولانی همدانی یمانی، مشهور به طاووس یمانی از تابعین و دانشمندان قرن اول هجری بود. او که از مردم یمن و فارسینژاد بهشمار میرفت، از شاگردان ابنعباس و ابوهریره بود و در سال ۱۰۶ قمری در مکه درگذشت. از او حکایات متعددی دربارهٔ زهد و ایستادگی در برابر حاکمان نقل شده است.
زندگی
طاووس بن کیسان خولانی همدانی یمانی، از تابعین شمرده میشد. وی از ابنعباس و ابوهریره حدیث شنید و کسانی چون مجاهد و عمرو بن دینار از او روایت کردهاند. او از نظر مسلک، همطبقه مالک بن دینار و از پیروان طریقت صوفی دانسته شده است. طاووس در سال ۱۰۶ قمری در مکه درگذشت.[۱]
طاووس نقل کرده است که در مسجدالحرام، زینالعابدین را دید که زیر ناودان کعبه نماز میگزارد و میگریست. پس از پایان نماز، طاووس نزد او رفت و گفت که سه خصیصه فرزند رسول خدا بودن، محقق بودن شفاعت جدش و بخشایش خداوند، باید مایه آسودگی خاطر او باشد. سجاد در پاسخ گفت که فرزند پیامبر اسلام بودن او را ایمن نمیسازد، زیرا خداوند گفته است که در آن روز نسبی میان آنان نیست. همچنین دربارهٔ شفاعت جدش گفت که تنها شامل کسانی میشود که خداوند از آنها راضی باشد و این امر نیز مشکوک است. دربارهٔ بخشایش خداوند نیز اشاره کرد که رحمت او به نیکوکاران نزدیک است و وی نمیداند که در شمار نیکوکاران باشد.[۲]
در احیاء العلوم غزالی آمده است که هشام بن عبدالملک در دوران خلافت خود در سفر حج، خواست یکی از اصحاب پیامبر اسلام را ببیند و چون کسی نبود، از تابعین طاووس یمانی را نزد او آوردند. طاووس هنگام ورود، نعلین خود را کنار فرش خلیفه از پای درآورد، بدون استفاده از کنیه یا عنوان امیرالمؤمنین، هشام را به نام صدا زد، بر او سلام کرد و کنارش نشست. هشام که خشمگین شده بود، دلیل رفتار او را پرسید. طاووس گفت که نعلین را نزد خدا پنج بار در شبانهروز از پای درمیآورد و خشمگین نمیشود. در مورد عنوان امیرالمؤمنین، پاسخ داد که چون همه مؤمنان به امارت او راضی نیستند، ترسید دروغ گفته باشد. دربارهٔ نام بردن هشام، گفت که خداوند دوستانش را به نام خوانده و دشمنانش را با کنیه خطاب کرده است. همچنین دربارهٔ نشستن در کنار او، به سخنی از علی بن ابیطالب استناد کرد که فرد نشسته در حالی که دیگران ایستادهاند، شبیه اهل دوزخ است. طاووس در پایان با درخواست هشام برای پند، حدیثی از علی بن ابیطالب دربارهٔ عذاب حاکمانی که میان رعیت به عدل رفتار نکردهاند، بازگو کرد و از مجلس خارج شد.[۳]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «طاووس». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.