قحطان بن عامر بن شالح
قحطان بن عامر بن شالخ، قحطان بن عامر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح، از نظر علمای انساب ریشه اعراب قحطانی و پدر خاندانهای حمیر، کهلان، تبابعه، شاهان حیره و غسانیان دانسته شده است. در گزارشهای تاریخی، او از نخستین مردان دسته دوم عرب، یعنی متعربه، شمرده شده و از نخستین کسانی دانسته شده است که در میان شاهان یمن و جزیرةالعرب تاج بر سر گذاشت. او از ساکنان حضرموت بود و پس از رفتن به سرزمین صنعاء آنجا را آباد کرد و به پادشاهی رسید.
زندگی
قحطان بن عامر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح، بنا بر گزارش علمای انساب، ریشه اعراب قحطانی و پدر خاندانهای حمیر و کهلان و تبابعه، شاهان حیره و غسانیان در دوره جاهلیت بود. علمای انساب او را از نخستین مردان دسته دوم از سه دسته عرب، یعنی عاربه، متعربه و مستعربه، میشمارند. همچنین گفته شده است که او نخستین کسی بود که در میان شاهان یمن و جزیرةالعرب تاج بر سر نهاد.[۱]
قحطان از ساکنان حضرموت بود و سپس به سرزمین صنعاء رفت که در آن زمان خالی از آبادی و سکنه بود و آنجا را آباد کرد. او که از اشراف قوم خود بود، به پادشاهی برگزیده شد و گروهی گرد او جمع شدند. قحطان به عراق حمله کرد و با بعلوس، پادشاه آشوریان، جنگید و در خلال این جنگها کشته شد. تاریخ تولد و مرگ او دانسته نیست. (الاعلام زرکلی، ۲/۷۶۱)[۲]
از نسل قحطان، بنا بر گزارش منبع، دولتها و حکومتهایی پدید آمد و نظامهایی شکل گرفت. شیوه عرب باستان چنین بود که هنگام وقوع حوادث هولناکی مانند قحطی یا بیماری عمومی، گروهی بهصورت دستهجمعی از منطقه خود به سرزمین دیگری مهاجرت میکردند و گاه در محل جدید حکومتی تشکیل میدادند. از این نمونهها، دولت غسانیان در شام، منذریان در عراق و کنده در نجد ذکر شدهاند که بنا بر گزارش منبع، پس از مهاجرت آل قحطان از یمن در پی انهدام سد مأرب بر اثر سیل عرم پدید آمدند.[۳]
غسانیان
غسانیان شاخهای از قحطان بودند که به مشارف شام، یعنی بخش جنوبی شام، وارد شدند و با قومی از قضاعه که ضجعمیان نامیده میشدند، وارد جنگ شدند و سرانجام آنان را شکست دادند و ملک و مکنتشان را به دست آوردند. غسانیان در منطقه بلقاء و حوران دولتی تحت حمایت رومیان برپا کردند و در آنجا به پیشرفتهایی دست یافتند و تمدنی پدید آوردند. آنان شهرهای آباد و کاخهای بزرگ بنا کردند و بصری را که در حوران شام واقع است، پایتخت خود قرار دادند.[۴]
شمار سلاطین این سلسله که حدود شش قرن حکومت کردند، ۳۲ تن بود. نخستین آنان جفنه بن عمرو و آخرینشان جبله بن ایهم نام داشت. جبله پس از غلبه مسلمانان بر او ابتدا اسلام آورد، سپس به سوی قیصر گریخت و مرتد شد.[۵]
منذریان
نخستین دولت از سلسلههای قحطانی که در عراق حکومت کردند، آل تنوخ بودند. از جمله فرمانروایان آنان جذیمه لخم بن ابرش بود. پس از او خواهرزادهاش عمرو بن عدی از آل نصر، که شاخهای از لخم بود، به جای او نشست. این دولت پس از مدتی تحت سلطه سلاطین فارس درآمد و پس از آن تحت حمایت فارسیان به حیات خود ادامه داد.[۶]
شمار سلاطین این سلسله که به ملوک حیره شهرت یافتند، ۲۲ تن و مدت سلطنت آنان ۳۶۴ سال گزارش شده است. جز شش تن، دیگر سلاطین این سلسله از نسل عمرو بن عدی بودند. نخستین آنان عمرو بن عدی و آخرینشان منذر مغرور بود. مرکز حکومت آنان حیره بود که در نزدیکی کوفه قرار داشت. این شهر دارای آبادانی، ساختمانهای بلند و باغهای سرسبز بود و کاخهای معروف خورنق و سدید نیز در کنار آن قرار داشتند.[۷]
برخی بر این عقیدهاند که ملوک حیره پیرو مسیحیت بودند و این آیین در عهد امرؤالقیس، در اوایل قرن چهارم، به آنان رسیده است؛ گروهی نیز بر این باورند که نخستین کسی که از آنان به این آیین درآمد، نعمان بن منذر بود که در اواخر قرن ششم میزیست.[۸]
دولت کنده
کنده شاخهای از کهلان و از تبار قحطانی دانسته شده است. اصل آنان از بحرین و مشقر بود و سپس به حضرموت مهاجرت کردند و در شهری به نام کنده سکونت گزیدند و در آنجا تحت حمایت حمیریان زندگی میکردند. زعیم قبیله کنده، حجر بن عمرو، برادر مادری حسان بن تبع، پادشاه حمیر، بود و حسان او را به سرپرستی همه قبایل معد که در شمال جزیرةالعرب میزیستند، منصوب کرد. این امر موجب مهاجرت قبیله کنده به آن سرزمین شد.[۹]
یعقوبی سبب کوچ قبیله کنده از حضرموت را جنگی طولانی میان کنده و حمیر دانسته است که نزدیک بود نفوس هر دو قبیله را از میان ببرد. از این رو قبیله کنده به سرزمین معد رفت و در آنجا سکونت گزید. آنان بهتدریج دولتی به سرکردگی مرتع بن معاویه بن ثور تشکیل دادند که نخستین سلطان آنان بود.[۱۰]
پس از مرتع بن معاویه، سلاطین کنده یکی پس از دیگری به سلطنت رسیدند تا اینکه نوبت به حارث بن عمرو بن حجر رسید. در آن روزگار میان او و نعمان بن منذر، پادشاه حیره، اختلافی رخ داد که به جنگ انجامید. نعمان پیروز شد، حارث را شکست داد و سپس او را به قتل رسانید.[۱۱]
حارث چهار پسر داشت و هر یک بنا بر وصیت پدر، زعامت یکی از نواحی مملکت تحت سلطه او را بر عهده گرفت. نعمان که مصمم بود از این سلسله در آن سرزمین کسی باقی نماند، میان برادران فتنهانگیزی کرد و آنان با یکدیگر به جنگ پرداختند تا از آنان جز دو تن، یعنی حجر بن حارث که بر بنی اسد حکومت داشت و معدیکرب بن حارث که بر دو قبیله قیس و عیلان زعامت میکرد، باقی نماند.[۱۲]
بنی اسد بر امیر خود، حجر، شوریدند و او را کشتند، ولی فرزندش امرؤالقیس، شاعر معروف عرب، در صدد انتقام خون پدر برآمد و گروهی از بنی اسد را کشت. سپس برای استمداد نزد قیصر، پادشاه روم، رفت، اما در قسطنطنیه درگذشت و بنا بر نقلی، قیصر او را مسموم کرد.[۱۳]
پس از آن، دولت کنده رو به ضعف نهاد و تنها معدیکرب باقی ماند که بر دو قبیله بنی قیس و بنی عیلان حکومت میکرد. شاخههای مشهور این سلسله در دومةالجندل، بحرین، نجران و غمر ذیکنده فرمانروایی داشتند و به صورت دولتهایی ضعیف در این مناطق به حیات خود ادامه دادند تا اینکه اسلام ظهور کرد و همه آنها از میان رفتند. دولت کنده در قرن پنجم میلادی تأسیس شد و با مرگ امرؤالقیس در سال ۵۶۰م منقرض شد. (دائرةالمعارف فرید وجدی)[۱۴]
قحطبه بن شبیب طائی
قحطبه بن شبیب طائی از سرداران لشکر ابومسلم خراسانی بود. مستوفی آورده است که ابومسلم پس از آنکه خراسان برای او مسلّم شد، قحطبه بن شبیب طائی را به سوی عراق فرستاد.[۱۵]
قحطبه گرگان را به قهر گرفت و ری، ساوه، قم و ولایت کاشان را بدون جنگ مسخر کرد. سپس با مردم اصفهان جنگید و آنجا را گرفت و از آنجا به نهاوند رفت. در نهاوند با مردم نصر سیار جنگید و آنان را کشت، سپس به حلوان رفت و شهرزور و حلوان را گرفت و عزم کوفه کرد.[۱۶]
یزید بن میسره از واسط به قصد جنگ با آنان حرکت کرد و دو سپاه در کنار فرات به یکدیگر رسیدند. جنگ در شب آغاز شد و در جریان آن اسب قحطبه خطا کرد و او در آب غرق شد. لشکر او از این حادثه آگاه نشدند و یزید بن میسره را نیز کشتند. هنگامی که روز شد و معلوم شد قحطبه غرق شده است، لشکر او پسرش حسین بن قحطبه را به فرماندهی خود برگزیدند و به سوی کوفه حرکت کردند.[۱۷]
تاریخ وفات قحطبه بن شبیب طائی ۱۳۲ق/۷۵۰م گزارش شده است. (کامل ابن اثیر، ۱/۱۹۱؛ ۱/۱۹۲)[۱۸]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قحطان بن عامر بن شالح»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «قحطان بن عامر بن شالح». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.