| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
اهیب بن سماع: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
(+ رده:صحابه مرد (هاتکت)) |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''اهیب بن سماع''' از معاریف عرب [[جاهلیت|جاهلی]] بود که بر قبیله خود زعامت داشت. بر اساس گزارشهای منابع اسلامی، روزی [[محمد]]، پیامبر | '''اهیب بن سماع''' از معاریف عرب [[جاهلیت|جاهلی]] بود که بر قبیله خود زعامت داشت. بر اساس گزارشهای منابع اسلامی، روزی [[محمد]]، پیامبر مسلمانان، پس از نماز صبح در [[مسجد النبی|مسجد]] نشسته بود که عربی از اعراب بادیه وارد شد. شتر خود را به درب مسجد بست و وارد شد. این مرد بلند بالا، با سر بزرگ و [[عمامه]] به سر، چون چشمش به محمد افتاد لرزه به اندامش افتاد و سه بار خواست سخن بگوید اما نتوانست. محمد با درک هیبت او، از او روی برتافت و به گفتگویی با دیگری پرداخت تا آرام شود. پس از آرامش، پیامبر اسلام به او دست داد و گفت آنچه میخواستی بگویی، بگو. او چند بیت شعر در پوزش از حالت خود خواند. پس از این گفتگو، اهیب بن سماع [[مسلمان]] شد. او از محمد خواست تا بیشتر دربارهٔ ایمانش بیاموزد و محمد از او پرسید که آیا به یاد دارد که در گذشته به نزد [[بت]] خود میرفت و [[قربانی]] میکرد؟ او تأیید کرد و محمد به او گفت که آن بت او را به راه راست هدایت کرده بود. پس از این وقایع، محمد به [[علی بن ابیطالب]] دستور داد که او را آموزش دهد و اهیب بن سماع در نبرد با [[حارث بن ضرار]] که لشگری فراهم کرده بود، همراه علی پیروز شد و غنائم زیادی به دست آورد.<ref>{{پک|1=اختری|2=۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=اهیب بن سماع}}</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | {{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | ||
[[رده:اهالی مدینه]] | |||
[[رده:عربهای سده ۶ (میلادی)]] | |||
[[رده:مسلمانان اهل عربستان سعودی]] | |||
[[رده:صحابه مرد]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۰۰
اهیب بن سماع از معاریف عرب جاهلی بود که بر قبیله خود زعامت داشت. بر اساس گزارشهای منابع اسلامی، روزی محمد، پیامبر مسلمانان، پس از نماز صبح در مسجد نشسته بود که عربی از اعراب بادیه وارد شد. شتر خود را به درب مسجد بست و وارد شد. این مرد بلند بالا، با سر بزرگ و عمامه به سر، چون چشمش به محمد افتاد لرزه به اندامش افتاد و سه بار خواست سخن بگوید اما نتوانست. محمد با درک هیبت او، از او روی برتافت و به گفتگویی با دیگری پرداخت تا آرام شود. پس از آرامش، پیامبر اسلام به او دست داد و گفت آنچه میخواستی بگویی، بگو. او چند بیت شعر در پوزش از حالت خود خواند. پس از این گفتگو، اهیب بن سماع مسلمان شد. او از محمد خواست تا بیشتر دربارهٔ ایمانش بیاموزد و محمد از او پرسید که آیا به یاد دارد که در گذشته به نزد بت خود میرفت و قربانی میکرد؟ او تأیید کرد و محمد به او گفت که آن بت او را به راه راست هدایت کرده بود. پس از این وقایع، محمد به علی بن ابیطالب دستور داد که او را آموزش دهد و اهیب بن سماع در نبرد با حارث بن ضرار که لشگری فراهم کرده بود، همراه علی پیروز شد و غنائم زیادی به دست آورد.[۱]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «اهیب بن سماع». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.