بدون جعبه اطلاعات

حجاج بن علاط: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
'''حجاج بن علاط بن خالد سلمی بهزی'''، مکنی به '''ابوکلاب'''، از مسلمانان [[صدر اسلام]] و [[صحابه محمد]] بود که در جریان [[جنگ خیبر]] [[اسلام]] آورد. وی پس از فتح [[قلعه خیبر|خیبر]] با اجازه [[محمد]]،‌ پیامبر اسلام به [[مکه]] رفت و با تدبیری اموال خود را از همسرش بازپس گرفت. ماجرای او با [[عباس بن عبدالمطلب]] و اعلام خبر فتح خیبر در مکه در منابع تاریخی نقل شده است.
'''حجاج بن علاط بن خالد سلمی بهزی'''، مکنی به '''ابوکلاب'''، از مسلمانان [[صدر اسلام]] و [[صحابه محمد]] بود که در جریان [[جنگ خیبر]] [[اسلام]] آورد. وی پس از فتح [[قلعه خیبر|خیبر]] با اجازه [[محمد]]، پیامبر اسلام به [[مکه]] رفت و با تدبیری اموال خود را از همسرش بازپس گرفت. ماجرای او با [[عباس بن عبدالمطلب]] و اعلام خبر فتح خیبر در مکه در منابع تاریخی نقل شده است.


== زندگی ==
== زندگی ==
=== پذیرش اسلام ===
=== پذیرش اسلام ===
حجاج بن علاط بن خالد بن ثویرة بن هلاد سلمی بهزی، مکنی به ابوکلاب، در جریان جنگ خیبر به حضور محمد آمد و اسلام آورد و در [[مدینه]] سکونت گزید و خانه و مسجدی بنا کرد. وی پیش از آن در مکه اقامت داشت و از [[مهاجران]] آنجا و به تجارت اشتغال داشت.<ref>{{پک|1=اختری|2=۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=حجاج بن علاط}}</ref> منابع جریان مسلمان شدن او را چنین گزارش کرده‌اند وی به همراه گروهی در دره‌ای ترسناک حاضر شدند،‌ پس از آنکه ترس بر آنها غلبه کرد، ندایی شنیدند که می‌گفت «[[آیه ۳۳ سوره الرحمن|يٰا مَعْشَرَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ إِنِ اِسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطٰارِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ فَانْفُذُوا لاٰ تَنْفُذُونَ إِلاّٰ بِسُلْطٰانٍ]]». آنها پس از بازگشت به مکه، این تجربه را با دیگران مطرح کرد و متهم شد که مسلمان شده است. او بعدا متوجه شد که این عبارتی که شنیده است، آیه‌ای از [[قرآن]] است که محمد پیشتر برای مکیان خوانده بود. این موضوع سبب شد تا نسبت به [[اسلام]] علاقه‌مند شود.<ref>{{پک|مرتضی عاملی|۱۴۲۶|ک=الصحیح من سیرة النبی|ص=۱۴۹-۱۵۰|ج=۲۷}}</ref>
حجاج بن علاط بن خالد بن ثویرة بن هلاد سلمی بهزی، مکنی به ابوکلاب، در جریان جنگ خیبر به حضور محمد آمد و اسلام آورد و در [[مدینه]] سکونت گزید و خانه و مسجدی بنا کرد. وی پیش از آن در مکه اقامت داشت و از [[مهاجران]] آنجا و به تجارت اشتغال داشت.<ref>{{پک|1=اختری|2=۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=حجاج بن علاط}}</ref> منابع جریان مسلمان شدن او را چنین گزارش کرده‌اند وی به همراه گروهی در دره‌ای ترسناک حاضر شدند، پس از آنکه ترس بر آنها غلبه کرد، ندایی شنیدند که می‌گفت «[[آیه ۳۳ سوره الرحمن|یٰا مَعْشَرَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ إِنِ اِسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطٰارِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ فَانْفُذُوا لاٰ تَنْفُذُونَ إِلاّٰ بِسُلْطٰانٍ]]». آنها پس از بازگشت به مکه، این تجربه را با دیگران مطرح کرد و متهم شد که مسلمان شده است. او بعداً متوجه شد که این عبارتی که شنیده است، آیه‌ای از [[قرآن]] است که محمد پیشتر برای مکیان خوانده بود. این موضوع سبب شد تا نسبت به [[اسلام]] علاقه‌مند شود.<ref>{{پک|مرتضی عاملی|۱۴۲۶|ک=الصحیح من سیرة النبی|ص=۱۴۹–۱۵۰|ج=۲۷}}</ref>


=== حیله در مکه ===
=== حیله در مکه ===
خط ۱۰: خط ۹:


=== در فتح مکه ===
=== در فتح مکه ===
گزارش شده است که حجاج بن علاط، در [[فتح مکه]] حاضر بود. در این غزوه، پیامبر اسلام دستور داده بود تا هر قبیله به صورت جداگانه‌ای قدرت‌نمایی کنند و بنابراین هر قبیله به رهبری یکی از اعضای خود،‌ رژه نظامی رفتند. رهبر قبیله [[بنی‌سلیم]]، حجاج بود که لوای آن قبیله را حمل می‌کرد.<ref>{{پک|مرتضی عاملی|۱۴۲۶|ک=الصحیح من سیرة النبی|ص=۱۷-۱۸|ج=۲۲}}</ref>
گزارش شده است که حجاج بن علاط، در [[فتح مکه]] حاضر بود. در این غزوه، پیامبر اسلام دستور داده بود تا هر قبیله به صورت جداگانه‌ای قدرت‌نمایی کنند و بنابراین هر قبیله به رهبری یکی از اعضای خود، رژه نظامی رفتند. رهبر قبیله [[بنی‌سلیم]]، حجاج بود که لوای آن قبیله را حمل می‌کرد.<ref>{{پک|مرتضی عاملی|۱۴۲۶|ک=الصحیح من سیرة النبی|ص=۱۷–۱۸|ج=۲۲}}</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۱۷: خط ۱۶:


=== منابع ===
=== منابع ===
 
* {{یادکرد کتاب|عنوان=الصحیح من سیرة النبی الأعظم|سال=۱۴۲۶|پیوند=https://lib.eshia.ir/27772/1/4|نام=سید جعفر|نام خانوادگی=مرتضی عاملی|پیوند نویسنده=سید جعفر مرتضی عاملی|ناشر=موسسه علمی فرهنگی دار الحدیث|مکان=قم|کوشش=|مترجم=}}
* {{یادکرد کتاب|عنوان=الصحيح من سيرة النبي الأعظم|سال=۱۴۲۶|پیوند=https://lib.eshia.ir/27772/1/4|نام=سید جعفر|نام خانوادگی=مرتضی عاملی|پیوند نویسنده=سید جعفر مرتضی عاملی|ناشر=موسسه علمی فرهنگی دار الحديث|مکان=قم|کوشش=|مترجم=}}
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|مقاله=حجاج بن علاط|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|مقاله=حجاج بن علاط|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}


{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی}}
{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی}}
[[رده:اهالی مکه]]
[[رده:بنی‌سلیم]]
[[رده:تاجران عرب]]
[[رده:صحابه]]
[[رده:مهاجرین]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۴۷

حجاج بن علاط بن خالد سلمی بهزی، مکنی به ابوکلاب، از مسلمانان صدر اسلام و صحابه محمد بود که در جریان جنگ خیبر اسلام آورد. وی پس از فتح خیبر با اجازه محمد، پیامبر اسلام به مکه رفت و با تدبیری اموال خود را از همسرش بازپس گرفت. ماجرای او با عباس بن عبدالمطلب و اعلام خبر فتح خیبر در مکه در منابع تاریخی نقل شده است.

زندگی

پذیرش اسلام

حجاج بن علاط بن خالد بن ثویرة بن هلاد سلمی بهزی، مکنی به ابوکلاب، در جریان جنگ خیبر به حضور محمد آمد و اسلام آورد و در مدینه سکونت گزید و خانه و مسجدی بنا کرد. وی پیش از آن در مکه اقامت داشت و از مهاجران آنجا و به تجارت اشتغال داشت.[۱] منابع جریان مسلمان شدن او را چنین گزارش کرده‌اند وی به همراه گروهی در دره‌ای ترسناک حاضر شدند، پس از آنکه ترس بر آنها غلبه کرد، ندایی شنیدند که می‌گفت «یٰا مَعْشَرَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ إِنِ اِسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطٰارِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ فَانْفُذُوا لاٰ تَنْفُذُونَ إِلاّٰ بِسُلْطٰانٍ». آنها پس از بازگشت به مکه، این تجربه را با دیگران مطرح کرد و متهم شد که مسلمان شده است. او بعداً متوجه شد که این عبارتی که شنیده است، آیه‌ای از قرآن است که محمد پیشتر برای مکیان خوانده بود. این موضوع سبب شد تا نسبت به اسلام علاقه‌مند شود.[۲]

حیله در مکه

پس از پایان جنگ خیبر، از محمد اجازه خواست تا به مکه رود و اموال خود را که نزد همسرش بود، با تدبیری بازپس گیرد و در صورت لزوم دربارهٔ او سخنی برخلاف واقع بگوید. محمد به او اجازه داد. وی در مکه شایع کرد که اموال محمد و یارانش به تاراج رفته و به بهایی ارزان فروخته می‌شود تا بدین وسیله اموال خود را جمع‌آوری کند. انتشار این خبر موجب اندوه مسلمانان و شادی مشرکان مکه شد. خبر به عباس بن عبدالمطلب رسید و او سخت نگران شد. غلامی نزد حجاج فرستاد تا حقیقت را جویا شود. حجاج به غلام گفت عباس را آگاه کند که خبر خیر است و در خلوت نزد او خواهد آمد. سپس نزد عباس رفت و فتح خیبر، غنایم و ازدواج محمد با صفیه را برای او شرح داد و از وی خواست سه روز این خبر را پنهان دارد تا بتواند از مکه خارج شود. پس از سه روز، هنگامی که حجاج اموال خود و حتی زیورهای همسرش را برداشته و از مکه خارج شده بود، عباس حقیقت را برای همسر او و سپس برای قریش آشکار کرد. با انتشار خبر فتح خیبر، مشرکان اندوهگین و مسلمانان مکه شادمان شدند.[۳]

در فتح مکه

گزارش شده است که حجاج بن علاط، در فتح مکه حاضر بود. در این غزوه، پیامبر اسلام دستور داده بود تا هر قبیله به صورت جداگانه‌ای قدرت‌نمایی کنند و بنابراین هر قبیله به رهبری یکی از اعضای خود، رژه نظامی رفتند. رهبر قبیله بنی‌سلیم، حجاج بود که لوای آن قبیله را حمل می‌کرد.[۴]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • مرتضی عاملی، سید جعفر (۱۴۲۶). الصحیح من سیرة النبی الأعظم. قم: موسسه علمی فرهنگی دار الحدیث.
  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «حجاج بن علاط». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.