تقیه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
Alvand1546 (بحث | مشارکتها) (اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسههای عربی، اصلاح ارقام، اصلاح املا، اصلاح سجاوندی) |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''تقیه''' | '''تقیه'''(به عربی تقیة) یر اسلام به معنای پنهان کردن باور یا عقیده خود وتظاهر به چیزی بر خلاف آن، به منظور حفظ جان، مال، آبروی یا دفع ضرر است. این مفهوم به ویژه در فقه اسلامی و در میان فرقههای مختلف، از جمله [[شیعه]]، جایگاه ویژه ای دارد و احکام و مباحث گستردهای را به خود اختصاص داده است.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=Corbin |نام۱=Henry |عنوان=History of Islamic Philosophy |تاریخ=1998 |ناشر=Kegan Paul International |مکان=London |صفحه=44}}</ref> | ||
== | == مفهوم شناسی == | ||
ریشه ی واژه ی «تقیه» در لغت به معنای '''ترس''' ،'''پرهیزکاری''' و '''حفظ خویشتن''' است. در کاربرد قرآنی، این واژه مستقیماً ذکر نشده است، اما مفاهیم مشابهی مانند: «کتمان الحق» (پنهان کردن حق) یا «اجتناب از ضرر» در آیاتی وجود دارد[نساء:۲۹]. در سنت حدیثی، روایاتی از [[پیامبر]] اسلام و [[امام|امامان]] شیعه به جواز یا ضرورت تقیه در شرایط خاص اشاره دارند.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=کلینی |نام۱=محمد بن یعقوب |عنوان=الکافی ج2 |تاریخ=1407 |ناشر=اسلامیه |مکان=تهران |صفحه=219}}</ref> | |||
== ادله شرعی و موارد کاربرد == | |||
استناد فقها به ادله ی مختلفی برای اثبات حجیت و مشروعیت '''«تقیه»'''صورت گرفته است: | |||
== در | === آیات قرآن === | ||
در | برخی مفسران، آیه «لاَّ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِینَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فِی شَیْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً…» (آل عمران:۲۸)را دلیلی بر جواز تقیه در شرایط اضطراری دانستهاند.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=طبری |نام۱=محمد بن جریر |عنوان=جامع البیان عن تأویل آی القرآن ج3 |تاریخ=1422 |ناشر=دار هجر للطباعة والنشر والتوزیع والإعلان |صفحه=244}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=الشماولی |نام۱=علی |عنوان=التقیّة فی إطارها الفقهی |صفحه=5}}</ref> | ||
=== احادیث === | |||
روایات متعددی، به ویژه در منابع حدیثی شیعه، به صراحت از تقیه سخن گفتهاند. معروفترین آنها حدیث «إِنَّ التَّقِیةَ دِینِی وَ دِینُ آبَائِی وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیةَ لَهُ»<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=مجلسی |نام۱=محمدباقر |عنوان=البحار الانوار الجامعه لدرر ائمه الاطهار ج2 |تاریخ=1403 |صفحه=73}}</ref> است. | |||
=== اجمع فقها === | |||
در میان فقهای شیعه، اجماع بر جواز تقیه در موارد ضرورت و خوف از ضرر، مسئله ای ضروری میدانند.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=نجفی |نام۱=محمدحسن |عنوان=جواهر الکلام فی احکام الاسلام ج10 |تاریخ=1398 |ناشر=دار الاحیا التراث العربی |مکان=بیروت |صفحه=465}}</ref> | |||
=== عقل === | |||
عقل سلیم حکم میکند که انسان برای حفظ جان و دفع ضررهای شدید، ناگزیر از اتخاذ تدابیر احتیاطی باشد. | |||
== موارد کاربرد == | |||
موارد کاربردی که برای تقیه در منابع اسلامی ذکر شده است عبارتند از :حفظ جلن در برابر تحدید جانی، حفظ مال در برابر مضادره یا غصب، حفظ آبرو و جلوگیری از هتک حرمت، دفع فتنه و آشوب، حفظ اسرار دینی و اجتماعی. | |||
== جایگاه تقیه در فرقههای اسلامی == | |||
=== شیعه === | |||
تقیه بخش مهمی از اعتقادات و احکام شیعه امامیه محسوب میشود. این اعتقاد ریشه در تاریخ تشیع و دوران اختناق امویان و عباسیان دارد، فقهای شیعه، تقیه را در موارد اکراه، خوف از ضرر و گاه برای حفظ وحدت و دفع فقته، جایز و گاه لازم شمرده شمردهاند. | |||
با این حال، تقیه در موارد در اصل اعتقاد به امامت یا احکام قطعی شرع جایز نیست.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=عاملی |نام۱=محمد بن حسن |عنوان=المعالم فی اصول الفقه ج12 |تاریخ=1419 |ناشر=موسسه آل البیت |مکان=قم |صفحه=280}}</ref> | |||
=== اهل سنت === | |||
اگر چه واژه ی «تقیه» بهطور گسترده در منابع اهل سنت به کار نرفته است اما مفهوم آن تحت عناوینی چون: «رخصت» (اجازه ی شرعی)، «اکراه»، «اجبار» و «دفع ضرر» در میان فقهای اهل سنت نیز مطرح است. بسیاری از فقهای اهل سنت، مانند ابوحنیفه و شافعی، در مواجهه با اکراه، عمل برخلاف عقیده راجایز دانستهاند، به ویژه اگر مربوط به کفر باشد.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=ابن تیمیه |نام۱=احمد |عنوان=مجموع الفتاوی ج10 |تاریخ=1416 |ناشر=مجمع ملک فهد |مکان=عربستان |صفحه=307}}</ref>برخی مفسران، قائلان به تقیه در شیعه را متهم به کتمان حق کردهاند در حالی که شیعه این عمل را صرفاً یک حکم شرعی در شرایط اضطراری میدانند. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
<references /> | <references/> | ||
[[رده:اصطلاحات فقهی]] | [[رده:اصطلاحات فقهی]] | ||
[[رده:اصطلاحات کلامی]] | [[رده:اصطلاحات کلامی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۳۱
تقیه(به عربی تقیة) یر اسلام به معنای پنهان کردن باور یا عقیده خود وتظاهر به چیزی بر خلاف آن، به منظور حفظ جان، مال، آبروی یا دفع ضرر است. این مفهوم به ویژه در فقه اسلامی و در میان فرقههای مختلف، از جمله شیعه، جایگاه ویژه ای دارد و احکام و مباحث گستردهای را به خود اختصاص داده است.[۱]
مفهوم شناسی
ریشه ی واژه ی «تقیه» در لغت به معنای ترس ،پرهیزکاری و حفظ خویشتن است. در کاربرد قرآنی، این واژه مستقیماً ذکر نشده است، اما مفاهیم مشابهی مانند: «کتمان الحق» (پنهان کردن حق) یا «اجتناب از ضرر» در آیاتی وجود دارد[نساء:۲۹]. در سنت حدیثی، روایاتی از پیامبر اسلام و امامان شیعه به جواز یا ضرورت تقیه در شرایط خاص اشاره دارند.[۲]
ادله شرعی و موارد کاربرد
استناد فقها به ادله ی مختلفی برای اثبات حجیت و مشروعیت «تقیه»صورت گرفته است:
آیات قرآن
برخی مفسران، آیه «لاَّ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِینَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فِی شَیْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً…» (آل عمران:۲۸)را دلیلی بر جواز تقیه در شرایط اضطراری دانستهاند.[۳][۴]
احادیث
روایات متعددی، به ویژه در منابع حدیثی شیعه، به صراحت از تقیه سخن گفتهاند. معروفترین آنها حدیث «إِنَّ التَّقِیةَ دِینِی وَ دِینُ آبَائِی وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیةَ لَهُ»[۵] است.
اجمع فقها
در میان فقهای شیعه، اجماع بر جواز تقیه در موارد ضرورت و خوف از ضرر، مسئله ای ضروری میدانند.[۶]
عقل
عقل سلیم حکم میکند که انسان برای حفظ جان و دفع ضررهای شدید، ناگزیر از اتخاذ تدابیر احتیاطی باشد.
موارد کاربرد
موارد کاربردی که برای تقیه در منابع اسلامی ذکر شده است عبارتند از :حفظ جلن در برابر تحدید جانی، حفظ مال در برابر مضادره یا غصب، حفظ آبرو و جلوگیری از هتک حرمت، دفع فتنه و آشوب، حفظ اسرار دینی و اجتماعی.
جایگاه تقیه در فرقههای اسلامی
شیعه
تقیه بخش مهمی از اعتقادات و احکام شیعه امامیه محسوب میشود. این اعتقاد ریشه در تاریخ تشیع و دوران اختناق امویان و عباسیان دارد، فقهای شیعه، تقیه را در موارد اکراه، خوف از ضرر و گاه برای حفظ وحدت و دفع فقته، جایز و گاه لازم شمرده شمردهاند. با این حال، تقیه در موارد در اصل اعتقاد به امامت یا احکام قطعی شرع جایز نیست.[۷]
اهل سنت
اگر چه واژه ی «تقیه» بهطور گسترده در منابع اهل سنت به کار نرفته است اما مفهوم آن تحت عناوینی چون: «رخصت» (اجازه ی شرعی)، «اکراه»، «اجبار» و «دفع ضرر» در میان فقهای اهل سنت نیز مطرح است. بسیاری از فقهای اهل سنت، مانند ابوحنیفه و شافعی، در مواجهه با اکراه، عمل برخلاف عقیده راجایز دانستهاند، به ویژه اگر مربوط به کفر باشد.[۸]برخی مفسران، قائلان به تقیه در شیعه را متهم به کتمان حق کردهاند در حالی که شیعه این عمل را صرفاً یک حکم شرعی در شرایط اضطراری میدانند.
منابع
- ↑ Corbin، Henry (۱۹۹۸). History of Islamic Philosophy. London: Kegan Paul International. ص. ۴۴.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی ج2. تهران: اسلامیه. ص. ۲۱۹.
- ↑ طبری، محمد بن جریر (۱۴۲۲). جامع البیان عن تأویل آی القرآن ج3. دار هجر للطباعة والنشر والتوزیع والإعلان. ص. ۲۴۴.
- ↑ الشماولی، علی. التقیّة فی إطارها الفقهی. ص. ۵.
- ↑ مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۳). البحار الانوار الجامعه لدرر ائمه الاطهار ج2. ص. ۷۳.
- ↑ نجفی، محمدحسن (۱۳۹۸). جواهر الکلام فی احکام الاسلام ج10. بیروت: دار الاحیا التراث العربی. ص. ۴۶۵.
- ↑ عاملی، محمد بن حسن (۱۴۱۹). المعالم فی اصول الفقه ج12. قم: موسسه آل البیت. ص. ۲۸۰.
- ↑ ابن تیمیه، احمد (۱۴۱۶). مجموع الفتاوی ج10. عربستان: مجمع ملک فهد. ص. ۳۰۷.