| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
فمینیسم رادیکال: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
=== اهداف === | === اهداف === | ||
در حالی که فمینیسم لیبرال مظلومیت زن را معلول قوانین غیر عادلانه و در فمینیسم های سوسیال و مارکسیست آن را معلول ساختار های اجتماعی _اقتصادی میدانند، فمینیسم افراطی مردان را علت مظلومیت زنان میشناسد.سوزان مندوس میگوید:«ما واژه فمینیستی و محوری | در حالی که فمینیسم لیبرال مظلومیت زن را معلول قوانین غیر عادلانه و در فمینیسم های سوسیال و مارکسیست آن را معلول ساختار های اجتماعی _اقتصادی میدانند، فمینیسم افراطی مردان را علت مظلومیت زنان میشناسد.سوزان مندوس میگوید:«ما واژه فمینیستی و محوری « [[مردسالاری]] » و شعار فمینیستی «امر شخصی، امر سیاسی است» را مرهون فمینیسم افراطی هستیم» و چنانکه از اسمش پیداست، در فمینیسم افراطی شدیدترین حملات به اهداف و دغدعه های فلسفه سیاسی سنتی را میتوان پیدا کرد،زیرا درحالیکه [[فمینیسم لیبرال]] ، [[فمینیسم سوسیالیستی]] و [[فمینیسم مارکسیستی]]، همگی با فلسفه های سیاسی توافق داشته و معتقدند که اگر این فلسفه ها تعدیل شوند، میتوانند منافع زنان را تامین کنند، اما فمینیسم افراطی ذاتا با خود فلسفه سیاسی مخالفت میکند و آن را یکی از راههایی میداند که قدرت مرد از آن راه، مشروعیت می یابد.با این حساب، طبق افراطی ها گرایش هایی چون سوسیالیسم، مارکسیسم و لیبرالیسم همگی در معرفی علت مظلومیت زن بی راهه میروند زیرا امری خاص و جزئی را علت مشکلی که کلی تر است، میدانند. اما از نظر افراطی ها مظلومیت زن به خودی خود نوع متمایزی از مظلومیت است، که فراتر از دیگر اشکال مظلومیت است و برای مبارزه با آن، باید زنان ا ز آن حیث زن هستند. علیه مردان، از آن حیث که ظالم هستند متحد شوند.<ref>{{پک|یزدانی|جندقی|1382|ک=فمینیسم و دانش های فمینیستی|ج=1|ص=324}}</ref> | ||
==== نظر رادیکالها درباره ازدواج ==== | |||
فمینیست های رادیکال، [[ازدواج در اسلام|ازدواج]] را یک وضعیت غیر ارادی میدانند که در آن مجموعه ای از خشونت ، [[بیگاری]]، تقاضای جنسی ناخواسته به زنان تحمیل میشود. تفکرات افراطی فمینیست های رادیکال ، حتی [[فحشا]] و ازدواج را هم شأن یکدیگر می دانند که در هر دو مورد با زن در حد یک کالای جنسی برخورد می شود! در سال 1993 آندرا دورکین از فمینیست های مشهور آمریکایی اظهار می دارد: ازدواج مانند فاحشه گری، یک بنیاد ستمگرانه و خطرناک برای زنان است. در سال 1987 کاترین مک کینون استاد حقوق دانشگاه میشیگان نیز تصریح می کند که فمینیسم تمایزی بین فاحشگی، ازدواج و [[آزار جنسی]] نمی بیند. در گردهمایی سال 1990 از سوی «سازمان زنان رادیکال» نقش همسری به عنوان برده ٔ خانگی تعریف گردید و رشد خانواده های [[تک سرپرست]] و زندگی توافقی در اجتماعات کم در آمد به عنوان گام مثبتی در جهت آزادی زنان شمرده شد!<ref>{{پک|فرهمند|بختیاری|1386|ک=فمینیسم و خانواده|ج=1|ص=138}}</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۴۶
تعریف
| از مجموعه مقالههای |
| فمینیسم |
|---|
فمینیسم رادیکال شاخهای از فمینیسم و یکی از تاثیرگذارترین نظریات بر روند شکلگیری نظام فکری زنان از اواخر دهه ۱۹۶۰ بوده است. بسیاری از پدیدههای جدید و ساختارشکن در نگرش زنان نسبت به اجتماع و بازخوردهای جامعه نسبت به آنان حاصل تأثیرات فمینیسم رادیکال میباشد که برای اولین بار «فرهنگ زنانه» را به عنوان قالبی برای شاخصههای فرهنگی مطرح نمود. این جنبش در راستای سیاستگذاریهای خود چهار مبحث را بر اساس کنشهای اجتماعی و روابط زنان با مردان تبیین مینماید:[۱]
- بررسی رابطه تعاملات اجتماعی و تمایلات شخصی
- بررسی توانایی زنان در ادامه زندگی بدون حضور مردان
- بررسی تبعیضات و دگرگونیهای ناشی از مفاهیم جنس و جنسیت
- بررسی جایگاه اصلی زنان و برتری آنان نسبت به مردان
فمینیستهای تندرو با فرض بینیازی زنان از مردان به ترسیم فضای جدیدی میپردازند که با وعدههایی چون رفع سلطه مردان و رفع خشونت علیه زنان همراه است. آنان مردان را از نظر زیستشناسی خشن و سلطه جو میدانند. در سال ۱۹۶۹ مارلین دیکسون استاد روانشناسی دانشگاه شیکاگواز سردمداران روانشناسی فمینیسم رادیکال تصریح نمود: «بنیاد ازدواج اصلیترین وسیله برای جاودانگی ظلم علیه زنان است و نقش زن به عنوان تابع در این بنیاد حفظ میشود. زن در نقش همسری، زنانی را خواهد آفرید که مانند خود در طول تاریخ اسیر ظلم باشند.».[۲]
اهداف
در حالی که فمینیسم لیبرال مظلومیت زن را معلول قوانین غیر عادلانه و در فمینیسم های سوسیال و مارکسیست آن را معلول ساختار های اجتماعی _اقتصادی میدانند، فمینیسم افراطی مردان را علت مظلومیت زنان میشناسد.سوزان مندوس میگوید:«ما واژه فمینیستی و محوری « مردسالاری » و شعار فمینیستی «امر شخصی، امر سیاسی است» را مرهون فمینیسم افراطی هستیم» و چنانکه از اسمش پیداست، در فمینیسم افراطی شدیدترین حملات به اهداف و دغدعه های فلسفه سیاسی سنتی را میتوان پیدا کرد،زیرا درحالیکه فمینیسم لیبرال ، فمینیسم سوسیالیستی و فمینیسم مارکسیستی، همگی با فلسفه های سیاسی توافق داشته و معتقدند که اگر این فلسفه ها تعدیل شوند، میتوانند منافع زنان را تامین کنند، اما فمینیسم افراطی ذاتا با خود فلسفه سیاسی مخالفت میکند و آن را یکی از راههایی میداند که قدرت مرد از آن راه، مشروعیت می یابد.با این حساب، طبق افراطی ها گرایش هایی چون سوسیالیسم، مارکسیسم و لیبرالیسم همگی در معرفی علت مظلومیت زن بی راهه میروند زیرا امری خاص و جزئی را علت مشکلی که کلی تر است، میدانند. اما از نظر افراطی ها مظلومیت زن به خودی خود نوع متمایزی از مظلومیت است، که فراتر از دیگر اشکال مظلومیت است و برای مبارزه با آن، باید زنان ا ز آن حیث زن هستند. علیه مردان، از آن حیث که ظالم هستند متحد شوند.[۳]
نظر رادیکالها درباره ازدواج
فمینیست های رادیکال، ازدواج را یک وضعیت غیر ارادی میدانند که در آن مجموعه ای از خشونت ، بیگاری، تقاضای جنسی ناخواسته به زنان تحمیل میشود. تفکرات افراطی فمینیست های رادیکال ، حتی فحشا و ازدواج را هم شأن یکدیگر می دانند که در هر دو مورد با زن در حد یک کالای جنسی برخورد می شود! در سال 1993 آندرا دورکین از فمینیست های مشهور آمریکایی اظهار می دارد: ازدواج مانند فاحشه گری، یک بنیاد ستمگرانه و خطرناک برای زنان است. در سال 1987 کاترین مک کینون استاد حقوق دانشگاه میشیگان نیز تصریح می کند که فمینیسم تمایزی بین فاحشگی، ازدواج و آزار جنسی نمی بیند. در گردهمایی سال 1990 از سوی «سازمان زنان رادیکال» نقش همسری به عنوان برده ٔ خانگی تعریف گردید و رشد خانواده های تک سرپرست و زندگی توافقی در اجتماعات کم در آمد به عنوان گام مثبتی در جهت آزادی زنان شمرده شد![۴]
منابع
ارجاعات
- ↑ فرهمند و بختیاری، فمینیسم و خانواده، ۱: ۱۳۳.
- ↑ فرهمند و بختیاری، فمینیسم و خانواده، ۱: ۱۳۴.
- ↑ یزدانی و جندقی، فمینیسم و دانش های فمینیستی، ۱: ۳۲۴.
- ↑ فرهمند و بختیاری، فمینیسم و خانواده، ۱: ۱۳۸.
منابع
- فرهمند، مریم؛ بختیاری، آمنه (۱۳۸۶). فمینیسم و خانواده. ج. ۱. روابط عمومی شورای فرهنگی _ اجتماعی زنان. ص. ۱۳۳.
- یزدانی، عباس؛ جندقی، بهروز (۱۳۸۲). فمینیسم و دانش های فمینیستی. ج. ۱. دفتر مطالعات و تحقیقات زنان. ص. ۳۲۴.