بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

خالد بن سنان عبسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ابرابزار)
 
 
خط ۱: خط ۱:
'''خالد بن سنان عبسی''' از حکیمان عرب در دوره [[جاهلیت|جاهلی]] دانسته شده و در برخی منابع به عنوان [[پیامبر|پیامبری]] در فاصله میان [[عیسی]] و [[محمد]] معرفی شده است. در روایت‌ها از دعوت او به [[مسیحیت|دین عیسی]] و داستان‌هایی درباره خاموش کردن آتشی در سرزمین [[بنی‌غطفان]] یاد شده است. همچنین گزارش‌هایی درباره دیدار دختر او با محمد و احترام به او در منابع نقل شده است.
'''خالد بن سنان عبسی''' از حکیمان عرب در دوره [[جاهلیت|جاهلی]] دانسته شده و در برخی منابع به عنوان [[پیامبر|پیامبری]] در فاصله میان [[عیسی]] و [[محمد]] معرفی شده است. در روایت‌ها از دعوت او به [[مسیحیت|دین عیسی]] و داستان‌هایی دربارهٔ خاموش کردن آتشی در سرزمین [[بنی‌غطفان]] یاد شده است. همچنین گزارش‌هایی دربارهٔ دیدار دختر او با محمد و احترام به او در منابع نقل شده است.


== زندگی ==
== زندگی ==
خالد بن سنان عبسی از حکیمان عرب در دوره جاهلی دانسته شده است. گفته‌اند در زمان [[خسرو انوشیروان]] می‌زیست. در برخی گزارش‌ها او پیامبر دانسته شده و گفته شده است که مردم را به دین عیسی دعوت می‌کرد. بر پایه روایتی دیگر، او از نسل اسماعیل شمرده شده و گفته شده است که در فاصله میان عیسی و محمد به پیامبری مبعوث شد.<ref>{{پک|1=اختری|2=۱۳۹۰|ک=دایره‌المعارف جامع اسلامی|ف=خالد بن سنان عبسی}}</ref>
خالد بن سنان عبسی از حکیمان عرب در دوره جاهلی دانسته شده است. گفته‌اند در زمان [[خسرو انوشیروان]] می‌زیست. در برخی گزارش‌ها او پیامبر دانسته شده و گفته شده است که مردم را به دین عیسی دعوت می‌کرد. بر پایه روایتی دیگر، او از نسل اسماعیل شمرده شده و گفته شده است که در فاصله میان عیسی و محمد به پیامبری مبعوث شد.<ref>{{پک|1=اختری|2=۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=خالد بن سنان عبسی}}</ref>


در برخی تاریخ‌ها نقل شده است که در سرزمین [[بنی‌غطفان]] آتشی از زمین برمی‌خاست که هر کس به آن نزدیک می‌شد می‌سوخت و گروهی از اعراب آن را می‌پرستیدند. خالد بن سنان همراه چند تن از یاران خود آنان را از این کار بازداشت و به دین عیسی دعوت کرد. گفته شده است که او به سوی آن آتش رفت و با چوبدستی خود آن را زد و یارانش نیز با کفش بر آن کوبیدند تا سرانجام آتش فرو نشست و در چاهی فرو رفت. در روایات همچنین آمده است که او گاه برای باریدن باران [[دعا]] می‌کرد و گفته شده است که با فروبردن سر در گریبان به دعا می‌ایستاد و باران می‌بارید تا زمانی که سر برمی‌آورد. گزارش شده است که هنگام [[مرگ]] وصیت کرد او را بر پشته‌ای دفن کنند و پس از سه روز، زمانی که نشانه‌ای خاص ظاهر شد، قبرش را بگشایند تا از آینده خبر دهد. پس از مرگ او، برخی از قومش قصد داشتند وصیتش را انجام دهند، اما خویشاوندانش مانع شدند و این کار را نپذیرفتند.<ref>{{پک|1=اختری|2=۱۳۹۰|ک=دایره‌المعارف جامع اسلامی|ف=خالد بن سنان عبسی}}</ref>
در برخی تاریخ‌ها نقل شده است که در سرزمین [[بنی‌غطفان]] آتشی از زمین برمی‌خاست که هر کس به آن نزدیک می‌شد می‌سوخت و گروهی از اعراب آن را می‌پرستیدند. خالد بن سنان همراه چند تن از یاران خود آنان را از این کار بازداشت و به دین عیسی دعوت کرد. گفته شده است که او به سوی آن آتش رفت و با چوبدستی خود آن را زد و یارانش نیز با کفش بر آن کوبیدند تا سرانجام آتش فرو نشست و در چاهی فرورفت. در روایات همچنین آمده است که او گاه برای باریدن باران [[دعا]] می‌کرد و گفته شده است که با فروبردن سر در گریبان به دعا می‌ایستاد و باران می‌بارید تا زمانی که سر برمی‌آورد. گزارش شده است که هنگام [[مرگ]] وصیت کرد او را بر پشته‌ای دفن کنند و پس از سه روز، زمانی که نشانه‌ای خاص ظاهر شد، قبرش را بگشایند تا از آینده خبر دهد. پس از مرگ او، برخی از قومش قصد داشتند وصیتش را انجام دهند، اما خویشاوندانش مانع شدند و این کار را نپذیرفتند.<ref>{{پک|1=اختری|2=۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=خالد بن سنان عبسی}}</ref>


در منابع روایی آمده است که دختر او پس از ظهور [[اسلام]] به نزد محمد رفت. گفته شده است که محمد ردای خود را برای او گسترد و او را بر آن نشاند و درباره او سخنانی در احترام به پدرش نقل شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایره‌المعارف جامع اسلامی|ف=خالد بن سنان عبسی}}</ref>
در منابع روایی آمده است که دختر او پس از ظهور [[اسلام]] به نزد محمد رفت. گفته شده است که محمد ردای خود را برای او گسترد و او را بر آن نشاند و دربارهٔ او سخنانی در احترام به پدرش نقل شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=خالد بن سنان عبسی}}</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۱۳: خط ۱۳:


=== منابع ===
=== منابع ===
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=خالد بن سنان عبسی|دانشنامه=[[دایره‌المعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایره‌المعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=خالد بن سنان عبسی|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایرةالمعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}


{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}}
{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}}
[[رده:پیامبران عرب]]
[[رده:مسیحیان]]
[[رده:معجزه‌کنندگان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۳:۰۶

خالد بن سنان عبسی از حکیمان عرب در دوره جاهلی دانسته شده و در برخی منابع به عنوان پیامبری در فاصله میان عیسی و محمد معرفی شده است. در روایت‌ها از دعوت او به دین عیسی و داستان‌هایی دربارهٔ خاموش کردن آتشی در سرزمین بنی‌غطفان یاد شده است. همچنین گزارش‌هایی دربارهٔ دیدار دختر او با محمد و احترام به او در منابع نقل شده است.

زندگی

خالد بن سنان عبسی از حکیمان عرب در دوره جاهلی دانسته شده است. گفته‌اند در زمان خسرو انوشیروان می‌زیست. در برخی گزارش‌ها او پیامبر دانسته شده و گفته شده است که مردم را به دین عیسی دعوت می‌کرد. بر پایه روایتی دیگر، او از نسل اسماعیل شمرده شده و گفته شده است که در فاصله میان عیسی و محمد به پیامبری مبعوث شد.[۱]

در برخی تاریخ‌ها نقل شده است که در سرزمین بنی‌غطفان آتشی از زمین برمی‌خاست که هر کس به آن نزدیک می‌شد می‌سوخت و گروهی از اعراب آن را می‌پرستیدند. خالد بن سنان همراه چند تن از یاران خود آنان را از این کار بازداشت و به دین عیسی دعوت کرد. گفته شده است که او به سوی آن آتش رفت و با چوبدستی خود آن را زد و یارانش نیز با کفش بر آن کوبیدند تا سرانجام آتش فرو نشست و در چاهی فرورفت. در روایات همچنین آمده است که او گاه برای باریدن باران دعا می‌کرد و گفته شده است که با فروبردن سر در گریبان به دعا می‌ایستاد و باران می‌بارید تا زمانی که سر برمی‌آورد. گزارش شده است که هنگام مرگ وصیت کرد او را بر پشته‌ای دفن کنند و پس از سه روز، زمانی که نشانه‌ای خاص ظاهر شد، قبرش را بگشایند تا از آینده خبر دهد. پس از مرگ او، برخی از قومش قصد داشتند وصیتش را انجام دهند، اما خویشاوندانش مانع شدند و این کار را نپذیرفتند.[۲]

در منابع روایی آمده است که دختر او پس از ظهور اسلام به نزد محمد رفت. گفته شده است که محمد ردای خود را برای او گسترد و او را بر آن نشاند و دربارهٔ او سخنانی در احترام به پدرش نقل شده است.[۳]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «خالد بن سنان عبسی». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.