گلدزیهر: تفاوت میان نسخهها
(+ رده:یهودیان (هاتکت)) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''ایگناتس گلدزیهر''' (Ignaz Goldziher)، خاورشناس یهودی مجارستانی و از بنیانگذاران اسلامشناسی دانشگاهی در غرب بهشمار میرود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=المستشروق|نام=نجیب|نام خانوادگی=العقیقی|جلد=3|صفحه=41}}</ref> او با تألیف کتاب «[[مذاهب التفسیر الإسلامی]]» (روشهای اسلامی تفسیر قرآن) رویکردی نوین در بررسی تاریخی تفاسیر قرآنی پدید آورد و اختلاف قرائات را نخستین گام در سیر تحول تفسیر دانست.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مذاهب التفسیر الاسلامی|نام=ایگناس|نام خانوادگی=گلدزیهر|صفحه=8-9}}</ref> دیدگاههای او دربارهٔ قرائات قرآن، بهویژه تأکید بر نبودِ نص واحد و انتساب تغییرات به [[پیامبر اسلام]] و صحابه، با نقدهای گستردهای از سوی دانشمندان [[علوم قرآنی]] روبهرو شده است.<ref>{{یادکرد ژورنال|نام۱=سیدمحمد|نام خانوادگی۱=مرتضوی|سال=1381|شماره=14|عنوان=بررسی و نقد آراء گلدزیهر درباره منشأ اختلاف قرائات|ژورنال=جامعه شناسی کاربردی}}</ref> | |||
== زیستنامه == | |||
گلدزیهر در شهر استولوئیسبورگ (در امپراتوری اتریش-مجارستان) در خانوادهای یهودی زاده شد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=فرهنگ کامل خاورشناسان|نام خانوادگی=بدوی|صفحهها=328-329}}</ref> تحصیلات خود را در پایتخت مجارستان گذراند و دورهٔ دانشگاهی را در لایپزیک به پایان رساند. رشتهٔ تحصیلی او «مطالعات مشرقشناسی» بود. رسالهٔ دکترای خود را در سال ۱۸۷۰ زیر نظر [[فلاشیر]] به پایان رسانید؛ موضوع رسالهٔ وی «پژوهش دربارهٔ تنخ اورشلیمی» بود که به مفسران یهودی تورات در قرون وسطی اختصاص داشت.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=فرهنگ کامل خاورشناسان|نام خانوادگی=بدوی|صفحه=328}}</ref> | |||
[[ | پس از دریافت درجهٔ دکترا در سال ۱۸۷۲ به بوداپست بازگشت و به سمت دانشیار دانشگاه آن شهر برگزیده شد. او پس از یک سال در وین، به شرق سفر کرد و ابتدا به سوریه، سپس فلسطین و مصر رفت. در سوریه با [[شیخ طاهر جزائری]] (عضو مجمع ملی [[دمشق]] و مدیر کتابخانهٔ ظاهریه) طرح دوستی ریخت و از او بهرهها برد. در مصر گاهی به [[دانشگاه الازهر]] رفتوآمد میکرد و از درسهای استادان و علمای مصر بهرهمند میشد. پس از یک سال و نیم اقامت در مشرق اسلامی (سپتامبر ۱۸۷۳ تا آوریل سال بعد) به مجارستان بازگشت و به فعالیتهای علمی و تدریس در دانشگاهها پرداخت.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=فرهنگ کامل خاورشناسان|نام خانوادگی=بدوی|صفحه=329}}</ref> | ||
گلدزیهر برای فراگیری فرهنگ و دین اسلام به [[سوریه]]، [[سرزمین فلسطین|فلسطین]] و [[مصر]] سفر کرد و در شانزدهسالگی مقالههای علمی دینی مینوشت و در بیستسالگی مدرک دکترا دریافت داشت.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مستشرقان و قرآن|نام=مصطفی|نام خانوادگی=زمانی|صفحه=82}}</ref> او را «پدر روانی نسل جدید در اسلامشناسی» و مؤسس رشتهٔ اسلامشناسی در دانشگاههای غرب دانستهاند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نقد الخطاب الاستشراقی|نام خانوادگی=سالم الحاج|ناشر=دار المدار الاسلامی|جلد=1|صفحهها=172-173}}</ref> | |||
== روش علمی == | |||
روش علمی او بر پایهٔ طراحی چارچوب ذهنی پیشساخته و سپس جستجوی شواهد تاریخی برای تأیید آن بود، نه گردآوری دادهها و سپس نتیجهگیری. این رویکرد جدلی، بهویژه در حوزهٔ قرآن، او را به نادیدهگرفتن تمایز میان قرائتهای متواتر و شاذ کشاند و اختلاف قرائات را نشانهٔ نبودِ نص واحد تفسیر کرد.<ref>{{یادکرد ژورنال|نام۱=مصطفی|نام خانوادگی۱=زمانی|سال=1384|شماره=3|عنوان=گلدزیهر و کتاب گرایشهای تفسیری او|ژورنال=تحقیقات علوم قرآن و حدیث}}</ref> از دیگر ویژگیهای روش او، بررسی تأثیرات متقابل مذاهب بر یکدیگر و تأکید بر شکلگیری باورهای دینی در بستر تاریخی بود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=دائرة المعارف مستشرقان|نام خانوادگی=بدوی|صفحه=523}}</ref> عببدالرحمان بدوی شیوهٔ او را چنین ارزیابی کرده است: «شیوهٔ او، شیوهٔ معتدلی بود که به وسیلهٔ آن توانست از دو خطر دوری کند: خطر محدودنگری و سطحینگری در روش علمی به معنای دقیق آن، و خطر افراط در زیادهگویی و تفسیرهای دور از واقعیت ذهنی در شیوههای وجدانی و استدلالی.» از دیگر ویژگیهای روش او، تکیه بر یافتههای درونی و بینش عقلانی و چیرگی برجسته در مقارنات بود. او در شناخت تمایزات در ریزهکاریهای مذاهب در مقایسه با یکدیگر تیزبین بود و در شناخت تشابهات و ارتباطات بین ادیان و مذاهب یک دین، دقت بسیاری داشت.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=فرهنگ کامل خاورشناسان|نام خانوادگی=بدوی|صفحه=330}}</ref> با این حال، برخی از پژوهشهای او با افراطگرایی همراه بوده است؛ به عنوان مثال در کتاب «گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان»، در فصل ششم به شیعیان و تفاسیر آنها میتازد و [[شیعه]] را متهم به تحریف قرآن میکند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان|نام=ایگناس|نام خانوادگی=گلدزیهر|صفحه=249}}</ref> | |||
== آثار علمی == | |||
گلدزیهر از سال ۱۸۸۶ هر ساله تحقیق و بحثهایی را عرضه مینمود. برخی از اینها کتابهای قطوری بودند که حجم هر مجلد از آنها از چهارصد صفحه تجاوز میکرد و برخی مقالات با حجم متوسط بین بیست تا شصت صفحه بودند. از وی تعلیقات و نقدهایی بر کتابهای منتشرشده نیز به جای مانده است. فهرست تألیفات او شامل ۵۹۲ مجموعه تحقیق است.<ref name=":0">{{یادکرد کتاب|عنوان=فرهنگ کامل خاورشناسان|نام خانوادگی=بدوی|صفحه=332}}</ref>مهمترین آثار او عبارتند از: | |||
=== گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان === | |||
این کتاب مهمترین و مشهورترین اثر گلدزیهر است و نظریات مورد بحث در این باره در این کتاب آورده شده است. این کتاب را [[عبدالحکیم نجار]]، نویسندهٔ مصری، به عربی ترجمه کرده و حواشی مفیدی بر آن نگاشته است و توسط [[ناصر طباطبایی]] به فارسی برگردانده شده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان|نام=ایگناس|نام خانوادگی=گلدزیهر|صفحه=مقدمه}}</ref> این کتاب دارای شش فصل است: | |||
· فصل اول (دورهٔ نخستین تفسیر): گلدزیهر در این فصل مدعی است که در این دوره هنوز متن واحد مورد اتفاقی از خود قرآن وجود ندارد و مصحفهای مختلف و متفاوتی در دست صحابه و تابعین وجود دارد. او نشانهٔ اختلاف میان مصحفها و قرائات قرآنی را در چند امر میداند: فقدان نقطه و اعراب در خط عربی، اضافات صحابه در مصحفهایشان برای زدودن ابهام، و وجود شخص رسول خدا که باعث میشد قرآن به صورتهای مختلفی تلاوت شود. گلدزیهر از مجموعهٔ این مسائل نتیجه میگیرد که هیچ شاهدی بر اینکه قرآن بر نص واقعی خود مانده است، در دست نیست.<ref name=":1">{{یادکرد کتاب|عنوان=گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان|نام=ایگناس|نام خانوادگی=گلدزیهر|صفحهها=30- 61 و 69}}</ref> | |||
· فصل دوم (تفسیر روایی): در این فصل به بررسی اوضاع حدیث تا قرن دوم هجری و اصطلاحات و آراء برخی از مفسران اولیه، خصوصاً [[ابن عباس]]، میپردازد و اندیشههای علمی ابن عباس را برخاسته از اندیشههای [[یهود]] میداند. در ادامه به [[محمد بن جریر طبری|طبری]] و تفسیر او میپردازد و معتقد است که طبری در آراء تفسیری خود میل به اندیشههای اعتزالی دارد.<ref name=":1" /> | |||
· فصل سوم (تفسیر در پرتو عقیده): بیشتر اختصاص به آراء [[معتزله]] و اهل رأی و تأثیرگذاری آنان و مخالفت [[اهل حدیث]] و [[اشاعره]] با این دسته دارد. وی تفسیر کشاف زمخشری را نمونهای از یک تفسیر معتزلی میداند.<ref name=":2">{{یادکرد کتاب|عنوان=گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان|نام=ایگناس|نام خانوادگی=گلدزیهر|صفحه=141}}</ref> | |||
· فصل چهارم (تفسیر در پرتو تصوف اسلامی): تصوف را در ابتدای تکوین زهد سادهای توصیف مینماید که بعدها در انگارهٔ «وحدت وجود» به اوج تکامل میرسد. او عرفان را رویکردی میداند که بیشتر رنگمایهٔ نوافلاطونی دارد.<ref name=":2" /> | |||
· فصل پنجم (تفسیر در پرتو فرقههای دینی): گلدزیهر در این فصل میکوشد تا نشان دهد شیعیان کوشیدهاند تا بسیاری از آیات ذمّ قرآن را بر دشمنان اهل بیت و آیات مدحی را بر اهل بیت حمل کنند. او همچنین به اقلیت شیعه که مصحف عثمانی را مصحفی تحریفشده میدانند، اشارهٔ مفصلی دارد.<ref name=":3">{{یادکرد کتاب|عنوان=گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان|نام=ایگناس|نام خانوادگی=گلدزیهر|صفحه=249}}</ref> | |||
· فصل ششم (تفسیر در پرتو [[تمدن اسلامی]]): در مقام مقایسهٔ جنبههای دینی و فلسفی اسلام با روزگار جدید و هماهنگی آنهاست.<ref name=":3" /> | |||
=== سخنرانیهایی دربارهٔ اسلام === | |||
این کتاب مجموعه چند سخنرانی علمی مؤلف دربارهٔ اسلام است که در سال ۱۹۱۰ در شهر [[هیدلبرگ]] منتشر گردید. این کتاب نخست به انگلیسی ترجمه شد و در سال ۱۹۸۱ به چاپ رسید. سه تن از مترجمان مصری (محمد یوسف موسی، عبدالعزیز عبدالحق و علی حسن عبدالقادر) آن را با عنوان «العقیدة و الشریعة فی الإسلام» به عربی برگرداندند و در ذیل برخی صفحات، تعلیقات کوتاهی آوردند و رأی مؤلف را مورد نقد و بررسی قرار دادند. سپس علینقی منزوی این کتاب را از عربی به فارسی ترجمه نمود و با عنوان «درسهایی از اسلام» انتشار یافت.<ref name=":4">{{یادکرد کتاب|عنوان=فرهنگ کامل خاورشناسان|نام خانوادگی=بدوی|صفحه=334}}</ref> | |||
=== سایر تألیفات === | |||
· «الظاهریه، مذهب و تاریخشان» (۱۸۸۴): پیشدرآمدی بر فقه که به مطالعات گسترده در زمینهٔ [[اصول فقه]] و اصول مذاهب گوناگون فقهی و [[اجماع]] و اختلاف بین ائمهٔ مذاهب و ارتباط مذهب ظاهری میپردازد.<ref name=":4" /> | |||
· «آداب الجدل عند الشیعه» (۱۸۷۴)<ref name=":5">{{یادکرد کتاب|عنوان=المستشرقون|نام=نجیب|نام خانوادگی=العقیقی|صفحه=41}}</ref> | |||
· «القدریه و المعتزله»<ref name=":5" /> | |||
· «العقائد الشیعه عند المرجئه» (۱۸۹۹)<ref name=":5" /> | |||
· تصحیح کتاب «المعمرین» اثر ابیحاتم سجستانی (۱۸۹۹)<ref name=":5" /> | |||
· تصحیح کتاب «فضائل المستظهریه» اثر غزالی (۱۹۰۶)<ref name=":5" /> | |||
· تصحیح بخشی از کتاب «المستظهریه من فضائح الباطنیه» (۱۹۰۶)<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=فرهنگ کامل خاورشناسان|نام خانوادگی=بدوی|صفحه=332}}</ref> | |||
=== مقالات و تحقیقات === | |||
گلدزیهر مقالات متعددی در مجلات علمی منتشر کرد که از جملهٔ آنهاست: | |||
· «التقیة فی الإسلام»، «الصحیفة الکاملة السجادیة»، «الشیعه» و «الملل والنحل» (مجلهٔ شرقیهٔ آلمانیه، ۱۹۰۶)<ref name=":6">{{یادکرد کتاب|عنوان=المستشرقون|نام=نجیب|نام خانوادگی=العقیقی|صفحه=41}}</ref> | |||
· «الحدیث فی الإسلام» (مجلهٔ الدراسات الآشوریه، ۱۹۰۹)<ref name=":6" /> | |||
· مقالاتی دربارهٔ «اخوان الصفا»، «المعتزله»، «[[فخرالدین رازی]]» و «[[البخاری]]» (مجلهٔ الإسلام، ۱۹۱۰–۱۹۱۸)<ref name=":6" /> | |||
· «تکریم الأولیاء فی الإسلام» (۱۹۱۱)<ref name=":6" /> | |||
· «اسلام و دین پارسی» (ارائه شده در اولین کنفرانس بینالمللی ادیان در پاریس، ۱۹۰۰)<ref name=":0" /> | |||
· «دراسة عن النبی» (مجلهٔ آسیایی بریتانیا، ۱۹۱۲)<ref name=":7">{{یادکرد کتاب|عنوان=المستشرقون|نام=نجیب|نام خانوادگی=العقیقی|صفحه=42}}</ref> | |||
· «الإجماع» (مجلهٔ مجمع علوم الفلسفه، ۱۹۱۶)<ref name=":7" /> | |||
· «البدعة» و «کشمکشها حول جایگاه حدیث در اسلام» (مجلهٔ الدراسات العربیه، ۱۹۴۲)<ref name=":7" /> | |||
· «عیادة المریض» (مجلهٔ الدراسات الآشوریه، ۱۹۱۸)<ref name=":7" /> | |||
== منابع == | |||
[[رده:یهودیان]] | [[رده:یهودیان]] | ||
[[رده:خاورشناسان]] | |||
<references /> | |||
[[رده:اهالی مجارستان]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۲
ایگناتس گلدزیهر (Ignaz Goldziher)، خاورشناس یهودی مجارستانی و از بنیانگذاران اسلامشناسی دانشگاهی در غرب بهشمار میرود.[۱] او با تألیف کتاب «مذاهب التفسیر الإسلامی» (روشهای اسلامی تفسیر قرآن) رویکردی نوین در بررسی تاریخی تفاسیر قرآنی پدید آورد و اختلاف قرائات را نخستین گام در سیر تحول تفسیر دانست.[۲] دیدگاههای او دربارهٔ قرائات قرآن، بهویژه تأکید بر نبودِ نص واحد و انتساب تغییرات به پیامبر اسلام و صحابه، با نقدهای گستردهای از سوی دانشمندان علوم قرآنی روبهرو شده است.[۳]
زیستنامه
گلدزیهر در شهر استولوئیسبورگ (در امپراتوری اتریش-مجارستان) در خانوادهای یهودی زاده شد.[۴] تحصیلات خود را در پایتخت مجارستان گذراند و دورهٔ دانشگاهی را در لایپزیک به پایان رساند. رشتهٔ تحصیلی او «مطالعات مشرقشناسی» بود. رسالهٔ دکترای خود را در سال ۱۸۷۰ زیر نظر فلاشیر به پایان رسانید؛ موضوع رسالهٔ وی «پژوهش دربارهٔ تنخ اورشلیمی» بود که به مفسران یهودی تورات در قرون وسطی اختصاص داشت.[۵]
پس از دریافت درجهٔ دکترا در سال ۱۸۷۲ به بوداپست بازگشت و به سمت دانشیار دانشگاه آن شهر برگزیده شد. او پس از یک سال در وین، به شرق سفر کرد و ابتدا به سوریه، سپس فلسطین و مصر رفت. در سوریه با شیخ طاهر جزائری (عضو مجمع ملی دمشق و مدیر کتابخانهٔ ظاهریه) طرح دوستی ریخت و از او بهرهها برد. در مصر گاهی به دانشگاه الازهر رفتوآمد میکرد و از درسهای استادان و علمای مصر بهرهمند میشد. پس از یک سال و نیم اقامت در مشرق اسلامی (سپتامبر ۱۸۷۳ تا آوریل سال بعد) به مجارستان بازگشت و به فعالیتهای علمی و تدریس در دانشگاهها پرداخت.[۶]
گلدزیهر برای فراگیری فرهنگ و دین اسلام به سوریه، فلسطین و مصر سفر کرد و در شانزدهسالگی مقالههای علمی دینی مینوشت و در بیستسالگی مدرک دکترا دریافت داشت.[۷] او را «پدر روانی نسل جدید در اسلامشناسی» و مؤسس رشتهٔ اسلامشناسی در دانشگاههای غرب دانستهاند.[۸]
روش علمی
روش علمی او بر پایهٔ طراحی چارچوب ذهنی پیشساخته و سپس جستجوی شواهد تاریخی برای تأیید آن بود، نه گردآوری دادهها و سپس نتیجهگیری. این رویکرد جدلی، بهویژه در حوزهٔ قرآن، او را به نادیدهگرفتن تمایز میان قرائتهای متواتر و شاذ کشاند و اختلاف قرائات را نشانهٔ نبودِ نص واحد تفسیر کرد.[۹] از دیگر ویژگیهای روش او، بررسی تأثیرات متقابل مذاهب بر یکدیگر و تأکید بر شکلگیری باورهای دینی در بستر تاریخی بود.[۱۰] عببدالرحمان بدوی شیوهٔ او را چنین ارزیابی کرده است: «شیوهٔ او، شیوهٔ معتدلی بود که به وسیلهٔ آن توانست از دو خطر دوری کند: خطر محدودنگری و سطحینگری در روش علمی به معنای دقیق آن، و خطر افراط در زیادهگویی و تفسیرهای دور از واقعیت ذهنی در شیوههای وجدانی و استدلالی.» از دیگر ویژگیهای روش او، تکیه بر یافتههای درونی و بینش عقلانی و چیرگی برجسته در مقارنات بود. او در شناخت تمایزات در ریزهکاریهای مذاهب در مقایسه با یکدیگر تیزبین بود و در شناخت تشابهات و ارتباطات بین ادیان و مذاهب یک دین، دقت بسیاری داشت.[۱۱] با این حال، برخی از پژوهشهای او با افراطگرایی همراه بوده است؛ به عنوان مثال در کتاب «گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان»، در فصل ششم به شیعیان و تفاسیر آنها میتازد و شیعه را متهم به تحریف قرآن میکند.[۱۲]
آثار علمی
گلدزیهر از سال ۱۸۸۶ هر ساله تحقیق و بحثهایی را عرضه مینمود. برخی از اینها کتابهای قطوری بودند که حجم هر مجلد از آنها از چهارصد صفحه تجاوز میکرد و برخی مقالات با حجم متوسط بین بیست تا شصت صفحه بودند. از وی تعلیقات و نقدهایی بر کتابهای منتشرشده نیز به جای مانده است. فهرست تألیفات او شامل ۵۹۲ مجموعه تحقیق است.[۱۳]مهمترین آثار او عبارتند از:
گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان
این کتاب مهمترین و مشهورترین اثر گلدزیهر است و نظریات مورد بحث در این باره در این کتاب آورده شده است. این کتاب را عبدالحکیم نجار، نویسندهٔ مصری، به عربی ترجمه کرده و حواشی مفیدی بر آن نگاشته است و توسط ناصر طباطبایی به فارسی برگردانده شده است.[۱۴] این کتاب دارای شش فصل است:
· فصل اول (دورهٔ نخستین تفسیر): گلدزیهر در این فصل مدعی است که در این دوره هنوز متن واحد مورد اتفاقی از خود قرآن وجود ندارد و مصحفهای مختلف و متفاوتی در دست صحابه و تابعین وجود دارد. او نشانهٔ اختلاف میان مصحفها و قرائات قرآنی را در چند امر میداند: فقدان نقطه و اعراب در خط عربی، اضافات صحابه در مصحفهایشان برای زدودن ابهام، و وجود شخص رسول خدا که باعث میشد قرآن به صورتهای مختلفی تلاوت شود. گلدزیهر از مجموعهٔ این مسائل نتیجه میگیرد که هیچ شاهدی بر اینکه قرآن بر نص واقعی خود مانده است، در دست نیست.[۱۵]
· فصل دوم (تفسیر روایی): در این فصل به بررسی اوضاع حدیث تا قرن دوم هجری و اصطلاحات و آراء برخی از مفسران اولیه، خصوصاً ابن عباس، میپردازد و اندیشههای علمی ابن عباس را برخاسته از اندیشههای یهود میداند. در ادامه به طبری و تفسیر او میپردازد و معتقد است که طبری در آراء تفسیری خود میل به اندیشههای اعتزالی دارد.[۱۵]
· فصل سوم (تفسیر در پرتو عقیده): بیشتر اختصاص به آراء معتزله و اهل رأی و تأثیرگذاری آنان و مخالفت اهل حدیث و اشاعره با این دسته دارد. وی تفسیر کشاف زمخشری را نمونهای از یک تفسیر معتزلی میداند.[۱۶]
· فصل چهارم (تفسیر در پرتو تصوف اسلامی): تصوف را در ابتدای تکوین زهد سادهای توصیف مینماید که بعدها در انگارهٔ «وحدت وجود» به اوج تکامل میرسد. او عرفان را رویکردی میداند که بیشتر رنگمایهٔ نوافلاطونی دارد.[۱۶]
· فصل پنجم (تفسیر در پرتو فرقههای دینی): گلدزیهر در این فصل میکوشد تا نشان دهد شیعیان کوشیدهاند تا بسیاری از آیات ذمّ قرآن را بر دشمنان اهل بیت و آیات مدحی را بر اهل بیت حمل کنند. او همچنین به اقلیت شیعه که مصحف عثمانی را مصحفی تحریفشده میدانند، اشارهٔ مفصلی دارد.[۱۷]
· فصل ششم (تفسیر در پرتو تمدن اسلامی): در مقام مقایسهٔ جنبههای دینی و فلسفی اسلام با روزگار جدید و هماهنگی آنهاست.[۱۷]
سخنرانیهایی دربارهٔ اسلام
این کتاب مجموعه چند سخنرانی علمی مؤلف دربارهٔ اسلام است که در سال ۱۹۱۰ در شهر هیدلبرگ منتشر گردید. این کتاب نخست به انگلیسی ترجمه شد و در سال ۱۹۸۱ به چاپ رسید. سه تن از مترجمان مصری (محمد یوسف موسی، عبدالعزیز عبدالحق و علی حسن عبدالقادر) آن را با عنوان «العقیدة و الشریعة فی الإسلام» به عربی برگرداندند و در ذیل برخی صفحات، تعلیقات کوتاهی آوردند و رأی مؤلف را مورد نقد و بررسی قرار دادند. سپس علینقی منزوی این کتاب را از عربی به فارسی ترجمه نمود و با عنوان «درسهایی از اسلام» انتشار یافت.[۱۸]
سایر تألیفات
· «الظاهریه، مذهب و تاریخشان» (۱۸۸۴): پیشدرآمدی بر فقه که به مطالعات گسترده در زمینهٔ اصول فقه و اصول مذاهب گوناگون فقهی و اجماع و اختلاف بین ائمهٔ مذاهب و ارتباط مذهب ظاهری میپردازد.[۱۸]
· «آداب الجدل عند الشیعه» (۱۸۷۴)[۱۹]
· «القدریه و المعتزله»[۱۹]
· «العقائد الشیعه عند المرجئه» (۱۸۹۹)[۱۹]
· تصحیح کتاب «المعمرین» اثر ابیحاتم سجستانی (۱۸۹۹)[۱۹]
· تصحیح کتاب «فضائل المستظهریه» اثر غزالی (۱۹۰۶)[۱۹]
· تصحیح بخشی از کتاب «المستظهریه من فضائح الباطنیه» (۱۹۰۶)[۲۰]
مقالات و تحقیقات
گلدزیهر مقالات متعددی در مجلات علمی منتشر کرد که از جملهٔ آنهاست:
· «التقیة فی الإسلام»، «الصحیفة الکاملة السجادیة»، «الشیعه» و «الملل والنحل» (مجلهٔ شرقیهٔ آلمانیه، ۱۹۰۶)[۲۱]
· «الحدیث فی الإسلام» (مجلهٔ الدراسات الآشوریه، ۱۹۰۹)[۲۱]
· مقالاتی دربارهٔ «اخوان الصفا»، «المعتزله»، «فخرالدین رازی» و «البخاری» (مجلهٔ الإسلام، ۱۹۱۰–۱۹۱۸)[۲۱]
· «تکریم الأولیاء فی الإسلام» (۱۹۱۱)[۲۱]
· «اسلام و دین پارسی» (ارائه شده در اولین کنفرانس بینالمللی ادیان در پاریس، ۱۹۰۰)[۱۳]
· «دراسة عن النبی» (مجلهٔ آسیایی بریتانیا، ۱۹۱۲)[۲۲]
· «الإجماع» (مجلهٔ مجمع علوم الفلسفه، ۱۹۱۶)[۲۲]
· «البدعة» و «کشمکشها حول جایگاه حدیث در اسلام» (مجلهٔ الدراسات العربیه، ۱۹۴۲)[۲۲]
· «عیادة المریض» (مجلهٔ الدراسات الآشوریه، ۱۹۱۸)[۲۲]
منابع
- ↑ العقیقی، نجیب. المستشروق. ج. ۳. ص. ۴۱.
- ↑ گلدزیهر، ایگناس. مذاهب التفسیر الاسلامی. ص. ۸-۹.
- ↑ مرتضوی، سیدمحمد (۱۳۸۱). «بررسی و نقد آراء گلدزیهر درباره منشأ اختلاف قرائات». جامعه شناسی کاربردی (۱۴).
- ↑ بدوی. فرهنگ کامل خاورشناسان. صص. ۳۲۸–۳۲۹.
- ↑ بدوی. فرهنگ کامل خاورشناسان. ص. ۳۲۸.
- ↑ بدوی. فرهنگ کامل خاورشناسان. ص. ۳۲۹.
- ↑ زمانی، مصطفی. مستشرقان و قرآن. ص. ۸۲.
- ↑ سالم الحاج. نقد الخطاب الاستشراقی. ج. ۱. دار المدار الاسلامی. صص. ۱۷۲–۱۷۳.
- ↑ زمانی، مصطفی (۱۳۸۴). «گلدزیهر و کتاب گرایشهای تفسیری او». تحقیقات علوم قرآن و حدیث (۳).
- ↑ بدوی. دائرة المعارف مستشرقان. ص. ۵۲۳.
- ↑ بدوی. فرهنگ کامل خاورشناسان. ص. ۳۳۰.
- ↑ گلدزیهر، ایگناس. گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان. ص. ۲۴۹.
- ↑ ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ بدوی. فرهنگ کامل خاورشناسان. ص. ۳۳۲.
- ↑ گلدزیهر، ایگناس. گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان. ص. مقدمه.
- ↑ ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ گلدزیهر، ایگناس. گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان. صص. ۳۰- ۶۱ و ۶۹.
- ↑ ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ گلدزیهر، ایگناس. گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان. ص. ۱۴۱.
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ گلدزیهر، ایگناس. گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان. ص. ۲۴۹.
- ↑ ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ بدوی. فرهنگ کامل خاورشناسان. ص. ۳۳۴.
- ↑ ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ۱۹٫۳ ۱۹٫۴ العقیقی، نجیب. المستشرقون. ص. ۴۱.
- ↑ بدوی. فرهنگ کامل خاورشناسان. ص. ۳۳۲.
- ↑ ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ ۲۱٫۲ ۲۱٫۳ العقیقی، نجیب. المستشرقون. ص. ۴۱.
- ↑ ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ ۲۲٫۳ العقیقی، نجیب. المستشرقون. ص. ۴۲.