آزادی زن: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:


== آزادی زن در تمدن غرب ==
== آزادی زن در تمدن غرب ==
پیشگام در آزاد ساختن زن از اسارت و تامین استقلال او، در تصمیم و عمل، اسلام بود. اگر غربی ها قدمی ها درباره زنان برداشته اند، از اسلام تقلید کرده اند. غربی ها نتوانستند به طور کامل از غربی ها تقلید کنند برای این است که احکام اسلام مانند حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته است و روش اسلام به تمام معنا، سلسه حلقه ای است که در سیر اجتماعی تاثیر دارد.غربی ها برابری هم جانبه ای بین زن و مرد در حقوق برقرار کردند و سالها تلاش کردند و خلقت زن و تاخر کمالی اش زا در نظر نگرفتند.
پیشگام در آزاد ساختن زن از اسارت و تامین استقلال او، در تصمیم و عمل، اسلام بود. اگر غربی ها قدمی ها درباره زنان برداشته اند، به دلیل این است که از اسلام تقلید کرده اند. غربی ها نتوانستند به طور کامل از اسلام  تقلید کنند برای این است که احکام اسلام مانند حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته است و روش اسلام به تمام معنا، سلسه حلقه ای است که در سیر اجتماعی تاثیر دارد.غربی ها برابری هم جانبه ای بین زن و مرد در حقوق برقرار کردند و سالها تلاش کردند که خلقت زن و تاخر کمالی اش را در نظر نگرفتند.


دیدگاه عمومی غربی ها این است که نقص زن در کمال و فضیلت، به بدی تربیتی مربوط است که قرن ها با آن تربیت شده است، و از آغاز خلقت دنیا تاکنون در محدودیت ساختگی به سر برده است. و گرنه طبیعت و خلقت زن با مرد تفاوتی ندارد. ایراد و اشکالاتی به این دیگاه وارد است که خود غربی ها به آن اعتراف کرده اند. اجتماع از کهن ترین روزگار شکل گرفتنش، اجمالا به نقص زن حکم کرده است، و اگر طبیعت زن و مرد مساوی بود، قطعا خلاف آن حکم، هر چند در روزگارانی آشکار می شد، و نیز خلقت اعضای اصلی و غیر اصلی زن در طول تاریخ تغییر وضع می داد و مانند خلقت مرد می شد.
دیدگاه عمومی غربی ها این است که نقص زن در کمال و فضیلت، به بدی تربیتی مربوط است که قرن ها با آن تربیت شده است، و از آغاز خلقت دنیا تاکنون در محدودیت ساختگی به سر برده است. و گرنه طبیعت و خلقت زن با مرد تفاوتی ندارد. ایراد و اشکالاتی به این دیدگاه وارد است که خود غربی ها به آن اعتراف کرده اند. اجتماع از کهن ترین روزگار شکل گرفتنش، اجمالا به نقص زن حکم کرده است، و اگر طبیعت زن و مرد مساوی بود، قطعا خلاف آن حکم، هر چند در روزگارانی آشکار می شد، و نیز خلقت اعضای اصلی و غیر اصلی زن در طول تاریخ تغییر وضع می داد و مانند خلقت مرد می شد.


مؤید این سخن، روش خود غربی ها است که نهایت تلاش و توجه خود را به کار برده اند تا زن را از عقب ماندگی نجات داده و پیشرفت و ارتقای او را فراهم کنند، اما تاکنون نتوانسته اند مین زن و مرد تساوی برقرار سازند، و پیوسته آمارگیری های جهان این نتیجه را نشان می دهد که در این کشورها، در مشاغلی که اسلام زن را از آن محروم کرده، یعنی قضاوت و حکومت و جنگ، اکثرا برتری با مردان بوده، و همواره عده ای کم از زنان عهده دار اینگونه مشاغل شده اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=زن در قرآن|نام=سید محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|ناشر=هاجر|صفحه=53}}</ref>
مؤید این سخن، روش خود غربی ها است که نهایت تلاش و توجه خود را به کار برده اند تا زن را از عقب ماندگی نجات داده و پیشرفت و ارتقای او را فراهم کنند، اما تاکنون نتوانسته اند مین زن و مرد تساوی برقرار سازند، و پیوسته آمارگیری های جهان این نتیجه را نشان می دهد که در این کشورها، در مشاغلی که اسلام زن را از آن محروم کرده، یعنی قضاوت و حکومت و جنگ، اکثرا برتری با مردان بوده، و همواره عده ای کم از زنان عهده دار اینگونه مشاغل شده اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=زن در قرآن|نام=سید محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|ناشر=هاجر|صفحه=53}}</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۷

آزادی یکی از لوازم حیات و تکامل است، یعنی یکی از نیازمندی های موجود زنده آزادی است.[۱]

آزادی زن در تمدن غرب

پیشگام در آزاد ساختن زن از اسارت و تامین استقلال او، در تصمیم و عمل، اسلام بود. اگر غربی ها قدمی ها درباره زنان برداشته اند، به دلیل این است که از اسلام تقلید کرده اند. غربی ها نتوانستند به طور کامل از اسلام تقلید کنند برای این است که احکام اسلام مانند حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته است و روش اسلام به تمام معنا، سلسه حلقه ای است که در سیر اجتماعی تاثیر دارد.غربی ها برابری هم جانبه ای بین زن و مرد در حقوق برقرار کردند و سالها تلاش کردند که خلقت زن و تاخر کمالی اش را در نظر نگرفتند.

دیدگاه عمومی غربی ها این است که نقص زن در کمال و فضیلت، به بدی تربیتی مربوط است که قرن ها با آن تربیت شده است، و از آغاز خلقت دنیا تاکنون در محدودیت ساختگی به سر برده است. و گرنه طبیعت و خلقت زن با مرد تفاوتی ندارد. ایراد و اشکالاتی به این دیدگاه وارد است که خود غربی ها به آن اعتراف کرده اند. اجتماع از کهن ترین روزگار شکل گرفتنش، اجمالا به نقص زن حکم کرده است، و اگر طبیعت زن و مرد مساوی بود، قطعا خلاف آن حکم، هر چند در روزگارانی آشکار می شد، و نیز خلقت اعضای اصلی و غیر اصلی زن در طول تاریخ تغییر وضع می داد و مانند خلقت مرد می شد.

مؤید این سخن، روش خود غربی ها است که نهایت تلاش و توجه خود را به کار برده اند تا زن را از عقب ماندگی نجات داده و پیشرفت و ارتقای او را فراهم کنند، اما تاکنون نتوانسته اند مین زن و مرد تساوی برقرار سازند، و پیوسته آمارگیری های جهان این نتیجه را نشان می دهد که در این کشورها، در مشاغلی که اسلام زن را از آن محروم کرده، یعنی قضاوت و حکومت و جنگ، اکثرا برتری با مردان بوده، و همواره عده ای کم از زنان عهده دار اینگونه مشاغل شده اند.[۲]

منابع

  1. مطهری، مرتضی. آزادی انسان. ص. ۶.
  2. طباطبایی، سید محمد حسین. زن در قرآن. هاجر. ص. ۵۳.