زنان محدث صدر اسلام: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
== ۱. اروی بنت الحارث == | == ۱. اروی بنت الحارث == | ||
اروی دختر حارث بن عبدالمطّلب و مادرش غزّیه دختر قیس بن طریق، از قبیله بنی قریش و طایفه بنی هاشم به شمار میآمد. وی دختر عموی پیامبر و امام علی بود. اروی با ابووداعه بن صیره ازدواج کرد که حاصل آن فرزندانی به نام مطّلب، ابوسفیان، امجمیل، امحکیم و ربعه بود.<ref>طبقات الکبری، ج۸، ص۵۰؛ اعیان الشیعه، ج۳، ص ۲۴۵.</ref> وی زنی پارسا و خردمند و پایبند به دین و عقیده خویش بود و در فنّ سخنوری و شعر | اروی دختر حارث بن عبدالمطّلب و مادرش غزّیه دختر قیس بن طریق، از قبیله [[بنی قریش]] و طایفه [[بنی هاشم]] به شمار میآمد. وی دختر عموی [[پیامبر]] و [[امام علی]] بود. اروی با ابووداعه بن صیره [[ازدواج]] کرد که حاصل آن فرزندانی به نام مطّلب، ابوسفیان، امجمیل، امحکیم و ربعه بود.<ref>طبقات الکبری، ج۸، ص۵۰؛ اعیان الشیعه، ج۳، ص ۲۴۵.</ref> وی زنی پارسا و خردمند و پایبند به دین و عقیده خویش بود و در فنّ [[سخنوری]] و [[شعر سرایی]]، مهارت خاصی داشت؛ به گونهای که اعجاب همگان را برمیانگیخت. [[محدثان]] و صاحبان [[آثار روایی]] و [[ادبی]]، بخشی از اشعار او را ثبت کردهاند. مهمترین شهرت اروی، مناظرههای تند و گزنده وی با معاویه و مشاوران وی یعنی عمر و بن عاص و مروان بن حکم بود که با انتقادات صریح و بیپرده خود، برتری امام علی را در پرهیزکاری، پارسایی، عدالت و سیاست ثابت کرد و حکومت نامشروع معاویه را به رسوایی کشاند. اروری از صحابه پیامبر به شمار میآید.<ref>الاصابه، ج۸، ص۷؛ اسدالغابه، ج۴، ص ۲۲۱.</ref>و نامش در ردیف راویان حدیث قرار گرفته است. <ref>مائه منقبه، ص۹۷؛ قاموس الرجال، ج۱۲، ص۱۸۱؛ مستدرکات علم الرجال، ج۸، ص۵۴۵.</ref>وی راوی حدیث «[[منزلت]]» از پیامبر بود. <ref>الصراط المستقیم، ج ۱،ص۶۷؛ بلاغات النسا، ص۲۸؛ الاربعون حدیثا، ص۹۰؛ الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ج۱، ص۵۵، المختصر من تاریخ البشر (تاریخ ابی الفدا)، ج۱، ص۱۸۸؛ اثباه الهداه (مقدمه)، ج۲، ص۲۳۶ و ج ۳، ص ۲۳۹؛ بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۲۶۹؛ اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۴۵.</ref>از جمله راویان اروری، قتاده سبل الهدی <ref>الرشاد،ج۱۱، ص۱۳۹؛ الاربعون حدیثا،ص ۸۹.</ref>و انس بن مالک <ref>بلاغات النسا ص ۲۸.</ref> عبدالله بن سلیمان مدنی، ابوبکر هذلی <ref>العقد الفرید ج ۱، ص ۳۵۷؛اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۴۵.</ref>و ابوهذیل هستند. | ||
== ۲. أسماء بنت عُمَیس == | == ۲. أسماء بنت عُمَیس == | ||
اسماء دختر عمیس بن معد از قبیله بنی خثعم و مادرش هند (خوله) دختر عوف بن زهیر از زنانی است که از همان روزهای آغازین بعثت ایمان آورد و پیش از ورود پیامبر به خانه ارقم در مکه با ایشان بیعت کرد.<ref>الطبقات الكبرى ج ٨، ص۲۱۹، تهذيب الأسماء واللغات ج ١، ص ۳۳۰، سير أعلام النبلاء ج ٢، ص۲۸۳. </ref>وی بهمراه همسرش جعفر بن ابیطالب مهاجرت کرد و پس از شهادت جعفر در جنگ موته در سال ۸ هجری، به ازدواج ابوبکر درآمد و بعد از مرگ ابوبکر با امام علی ازدواج کرد. فرزندان وی عبارتاند از: عبدالله، محمد و عون فرزندان جعفر و همچنین محمد بن ابیبکر و یحیی بن علی.<ref>حلية الأولياء ج ٢، ص۷۴.</ref>اسماء از صحابی پیامبر و از شخصیتهای باتقوا بود؛بهگونهای که امام صادق نجات فرزندش محمد بن ابیبکر را به او نسبت میدهد.<ref>اختیار معرفة الرجال، ص۱۳۶، مجمع الرجال، ج۵،ص۱۰۲.</ref>وی نزد پیامبر از منزلت ویژهای برخوردار بود و آن بزرگوار در پاسخ سرزنش عمر مبنی بر پیشیگرفتن او و امثال او بر اسماء و امثال وی در هجرت، با تأکید بر این نکته که آنها صاحب دو هجرت | اسماء دختر عمیس بن معد از قبیله بنی خثعم و مادرش هند (خوله) دختر عوف بن زهیر از زنانی است که از همان روزهای آغازین [[بعثت]] ایمان آورد و پیش از ورود پیامبر به خانه ارقم در مکه با ایشان بیعت کرد.<ref>الطبقات الكبرى ج ٨، ص۲۱۹، تهذيب الأسماء واللغات ج ١، ص ۳۳۰، سير أعلام النبلاء ج ٢، ص۲۸۳. </ref>وی بهمراه همسرش جعفر بن ابیطالب مهاجرت کرد و پس از شهادت جعفر در [[جنگ موته]] در سال ۸ هجری، به ازدواج [[ابوبکر]] درآمد و بعد از مرگ ابوبکر با امام علی ازدواج کرد. فرزندان وی عبارتاند از: عبدالله، محمد و عون فرزندان جعفر و همچنین محمد بن ابیبکر و یحیی بن علی.<ref>حلية الأولياء ج ٢، ص۷۴.</ref>اسماء از صحابی پیامبر و از شخصیتهای باتقوا بود؛بهگونهای که امام صادق نجات فرزندش محمد بن ابیبکر را به او نسبت میدهد.<ref>اختیار معرفة الرجال، ص۱۳۶، مجمع الرجال، ج۵،ص۱۰۲.</ref>وی نزد پیامبر از منزلت ویژهای برخوردار بود و آن بزرگوار در پاسخ سرزنش عمر مبنی بر پیشیگرفتن او و امثال او بر اسماء و امثال وی در هجرت، با تأکید بر این نکته که آنها صاحب دو هجرت ( هجرت به [[مکه]] و [[حبشه]]) هستند، مقام معنوی اسماء را ارج نهاد.<ref>الطبقات الكبرى ج ٨، ص۲۱۹، حلية الأولياء ج ٢، ص۷۴.</ref> در حدیثی از [[امام باقر]] اسماء جزو [[زنان بهشتی]] معرفی شده است. <ref>الخصال، ص۳۶۳.</ref>وی از افراد انگشتشماری بود که طبق وصیت حضرت فاطمه اجازه حضور در مراسم تدفین مخفیانه پیکر آن حضرت را داشت.<ref>اعیان الشیعه، ج۵، ص۷۹.</ref>بیشتر سیرهنویسان، وفات اسماء را بعد از حیات امام علی ثبت کردهاند؛ اما عمر رضاکحاله وفاتش را در زمان [[خلافت]] آن حضرت میداند.<ref>اعلام النساء، ج۱، ص۴۶، اعلام النساء المومنات، ص۱۱۲.</ref>اسماء از دسته راویان موثّقی است که از پیامبر حدیث نقل میکند.<ref>الرجال، طوسی، ص۵۳، المعین فی طبقات المحدثین، ص۲۹.</ref> عدهای از صحابه و تابعین مانند عمر، ابوبکر و شمار زیادی مانند عبدالله بن عباس و فرزندش عبدالله بن جعفر، عبدالله بن شدادبن هاد ،عروة بن زبیر و مسمت نیز از وی روایت کردهاند. <ref>تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۴۲۸.</ref>از دیگر روایات نقلشده از اسماء، حدیث «ردّ الشمس» <ref>من لایحضره الفقیه، ج۱، ص ۲۰۳.</ref>، «منزلت» <ref>مناقب امام امیرالمومنین، ج۱، صص ۵۰۲ و ۵۲۹.</ref>و سخنگفتن زمین با امام علی<ref>المحتضر، ص۱۷۲؛ مدینة المعاجز، ج۲، ص ۱۰۵.</ref> است. ازدواج اسماء با امام علی و روایات فراوان فضائل آن حضرت که از طریق ایشان از پیامبر نقلشده، بیانگر مَوَدّت ایشان به خاندان آن بزرگوار است. | ||
== ۳. اسماءبنتواثلهبنالأسقع == | == ۳. اسماءبنتواثلهبنالأسقع == | ||
اسماء از راویانی است که از طریق پدرش از پیامبر <ref>الطرائف، ص۱۱۰؛ بحارالانوار، ج۴۱، ص۲۷۱.</ref> و محمد بن عبدالرحمن مقدسی نیز از او حدیث نقل کرده است. <ref>تاریخ مدینه الدمشق، ج۶۹، ص۳۰.</ref>از اسماء بنت واثله روایات دیگری چون «حرمت طلا و حریر برای مردان» <ref>المعجم الکبیر، ج۲۲، ص ۹۷.</ref>و «ثواب خواندن سوره | اسماء از راویانی است که از طریق پدرش از پیامبر <ref>الطرائف، ص۱۱۰؛ بحارالانوار، ج۴۱، ص۲۷۱.</ref> و محمد بن عبدالرحمن مقدسی نیز از او حدیث نقل کرده است. <ref>تاریخ مدینه الدمشق، ج۶۹، ص۳۰.</ref>از اسماء بنت واثله روایات دیگری چون «حرمت طلا و حریر برای مردان» <ref>المعجم الکبیر، ج۲۲، ص ۹۷.</ref>و «ثواب خواندن [[سوره توحید]]»<ref>تاریخ مدینه الدمشق، ج۶۹، ص ۳۱.</ref> نقل شده است. | ||
== ۴. | == ۴. امبجید == | ||
اُمبجید، کنیهی مشهور زنی است که برای او چند نام با عنوان «بنتیزیدبنسکن»<ref>معرفة الصحابة، ج ۶، ص ۳۳۰۰. </ref>، «خوله» <ref>الإصابة، ج ۸، ص ۳۶۳. </ref>و «حواء» <ref>تهذيب الكمال، ج ۳۵، ص۳۳۲. </ref>ذکر شده اما برخی در اطلاق نام اخیر برای او تردید کردهاند.<ref>الاستيعاب، ج ۴، ص ۲۷۹، أسد الغابة، ج ۷، ص ۲۳۹.</ref> اُمبجید همسر عمران بن حصین<ref>الأمالی، طوسی، ص ۸۵۴. </ref> و از بیعت کنندگان پیامبر بود <ref>الطبقات الكبرى، ج ۴، ص ۴۷۹، معرفة الصحابة، ج ۶، ص ۳۴۷۵. </ref>و مصاحبتی چند با وی داشت. <ref>تهذيب الكمال، ج ۳۵، ص ۳۳۲.</ref>وی از پیامبر روایت کرده است. طبق گزارش ابنحزم، تعداد روایاتش به ۵ حدیث میرسد.<ref>أسماء الصحابة الرواه، ص ۲۲۱. </ref> زید بن اسلم<ref>معرفة الصحابة، ج ۶، ص ۳۳۰۰، الإصابة، ج ۸، ص ۳۳۲.</ref> و عبدالرحمن بن بجید<ref>الطبقات الكبرى، ج ۸، ص ۳۳۶.</ref> نیز از او روایت کردهاند. | |||
== پانویس == | |||
نسخهٔ ۹ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۱۸
۱. اروی بنت الحارث
اروی دختر حارث بن عبدالمطّلب و مادرش غزّیه دختر قیس بن طریق، از قبیله بنی قریش و طایفه بنی هاشم به شمار میآمد. وی دختر عموی پیامبر و امام علی بود. اروی با ابووداعه بن صیره ازدواج کرد که حاصل آن فرزندانی به نام مطّلب، ابوسفیان، امجمیل، امحکیم و ربعه بود.[۱] وی زنی پارسا و خردمند و پایبند به دین و عقیده خویش بود و در فنّ سخنوری و شعر سرایی، مهارت خاصی داشت؛ به گونهای که اعجاب همگان را برمیانگیخت. محدثان و صاحبان آثار روایی و ادبی، بخشی از اشعار او را ثبت کردهاند. مهمترین شهرت اروی، مناظرههای تند و گزنده وی با معاویه و مشاوران وی یعنی عمر و بن عاص و مروان بن حکم بود که با انتقادات صریح و بیپرده خود، برتری امام علی را در پرهیزکاری، پارسایی، عدالت و سیاست ثابت کرد و حکومت نامشروع معاویه را به رسوایی کشاند. اروری از صحابه پیامبر به شمار میآید.[۲]و نامش در ردیف راویان حدیث قرار گرفته است. [۳]وی راوی حدیث «منزلت» از پیامبر بود. [۴]از جمله راویان اروری، قتاده سبل الهدی [۵]و انس بن مالک [۶] عبدالله بن سلیمان مدنی، ابوبکر هذلی [۷]و ابوهذیل هستند.
۲. أسماء بنت عُمَیس
اسماء دختر عمیس بن معد از قبیله بنی خثعم و مادرش هند (خوله) دختر عوف بن زهیر از زنانی است که از همان روزهای آغازین بعثت ایمان آورد و پیش از ورود پیامبر به خانه ارقم در مکه با ایشان بیعت کرد.[۸]وی بهمراه همسرش جعفر بن ابیطالب مهاجرت کرد و پس از شهادت جعفر در جنگ موته در سال ۸ هجری، به ازدواج ابوبکر درآمد و بعد از مرگ ابوبکر با امام علی ازدواج کرد. فرزندان وی عبارتاند از: عبدالله، محمد و عون فرزندان جعفر و همچنین محمد بن ابیبکر و یحیی بن علی.[۹]اسماء از صحابی پیامبر و از شخصیتهای باتقوا بود؛بهگونهای که امام صادق نجات فرزندش محمد بن ابیبکر را به او نسبت میدهد.[۱۰]وی نزد پیامبر از منزلت ویژهای برخوردار بود و آن بزرگوار در پاسخ سرزنش عمر مبنی بر پیشیگرفتن او و امثال او بر اسماء و امثال وی در هجرت، با تأکید بر این نکته که آنها صاحب دو هجرت ( هجرت به مکه و حبشه) هستند، مقام معنوی اسماء را ارج نهاد.[۱۱] در حدیثی از امام باقر اسماء جزو زنان بهشتی معرفی شده است. [۱۲]وی از افراد انگشتشماری بود که طبق وصیت حضرت فاطمه اجازه حضور در مراسم تدفین مخفیانه پیکر آن حضرت را داشت.[۱۳]بیشتر سیرهنویسان، وفات اسماء را بعد از حیات امام علی ثبت کردهاند؛ اما عمر رضاکحاله وفاتش را در زمان خلافت آن حضرت میداند.[۱۴]اسماء از دسته راویان موثّقی است که از پیامبر حدیث نقل میکند.[۱۵] عدهای از صحابه و تابعین مانند عمر، ابوبکر و شمار زیادی مانند عبدالله بن عباس و فرزندش عبدالله بن جعفر، عبدالله بن شدادبن هاد ،عروة بن زبیر و مسمت نیز از وی روایت کردهاند. [۱۶]از دیگر روایات نقلشده از اسماء، حدیث «ردّ الشمس» [۱۷]، «منزلت» [۱۸]و سخنگفتن زمین با امام علی[۱۹] است. ازدواج اسماء با امام علی و روایات فراوان فضائل آن حضرت که از طریق ایشان از پیامبر نقلشده، بیانگر مَوَدّت ایشان به خاندان آن بزرگوار است.
۳. اسماءبنتواثلهبنالأسقع
اسماء از راویانی است که از طریق پدرش از پیامبر [۲۰] و محمد بن عبدالرحمن مقدسی نیز از او حدیث نقل کرده است. [۲۱]از اسماء بنت واثله روایات دیگری چون «حرمت طلا و حریر برای مردان» [۲۲]و «ثواب خواندن سوره توحید»[۲۳] نقل شده است.
۴. امبجید
اُمبجید، کنیهی مشهور زنی است که برای او چند نام با عنوان «بنتیزیدبنسکن»[۲۴]، «خوله» [۲۵]و «حواء» [۲۶]ذکر شده اما برخی در اطلاق نام اخیر برای او تردید کردهاند.[۲۷] اُمبجید همسر عمران بن حصین[۲۸] و از بیعت کنندگان پیامبر بود [۲۹]و مصاحبتی چند با وی داشت. [۳۰]وی از پیامبر روایت کرده است. طبق گزارش ابنحزم، تعداد روایاتش به ۵ حدیث میرسد.[۳۱] زید بن اسلم[۳۲] و عبدالرحمن بن بجید[۳۳] نیز از او روایت کردهاند.
پانویس
- ↑ طبقات الکبری، ج۸، ص۵۰؛ اعیان الشیعه، ج۳، ص ۲۴۵.
- ↑ الاصابه، ج۸، ص۷؛ اسدالغابه، ج۴، ص ۲۲۱.
- ↑ مائه منقبه، ص۹۷؛ قاموس الرجال، ج۱۲، ص۱۸۱؛ مستدرکات علم الرجال، ج۸، ص۵۴۵.
- ↑ الصراط المستقیم، ج ۱،ص۶۷؛ بلاغات النسا، ص۲۸؛ الاربعون حدیثا، ص۹۰؛ الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ج۱، ص۵۵، المختصر من تاریخ البشر (تاریخ ابی الفدا)، ج۱، ص۱۸۸؛ اثباه الهداه (مقدمه)، ج۲، ص۲۳۶ و ج ۳، ص ۲۳۹؛ بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۲۶۹؛ اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۴۵.
- ↑ الرشاد،ج۱۱، ص۱۳۹؛ الاربعون حدیثا،ص ۸۹.
- ↑ بلاغات النسا ص ۲۸.
- ↑ العقد الفرید ج ۱، ص ۳۵۷؛اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۴۵.
- ↑ الطبقات الكبرى ج ٨، ص۲۱۹، تهذيب الأسماء واللغات ج ١، ص ۳۳۰، سير أعلام النبلاء ج ٢، ص۲۸۳.
- ↑ حلية الأولياء ج ٢، ص۷۴.
- ↑ اختیار معرفة الرجال، ص۱۳۶، مجمع الرجال، ج۵،ص۱۰۲.
- ↑ الطبقات الكبرى ج ٨، ص۲۱۹، حلية الأولياء ج ٢، ص۷۴.
- ↑ الخصال، ص۳۶۳.
- ↑ اعیان الشیعه، ج۵، ص۷۹.
- ↑ اعلام النساء، ج۱، ص۴۶، اعلام النساء المومنات، ص۱۱۲.
- ↑ الرجال، طوسی، ص۵۳، المعین فی طبقات المحدثین، ص۲۹.
- ↑ تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۴۲۸.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج۱، ص ۲۰۳.
- ↑ مناقب امام امیرالمومنین، ج۱، صص ۵۰۲ و ۵۲۹.
- ↑ المحتضر، ص۱۷۲؛ مدینة المعاجز، ج۲، ص ۱۰۵.
- ↑ الطرائف، ص۱۱۰؛ بحارالانوار، ج۴۱، ص۲۷۱.
- ↑ تاریخ مدینه الدمشق، ج۶۹، ص۳۰.
- ↑ المعجم الکبیر، ج۲۲، ص ۹۷.
- ↑ تاریخ مدینه الدمشق، ج۶۹، ص ۳۱.
- ↑ معرفة الصحابة، ج ۶، ص ۳۳۰۰.
- ↑ الإصابة، ج ۸، ص ۳۶۳.
- ↑ تهذيب الكمال، ج ۳۵، ص۳۳۲.
- ↑ الاستيعاب، ج ۴، ص ۲۷۹، أسد الغابة، ج ۷، ص ۲۳۹.
- ↑ الأمالی، طوسی، ص ۸۵۴.
- ↑ الطبقات الكبرى، ج ۴، ص ۴۷۹، معرفة الصحابة، ج ۶، ص ۳۴۷۵.
- ↑ تهذيب الكمال، ج ۳۵، ص ۳۳۲.
- ↑ أسماء الصحابة الرواه، ص ۲۲۱.
- ↑ معرفة الصحابة، ج ۶، ص ۳۳۰۰، الإصابة، ج ۸، ص ۳۳۲.
- ↑ الطبقات الكبرى، ج ۸، ص ۳۳۶.