احمد عطاش: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''احمد بن عبدالملک عطاش''' از بزرگان قرن ۵ هجری بوده است. وی در [[اصفهان]] ساکن بود اما به علت درگیری با مردم [[سنی مذهب]] اصفهان به [[ری]] میرود و به [[حسن صباح]] ملحق میشود و از آن پس به تبلیغ کیش [[اسماعیلیه|اسماعیلی]] پرداخت. احمد بن عطاش پس از مدتی دوباره به اصفهان بازمیگردد و این بار با تلاش فراوان و تبلیغات خود موفق میشود قلعهٔ شاهدژ را به تصرف اسماعیلیان درآورد، این قلعه جز مهمترین قلعههای اسماعیلی بود که حاکمان [[سلجوقیان|سلجوقی]] سعی در باز پسگیری آن داشتند؛ تا این که [[محمد بن ملکشاه]] در حدود سال ۵۰۰ هجری / آوریل ۱۱۰۷ میلادی دستوری برای حمله به قلاع اسماعیلی را صادر کرد و در این میان بسیاری از اسماعیلیان دستگیر یا کشته شدند. احمد و پدرش نیز اسیر شدند. وی را سوار بر شتری کردند و در شهر به گردش درآوردند و سپس پوستش را کنده و آتش زده و از دروازه شهر آویزاان کردند. آنها سر احمد را به همراه سر [[عبدالملک بن عطاش|پدرش]] به نزد خلیفه [[مستظهر]] فرستادند.<ref>{{پک|یارشاطر|۱۳۵۴|ک=دانشنامه ایران و اسلام|ص=۷۲۶}}</ref> | '''احمد بن عبدالملک عطاش'''، از داعیان مشهور [[اسماعیلیه|اسماعیلی]] در [[اصفهان]] بود که گروهی از باطنیه پیرامون او گرد آمدند و او را به ریاست برگزیدند. او مدتی دارالحکومه اصفهان را در اختیار گرفت و فعالیتهای مسلحانه و راهزنی را سامان داد. سرانجام در سال ۵۰۰ قمری پس از حدود دوازده سال ریاست، به دستور [[سلطان محمد سلجوقی]] کشته شد. | ||
== زندگی == | |||
احمد بن عبدالملک عطاش از مردم اصفهان بود و به عنوان یکی از داعیان شناختهشده اسماعیلی شناخته میشد. گروهی از پیروان باطنیه (از جمله اسماعیلیه و قرامطه) گرد او آمدند، او را به ریاست برگزیدند، تاجی بر سرش نهادند و اموال فراوانی در اختیارش گذاشتند. عطاش سپس دارالحکومه اصفهان را تسخیر کرد و با اتکا به نیروی پیروانش به راهزنی و ناامنسازی مسیرها پرداخت و نفوذش گسترش یافت.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عطاش}}</ref> | |||
احمد بن عبدالملک عطاش از بزرگان قرن ۵ هجری بوده است. وی در [[اصفهان]] ساکن بود اما به علت درگیری با مردم [[سنی مذهب]] اصفهان به [[ری]] میرود و به [[حسن صباح]] ملحق میشود و از آن پس به تبلیغ کیش [[اسماعیلیه|اسماعیلی]] پرداخت. احمد بن عطاش پس از مدتی دوباره به اصفهان بازمیگردد و این بار با تلاش فراوان و تبلیغات خود موفق میشود قلعهٔ شاهدژ را به تصرف اسماعیلیان درآورد، این قلعه جز مهمترین قلعههای اسماعیلی بود که حاکمان [[سلجوقیان|سلجوقی]] سعی در باز پسگیری آن داشتند؛ تا این که [[محمد بن ملکشاه]] در حدود سال ۵۰۰ هجری / آوریل ۱۱۰۷ میلادی دستوری برای حمله به قلاع اسماعیلی را صادر کرد و در این میان بسیاری از اسماعیلیان دستگیر یا کشته شدند. احمد و پدرش نیز اسیر شدند. وی را سوار بر شتری کردند و در شهر به گردش درآوردند و سپس پوستش را کنده و آتش زده و از دروازه شهر آویزاان کردند. آنها سر احمد را به همراه سر [[عبدالملک بن عطاش|پدرش]] به نزد خلیفه [[مستظهر]] فرستادند.<ref>{{پک|یارشاطر|۱۳۵۴|ک=دانشنامه ایران و اسلام|ص=۷۲۶}}</ref> بر اساس گزارش برخی منابع، با بالا گرفتن نفوذ عطاش و افزایش ناامنی، شکایت مردم از نقاط مختلف بالا گرفت و سلطان محمد سلجوقی برای سرکوب او اقدام کرد. عطاش پس از دوازده سال ریاست در سال ۵۰۰ قمری گرفتار شد و به شکل تحقیرآمیزی او را بر شتری نشاندند و در شهر گرداندند، در حالی که جمعیت بسیار علیه او شعار میداد. سپس او را هفت روز آویختند و تیرباران کردند و در پایان، جسدش را سوزاندند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عطاش}}</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
=== ارجاعات === | === ارجاعات === | ||
{{پانویس}} | {{پانویس|۴|اندازه=ریز}} | ||
=== منابع === | === منابع === | ||
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|مقاله=عطاش|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}} | |||
* {{یادکرد دانشنامه | نام خانوادگی =یارشاطر | نام =احسان | پیوند نویسنده = احسان یارشاطر| مقاله = | دانشنامه = دانشنامه ایران و اسلام| ویرایش = | جلد=5 | سال =۱۳۵۴ | ناشر =بنگاه ترجمه و نشر کتاب | مکان = تهران| شابک = | صفحه = | نشانی = | تاریخ بازبینی = | نشانی بایگانی = |تاریخ بایگانی = | زبان =}} | * {{یادکرد دانشنامه | نام خانوادگی =یارشاطر | نام =احسان | پیوند نویسنده = احسان یارشاطر| مقاله = | دانشنامه = دانشنامه ایران و اسلام| ویرایش = | جلد=5 | سال =۱۳۵۴ | ناشر =بنگاه ترجمه و نشر کتاب | مکان = تهران| شابک = | صفحه = | نشانی = | تاریخ بازبینی = | نشانی بایگانی = |تاریخ بایگانی = | زبان =}} | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=خیر|نیازمند مقابله با دانشنامهها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | |||
[[رده:اسماعیلیان]] | [[رده:اسماعیلیان]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۴ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۴۹
احمد بن عبدالملک عطاش، از داعیان مشهور اسماعیلی در اصفهان بود که گروهی از باطنیه پیرامون او گرد آمدند و او را به ریاست برگزیدند. او مدتی دارالحکومه اصفهان را در اختیار گرفت و فعالیتهای مسلحانه و راهزنی را سامان داد. سرانجام در سال ۵۰۰ قمری پس از حدود دوازده سال ریاست، به دستور سلطان محمد سلجوقی کشته شد.
زندگی
احمد بن عبدالملک عطاش از مردم اصفهان بود و به عنوان یکی از داعیان شناختهشده اسماعیلی شناخته میشد. گروهی از پیروان باطنیه (از جمله اسماعیلیه و قرامطه) گرد او آمدند، او را به ریاست برگزیدند، تاجی بر سرش نهادند و اموال فراوانی در اختیارش گذاشتند. عطاش سپس دارالحکومه اصفهان را تسخیر کرد و با اتکا به نیروی پیروانش به راهزنی و ناامنسازی مسیرها پرداخت و نفوذش گسترش یافت.[۱]
احمد بن عبدالملک عطاش از بزرگان قرن ۵ هجری بوده است. وی در اصفهان ساکن بود اما به علت درگیری با مردم سنی مذهب اصفهان به ری میرود و به حسن صباح ملحق میشود و از آن پس به تبلیغ کیش اسماعیلی پرداخت. احمد بن عطاش پس از مدتی دوباره به اصفهان بازمیگردد و این بار با تلاش فراوان و تبلیغات خود موفق میشود قلعهٔ شاهدژ را به تصرف اسماعیلیان درآورد، این قلعه جز مهمترین قلعههای اسماعیلی بود که حاکمان سلجوقی سعی در باز پسگیری آن داشتند؛ تا این که محمد بن ملکشاه در حدود سال ۵۰۰ هجری / آوریل ۱۱۰۷ میلادی دستوری برای حمله به قلاع اسماعیلی را صادر کرد و در این میان بسیاری از اسماعیلیان دستگیر یا کشته شدند. احمد و پدرش نیز اسیر شدند. وی را سوار بر شتری کردند و در شهر به گردش درآوردند و سپس پوستش را کنده و آتش زده و از دروازه شهر آویزاان کردند. آنها سر احمد را به همراه سر پدرش به نزد خلیفه مستظهر فرستادند.[۲] بر اساس گزارش برخی منابع، با بالا گرفتن نفوذ عطاش و افزایش ناامنی، شکایت مردم از نقاط مختلف بالا گرفت و سلطان محمد سلجوقی برای سرکوب او اقدام کرد. عطاش پس از دوازده سال ریاست در سال ۵۰۰ قمری گرفتار شد و به شکل تحقیرآمیزی او را بر شتری نشاندند و در شهر گرداندند، در حالی که جمعیت بسیار علیه او شعار میداد. سپس او را هفت روز آویختند و تیرباران کردند و در پایان، جسدش را سوزاندند.[۳]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عطاش». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
- یارشاطر، احسان (۱۳۵۴). دانشنامه ایران و اسلام. ج. ۵. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.