ابناءالرضا: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(منبع)
(متنی)
خط ۴: خط ۴:


== رشد عقلانیت دینی عمومی و معرفی مرجعیت علمی فرزندان علی‌بن‌ابی‌طالب ==
== رشد عقلانیت دینی عمومی و معرفی مرجعیت علمی فرزندان علی‌بن‌ابی‌طالب ==
یکی از راهبردهای اساسی که به وسیله ابناءالرضا در مقابل جریان اعتزال از یک سو و رواج حدیث گرایی از سوی دیگر پیگیری می‌گشت، بهره‌گیری از فرصتهای مناسب برای معرفی و روشنگری اسلام «فقاهتی» به‌شمار می‌رود که سراسر و تمامیت ارتباط عقل و دین را به عرضه می‌دارد. مصادیق گوناگونی از تحلیلهای بنیادی علم‌های اعتقادی و عرضه تحلیلهای نادرست فقهای برجسته آن دوره که بیشتر در دربارگاه حضور داشتند، به وسیله ابناءالرضا در این دوران وجود دارد.<ref>{{پک|پیشوایی|1388|ک=سیره پیشوایان|ص=551-555}}</ref>
یکی از راهبردهای اساسی که به وسیله ابناءالرضا در مقابل جریان اعتزال از یک سو و رواج [[حدیث]] گرایی از سوی دیگر پیگیری می‌گشت، بهره‌گیری از فرصتهای مناسب برای معرفی و روشنگری اسلام «فقاهتی» به‌شمار می‌رود که سراسر و تمامیت ارتباط عقل و [[دین]] را به عرضه می‌دارد. مصادیق گوناگونی از تحلیلهای بنیادی علم‌های اعتقادی و عرضه تحلیلهای نادرست فقهای برجسته آن دوره که بیشتر در دربارگاه حضور داشتند، به وسیله ابناءالرضا در این دوران وجود دارد.<ref>{{پک|پیشوایی|1388|ک=سیره پیشوایان|ص=551-555}}</ref> <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=سیره پیشوایان|سال=1388|نام=مهدی|نام خانوادگی=پیشوایی|ناشر=مؤسسه تحقیقاتی امام صادق(ع)|مکان=قم}}</ref>


اثر دیگری که این برخوردها به جا می‌نهاد، معرفی اقتدار علمی علی و نوادگانش بود. حکومت عباسیان به هدف در هم کوبیدن بُعد علمی ابناءالرضا و مورد تردید قرار دادن علم و حتی پیشوایی آنان، جلسات مناظره و گفت و گوی علمی برپا می‌کرد. در واقع با این کار آنان نه تنها به منظور خویش به سرانجام نمی‌رسیدند، بلکه جریان آبروریزی و رسوایی خویش می‌شدند. به این دلیل که محمدبن‌علی‌نقی نخستین رهبری بود که در کودکی به جایگاه هدایت رسید، ایشان مناظرات و گفت و گوهایی برخوردار بوده که بسیار اساسی و کارآمد به‌شمار می‌روند. علت ماهوی آن مناظرات این بود که از یک طرف رهبری او، به خاطر کودکی برای بسیاری از شیعیان کاملاً محرز نگردیده بود، از این رو برای آرامش قلبی و به عنوان امتحان پرسش‌های متعددی از ایشان می‌نمودند. از طرف دیگر مکتب اعتزال و افراطی گری در تکیه بر عقل اوج گرفته بود.<ref>{{پک|خامنه ای|1390|ک=انسان250 ساله|ص=321}}</ref>
اثر دیگری که این برخوردها به جا می‌نهاد، معرفی اقتدار علمی علی و نوادگانش بود. [[حکومت عباسیان]] به هدف در هم کوبیدن بُعد [[حوزه علمیه|علمی]] ابناءالرضا و مورد تردید قرار دادن علم و حتی پیشوایی آنان، جلسات مناظره و گفت و گوی علمی برپا می‌کرد. در واقع با این کار آنان نه تنها به منظور خویش به سرانجام نمی‌رسیدند، بلکه جریان آبروریزی و رسوایی خویش می‌شدند. به این دلیل که محمدبن‌علی‌نقی نخستین رهبری بود که در کودکی به جایگاه [[جریان هدایت الهی|هدایت]] رسید، ایشان مناظرات و گفت و گوهایی برخوردار بوده که بسیار اساسی و کارآمد به‌شمار می‌روند. علت ماهوی آن مناظرات این بود که از یک طرف رهبری او، به خاطر کودکی برای بسیاری از [[شیعیان]] کاملاً محرز نگردیده بود، از این رو برای آرامش قلبی و به عنوان امتحان پرسش‌های متعددی از ایشان می‌نمودند. از طرف دیگر مکتب اعتزال و افراطی گری در تکیه بر عقل اوج گرفته بود.<ref>{{پک|خامنه ای|1390|ک=انسان250 ساله|ص=321}}</ref> <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=انسان 250 ساله|سال=1390|نام=سیدعلی|نام خانوادگی=خامنه ای|ناشر=مؤسسه جهادی|مکان=تهران}}</ref>


== ترسیم الگوی کامل تقوای فردی و جمعی ==
== ترسیم الگوی کامل تقوای فردی و جمعی ==
یکی از تدابیر تربیتی بنیادین در مبارزه با گسترش معصیت و انحطاط در محیط، ارائه نمونه‌ها و تندیس‌های پارسایی در محیط است. ابناءالرضا چنین سیاستی را به شکل برجسته‌ای پیگیری می‌نمودند به طوری که عنوان «تقی» و «هادی» به رهبر دهم و یازدهم شیعی اعطا گردیده است. حکومت مرکزی، کوششی مداوم داشت تا به پندار خود ایشان را با عیاشی‌ها و انحطاط‌های دربار فاسد سازد. ابن شهر آشوب در کتاب «مناقب» از محمد بن ریان روایت نموده است که مأمون دربارهٔ محمدبن‌علی‌موسی به هر نیرنگی دست زد تا شاید بتواند ایشان را همچون خویش دنیاپرستان نماید و به فسق و لهو گرایش دهد. مواجهه علی‌بن‌محمدهادی در محفل آوازه‌خوانی که مأمون برگزار کرده بود مثال نمونه‌ای از این دسیسه‌ها و فعالیت‌ها است.<ref>{{پک|کلینی|1390|ک=اصول کافی|ج=1|ص=493}}</ref>
یکی از تدابیر تربیتی بنیادین در مبارزه با گسترش معصیت و انحطاط در محیط، ارائه نمونه‌ها و تندیس‌های پارسایی در محیط است. ابناءالرضا چنین سیاستی را به شکل برجسته‌ای پیگیری می‌نمودند به طوری که عنوان «[[محمد تقی|تقی]]» و «[[هادی (اسماء الحسنی)|هادی]]» به رهبر دهم و یازدهم شیعی اعطا گردیده است. حکومت مرکزی، کوششی مداوم داشت تا به پندار خود ایشان را با عیاشی‌ها و انحطاط‌های دربار فاسد سازد. ابن شهر آشوب در کتاب «[[مناقب آل ابی‌طالب|مناقب]]» از محمد بن ریان روایت نموده است که مأمون دربارهٔ محمدبن‌علی‌موسی به هر نیرنگی دست زد تا شاید بتواند ایشان را همچون خویش دنیاپرستان نماید و به فسق و لهو گرایش دهد. مواجهه علی‌بن‌محمدهادی در محفل آوازه‌خوانی که مأمون برگزار کرده بود مثال نمونه‌ای از این دسیسه‌ها و فعالیت‌ها است.<ref>{{پک|کلینی|1390|ک=اصول کافی|ج=1|ص=493}}</ref> <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=اصول کافی|سال=1390|نام=مححمد بن یعقوب|نام خانوادگی=کلینی|ناشر=دارالثقلین|جلد=1|مکان=تهران}}</ref>


== حفظ خط انتقال معارف و جریان زنده تعلیم و تربیت ==
== حفظ خط انتقال معارف و جریان زنده تعلیم و تربیت ==
در اوضاعی که موقعیت‌های تعامل ابناءالرضا در این عصر به شدت محدود می‌شد، مسئولیت اصلی و بنیادین ایشان که انشار و رساندن دانش حقیقی دینی است، به هر صورت مد نظر بود. رهبران این عصر نیز همچون پیشوایان گذشته، یاران را پرورش می‌دادند و علم خویش را به یاری آنان در محیط پخش نمودند. این کنش‌ها از زمان محمدبن‌علی‌موسی تا حسن‌بن‌علی‌عسکری به دلیل فشارهای حکومتی و محدودیت فراوان، دولت بسیار محدود بود و بدین جهت شمار ناقلان و تربیت شدگان روش آنان نسبت به زمان جعفربن‌محمدصادق تنزل پیدا کرد. با این وجود باید در نظر گرفت که در میان همین شمار یاران اندک و راویان ایشان، شخصیت‌های برجسته و افراد نامداری از قبیل علی بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، زکریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازی، احمد بن محمد بن خالد برقی تربیت شدند که هر فرد در میدان دانشی و استنباطی، تکیه‌گاهی محسوب می‌شد و حتی عده‌ای آثار فراوانی دارا بودند. علاوه بر این، نقل کنندگان روایات محمدبن‌علی‌موسی فقط در دانشمندان شیعی محدود نمی‌گردند، بلکه راویان و علمای سنی مذهبان نیز دانش‌ها و واقعیت‌های دینی را از ایشان روایت نموده‌اند. به عنوان مثال احمد بن علی خطیب بغدادی روایاتی با سلسله سند خویش از ایشان روایت نموده است.<ref>{{پک|امین|1421|ک=اعیان الشیعه|ج=2|ص=35}}</ref>
در اوضاعی که موقعیت‌های تعامل ابناءالرضا در این عصر به شدت محدود می‌شد، مسئولیت اصلی و بنیادین ایشان که انشار و رساندن دانش حقیقی دینی است، به هر صورت مد نظر بود. رهبران این عصر نیز همچون پیشوایان گذشته، یاران را پرورش می‌دادند و علم خویش را به یاری آنان در محیط پخش نمودند. این کنش‌ها از زمان محمدبن‌علی‌موسی تا حسن‌بن‌علی‌عسکری به دلیل فشارهای حکومتی و محدودیت فراوان، دولت بسیار محدود بود و بدین جهت شمار ناقلان و تربیت شدگان روش آنان نسبت به زمان جعفربن‌محمدصادق تنزل پیدا کرد. با این وجود باید در نظر گرفت که در میان همین شمار یاران اندک و راویان ایشان، شخصیت‌های برجسته و افراد نامداری از قبیل علی بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، زکریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازی، احمد بن محمد بن خالد برقی تربیت شدند که هر فرد در میدان دانشی و استنباطی، تکیه‌گاهی محسوب می‌شد و حتی عده‌ای آثار فراوانی دارا بودند. علاوه بر این، نقل کنندگان روایات محمدبن‌علی‌موسی فقط در دانشمندان شیعی محدود نمی‌گردند، بلکه راویان و علمای سنی مذهبان نیز دانش‌ها و واقعیت‌های دینی را از ایشان روایت نموده‌اند. به عنوان مثال احمد بن علی خطیب بغدادی روایاتی با سلسله سند خویش از ایشان روایت نموده است.<ref>{{پک|امین|1421|ک=اعیان الشیعه|ج=2|ص=35}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=اعیان الشیعه|سال=1421|نام=عبدالحسین|نام خانوادگی=امین|ناشر=دارالتعارف|مکان=بیروت}}</ref>






== پانویس ==
 
== منابع ==

نسخهٔ ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۲۹

(محمدبن‌علی‌موسی، علی‌بن‌محمدهادی، حسن‌بن‌علی‌عسکری)

در برابر نیازهای فرهنگی و مسائل موجود در جامعه، ابناءالرضا به اجرای سیاست‌های فرهنگی مختلفی دست زدند که ناظر به مسائل فرهنگی خاص طراحی و اجرا می‌شد.

رشد عقلانیت دینی عمومی و معرفی مرجعیت علمی فرزندان علی‌بن‌ابی‌طالب

یکی از راهبردهای اساسی که به وسیله ابناءالرضا در مقابل جریان اعتزال از یک سو و رواج حدیث گرایی از سوی دیگر پیگیری می‌گشت، بهره‌گیری از فرصتهای مناسب برای معرفی و روشنگری اسلام «فقاهتی» به‌شمار می‌رود که سراسر و تمامیت ارتباط عقل و دین را به عرضه می‌دارد. مصادیق گوناگونی از تحلیلهای بنیادی علم‌های اعتقادی و عرضه تحلیلهای نادرست فقهای برجسته آن دوره که بیشتر در دربارگاه حضور داشتند، به وسیله ابناءالرضا در این دوران وجود دارد.[۱] [۲]

اثر دیگری که این برخوردها به جا می‌نهاد، معرفی اقتدار علمی علی و نوادگانش بود. حکومت عباسیان به هدف در هم کوبیدن بُعد علمی ابناءالرضا و مورد تردید قرار دادن علم و حتی پیشوایی آنان، جلسات مناظره و گفت و گوی علمی برپا می‌کرد. در واقع با این کار آنان نه تنها به منظور خویش به سرانجام نمی‌رسیدند، بلکه جریان آبروریزی و رسوایی خویش می‌شدند. به این دلیل که محمدبن‌علی‌نقی نخستین رهبری بود که در کودکی به جایگاه هدایت رسید، ایشان مناظرات و گفت و گوهایی برخوردار بوده که بسیار اساسی و کارآمد به‌شمار می‌روند. علت ماهوی آن مناظرات این بود که از یک طرف رهبری او، به خاطر کودکی برای بسیاری از شیعیان کاملاً محرز نگردیده بود، از این رو برای آرامش قلبی و به عنوان امتحان پرسش‌های متعددی از ایشان می‌نمودند. از طرف دیگر مکتب اعتزال و افراطی گری در تکیه بر عقل اوج گرفته بود.[۳] [۴]

ترسیم الگوی کامل تقوای فردی و جمعی

یکی از تدابیر تربیتی بنیادین در مبارزه با گسترش معصیت و انحطاط در محیط، ارائه نمونه‌ها و تندیس‌های پارسایی در محیط است. ابناءالرضا چنین سیاستی را به شکل برجسته‌ای پیگیری می‌نمودند به طوری که عنوان «تقی» و «هادی» به رهبر دهم و یازدهم شیعی اعطا گردیده است. حکومت مرکزی، کوششی مداوم داشت تا به پندار خود ایشان را با عیاشی‌ها و انحطاط‌های دربار فاسد سازد. ابن شهر آشوب در کتاب «مناقب» از محمد بن ریان روایت نموده است که مأمون دربارهٔ محمدبن‌علی‌موسی به هر نیرنگی دست زد تا شاید بتواند ایشان را همچون خویش دنیاپرستان نماید و به فسق و لهو گرایش دهد. مواجهه علی‌بن‌محمدهادی در محفل آوازه‌خوانی که مأمون برگزار کرده بود مثال نمونه‌ای از این دسیسه‌ها و فعالیت‌ها است.[۵] [۶]

حفظ خط انتقال معارف و جریان زنده تعلیم و تربیت

در اوضاعی که موقعیت‌های تعامل ابناءالرضا در این عصر به شدت محدود می‌شد، مسئولیت اصلی و بنیادین ایشان که انشار و رساندن دانش حقیقی دینی است، به هر صورت مد نظر بود. رهبران این عصر نیز همچون پیشوایان گذشته، یاران را پرورش می‌دادند و علم خویش را به یاری آنان در محیط پخش نمودند. این کنش‌ها از زمان محمدبن‌علی‌موسی تا حسن‌بن‌علی‌عسکری به دلیل فشارهای حکومتی و محدودیت فراوان، دولت بسیار محدود بود و بدین جهت شمار ناقلان و تربیت شدگان روش آنان نسبت به زمان جعفربن‌محمدصادق تنزل پیدا کرد. با این وجود باید در نظر گرفت که در میان همین شمار یاران اندک و راویان ایشان، شخصیت‌های برجسته و افراد نامداری از قبیل علی بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، زکریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازی، احمد بن محمد بن خالد برقی تربیت شدند که هر فرد در میدان دانشی و استنباطی، تکیه‌گاهی محسوب می‌شد و حتی عده‌ای آثار فراوانی دارا بودند. علاوه بر این، نقل کنندگان روایات محمدبن‌علی‌موسی فقط در دانشمندان شیعی محدود نمی‌گردند، بلکه راویان و علمای سنی مذهبان نیز دانش‌ها و واقعیت‌های دینی را از ایشان روایت نموده‌اند. به عنوان مثال احمد بن علی خطیب بغدادی روایاتی با سلسله سند خویش از ایشان روایت نموده است.[۷][۸]



منابع

  1. پیشوایی، سیره پیشوایان، ۵۵۱-۵۵۵.
  2. پیشوایی، مهدی (۱۳۸۸). سیره پیشوایان. قم: مؤسسه تحقیقاتی امام صادق(ع).
  3. خامنه ای، انسان250 ساله، ۳۲۱.
  4. خامنه ای، سیدعلی (۱۳۹۰). انسان 250 ساله. تهران: مؤسسه جهادی.
  5. کلینی، اصول کافی، ۱:‎ ۴۹۳.
  6. کلینی، مححمد بن یعقوب (۱۳۹۰). اصول کافی. ج. ۱. تهران: دارالثقلین.
  7. امین، اعیان الشیعه، ۲:‎ ۳۵.
  8. امین، عبدالحسین (۱۴۲۱). اعیان الشیعه. بیروت: دارالتعارف.