کاربر:N.h/صفحه تمرین 2: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «== وجوه اشتراک در مفهوم رزق مادی در تفاسیر شیعه و سنی == ۱. ماهیت الهی رزق در هر دو مکتب شیعه و سنی، رزق مادی به عنوان نعمتی الهی تلقی میشود که تأمینکننده نیازهای جسمی انسان است. خداوند در قرآن میفرماید: «وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُ...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
== وجوه اشتراک در مفهوم رزق مادی در تفاسیر شیعه و سنی == | == [[وجوه اشتراک در مفهوم رزق مادی در تفاسیر شیعه و سنی]]<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نوشین ربیعی}}</ref> == | ||
۱. ماهیت الهی رزق | ۱. ماهیت الهی رزق | ||
در هر دو مکتب شیعه و سنی، رزق مادی به عنوان نعمتی الهی تلقی میشود که تأمینکننده نیازهای جسمی انسان است. خداوند در قرآن میفرماید: «وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ» که نشاندهنده این است که تمامی منابع رزق، حتی باران، گیاهان و دامها، از طریق تدبیر الهی فراهم میشوند. مفسران سنی مانند ابنکثیر و طبری نیز بیان میکنند که رزق مادی در اختیار خداوند است و انسان تنها واسطهای برای بهرهمندی از آن است در تفاسیر شیعه، مانند المیزان، همین دیدگاه پذیرفته شده و تأکید میشود که رزق مادی همواره نشانه رحمت الهی و رابطه مستقیم انسان با خالق است . | در هر دو مکتب شیعه و سنی، رزق مادی به عنوان نعمتی الهی تلقی میشود که تأمینکننده نیازهای جسمی انسان است. خداوند در قرآن میفرماید: «وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ» که نشاندهنده این است که تمامی منابع رزق، حتی باران، گیاهان و دامها، از طریق تدبیر الهی فراهم میشوند. مفسران سنی مانند ابنکثیر و طبری نیز بیان میکنند که رزق مادی در اختیار خداوند است و انسان تنها واسطهای برای بهرهمندی از آن است در تفاسیر شیعه، مانند المیزان، همین دیدگاه پذیرفته شده و تأکید میشود که رزق مادی همواره نشانه رحمت الهی و رابطه مستقیم انسان با خالق است . | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
[4] - علی شریعتی،مفهوم شناسی رزق معنوی در قرآن و آموزههای اهل بیت، مجله علوم قرآنی و حدیث،1400. | [4] - علی شریعتی،مفهوم شناسی رزق معنوی در قرآن و آموزههای اهل بیت، مجله علوم قرآنی و حدیث،1400. | ||
== '''چکیده:''' == | |||
پیامبر عظیم الشأن اسلام با ارائه دین اسلام که به دستور خداوند متعال صورت گرفت ؛ در صدد این نتیجه بود که فاصله طبقاتی میان آحاد جامعه اسلامی را به حداقل ممکن برساند . از این رو به دستور خداوند و مطابق با قرآن کریم به جمع آوری اموالی نمودند که نه تنها هزینه های دولت را تأمین میکرد بلکه موجب کمتر شدن فاصله طبقاتی نیز می شد . آنچه اولین بار به نام بیت المال جمع آوری شد در زمان خلیفه اول بود و در زمان خلیفه دوم بنای بیعض گذاشته شد و در نهایت در زمان خلیفه سوم به اوج بی عدالتی رسید که موجبات مرگ او را نیز فراهم کرد . بعد از به روی کار آمدن امیر المؤمنین علیه السلام تمام آنچه را پیامبر اسلام بنیان نهاده بود ؛ دوباره به حالت اولیه خود باز گرداندند و آنچه را که در قرآن کریم به صورت دستور آمده بود احیا کردند . اما اموالی که غیر از خمس و زکات بود و از جامعه اسلامی به هر تناسبی أخذ می شد ؛ ایشان در نهایت انصاف و عدل به صورت مساوی تقسیم میکردند . نمونه های بارز کلامی آن در نهج البلاغه و در عمل توسط آن حضرت در جامعه اسلامی اجرایی شد .این عدالت امیرالمؤمنین علیه السلام مبغوض اطرفیان آن حضرت قرار گرفت تا آن حد که او را بخاطر عدالتش به شهادت رساندند. | |||
== '''مقدمه ''' == | |||
هدف اصلی نزول ادیان از زمان حضرت آدم ابوالبشر تا خاتم انبیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ، ارتباط با عالم غیب و ارتقاء روحیه معنوی بشرتا حد آنچه در بطنش دمیده شده و در درجه بعد ساماندهی اوضاع زندگی با کمترین تنش و در نهایت دوستی و مودت ،که اگر با دقت تمام به دین اسلام نگریسته شود ؛ خواهید دید در جای جای این دین الهی ، ارتقاء روحی و جسمانی بشر لحاظ شده است و تمام این مبانی ، انسان را برای لقاء الی الله آماده می کند . از جمله این مباحث انسان ساز ، بحث به حداقل رساندن فاصله طبقاتی از لحاظ مالی در جوامع بشری است که در قالب مالیات اسلامی بیان شده است . چرا که اجرای برنامه ها نیاز به بودجه دارد که باید تأمین شود . اینکه افرادی که دارای درآمد بالایی هستند مقداری از بودجه خود را به حکومت عودت دهند و در مقابل دولت امکاناتی را برای جامعه فراهم کند تا آنها هم به فعالیت خود ادامه دهند و هم بتوانند کسب درآمد کنند . این رابطه متقابل از طرف حکومت و مردم امری اجتناب ناپذیر است . اگر نظاره گر زمان ظهور اسلام باشیم ؛ خواهیم دید که این تأمین بودجه حکومت اسلامی از راههای مختلف امکان پذیر بوده است که می توان به خمس ، زکات و آنچه از جنگها عاید حکومت اسلامی می شد و تجمیع آن ، به اسم بیت المال مسلمین در اختار دولت و مردم بود ؛ اشاره کرد . در این مقاله که به صورت توصیفی ، تحلیلی وگردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای است ؛ نگارنده در صدد بیان اوج عدالت امیر المؤمنین علی علیه السلام در تقسیم و توزیع این اموال است که چیزی غیر از دستور خداوند چه در قرآن و چه از زبان پیامبر عظیم الشأن اسلام نیست . | |||
مقالاتی در این مقوله به رشته تحریر درآمده به فراخور موضوع به نوع گردآوری بیت المال و نحوه مصرف آن در مواردی که مختص آن بوده اشاره شده است . مقاله سیره اقتصادی امیر المؤمنین علیه السلام در الگوی تولید و مصرف مدبرانه ( صدیقه عالیپور ، محمد مهدی کریمی نیا ، مجتبی انصاری مقدم ) ، رساله در وصف امیر المؤمنین علیه السلام و قاسم الارزاق بودن آن حضرت ( رسول جعفریان ) ، عدالت علوی در گردآوری و هزینه سازی بیت المال ( جواد فخار طوسی ) ، شیوه های تقسیم بیت المال در صدر اسلام ( حامد منتظری مقدم ) ، هزینه در ماله عمومی اسلامی ) که در آنها به موارد استعمال زکات و خمس اشاره شده است ؛ اما اموالی که غیر از خمس و زکات به چه صورتی تقسیم می شد که نگارنده در صدد بیان این موضوع در این مقاله است . | |||
== '''کلید واژه''' : بیت المال ، تقسیم ، مستندات == | |||
بیت المال : خانه ای که مال غنیمت و مال متوفی بعد از ضبط در آن نگه داشته می شود . خرانه کل مملکت ، اموال عمومی متعلق به دولت اسلامی ( مجاراً ) ، خرانه دولت اسلامی . ( فرهنگ نامه دهخدا ، ج 3 ، ص 4469) | |||
تقسیم : بخش کردن ، قسمت کردن ؛ بخشیدن ؛ بخش کردن عددی بر عدد دیگر ، بخش ، قسمت بهره ( فرهنگ معین ، ص 533) | |||
مستندات : ( مستند ) پناه برنده و التجا جوینده ، پناه جوینده ، پشت به چیزی دهنده ، تکیه کننده . ( مستندات ) مستند سازی ، ارائه استاد یا مدارک ، توسل به مدارک و استاد ، اثبات با مدارک . ( فرهنگ دهخدا ، ص 18406) | |||
== متن اصلی == | |||
آنچه که از قرائن و شواهد تاریخی استخراج شده ، اولین کسانی که اقدام به جمع آوری اموال به عنوان بیت المال کرده و در صدد توزیع برآمدند خلفای سه گانه بودند . در زمان خلیفه اول تقسیم به صورت عادلانه انجام میگرفت ؛ اما در زمان عمر نا عدالتی ها شروع شد و ملاحظات سیاسی و اجتماعی را در آن دخیل کرد و در زمان عثمان این بی عدالتی به اوج خود رسید که اقوام و خویشان خود را برتری میداد و بیت المال را در بین آنها تقسیم میکرد . | |||
وضعیت اقتصادی در بدو امامت امیر المؤمنین علیه السلام در اوج نابسامانی بود و تمام تعادلات اقتصادی که در زمان پیامبر عظیم الشأن اسلام صورت گرفته بود در زمان خلیفه سوم به تمامی مخدوش شده بود ؛ استکبار اقتصادی به جای عدالت اقتصادی در جامعه رخ می نمود و حکومت اسلامی را به شدت دچار تنش کرده بود و با چپاول بیت المال توسط خانواده خلیفه سوم به نهایت تحمل مردم رسید و موجبات قتل او را فراهم کرد . بنابراین ابتدای خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام حتی متشنج تر از زمان جاهلیت قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله شده بود . | |||
بنابراین امیر المؤمنین علیه السلام باید چاره ای می اندیشیدند که که نه تنها فشار اقتصادی از روی دوش مردم کاسته می شد بلکه با امرار معاش و تجارت سالم جامعه را از چالش عظیم بی عدالتی نجات می دادند . | |||
=== '''اقدامات امیرالمؤمنین در بدو أخذ زمام''' === | |||
از جمله کارهای ایشان تشویق مردم به کار کردن بود و در این مقوله خود پیش قدم بودند و همانطور که قبل از خلافت به حفر چاه و قنات و احیاء زمینها می پرداختند ؛ بعد از خلافت نیز دست از این فعالیت بر نداشتند در حالیکه می توانستند از بیت المال کسب روزی کنند اما مشغول به فعالیت شدند تا مردم را تشویق به کار کنند . | |||
آبادانی شهرها از دیگر اقدامات ایشان بود ؛ در نامهای به قرض بن کعب انصاری درمورد آبادانی شهرها میفرماید : " بهدرستی که مردانی در قلمرو حکومتی اند گزارش دادهاند که نهری در سرزمین آنان ازبینرفته و نابود شدهاست و در پایداری آن نهر ، آبادانی سرزمین مسلمانان است دراینباره تو و آنان بنگرید پس نهر را آباد کرده و ساماندهید . به جانم سوگند که آباد کردن آنجا برای ما دلپذیرتر است از آنکه بیرون روند یا تهیدست شوند ( گزیده دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام . ص 283) | |||
توسعه کشاورزی از جمله مهماتی بود که ایشان به این فعالیت نگاهی ویژه داشتند گرچه همه فعالیتهای مفید اقتصادی را تشویق می کردند اما خود ،کشاورزی را برگزیدند ؛ زیرا شرایط محیطی مدینه به دلیل داشتن خاک حاصلخیز و آبوهوای مساعد بیشتر مناسب زراعت بود و کشاورزی فایدهای بسیار برای اجتماع بهویژه برطرف کردن نیازهای ضروری گروههای کمدرآمد داشت ؛ اگرچه کاری پرزحمت و کم سود است ولی درعینحال پرفیض و پرخیر و برکت ( سیره اقتصادی امیر المؤمنین علیه السلام ، ص 62 ) | |||
و می توان پر اهمیت بودن صنعت را از توصیه ایشان به مالک اشتر دریافت که : " درباره بازرگانان و صنعتگران سفارش مرا بپذیر و به دیگران بسپار که به آنان به نیکی رفتار کنند این گروه مردم چه آنان که مقیم اند چه آنان که کالایشان را میگردانند و بعضی که کارگرند و با تلاش بدن کسب روزی میکنند ؛ مایههای سودمند و آسایش زندگی را فراهم میآورند ؛ پس به دیگران بسپار که با آنان به نیکی رفتار کنند ( قطره ای از فضایل امیر المؤمنین علیه السلام ، ص 101 ) | |||
امیر امؤمنین علیه السلام شخصاً اوضاع بازار را زیر نظر داشتند و ضمن دعوت بازاریان به رعایت موازین اخلاقی و شرعی ، نرخها را بررسی میکردند . ایشان در بازار به فرو شندگان میفرمود: "کالاها را به ارزانی به مسلمانان بفروشید که آنان برکت را بزرگتر گردانند " و اگر با کمفروشی و نیرنگ بازی در تجارت مسلمانان مواجه میشد با تازیانه آنها را تنبیه میکرد ( گزیده دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام ، ص 283 ) | |||
و در جهت بهبود اوضاع معیشت مردم و جلوگیری از سَرخوردگی آنان ، مبارزه با سرمایه اندوزی و احتکار را سرلوحه کار خود قرار دادند و به مالک اشتر تأکید میکنند: " بسیاری از معاملهگران در دادوستد بیاندازه سختگیری میکند و با بخل و طمع برای سودجویی بیشتر به احتکار میپردازند و نرخ فروش کالای خود را به دلخواه معین میکنند و کار این سوداگران بخیل و محتکر موجب زیان عمومی و عیب مسئولان است . بنابراین از احتکار جلوگیری کن که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آن جلوگیری فرموده است ."( در چشمه سار نهج البلاغه ، ص 80 ) | |||
همگی این موارد در صدد هر چه کمتر کردن فاصله طبقاتی میان اقشار ثروتمند و اقشار ضعیف ، به جامعه مسلمین سود می رساند و اهتمام امیر المؤمنین علیه السلام برجسته و مهم بودن این موضوع را تصریح و آشکار میکند . | |||
==== '''منابع مالی حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام''' ==== | |||
حال باید دید حکومت اسلامی امیرالمؤمنین برای مخارج خود از چه منابعی سود می برد و مخارج مستمندان از کدام محل تأمین می شد . ابتدا به ورودیها پرداخته می شود که عبارتند از : | |||
منابع مالی امیر المؤمنین علیه السلام شامل ۲ دسته هستند: | |||
۱) مالیاتها ( زکات ، خمس ، انفال ، جزیه و خراج ) | |||
2) اموالی که وارد بیتالمال میشوند . | |||
مالیاتها شامل زکات که مصارف آن برای فقرا و مساکین برحسب نیازهایشان و جهاد برحسب احتیاجات مصرف میشد و نه به مساوات . | |||
خمس نیز نیمی از آن متعلق به نیازمندان بنیهاشم و نیمی دیگر متعلق به امام مسلمین است که صرف نیازهای حکومت اسلامی میشود . | |||
مصارف اموال انفال و جزیه نیز متعلق به همه مسلمین است ( پیام امیر المؤمنین علیه السلام ، ص 312و 313 ) و خراج نیز از مهمترین راههای درآمد بیتالمال مسلمین بود که همواره منابع سرشاری برای پشتوانه حکومت اسلامی است ( کارگزاران حکومت اسلامی از دیدگاه امیر المؤمومنین علیه السلام ) | |||
غنائم جنگی اموالی هستند که در خراجها جای میگیرند و همچنین اجاره زمینهای فتح شده به خزانه دولت اسلامی ریخته و بهطور مساوی بین مسلمین تقسیم میشد ( پیام امیر المؤمنین علیه السلام ، ص 312) | |||
آنچه در ادامه مقاله به آن پرداخته می شود بیان عدالت امیرالمؤمنین در تقسیم بیت المال است و نکته مهم آن است که ایشان در أخذ مالیات هم جانب عدالت را رعایت میکردند و اینگونه نبود که شخصی بی جهت از أخذ مالیاتی که به هر شکلی باید پرداخت میکرد ؛ معافیت از جانب حکومت می گرفت . | |||
'''نحوه تقسیم بیت المال''' | |||
شایان ذکر است شیوه جمع آوری اموال و تقسیم از زمان خلیفه اول آغاز شد و در ادامه امیر المؤمنین علیه السلام با رفع نقاط ضعف ، آن را به بهترین شیوه ( تقسیم بیت المال ) را در جامعه اسلامی ساری و جاری کردند . | |||
شیوه ای که خلیفه دوم مد نظر داشت و بنیام گذار تبعیض شد ؛ تقسیم اموال بر اساس ملاکهایی بود که حکومت در آن زمان قرار داده بود که عبارت بودند از : | |||
1 - سابقه اسلام. | |||
2 - سابقه جهاد و حضور در جبههها | |||
3 - نياز. | |||
4 - تعداد افراد تحت تكفّل | |||
که امیر المؤمنین با این شیوه تقسیم در زمان قبل از خلافتشان ، مخالف بودند و بعد از به روی کار آمدنشان در صدد تصحیح آن بر آمدند . | |||
'''اقدامات آن حضرت در جهت رفع تبعیض''' | |||
آنچه شاخصه رفتار آن بزرگوار است ؛ اهمیت ویژه و خاص به بحث عدالت است ؛ چنان که خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند :" إعدلوا هو أقرب للتقوی " اینکه عدالت را پیشه کنید که آن به تقوی أقرب و نزدیکتر است . | |||
بحث تقسیم بیت المال نیز از این مقوله مستثنی نیست و شواهد تاریخی بر این امر صحه می گذارد ؛ که به مواردی معدود اشاره می شود : | |||
از جمله اقدامات ایشان در روز بعد از بيعت، اميرالمومنين وارد بيتالمال گرديده و كليه پولهاى موجود در آن راسه دينار سه دينار، بين حاضرين تقسيم نمود و به همين خاطر مورد اعتراض سهل بن حنيف قرار گرفت.(بحار الانوار،ص 32 الی 38) | |||
گروهى از شيعيان به نزد آنحضرت آمده و پيشنهاد نمودند كه اموال را در ميان رؤسا و اشراف تقسیم کنند . حضرت در پاسخ فرمود: واى بر شما آيا از من مىخواهيد كه با ستم پيروزى را به چنگ آورم؟ به خدا قسم اگر اين اموال از آن من بود بطور مساوى تقسيم مىنمودم، چه رسد كه اموال مسليمن است.(کافی ، ص 31) | |||
و داستان معروفی که حکایت از عدالت امیرالمؤمنین علیه السلام میکند و آن ، رفتن برادر ایشان عقیل ، نزد امیر المؤمنین علیه السلام است . عقیل که به جهت فرزندان بسیار در مضیقه مالی بود از اینکه برادرش متولی بیت المال شده بود ؛ با این تفکر که می تواند از او کمک بگیرد به نزد برادر رفت و به او گفت :" مقروض هستم و از ادای آن عاجز ، قرض مرا ادا کن " . وقتی امیر المؤمنین از مقدار قرض که صدهزار درهم جویا شد فرمود :" سوگند به خدا آن قدر ندارم که بتوانم قرض تو را ادا کنم ؛ صبر کن تا جیره شخص من برسد ، تا آخرین حد توان به تو کمک خواهم کرد ." عقیل گفت : " از بیت المال بده " ولی حضرت از این امر امتناع فرمود و آهنی گداخته را به دست وی که نابینا بود نزدیک کرد ؛ عقیل که به خیال اینکه پول است دست به آن زد ولی با آهن داغ مواجه شد و اعتراض نمود . امیرالمؤمنین علیه السلام به ایشان فرمود :" تو طاقت این آتش را نداری ؛ من چگونه با زیر پا نهادن حق مردم آتش جهنم را تحمل کنم ." که این ماجرا به "الحدیده المحماه "(آهن گداخته ) معروف شد . ( شرح نهج البلاغه ، ص 216) | |||
از اين گونه نمونهها فراوان است كه به دليل خودارى از تطويل از نقل آنها خوددارى مىشود . | |||
تقسیم اموال طبق موازین قرآنی | |||
آنچه مسلم است و قابل توضیح ، این است که شیوه و روش امیرالمؤمنین علیه السلام در تقسیم بیت المال تابع چه روشی است ، روش پیامبر ؟ طبق موازین قرآنی ؟ یا روشی منحصر به فرد داشتند ؟ | |||
ابتدا به آیات زکات و خمس می پردازیم : | |||
خداوند متعال در آیه 60 سوره توبه می فرمایند : " إنّما الصَّدقاتُ للفُقَراءِ و المَساکِینَ و العَامِلِینَ علیها و المؤلِّفَةِ قُلُوبُهُم و فی الرِّقَابِ و الغَارِمِینَ و فی سَبِیل اللهِ و ابن السَّبیل فریضةً من الله و الله علِیمٌ حکِیمٌ " | |||
" زکات فقط از آن فقراء و تنگدستان و عاملان آنست و آنها که جلب دلهایشان کنند و برای آزاد کردن بردگان و قرض داران و صرف در راه خدا و به راه ماندگان است ؛ و این قراری است از جانب خدا و خدا دانای شایسته کار است . " ( المیزان ، ص 408 ) | |||
و در سوره انفال آیه 41 در مورد خمس می فرمایند : " وَ اعلَمُوا أنَّما غَنِمـتُم من شَئٍ فَأَنَّ للِّه خُمُسَهُ و للرِّسُولِ و لِذِالقُربَی و الیَتَمی و المَسَاکِینِ و ابن السَّبِیلِ إن کنتم أمنتم باللّه و ما أنزَلنَا علی عَبدِنَا یومَ الفُرقَانِ یَوم التَقَی الجَمعَانِ و اللّه علی کلِّ شیءٍ قَدِیرٌ " | |||
" و بدانید آنچه را که سود می برید برای خداست پنج یک آن و برای رسول و خویشاوند او و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان ، اگر به خدا و آنچه را که در روز فزقان روزی که دو گروه یکدیگر را ملاقات کردند بر بنده مان نازل کردیم ایمان آورده اید و خداوند بر هر چیز تواناست " | |||
به قطع و تصریح می توان گفت آنچه را رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در جامعه اسلامی پیاده می کردند مبتنی بر دستورات خداوند وطبق آیات قران کریم بوده و از آنجاییکه امیر المؤمنین علیه السلام پیرو و تابع راه پیامبر عظیم الشأن اسلام بودند ؛ پس به قطع از آیات قرآن کریم که دستور خداوند سبحان است تبعیت می کردند . | |||
در مورد روش اميرالمومنين در تقسيم مساوى بيت المال اين پرسش وجود دارد كه برخى از منابع بيت المال، مثل زكات و خمس مصرف خاص داشته و مىبايست در ميان گروههاى ويژهاى تقسيم و توزيع گردد. باید پرسید چگونه حضرت بيت المال را بطور مساوى تقسيم مىنموده است ؟در پاسخ به اين پرسش بايد گفت: اموال موجود در بيتالمال داراى دو دسته كلى بودهاند: | |||
1 - اموالى كه داراى مصرف خاص بودهاند همچون زكات و خمس: اين اموال را امیر المؤمنین عليهالسلام در مصارف مقرر صرف مىنموده است .مويد آن اين است كه حضرت در مواردى رسما اعلام نموده كه قصد بازگشت به سيره و سنت پيامبر صلىاللهعليهوآله در زمينه اموال عمومى را دارد و مشاهده سيره پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله نشان مىدهد كه حضرت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله اين دسته از اموال را در مصارف خاص خويش مصروف مىداشته و حتى در اين توزيع نيز تقسيم مساوى را در ميان افراد هر صنف واجب نمىدانستهاند؛ از جمله در روايات حمادبن عيسى مىخوانيم: " رسول خدا صدقات بيابان نشينان را در ميان خودشان و صدقات شهرنشينان را در بين خودشان تقسيم مىنمود. ولى بين ايشان بطور مساوى تقسيم نمىنمود كه به هر كدام 81 برسد، بلكه به اندازهاى كه از گروههاى هشت گانه نزد او بود و به اندازهاى كه هر گروه را تا يكسال كفايت كند مىداد... (وسائل الشیعه ، ص185) | |||
فقهاى مانيز صريحا إعمال اين روش (صرف اموال داراى مصرف خاص در مصارف مقرر) را توسط اميرالمومنين يادآور شدهاند.(المغنی ، ص 528) | |||
2 ـ اموالى كه در اختيار امام قرار داشته و مصرف خاص نداشتهاند و صرف آنها موكول به صلاحديد وى بود : خراج و جزيه در شمار اين اموال ذكر شدهاند و بيشترين بخش بيت المال موجودآن روزگار نيز از همين قبيل بوده است .چنانكه حضرت خود در نامهاى به مالك اشتر مىنويسد : "لانّ النّاس كلهم عيال على الخراج و اهله" (نهج البلاغه ، ص 51 ) در غير ازاين دسته از اموال ديده نشده كه امام اقدام به تقسيم مساوى نموده باشد. بنابراين نمىتوان به امام نسبت داد كه اموال شرعى را در غير مصرف مقرر صرف نموده است. از همين جا مىتوان يك سياست كلى ديگر حكومت امیر المؤمنین عليهالسلام را در هزينه سازى اموال عمومى نتيجه گرفت و آن اختصاص دادن اموال داراى مصرف معين به مصارف مذكور مىباشد و اين درسى است، براى همه متولّيان اموال عمومى كه اين گونه از اموال را نمىتوان باملاحظات و صلاحديدهاى متاثر از احوال خاص درغير مصارف شرعى صرف نمود و براى رفع ساير نيازهاى جامعه اسلامى بايد با در نظر گرفتن ضوابط شرعى از محل ساير اموال عمومى اقدام نمود. | |||
نكته ديگرى كه در مورد تقسيم مساوى بايد دانست آن است كه اين روش، يك روش حكومتى و تابع شرايط خاص اجتماعى آن روز نبوده است؛ زيرا اين دسته از اموال كه ملك همه مسلمين بوده و همه در آن سهم دارند، به فقير وغنى يكسان تعلق مىگيرد اگرچه براى دفع فقر فقرا از تدبير ديگرى بايد بهره جست . بنابراين روش تقسيم مساوى از دو جنبه قابل ملاحظه مىباشد: 1ـ مبارزه با امتيازاتى كه در زمان خلفاى پيشين ملاك تقسيم ناعادلانه و برترى برخى بر برخى ديگر و در نتيجه پيدايش شكاف وگسست طبقات گرديده بود. 2- احياى يك حكم شرعى فراموش شده. | |||
بر مبناى روش اميرالمؤمنين امتيازاتى همچون سوابق نيك، فضايل علمى، تقوى، سابقه جهاد و حضور در جبهه هيچ يك نمىتواند مبناى تفاوت در برخوردارى از اموالى گردد كه ملك همه مسلمين است. | |||
آنچه مسلم است تطبیق بی قید و شرط تصمیمات امیر المؤمنین علیه السلام در تقسیم بیت المال است به عنوان حاکم اسلامی و مسلط بر بیت المال است . | |||
شاخصه های تقسیم بیت المال | |||
بنابراین شاخصههاى سيستم هزينه سازى اموال عمومى در حكومت علوى عبارتند از: | |||
1 -مراعات مساوات به عبارت دیگر الغاى امتيازات و فراهم سازى شرايط يكسان، براى برخوردارى از امكانات عمومى برای تمامی اقشار جامعه . | |||
2 -توجه به فقرزدايى در میان اقشار كم درآمد و مستضعف . | |||
3 -توجه به عمران و آبادى و سرمایه گذاری و كاستن از هزينههاى جارى. | |||
4- اهتمام به امور فرهنگى در تمام جامعه بدون قید و شرط و بالا بردن سطح آگاهيهاى عمومى. | |||
نكته قابل تأمل در سياست فقرزدايى حضرت مبنا بودن توازن اجتماعى است و اين نكته بسيار بااهميتى است كه ما را، در اين مجال متوقف و به تشريح آن ملزم مىسازد. | |||
از نگاه امير المؤمنين اهتمام حاكميت به فقرزدايى وتخصيص بخشى از امكانات و منابع عمومى، به اين امر سازوكار ويژهاى دارد كه موجب تمايز يافتن سياست فقرزدايى علوى، از ديگر سياستهاى مشابه مىگردد. تحقيق و پژوهش در ميراث به جاى مانده از آن حضرت روشن مىسازد كه اتخاذ سياست فقرزدايى توسط اميرالمؤمنين علیه السلام متكى بر اعتقاد به اصول و قواعد ثابتى است واين موجب آن مىگردد كه سياست فقرزدايى حضرت، از قالب يك سياست اجرايى مقطعى، خارج و به يك امر راهبردى و مبنايى تبديل گردد. | |||
اصول اين سياست عبارتند از: | |||
1 - به رسميت شناختن حق همه انسانها در برخوردارى از زندگى توأم با عزت، شرافت و كرامت. در اين ديدگاه فضايل و برتريهاى شخصيتى افراد موجب تفاوت آنها در استحقاق نسبت به نوع و نحوه زندگى مادى نمىباشد. | |||
2 - اعتقاد به تفاوت كيفى طبقات و نه فاصله طبقات: شكى نيست كه افراد يك جامعه از استعدادها و شرايط و امكانات متفاوتى برخوردار مىباشند. تفاوت اين استعدادها و لياقتها، سبب فراهم آمدن، موقعيتهاى متفاوتى مىگردد. .. | |||
اين اصل اساسى در سياست فقرزدايى حضرت اميرالمؤمنین علیه السلام كه ركن ركين اين سيستم و شاخصه آن به شمار مىآيد بارها در سخنان اميرالمؤمنين تكرار شده است. از جمله در نامه حكومتى به مالك اشتر مىنويسد: " بدان كه مردم طبقات و گروههاى متعددى هستند كه هيچ يك از ديگرى بى نياز نيستند. از جمله اهل نياز و فقر كه كمك به ايشان سزاوار است و خداوند براى ايشان گشايشى قرارداده كه بدان به (طرح زندگى) ديگر مردم برسند و... (نهج البلاغه ، ص 53 ) | |||
يكى از خطوط اصلى برنامه حكومت علوى براى هزينه سازى بيتالمال، عمران وآبادانى كشور است كه در سخنان امير المؤمنين مقدم بر كسب درآمدهاى دولتى شمرده شده است. اميرالمؤمنين در نامه به مالك اشتر مىفرمايد: " و بايد انديشه تو در آبادى زمين از انديشه در گرفتن خراج بيشتر باشد؛ زيرا خراج به دست نمىآيد، مگر به آبادى و كسى كه خراج را بى آباد نمودن بطلبد، به ويرانى شهرها و تباهنمودن بندگان پرداخته و كار او جز اندكى نمىپايد." (نهج البلاغه : ص53) | |||
امام حكام و فرمانروايان را يادآور مىشود كه تحصيل مالياتهاى عمومى، هنگامى موفقيت شمرده مىشود كه در صرف آن نيز موفقيت حاصل گرديده و حكومت توفيق آن را بيابد كه درآمدها را در راه عمران و آبادانى كشور مصرف نمايد و در غير اين صورت جز تخريب كشور و از دست دادن پشتوانه انسانى حكومت، بهرهاى عايد نخواهد شد. به همين جهت در فرامين حكومتى آن حضرت در كنار ساماندهى امور سياسى مناطق و نيز جمع اورى مالياتهاى متعلق به دولت سرمايهگذارى در زمينه عمران و آبادانى را نيز، در شمار مأموريتهاى كارگزاران برشمرده است. به عنوان مثال: در حكم مأموريت به مالك اشتر مىنويسد:" اين دستورى كه است كه بنده خدا اميرالمؤمنين در پيمان خود با مالك اشتر به او فرمان مىدهد هنگامى كه او را والى مصر گردانيد تا خراج آن جا را گرد آورده و با دشمن بجنگد و به اصلاح حال مردم آن بپردازد و شهرهاى آن جا را آباد گرداند." (همان) | |||
در كنار اين اصل، اميرالمؤمنين در فرامين حكومتى خود، به لزوم كاستن از هزينههاى جارى نيز اشارات دقيق و ظريفى داردند که پرداختن به آن از حوصله این تحقیق خارج است . | |||
نتیجه | |||
1- تقسیم اموال در زمان پیامبر عظیم الشأن اسلام در نهایت عدل و انصاف صورت میگرفت و سرلوحه کار ایشان فرامین الهی و آیات قرآن کرده بوده است . | |||
2- امیرالمؤمنین علیه السلام در توزیع بیت المال که أخذ آن از آیات قرآن کریم برخاسته بود ؛ طبق همان موازین نیز عمل می شد . | |||
3- عدالت علوی خود را در تقسیم اموالی که شاخصه قرآنی نداشت ؛ آشکار می کند که آن حضرت بدون در نظر گرفتن هیچ اولویتی آن را انجام می دادند . | |||
4- این نوع تقسیم اموال میان فقیر و غنی که به صورت مساوی صورت می گرفت ؛ فاصله طبقاتی میان اقشار جامعه اسلامی را به حداقل خود می رساند . | |||
5- وجود فاصله طبقاتی حداقلی ، قشر فقیر جامعه را امیدوارتر و دست درازی و سوء استفاده افراد غنی از ضعیقان را به حداقل ممکن میرساند . | |||
منابع | |||
<nowiki>*</nowiki> قرآن | |||
<nowiki>*</nowiki> نهج البلاغه | |||
1- ابن ابی الحدید ( عبد الحمید بن هبه الله ) ، شرح نهج البلاغه ، انتشارات : نیستان ، بی جا ، 1404 ق ، ج 11 ؛ دیلمی ، ارشاد القلوب ، 1412ق ، ج 2. | |||
2-ابن شهر آشوب ( محمد بن علی ) ، مناقب آل ابی طالب ، انتشارات : المکتبه الحیدریه ، قم ، 1379 ق . | |||
3- ابن قدامه ( عبدالله بن احمد بن محمد ) ، المغنی ، انتشارات : دار الکتاب ، بیروت ، چاپ اول ، بی تا . | |||
4- حبیب اللهی ( عباس ) ، قطره ای از فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات : هاجر ، قم ، چاپ اول ، 1386 ش . | |||
5- حر عاملی ( محمد بن حسن ) ، وسائل الشیعه ، انتشارات : مکتبه الاسلامیه ، تهران ، چاپ اول ، 1401 ق . | |||
6- حسینی ( رضا ) ، سیره اقتصادی امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات : کانون اندیشه جوان ، چاپ ششم ، 1393 ش . | |||
7- دهخدا ( علی اکبر ) ، لغت نامه دهخدا ، انتشارات : دانشگاه تهران ، 1372 ش . | |||
8- سید رضی ( محمد بن احمد ) ، نهج البلاغه ، شرح فیض الاسلام ، انتشارات : دارالاسلامیه ، چاپ اول ، 1326 ق . | |||
9- کلینی ( محمد بن یعقوب ) ، کافی ، انتشارات : دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، چاپ اول ، 1379 ق . | |||
10 – طباطبایی ( سید محمد حسین ) ، تفسیر المیزان ، انتشارات : دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، 1378ش . | |||
11- مجلسی ( محمد باقر ) ، بحار الانوار ، انتشارات : دارالحیاه التراث ، بیروت ، چاپ سوم ، 143 ق . | |||
12- محمدی ری شهری ( محمد ) ، گزیده دانش نامه امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات ک دارالحدیث ، چاپ پنجم ، 1391ش. | |||
13- مشایخی ( قدرت الله ) ، کارگزان حکومت اسلامی از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات انصاریان ، چاپ اول ، 1386 | |||
14- معین ( محمد ) ، فرهنگ معین ، انتشارات : امیرکبیر ، تهران ، چاپ 25 ، 1388 ش . | |||
15- مکارم شیرازی و همکاران ( ناصر ) ، پیام امیرالمؤمنین عبیه السلام ( شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه ) ، انتشارات : دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، چاپ دوم ، جلد پنجم ، 1385 ش. | |||
16 – منصوری لاریجانی ( اسماعیل ) ، در چشمه سار نهح البلاغه ، انتشارات : خادم الرضا ، قم ، چاپ دوم ، 1384 ش . | |||
نسخهٔ ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۲۶
وجوه اشتراک در مفهوم رزق مادی در تفاسیر شیعه و سنی[۱]
۱. ماهیت الهی رزق در هر دو مکتب شیعه و سنی، رزق مادی به عنوان نعمتی الهی تلقی میشود که تأمینکننده نیازهای جسمی انسان است. خداوند در قرآن میفرماید: «وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ» که نشاندهنده این است که تمامی منابع رزق، حتی باران، گیاهان و دامها، از طریق تدبیر الهی فراهم میشوند. مفسران سنی مانند ابنکثیر و طبری نیز بیان میکنند که رزق مادی در اختیار خداوند است و انسان تنها واسطهای برای بهرهمندی از آن است در تفاسیر شیعه، مانند المیزان، همین دیدگاه پذیرفته شده و تأکید میشود که رزق مادی همواره نشانه رحمت الهی و رابطه مستقیم انسان با خالق است . ۲.شکرگزاری و تدبیر در استفاده از رزق یکی دیگر از وجوه اشتراک، تأکید بر شکرگزاری و مدیریت درست رزق مادی است. در هر دو مذهب، انسان موظف است رزق خود را با تدبیر و انصاف مصرف کند و از اسراف و تبذیر پرهیز نماید. ابنکثیر میگوید: «انسان باید در بهرهمندی از رزق خداوند، شکرگزار و متعادل باشد» . همچنین در تفاسیر شیعه، مانند تفسیر نمونه، ذکر شده است که شکرگزاری باعث افزایش رزق و برکت آن میشود و رزق مادی، وسیلهای برای تقویت ایمان و رشد اخلاقی انسان است . ۳. پیوند رزق مادی با زندگی اجتماعی و اخلاقی هر دو مذهب رزق مادی را نه تنها برای تأمین نیاز فردی، بلکه به عنوان بستری برای انجام وظایف اجتماعی و تقویت اخلاق میدانند. رزق مادی انسان را قادر میسازد به دیگران کمک کند، صدقه دهد و عدالت اجتماعی را رعایت کند. این دیدگاه هم در تفاسیر سنی و هم در شیعه به طور گسترده بیان شده است وجوه افتراق در مفهوم رزق مادی در تفاسیر شیعه و سنی ۱.منابع تفسیری و روایی شیعه علاوه بر قرآن و سنت پیامبر، به روایات اهل بیت (ع) نیز توجه دارد. این امر باعث میشود رزق مادی در شیعه از منظر آموزههای اهل بیت تحلیل شود؛ مثلاً امام علی (ع) در نهجالبلاغه میفرمایند: «هر آنچه خداوند به شما داده، مایه امتحان و تکامل است» . اهل سنت عمدتاً بر قرآن و احادیث پیامبر و اجماع صحابه تکیه دارند و کمتر از روایات اهل بیت در تحلیل رزق مادی استفاده میکنند . ۲. نقش اهل بیت و پیامبران در شیعه، آموزهها و تجربههای معنوی و اخلاقی اهل بیت در تفسیر رزق مادی اهمیت ویژهای دارند و به انسان کمک میکنند تا از رزق به نحو صحیح استفاده کند. در حالی که در اهل سنت، پیامبران و صحابه الگوهای اصلی هستند و نقش اهل بیت در برداشت رزق مادی کمرنگتر است . ۳. تأکید بر توکل و تلاش شیعه تأکید دارد که توکل بر خدا باید با تلاش و کوشش انسان همراه باشد؛ به این معنا که رزق مادی نتیجه توکل و کوشش توأمان است . اهل سنت نیز به توکل اهمیت میدهند، اما تأکید بیشتر بر رضایت به رزق داده شده و باور به تقدیر الهی است، حتی اگر تلاش انسان محدود باشد . ۴.ابعاد اخلاقی و معنوی رزق مادی در شیعه، استفاده درست از رزق مادی همواره با رشد اخلاقی و معنوی انسان مرتبط دانسته میشود؛ به عنوان مثال، رزق باید موجب کمک به دیگران، شکرگزاری و عدالت اجتماعی شود . در اهل سنت، گرچه این ابعاد مورد توجه است، اما جنبه عرفانی و نقش مستقیم در رشد معنوی انسان به اندازه تفاسیر شیعه برجسته نیست .
[1] - محمد بن حریرطبری،جامع البیان فی تفسیر القرآن، قاهره: دار هجر، جلد 14، 2001، ص 32؛ سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی،1374.
[2] - محمد رضاهاشمی، بررسی تطبیقی دیدگاههای مفسران شیعه و اهل سنت درباره رزق معنوی. پایاننامه، مؤسسه آموزش عالی باختر، ایلام،1395
[3] - IslamQA, The Meaning of Rizq (Provision) When Used in the Qur’an and Sunnah,2017
[4] - علی شریعتی،مفهوم شناسی رزق معنوی در قرآن و آموزههای اهل بیت، مجله علوم قرآنی و حدیث،1400.
چکیده:
پیامبر عظیم الشأن اسلام با ارائه دین اسلام که به دستور خداوند متعال صورت گرفت ؛ در صدد این نتیجه بود که فاصله طبقاتی میان آحاد جامعه اسلامی را به حداقل ممکن برساند . از این رو به دستور خداوند و مطابق با قرآن کریم به جمع آوری اموالی نمودند که نه تنها هزینه های دولت را تأمین میکرد بلکه موجب کمتر شدن فاصله طبقاتی نیز می شد . آنچه اولین بار به نام بیت المال جمع آوری شد در زمان خلیفه اول بود و در زمان خلیفه دوم بنای بیعض گذاشته شد و در نهایت در زمان خلیفه سوم به اوج بی عدالتی رسید که موجبات مرگ او را نیز فراهم کرد . بعد از به روی کار آمدن امیر المؤمنین علیه السلام تمام آنچه را پیامبر اسلام بنیان نهاده بود ؛ دوباره به حالت اولیه خود باز گرداندند و آنچه را که در قرآن کریم به صورت دستور آمده بود احیا کردند . اما اموالی که غیر از خمس و زکات بود و از جامعه اسلامی به هر تناسبی أخذ می شد ؛ ایشان در نهایت انصاف و عدل به صورت مساوی تقسیم میکردند . نمونه های بارز کلامی آن در نهج البلاغه و در عمل توسط آن حضرت در جامعه اسلامی اجرایی شد .این عدالت امیرالمؤمنین علیه السلام مبغوض اطرفیان آن حضرت قرار گرفت تا آن حد که او را بخاطر عدالتش به شهادت رساندند.
مقدمه
هدف اصلی نزول ادیان از زمان حضرت آدم ابوالبشر تا خاتم انبیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ، ارتباط با عالم غیب و ارتقاء روحیه معنوی بشرتا حد آنچه در بطنش دمیده شده و در درجه بعد ساماندهی اوضاع زندگی با کمترین تنش و در نهایت دوستی و مودت ،که اگر با دقت تمام به دین اسلام نگریسته شود ؛ خواهید دید در جای جای این دین الهی ، ارتقاء روحی و جسمانی بشر لحاظ شده است و تمام این مبانی ، انسان را برای لقاء الی الله آماده می کند . از جمله این مباحث انسان ساز ، بحث به حداقل رساندن فاصله طبقاتی از لحاظ مالی در جوامع بشری است که در قالب مالیات اسلامی بیان شده است . چرا که اجرای برنامه ها نیاز به بودجه دارد که باید تأمین شود . اینکه افرادی که دارای درآمد بالایی هستند مقداری از بودجه خود را به حکومت عودت دهند و در مقابل دولت امکاناتی را برای جامعه فراهم کند تا آنها هم به فعالیت خود ادامه دهند و هم بتوانند کسب درآمد کنند . این رابطه متقابل از طرف حکومت و مردم امری اجتناب ناپذیر است . اگر نظاره گر زمان ظهور اسلام باشیم ؛ خواهیم دید که این تأمین بودجه حکومت اسلامی از راههای مختلف امکان پذیر بوده است که می توان به خمس ، زکات و آنچه از جنگها عاید حکومت اسلامی می شد و تجمیع آن ، به اسم بیت المال مسلمین در اختار دولت و مردم بود ؛ اشاره کرد . در این مقاله که به صورت توصیفی ، تحلیلی وگردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای است ؛ نگارنده در صدد بیان اوج عدالت امیر المؤمنین علی علیه السلام در تقسیم و توزیع این اموال است که چیزی غیر از دستور خداوند چه در قرآن و چه از زبان پیامبر عظیم الشأن اسلام نیست .
مقالاتی در این مقوله به رشته تحریر درآمده به فراخور موضوع به نوع گردآوری بیت المال و نحوه مصرف آن در مواردی که مختص آن بوده اشاره شده است . مقاله سیره اقتصادی امیر المؤمنین علیه السلام در الگوی تولید و مصرف مدبرانه ( صدیقه عالیپور ، محمد مهدی کریمی نیا ، مجتبی انصاری مقدم ) ، رساله در وصف امیر المؤمنین علیه السلام و قاسم الارزاق بودن آن حضرت ( رسول جعفریان ) ، عدالت علوی در گردآوری و هزینه سازی بیت المال ( جواد فخار طوسی ) ، شیوه های تقسیم بیت المال در صدر اسلام ( حامد منتظری مقدم ) ، هزینه در ماله عمومی اسلامی ) که در آنها به موارد استعمال زکات و خمس اشاره شده است ؛ اما اموالی که غیر از خمس و زکات به چه صورتی تقسیم می شد که نگارنده در صدد بیان این موضوع در این مقاله است .
کلید واژه : بیت المال ، تقسیم ، مستندات
بیت المال : خانه ای که مال غنیمت و مال متوفی بعد از ضبط در آن نگه داشته می شود . خرانه کل مملکت ، اموال عمومی متعلق به دولت اسلامی ( مجاراً ) ، خرانه دولت اسلامی . ( فرهنگ نامه دهخدا ، ج 3 ، ص 4469)
تقسیم : بخش کردن ، قسمت کردن ؛ بخشیدن ؛ بخش کردن عددی بر عدد دیگر ، بخش ، قسمت بهره ( فرهنگ معین ، ص 533)
مستندات : ( مستند ) پناه برنده و التجا جوینده ، پناه جوینده ، پشت به چیزی دهنده ، تکیه کننده . ( مستندات ) مستند سازی ، ارائه استاد یا مدارک ، توسل به مدارک و استاد ، اثبات با مدارک . ( فرهنگ دهخدا ، ص 18406)
متن اصلی
آنچه که از قرائن و شواهد تاریخی استخراج شده ، اولین کسانی که اقدام به جمع آوری اموال به عنوان بیت المال کرده و در صدد توزیع برآمدند خلفای سه گانه بودند . در زمان خلیفه اول تقسیم به صورت عادلانه انجام میگرفت ؛ اما در زمان عمر نا عدالتی ها شروع شد و ملاحظات سیاسی و اجتماعی را در آن دخیل کرد و در زمان عثمان این بی عدالتی به اوج خود رسید که اقوام و خویشان خود را برتری میداد و بیت المال را در بین آنها تقسیم میکرد .
وضعیت اقتصادی در بدو امامت امیر المؤمنین علیه السلام در اوج نابسامانی بود و تمام تعادلات اقتصادی که در زمان پیامبر عظیم الشأن اسلام صورت گرفته بود در زمان خلیفه سوم به تمامی مخدوش شده بود ؛ استکبار اقتصادی به جای عدالت اقتصادی در جامعه رخ می نمود و حکومت اسلامی را به شدت دچار تنش کرده بود و با چپاول بیت المال توسط خانواده خلیفه سوم به نهایت تحمل مردم رسید و موجبات قتل او را فراهم کرد . بنابراین ابتدای خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام حتی متشنج تر از زمان جاهلیت قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله شده بود .
بنابراین امیر المؤمنین علیه السلام باید چاره ای می اندیشیدند که که نه تنها فشار اقتصادی از روی دوش مردم کاسته می شد بلکه با امرار معاش و تجارت سالم جامعه را از چالش عظیم بی عدالتی نجات می دادند .
اقدامات امیرالمؤمنین در بدو أخذ زمام
از جمله کارهای ایشان تشویق مردم به کار کردن بود و در این مقوله خود پیش قدم بودند و همانطور که قبل از خلافت به حفر چاه و قنات و احیاء زمینها می پرداختند ؛ بعد از خلافت نیز دست از این فعالیت بر نداشتند در حالیکه می توانستند از بیت المال کسب روزی کنند اما مشغول به فعالیت شدند تا مردم را تشویق به کار کنند .
آبادانی شهرها از دیگر اقدامات ایشان بود ؛ در نامهای به قرض بن کعب انصاری درمورد آبادانی شهرها میفرماید : " بهدرستی که مردانی در قلمرو حکومتی اند گزارش دادهاند که نهری در سرزمین آنان ازبینرفته و نابود شدهاست و در پایداری آن نهر ، آبادانی سرزمین مسلمانان است دراینباره تو و آنان بنگرید پس نهر را آباد کرده و ساماندهید . به جانم سوگند که آباد کردن آنجا برای ما دلپذیرتر است از آنکه بیرون روند یا تهیدست شوند ( گزیده دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام . ص 283)
توسعه کشاورزی از جمله مهماتی بود که ایشان به این فعالیت نگاهی ویژه داشتند گرچه همه فعالیتهای مفید اقتصادی را تشویق می کردند اما خود ،کشاورزی را برگزیدند ؛ زیرا شرایط محیطی مدینه به دلیل داشتن خاک حاصلخیز و آبوهوای مساعد بیشتر مناسب زراعت بود و کشاورزی فایدهای بسیار برای اجتماع بهویژه برطرف کردن نیازهای ضروری گروههای کمدرآمد داشت ؛ اگرچه کاری پرزحمت و کم سود است ولی درعینحال پرفیض و پرخیر و برکت ( سیره اقتصادی امیر المؤمنین علیه السلام ، ص 62 )
و می توان پر اهمیت بودن صنعت را از توصیه ایشان به مالک اشتر دریافت که : " درباره بازرگانان و صنعتگران سفارش مرا بپذیر و به دیگران بسپار که به آنان به نیکی رفتار کنند این گروه مردم چه آنان که مقیم اند چه آنان که کالایشان را میگردانند و بعضی که کارگرند و با تلاش بدن کسب روزی میکنند ؛ مایههای سودمند و آسایش زندگی را فراهم میآورند ؛ پس به دیگران بسپار که با آنان به نیکی رفتار کنند ( قطره ای از فضایل امیر المؤمنین علیه السلام ، ص 101 )
امیر امؤمنین علیه السلام شخصاً اوضاع بازار را زیر نظر داشتند و ضمن دعوت بازاریان به رعایت موازین اخلاقی و شرعی ، نرخها را بررسی میکردند . ایشان در بازار به فرو شندگان میفرمود: "کالاها را به ارزانی به مسلمانان بفروشید که آنان برکت را بزرگتر گردانند " و اگر با کمفروشی و نیرنگ بازی در تجارت مسلمانان مواجه میشد با تازیانه آنها را تنبیه میکرد ( گزیده دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام ، ص 283 )
و در جهت بهبود اوضاع معیشت مردم و جلوگیری از سَرخوردگی آنان ، مبارزه با سرمایه اندوزی و احتکار را سرلوحه کار خود قرار دادند و به مالک اشتر تأکید میکنند: " بسیاری از معاملهگران در دادوستد بیاندازه سختگیری میکند و با بخل و طمع برای سودجویی بیشتر به احتکار میپردازند و نرخ فروش کالای خود را به دلخواه معین میکنند و کار این سوداگران بخیل و محتکر موجب زیان عمومی و عیب مسئولان است . بنابراین از احتکار جلوگیری کن که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آن جلوگیری فرموده است ."( در چشمه سار نهج البلاغه ، ص 80 )
همگی این موارد در صدد هر چه کمتر کردن فاصله طبقاتی میان اقشار ثروتمند و اقشار ضعیف ، به جامعه مسلمین سود می رساند و اهتمام امیر المؤمنین علیه السلام برجسته و مهم بودن این موضوع را تصریح و آشکار میکند .
منابع مالی حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام
حال باید دید حکومت اسلامی امیرالمؤمنین برای مخارج خود از چه منابعی سود می برد و مخارج مستمندان از کدام محل تأمین می شد . ابتدا به ورودیها پرداخته می شود که عبارتند از :
منابع مالی امیر المؤمنین علیه السلام شامل ۲ دسته هستند:
۱) مالیاتها ( زکات ، خمس ، انفال ، جزیه و خراج )
2) اموالی که وارد بیتالمال میشوند .
مالیاتها شامل زکات که مصارف آن برای فقرا و مساکین برحسب نیازهایشان و جهاد برحسب احتیاجات مصرف میشد و نه به مساوات .
خمس نیز نیمی از آن متعلق به نیازمندان بنیهاشم و نیمی دیگر متعلق به امام مسلمین است که صرف نیازهای حکومت اسلامی میشود .
مصارف اموال انفال و جزیه نیز متعلق به همه مسلمین است ( پیام امیر المؤمنین علیه السلام ، ص 312و 313 ) و خراج نیز از مهمترین راههای درآمد بیتالمال مسلمین بود که همواره منابع سرشاری برای پشتوانه حکومت اسلامی است ( کارگزاران حکومت اسلامی از دیدگاه امیر المؤمومنین علیه السلام )
غنائم جنگی اموالی هستند که در خراجها جای میگیرند و همچنین اجاره زمینهای فتح شده به خزانه دولت اسلامی ریخته و بهطور مساوی بین مسلمین تقسیم میشد ( پیام امیر المؤمنین علیه السلام ، ص 312)
آنچه در ادامه مقاله به آن پرداخته می شود بیان عدالت امیرالمؤمنین در تقسیم بیت المال است و نکته مهم آن است که ایشان در أخذ مالیات هم جانب عدالت را رعایت میکردند و اینگونه نبود که شخصی بی جهت از أخذ مالیاتی که به هر شکلی باید پرداخت میکرد ؛ معافیت از جانب حکومت می گرفت .
نحوه تقسیم بیت المال
شایان ذکر است شیوه جمع آوری اموال و تقسیم از زمان خلیفه اول آغاز شد و در ادامه امیر المؤمنین علیه السلام با رفع نقاط ضعف ، آن را به بهترین شیوه ( تقسیم بیت المال ) را در جامعه اسلامی ساری و جاری کردند .
شیوه ای که خلیفه دوم مد نظر داشت و بنیام گذار تبعیض شد ؛ تقسیم اموال بر اساس ملاکهایی بود که حکومت در آن زمان قرار داده بود که عبارت بودند از :
1 - سابقه اسلام.
2 - سابقه جهاد و حضور در جبههها
3 - نياز.
4 - تعداد افراد تحت تكفّل
که امیر المؤمنین با این شیوه تقسیم در زمان قبل از خلافتشان ، مخالف بودند و بعد از به روی کار آمدنشان در صدد تصحیح آن بر آمدند .
اقدامات آن حضرت در جهت رفع تبعیض
آنچه شاخصه رفتار آن بزرگوار است ؛ اهمیت ویژه و خاص به بحث عدالت است ؛ چنان که خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند :" إعدلوا هو أقرب للتقوی " اینکه عدالت را پیشه کنید که آن به تقوی أقرب و نزدیکتر است .
بحث تقسیم بیت المال نیز از این مقوله مستثنی نیست و شواهد تاریخی بر این امر صحه می گذارد ؛ که به مواردی معدود اشاره می شود :
از جمله اقدامات ایشان در روز بعد از بيعت، اميرالمومنين وارد بيتالمال گرديده و كليه پولهاى موجود در آن راسه دينار سه دينار، بين حاضرين تقسيم نمود و به همين خاطر مورد اعتراض سهل بن حنيف قرار گرفت.(بحار الانوار،ص 32 الی 38)
گروهى از شيعيان به نزد آنحضرت آمده و پيشنهاد نمودند كه اموال را در ميان رؤسا و اشراف تقسیم کنند . حضرت در پاسخ فرمود: واى بر شما آيا از من مىخواهيد كه با ستم پيروزى را به چنگ آورم؟ به خدا قسم اگر اين اموال از آن من بود بطور مساوى تقسيم مىنمودم، چه رسد كه اموال مسليمن است.(کافی ، ص 31)
و داستان معروفی که حکایت از عدالت امیرالمؤمنین علیه السلام میکند و آن ، رفتن برادر ایشان عقیل ، نزد امیر المؤمنین علیه السلام است . عقیل که به جهت فرزندان بسیار در مضیقه مالی بود از اینکه برادرش متولی بیت المال شده بود ؛ با این تفکر که می تواند از او کمک بگیرد به نزد برادر رفت و به او گفت :" مقروض هستم و از ادای آن عاجز ، قرض مرا ادا کن " . وقتی امیر المؤمنین از مقدار قرض که صدهزار درهم جویا شد فرمود :" سوگند به خدا آن قدر ندارم که بتوانم قرض تو را ادا کنم ؛ صبر کن تا جیره شخص من برسد ، تا آخرین حد توان به تو کمک خواهم کرد ." عقیل گفت : " از بیت المال بده " ولی حضرت از این امر امتناع فرمود و آهنی گداخته را به دست وی که نابینا بود نزدیک کرد ؛ عقیل که به خیال اینکه پول است دست به آن زد ولی با آهن داغ مواجه شد و اعتراض نمود . امیرالمؤمنین علیه السلام به ایشان فرمود :" تو طاقت این آتش را نداری ؛ من چگونه با زیر پا نهادن حق مردم آتش جهنم را تحمل کنم ." که این ماجرا به "الحدیده المحماه "(آهن گداخته ) معروف شد . ( شرح نهج البلاغه ، ص 216)
از اين گونه نمونهها فراوان است كه به دليل خودارى از تطويل از نقل آنها خوددارى مىشود .
تقسیم اموال طبق موازین قرآنی
آنچه مسلم است و قابل توضیح ، این است که شیوه و روش امیرالمؤمنین علیه السلام در تقسیم بیت المال تابع چه روشی است ، روش پیامبر ؟ طبق موازین قرآنی ؟ یا روشی منحصر به فرد داشتند ؟
ابتدا به آیات زکات و خمس می پردازیم :
خداوند متعال در آیه 60 سوره توبه می فرمایند : " إنّما الصَّدقاتُ للفُقَراءِ و المَساکِینَ و العَامِلِینَ علیها و المؤلِّفَةِ قُلُوبُهُم و فی الرِّقَابِ و الغَارِمِینَ و فی سَبِیل اللهِ و ابن السَّبیل فریضةً من الله و الله علِیمٌ حکِیمٌ "
" زکات فقط از آن فقراء و تنگدستان و عاملان آنست و آنها که جلب دلهایشان کنند و برای آزاد کردن بردگان و قرض داران و صرف در راه خدا و به راه ماندگان است ؛ و این قراری است از جانب خدا و خدا دانای شایسته کار است . " ( المیزان ، ص 408 )
و در سوره انفال آیه 41 در مورد خمس می فرمایند : " وَ اعلَمُوا أنَّما غَنِمـتُم من شَئٍ فَأَنَّ للِّه خُمُسَهُ و للرِّسُولِ و لِذِالقُربَی و الیَتَمی و المَسَاکِینِ و ابن السَّبِیلِ إن کنتم أمنتم باللّه و ما أنزَلنَا علی عَبدِنَا یومَ الفُرقَانِ یَوم التَقَی الجَمعَانِ و اللّه علی کلِّ شیءٍ قَدِیرٌ "
" و بدانید آنچه را که سود می برید برای خداست پنج یک آن و برای رسول و خویشاوند او و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان ، اگر به خدا و آنچه را که در روز فزقان روزی که دو گروه یکدیگر را ملاقات کردند بر بنده مان نازل کردیم ایمان آورده اید و خداوند بر هر چیز تواناست "
به قطع و تصریح می توان گفت آنچه را رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در جامعه اسلامی پیاده می کردند مبتنی بر دستورات خداوند وطبق آیات قران کریم بوده و از آنجاییکه امیر المؤمنین علیه السلام پیرو و تابع راه پیامبر عظیم الشأن اسلام بودند ؛ پس به قطع از آیات قرآن کریم که دستور خداوند سبحان است تبعیت می کردند .
در مورد روش اميرالمومنين در تقسيم مساوى بيت المال اين پرسش وجود دارد كه برخى از منابع بيت المال، مثل زكات و خمس مصرف خاص داشته و مىبايست در ميان گروههاى ويژهاى تقسيم و توزيع گردد. باید پرسید چگونه حضرت بيت المال را بطور مساوى تقسيم مىنموده است ؟در پاسخ به اين پرسش بايد گفت: اموال موجود در بيتالمال داراى دو دسته كلى بودهاند:
1 - اموالى كه داراى مصرف خاص بودهاند همچون زكات و خمس: اين اموال را امیر المؤمنین عليهالسلام در مصارف مقرر صرف مىنموده است .مويد آن اين است كه حضرت در مواردى رسما اعلام نموده كه قصد بازگشت به سيره و سنت پيامبر صلىاللهعليهوآله در زمينه اموال عمومى را دارد و مشاهده سيره پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله نشان مىدهد كه حضرت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله اين دسته از اموال را در مصارف خاص خويش مصروف مىداشته و حتى در اين توزيع نيز تقسيم مساوى را در ميان افراد هر صنف واجب نمىدانستهاند؛ از جمله در روايات حمادبن عيسى مىخوانيم: " رسول خدا صدقات بيابان نشينان را در ميان خودشان و صدقات شهرنشينان را در بين خودشان تقسيم مىنمود. ولى بين ايشان بطور مساوى تقسيم نمىنمود كه به هر كدام 81 برسد، بلكه به اندازهاى كه از گروههاى هشت گانه نزد او بود و به اندازهاى كه هر گروه را تا يكسال كفايت كند مىداد... (وسائل الشیعه ، ص185)
فقهاى مانيز صريحا إعمال اين روش (صرف اموال داراى مصرف خاص در مصارف مقرر) را توسط اميرالمومنين يادآور شدهاند.(المغنی ، ص 528)
2 ـ اموالى كه در اختيار امام قرار داشته و مصرف خاص نداشتهاند و صرف آنها موكول به صلاحديد وى بود : خراج و جزيه در شمار اين اموال ذكر شدهاند و بيشترين بخش بيت المال موجودآن روزگار نيز از همين قبيل بوده است .چنانكه حضرت خود در نامهاى به مالك اشتر مىنويسد : "لانّ النّاس كلهم عيال على الخراج و اهله" (نهج البلاغه ، ص 51 ) در غير ازاين دسته از اموال ديده نشده كه امام اقدام به تقسيم مساوى نموده باشد. بنابراين نمىتوان به امام نسبت داد كه اموال شرعى را در غير مصرف مقرر صرف نموده است. از همين جا مىتوان يك سياست كلى ديگر حكومت امیر المؤمنین عليهالسلام را در هزينه سازى اموال عمومى نتيجه گرفت و آن اختصاص دادن اموال داراى مصرف معين به مصارف مذكور مىباشد و اين درسى است، براى همه متولّيان اموال عمومى كه اين گونه از اموال را نمىتوان باملاحظات و صلاحديدهاى متاثر از احوال خاص درغير مصارف شرعى صرف نمود و براى رفع ساير نيازهاى جامعه اسلامى بايد با در نظر گرفتن ضوابط شرعى از محل ساير اموال عمومى اقدام نمود.
نكته ديگرى كه در مورد تقسيم مساوى بايد دانست آن است كه اين روش، يك روش حكومتى و تابع شرايط خاص اجتماعى آن روز نبوده است؛ زيرا اين دسته از اموال كه ملك همه مسلمين بوده و همه در آن سهم دارند، به فقير وغنى يكسان تعلق مىگيرد اگرچه براى دفع فقر فقرا از تدبير ديگرى بايد بهره جست . بنابراين روش تقسيم مساوى از دو جنبه قابل ملاحظه مىباشد: 1ـ مبارزه با امتيازاتى كه در زمان خلفاى پيشين ملاك تقسيم ناعادلانه و برترى برخى بر برخى ديگر و در نتيجه پيدايش شكاف وگسست طبقات گرديده بود. 2- احياى يك حكم شرعى فراموش شده.
بر مبناى روش اميرالمؤمنين امتيازاتى همچون سوابق نيك، فضايل علمى، تقوى، سابقه جهاد و حضور در جبهه هيچ يك نمىتواند مبناى تفاوت در برخوردارى از اموالى گردد كه ملك همه مسلمين است.
آنچه مسلم است تطبیق بی قید و شرط تصمیمات امیر المؤمنین علیه السلام در تقسیم بیت المال است به عنوان حاکم اسلامی و مسلط بر بیت المال است .
شاخصه های تقسیم بیت المال
بنابراین شاخصههاى سيستم هزينه سازى اموال عمومى در حكومت علوى عبارتند از:
1 -مراعات مساوات به عبارت دیگر الغاى امتيازات و فراهم سازى شرايط يكسان، براى برخوردارى از امكانات عمومى برای تمامی اقشار جامعه .
2 -توجه به فقرزدايى در میان اقشار كم درآمد و مستضعف .
3 -توجه به عمران و آبادى و سرمایه گذاری و كاستن از هزينههاى جارى.
4- اهتمام به امور فرهنگى در تمام جامعه بدون قید و شرط و بالا بردن سطح آگاهيهاى عمومى.
نكته قابل تأمل در سياست فقرزدايى حضرت مبنا بودن توازن اجتماعى است و اين نكته بسيار بااهميتى است كه ما را، در اين مجال متوقف و به تشريح آن ملزم مىسازد.
از نگاه امير المؤمنين اهتمام حاكميت به فقرزدايى وتخصيص بخشى از امكانات و منابع عمومى، به اين امر سازوكار ويژهاى دارد كه موجب تمايز يافتن سياست فقرزدايى علوى، از ديگر سياستهاى مشابه مىگردد. تحقيق و پژوهش در ميراث به جاى مانده از آن حضرت روشن مىسازد كه اتخاذ سياست فقرزدايى توسط اميرالمؤمنين علیه السلام متكى بر اعتقاد به اصول و قواعد ثابتى است واين موجب آن مىگردد كه سياست فقرزدايى حضرت، از قالب يك سياست اجرايى مقطعى، خارج و به يك امر راهبردى و مبنايى تبديل گردد.
اصول اين سياست عبارتند از:
1 - به رسميت شناختن حق همه انسانها در برخوردارى از زندگى توأم با عزت، شرافت و كرامت. در اين ديدگاه فضايل و برتريهاى شخصيتى افراد موجب تفاوت آنها در استحقاق نسبت به نوع و نحوه زندگى مادى نمىباشد.
2 - اعتقاد به تفاوت كيفى طبقات و نه فاصله طبقات: شكى نيست كه افراد يك جامعه از استعدادها و شرايط و امكانات متفاوتى برخوردار مىباشند. تفاوت اين استعدادها و لياقتها، سبب فراهم آمدن، موقعيتهاى متفاوتى مىگردد. ..
اين اصل اساسى در سياست فقرزدايى حضرت اميرالمؤمنین علیه السلام كه ركن ركين اين سيستم و شاخصه آن به شمار مىآيد بارها در سخنان اميرالمؤمنين تكرار شده است. از جمله در نامه حكومتى به مالك اشتر مىنويسد: " بدان كه مردم طبقات و گروههاى متعددى هستند كه هيچ يك از ديگرى بى نياز نيستند. از جمله اهل نياز و فقر كه كمك به ايشان سزاوار است و خداوند براى ايشان گشايشى قرارداده كه بدان به (طرح زندگى) ديگر مردم برسند و... (نهج البلاغه ، ص 53 )
يكى از خطوط اصلى برنامه حكومت علوى براى هزينه سازى بيتالمال، عمران وآبادانى كشور است كه در سخنان امير المؤمنين مقدم بر كسب درآمدهاى دولتى شمرده شده است. اميرالمؤمنين در نامه به مالك اشتر مىفرمايد: " و بايد انديشه تو در آبادى زمين از انديشه در گرفتن خراج بيشتر باشد؛ زيرا خراج به دست نمىآيد، مگر به آبادى و كسى كه خراج را بى آباد نمودن بطلبد، به ويرانى شهرها و تباهنمودن بندگان پرداخته و كار او جز اندكى نمىپايد." (نهج البلاغه : ص53)
امام حكام و فرمانروايان را يادآور مىشود كه تحصيل مالياتهاى عمومى، هنگامى موفقيت شمرده مىشود كه در صرف آن نيز موفقيت حاصل گرديده و حكومت توفيق آن را بيابد كه درآمدها را در راه عمران و آبادانى كشور مصرف نمايد و در غير اين صورت جز تخريب كشور و از دست دادن پشتوانه انسانى حكومت، بهرهاى عايد نخواهد شد. به همين جهت در فرامين حكومتى آن حضرت در كنار ساماندهى امور سياسى مناطق و نيز جمع اورى مالياتهاى متعلق به دولت سرمايهگذارى در زمينه عمران و آبادانى را نيز، در شمار مأموريتهاى كارگزاران برشمرده است. به عنوان مثال: در حكم مأموريت به مالك اشتر مىنويسد:" اين دستورى كه است كه بنده خدا اميرالمؤمنين در پيمان خود با مالك اشتر به او فرمان مىدهد هنگامى كه او را والى مصر گردانيد تا خراج آن جا را گرد آورده و با دشمن بجنگد و به اصلاح حال مردم آن بپردازد و شهرهاى آن جا را آباد گرداند." (همان)
در كنار اين اصل، اميرالمؤمنين در فرامين حكومتى خود، به لزوم كاستن از هزينههاى جارى نيز اشارات دقيق و ظريفى داردند که پرداختن به آن از حوصله این تحقیق خارج است .
نتیجه
1- تقسیم اموال در زمان پیامبر عظیم الشأن اسلام در نهایت عدل و انصاف صورت میگرفت و سرلوحه کار ایشان فرامین الهی و آیات قرآن کرده بوده است .
2- امیرالمؤمنین علیه السلام در توزیع بیت المال که أخذ آن از آیات قرآن کریم برخاسته بود ؛ طبق همان موازین نیز عمل می شد .
3- عدالت علوی خود را در تقسیم اموالی که شاخصه قرآنی نداشت ؛ آشکار می کند که آن حضرت بدون در نظر گرفتن هیچ اولویتی آن را انجام می دادند .
4- این نوع تقسیم اموال میان فقیر و غنی که به صورت مساوی صورت می گرفت ؛ فاصله طبقاتی میان اقشار جامعه اسلامی را به حداقل خود می رساند .
5- وجود فاصله طبقاتی حداقلی ، قشر فقیر جامعه را امیدوارتر و دست درازی و سوء استفاده افراد غنی از ضعیقان را به حداقل ممکن میرساند .
منابع
* قرآن
* نهج البلاغه
1- ابن ابی الحدید ( عبد الحمید بن هبه الله ) ، شرح نهج البلاغه ، انتشارات : نیستان ، بی جا ، 1404 ق ، ج 11 ؛ دیلمی ، ارشاد القلوب ، 1412ق ، ج 2.
2-ابن شهر آشوب ( محمد بن علی ) ، مناقب آل ابی طالب ، انتشارات : المکتبه الحیدریه ، قم ، 1379 ق .
3- ابن قدامه ( عبدالله بن احمد بن محمد ) ، المغنی ، انتشارات : دار الکتاب ، بیروت ، چاپ اول ، بی تا .
4- حبیب اللهی ( عباس ) ، قطره ای از فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات : هاجر ، قم ، چاپ اول ، 1386 ش .
5- حر عاملی ( محمد بن حسن ) ، وسائل الشیعه ، انتشارات : مکتبه الاسلامیه ، تهران ، چاپ اول ، 1401 ق .
6- حسینی ( رضا ) ، سیره اقتصادی امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات : کانون اندیشه جوان ، چاپ ششم ، 1393 ش .
7- دهخدا ( علی اکبر ) ، لغت نامه دهخدا ، انتشارات : دانشگاه تهران ، 1372 ش .
8- سید رضی ( محمد بن احمد ) ، نهج البلاغه ، شرح فیض الاسلام ، انتشارات : دارالاسلامیه ، چاپ اول ، 1326 ق .
9- کلینی ( محمد بن یعقوب ) ، کافی ، انتشارات : دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، چاپ اول ، 1379 ق .
10 – طباطبایی ( سید محمد حسین ) ، تفسیر المیزان ، انتشارات : دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، 1378ش .
11- مجلسی ( محمد باقر ) ، بحار الانوار ، انتشارات : دارالحیاه التراث ، بیروت ، چاپ سوم ، 143 ق .
12- محمدی ری شهری ( محمد ) ، گزیده دانش نامه امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات ک دارالحدیث ، چاپ پنجم ، 1391ش.
13- مشایخی ( قدرت الله ) ، کارگزان حکومت اسلامی از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام ، انتشارات انصاریان ، چاپ اول ، 1386
14- معین ( محمد ) ، فرهنگ معین ، انتشارات : امیرکبیر ، تهران ، چاپ 25 ، 1388 ش .
15- مکارم شیرازی و همکاران ( ناصر ) ، پیام امیرالمؤمنین عبیه السلام ( شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه ) ، انتشارات : دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، چاپ دوم ، جلد پنجم ، 1385 ش.
16 – منصوری لاریجانی ( اسماعیل ) ، در چشمه سار نهح البلاغه ، انتشارات : خادم الرضا ، قم ، چاپ دوم ، 1384 ش .
- ↑ نوشین ربیعی.