طلاق مبارات: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی « مبارات از مصدر باب مفاعله و مشتق از برائت  است و معني مفارقت می‌دهد.<ref>امامی، حسن، حقوق مدنی، ج۵،ص۶۴، ۱۳۹۱</ref> و در جایي دیگر به معنی بيزار شدن از یکدیگر آمده است.<ref>صفایی، حسین، امامی، اسدال..، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹، ۱۳۹۳ </ref>برخي از حقوقد...» ایجاد کرد)
 
(ابرابزار)
خط ۱: خط ۱:
'''مبارات''' از مصدر باب مفاعله و مشتق از برائت است و معنی مفارقت می‌دهد.<ref>امامی، حسن، حقوق مدنی، ج۵، ص۶۴، ۱۳۹۱</ref> و در جایی دیگر به معنی بیزار شدن از یکدیگر آمده است.<ref>صفایی، حسین، امامی، اسدال..، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹، ۱۳۹۳</ref>برخی از حقوقدانان به تبع قانون مدنی آن را نوعی طلاق دانسته، بیان می‌دارند که در اصطلاح حقوقی نوعی [[طلاق]] است که در ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی بدین صورت تعریف شده است: «طلاق مبارات آن است که [[کراهت]] از طرفین باشد.»<ref>امامی، حقوق مدنی، ج۵، ص۶۴، ۱۳۹۱؛ صفایی، امامی، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹، ۱۳۹۳</ref> مبارات در لغت به معنی بیزار شدن از یکدیگر است.<ref>صفایی، امامی، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹</ref>و در اصطلاح حقوقی نوعی طلاق است که ماده ۱۱۴۷ ق.م. در مورد آن بیان می‌دارد: «طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد، ولی در این صورت عوض باید زاید بر میزان مهر نباشد.» در این صورت نیز زن می‌تواند با دادن مالی به شوهر او را حاضر به طلاق کند اما عوض نباید زاید بر میزان مهر باشد. در اینگونه طلاق، برخلاف طلاق خلع، کراهت و نارضایی از زندگی زناشویی دوجانبه است و از این رو قانونگذار مالی را که زن در ازای طلاق به شوهر می‌دهد، محدود کرده و زاید بر میزان مهر را مجاز نشمرده است.


== ماهیت مبارات از نظر فقها ==
برخی از فقهای متأخر از جمله [[فاضل هندی]] در ''[[کشف اللثام]]''<ref>فاضل هندی، کشف اللثام ج۲، ص۱۶۰، ۱۴۰۵ه.</ref> و [[صاحب جواهر]] در ''[[جواهرالکلام]]''<ref>نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۳، ص۸۸، ۱۳۶۷</ref> مبارات را قسمی از خلع دانسته‌اند. صاحب جواهر بیان داشته است که مبارات با خلع از نظر ماهیت فرقی ندارد، مگر در سه جهت:
# در مبارات، کراهت از طرفین (هم زوج و هم زوجه) است در حالی که در خلع، کراهت تنها از سوی زوجه است. علاوه بر اجماع، نصوص معتبر نیز بر این مسئله دلالت دارند.<ref>همان، ج ۳۳، ص۸۹</ref>
# در مبارات، جایز نیست فدیه بیش از مقدار مهر باشد خواه عین مهر باشد خواه معادل آن؛ در حالی که در خلع چنین شرطی وجود ندارد.<ref>، همان، ج۳۳، ص۹۴</ref>
# اجرای صیغه مبارات لزوماً باید منتهی به صیغه طلاق گردد در حالی که در خلع، اختلاف نظر وجود دارد.<ref>همان، ص۹۰ به بعد</ref>


مبارات از مصدر باب مفاعله و مشتق از برائت  است و معني مفارقت می‌دهد.<ref>امامی، حسن، حقوق مدنی، ج۵،ص۶۴، ۱۳۹۱</ref> و در جایي دیگر به معنی بيزار شدن از یکدیگر آمده است.<ref>صفایی، حسین، امامی، اسدال..، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹، ۱۳۹۳
همچنین برخی دیگر از فقها از جمله [[شهید ثانی]] نیز در شرح اللمعه مبارات را نوعی از خلع دانسته‌اند.<ref>عاملی، زین الدین، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج۶، ص۱۱۱، ۱۴۱۰ه</ref>برخی از فقهای متقدم نیز مانند شهید اول در لمعه<ref>مکی العاملی، محمد بن جمال الدین، االمعه الدمشقیه، ص۱۸۵، ۱۴۱۱ه</ref>و شیخ طوسی در مبسوط بین خلع و مبارات اختلافی نمی‌بینند و مبارات را نوعی از خلع دانسته، آن را به معنی عام به کار برده‌اند.<ref>طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، ج ۴، ص۳۷۳، ۱۳۸۸.</ref> با توجه به اینکه مبارات، طلاق نیست و خود یک باب جدا از طلاق است که در اکثر کتب فقهی باب جداگانه ای را به خود اختصاص داده است، هم حقوقدانان ما قریب به اتفاق و هم قانونگذاران در ماده قانون ۱۱۴۵ و قانون ۱۱۴۷مدنی، مبارات را از اقسام طلاق دانسته‌اند.


</ref>برخي از حقوقدانان به تبع قانون مدنی آن را نوعی طلاق دانسته، بيان می‌دارند که در اصطلاح حقوقی نوعی طلاق است که در ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی بدین صورت تعریف شده است:«طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفين باشد.»<ref>امامی، حقوق مدنی، ج۵، ص۶۴، ۱۳۹۱؛ صفایی، امامی، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹، ۱۳۹۳ </ref> مبارات در لغت به معني بيزار شدن از یکدیگر است. <ref>صفایی، امامی، مختصر حقوق خانواده ،ص۲۸۹</ref>و در اصطلاح  حقوقی نوعی طلاق است که ماده ۱۱۴۷ ق.م. در مورد آن بيان مي‌دارد: «طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفين باشد، ولی در این صورت عوض باید زاید بر ميزان مهر نباشد.» در این صورت نيز زن می‌تواند با دادن مالی به شوهر او را حاضر به طلاق کند اما عوض نباید زاید بر ميزان مهر باشد. در اینگونه طلاق، برخلاف طلاق خلع، کراهت و نارضایی از زندگی زناشویی دوجانبه است و از این رو قانونگذار مالی را که زن در ازای طلاق به شوهر مي‌دهد، محدود کرده و زاید بر ميزان مهر را مجاز نشمرده است.
== ماهیت مبارات از منظر دانان حقوق‌دانان ==
برخی حقوق‌دانان با توجه به ماده ۱۱۴ قانون مدنی، مبارات را طلاق دانسته و بیان داشته‌اند که برای انعقاد طلاق مبارات علاوه بر شرایط اساسی مختص به طلاق، شرایط زیر نیز ضروری است:


ماهیت مبارات از نظر فقها
الف) کراهت زوجین از یکدیگر: با توجه به ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی بیان می‌دارند که طلاق در صورتی مبارات است که کراهت از ناحیه زوجین به یکدیگر باشد و چنانچه زن به تنهایی کراهت از شوهر داشته باشد، طلاق خلع است و هرگاه


برخی از فقهای متأخر از جمله فاضل هندی در کشف اللثام <ref>فاضل هندی، کشف اللثام ج۲ ،ص۱۶۰، ۱۴۰۵ه.</ref> و صاحب جواهر در جواهرالکلام <ref>نجفي، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۳، ص۸۸، ۱۳۶۷</ref> مبارات را قسمی از خلع دانسته اند. صاحب جواهر بيان داشته است که مبارات با خلع از نظر ماهيت فرقی ندارد، مگر در سه جهت:
شوهر به تنهایی از زن خود کراهت داشته باشد، طلاق از اقسام خلع و مبارات نیست.<ref>امامی، حسن، حقوق مدنی، ج ۵، صص ۶۴و ۶۵، ۱۳۹۱.</ref>


۱ ـ در مبارات، کراهت از طرفين(هم زوج و هم زوجه) است در حالي که در خلع، کراهت تنها از سوی زوجه است. علاوه  بر اجماع، نصوص معتبر نيز بر این مسأله دلالت دارند. <ref>همان، ج ۳۳، ص۸۹</ref>
ب) مقدار فدیه: با توجه به صراحت ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی بیان می‌دارند که در طلاق مبارات، عوضی که زن در مقابل طلاق به شوهر می‌دهد، نباید زاید بر میزان مهر باشد؛ بنابراین ممکن است فدیه در طلاق خلع، عین مهر یا معادل مهر یا کمتر قرار داده شود. مضافاً این را هم بیان می‌دارند که فلسفهٔ این امر آن است که در طلاق مبارات که کراهت از ناحیه زوجین است، دور از انصاف است که برای انحلال نکاح، زن بیش از آنچه مهر قرار داده شده است، بذل نماید.


۲ـ در مبارات، جایز نيست فدیه بيش از مقدار مهر باشد خواه عين مهر باشد خواه معادل آن؛ در حالی که در خلع چنين شرطي وجود ندارد. <ref>، همان، ج۳۳، ص۹۴</ref>
ج_ صیغه طلاق مبارات: در صیغه طلاق مبارات، این حقوقدان از طرفی در چندین مورد مبارات را طلاق دانسته و از طرفی دیگر بیان داشته است طلاق مبارات به اعتبار آن که در مقابل بذل مال از طرف زن واقع می‌شود، مانند عقد دارای دو طرف است و توافق دو اراده لازم است.<ref>امامی، حسن، حقوق مدنی، ج ۵، صص ۶۴و ۶۵، ۱۳۹۱.</ref>


۳ـ اجراي صيغه مبارات لزوما باید منتهی به صيغه طلاق گردد در حالي که در خلع، اختلاف نظر وجود دارد.<ref>همان، ص۹۰ به بعد</ref>  
این حقوقدان در یک پاراگراف در مورد مبارات هم از لفظ طلاق استفاده کرده است، که به اتفاق نظر همه حقوقدانان طلاق ایقاع است، و هم از لفظ عقد استفاده کرده است و می‌فرماید مبارات مانند عقد دارای دو طرف است و توافق دو اراده لازم است. برخی دیگر از حقوقدانان نیز به تبع ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی مبارات را نوعی طلاق دانسته و بیان داشته‌اند در این صورت زن می‌تواند با دادن مالی به شوهر او را حاضر به طلاق کند ولی عوض باید زاید بر میزان مهر نباشد و همچنین اضافه کرده این گونه طلاق، برخلاف طلاق خلع، کراهت و نارضایی از زندگی زناشویی دو جانبه است و از این رو قانون گذار مالی را که زن در ازای طلاق به شوهر می‌دهد، محدود کرده، زاید بر میزان مهر را مجاز نشمرده است.<ref>صفایی و امامی، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹ ،۱۳۹۳.</ref> به نظر می‌رسد این حقوقدان نیز مبارات را به تبع قانون مدنی نوعی از طلاق دانسته است. از فحوای نوشته ایشان که بیان داشته زن مالی را در ازای طلاق به شوهر می‌دهد چنین برمی‌آید که این حقوقدان نیز ماهیت مبارات را عقد دانسته است در حالی


همچنين برخي دیگر از فقها از جمله شهيد ثاني نيز در شرح اللمعه مبارات را نوعی از خلع دانسته اند.<ref>عاملی ، زین الدین، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج۶، ص۱۱۱، ۱۴۱۰ه</ref>برخي از فقهای متقدم نيز مانند شهيد اول در لمعه<ref>مکی العاملی، محمد بن جمال الدین، االمعه الدمشقیه، ص۱۸۵، ۱۴۱۱ه</ref>و شيخ طوسی در مبسوط بين خلع و مبارات اختلافی نمي‌بينند و مبارات را نوعی از خلع دانسته‌، آن را به معنی عام به کار برده‌اند.<ref>طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، ج ۴،ص۳۷۳، ۱۳۸۸.</ref> با توجه به اینکه مبارات، طلاق نيست و خود یک باب جدا از طلاق است که در اکثر کتب فقهی باب جداگانه ای را به خود اختصاص داده است، هم حقوقدانان ما قریب به اتفاق و هم قانونگذاران در ماده قانون ۱۱۴۵ و قانون ۱۱۴۷مدنی ، مبارات را از اقسام طلاق دانسته‌اند.
که ابتدا از طرفی آن را نوعی از طلاق دانسته بود. برخی دیگر از حقوقدانان نیز به پیروی از فقه و قانون مدنی بیان داشته‌اند که طلاق مبارات با طلاق خلع از نظر ماهیت هیچ فرقی ندارد، مگر در سه جهت:


ماهيت مبارات از منظر دانان حقوق‌دانان
* اول در طلاق مبارات، کراهت از طرفین است در حالیکه در خلع کراهت تنها از سوی زوجه است.
* دوم در طلاق مبارات، جایز نیست فدیه بیشتر از مقدار مهر باشد خواه عین مهر باشد خواه معادل آن در حالی که در خلع چنین شرطی وجود ندارد.
* سوم اجرای صیغه طلاق مبارات لزوماً باید منتهی به صیغه طلاق گردد در حالی که در طلاق خلع بیان می‌دارند که اختلاف نظر وجود دارد.<ref>محقق داماد، مصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده نکاح و انحلال آن، ص۴۲۷، ۱۳۹۰.</ref>


برخي حقوق‌دانان با توجه به ماده ۱۱۴ قانون مدنی، مبارات را طلاق دانسته و بيان داشته‌اند که برای انعقاد طلاق مبارات علاوه بر شرایط اساسی مختص  به طلاق، شرایط زیر نيز ضروری است:
این حقوقدان به تبع ماده۱۱۴۷ قانون مدنی، مبارات را نوعی از طلاق دانسته است و از اواخر کلام ایشان که بیان فرموده است در عوض که زن باید بدهد چنین برداشت می‌شود که ماهیت مبارات را عقد می‌داند در حالی که از طرفی مبارات را نوعی از طلاق و به اتفاق همه حقوقدانان و فقها طلاق ایقاع است، نه عقد. همچنین اکثر حقوقدانان از طرفب مبارات و خلع را به پیروی از قانون مدنی طلاق می‌دانند و از طرفی دیگر از فحوای کلامشان برمی‌آید که آن را نوعی عقد می‌دانند و چنین برداشت می‌شود که اقوال و نظرات حقوقدانان مضطرب و اختلافی است.


الف) کراهت زوجين از یكدیگر: با توجه به ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی بيان می‌دارند که طلاق در صورتی مبارات است که کراهت از ناحيه زوجين به یکدیگر باشد و چنانچه زن به تنهایي کراهت از شوهر داشته باشد، طلاق خلع است و هرگاه
== منابع ==
 
شوهر به تنهایي از زن خود کراهت داشته باشد، طلاق از اقسام خلع و مبارات نيست. <ref>امامی، حسن،حقوق مدنی، ج ۵ ، صص ۶۴و ۶۵، ۱۳۹۱.</ref>
 
ب) مقدار فدیه: با توجه به صراحت ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی بيان می‌دارند که در طلاق مبارات، عوضی که زن در مقابل طلاق به شوهر می‌دهد، نباید زاید بر ميزان مهر باشد؛ بنابراین ممکن است فدیه در طلاق خلع، عين مهر یا معادل مهر یا کمتر قرار داده شود. مضافاً این را هم بيان می‌دارند که  فلسفۀ این امر آن است که در طلاق مبارات که کراهت از ناحيه زوجين است، دور از انصاف است که برای انحلال نکاح، زن بيش از آنچه مهر قرار داده شده است، بذل نماید.
 
  ج_ صيغه طلاق  مبارات: در صيغه طلاق مبارات، این حقوقدان از طرفی در چندین مورد مبارات را طلاق دانسته و از طرفی دیگر بيان داشته است طلاق مبارات به اعتبار آن که در مقابل بذل مال از طرف زن واقع می‌شود، مانند عقد دارای دو طرف است و توافق دو اراده لازم است.<ref>امامی، حسن، حقوق مدنی، ج ۵ ، صص ۶۴و ۶۵، ۱۳۹۱.</ref>
 
این حقوقدان در یک پاراگراف در مورد مبارات هم از لفظ طلاق استفاده کرده است، که به اتفاق نظر همه حقوقدانان طلاق ایقاع است، و هم از لفظ عقد استفاده کرده است و می‌فرماید مبارات مانند عقد دارای دو طرف است و توافق دو اراده
 
لازم است. برخی دیگر از حقوقدانان نيز به تبع ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی مبارات را نوعی طلاق دانسته و بيان داشته‌اند در این صورت زن می تواند با دادن مالی به شوهر او را حاضر به طلاق کند ولی عوض باید زاید بر ميزان مهر نباشد و همچنين اضافه کرده این گونه طلاق، برخلاف طلاق خلع، کراهت و نارضایی از زندگی زناشویی دو جانبه است و از این رو قانون گذار  مالی را که زن در ازای طلاق به شوهر می‌دهد، محدود کرده، زاید بر ميزان مهر را مجاز نشمرده است. <ref>صفایی و امامی، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹ ،۱۳۹۳.</ref> به نظر می‌رسد این حقوقدان نيز مبارات را به تبع قانون مدنی نوعی از طلاق دانسته است. از فحوای نوشته ایشان که بيان داشته زن مالی را در ازای طلاق به شوهر می دهد چنين بر‌می‌آید که این حقوقدان نيز ماهيت مبارات را عقد دانسته است در حالی
 
که ابتدا از طرفی آن را نوعی از طلاق دانسته بود.برخی دیگر از حقوقدانان نيز به پيروی از فقه و قانون مدنی بيان داشته‌اند که طلاق مبارات با طلاق خلع از نظر ماهيت هيچ فرقی ندارد، مگر در سه جهت:
 
ـ اول در طلاق مبارات، کراهت از طرفين است در حاليکه در خلع کراهت تنها از سوی
 
زوجه است.
 
ـ دوم در طلاق مبارات، جایز نيست فدیه بيشتر از مقدار مهر باشد خواه عين مهر
 
باشد خواه معادل آن در حالی که در خلع چنين شرطی وجود ندارد.
 
ـ سوم اجرای صيغه طلاق مبارات لزوما باید منتهی به صيغه طلاق گردد در حالی که
 
در طلاق خلع بيان می‌دارند که اختلاف نظر وجود دارد. <ref>محقق داماد، مصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده نکاح و انحلال آن، ص۴۲۷، ۱۳۹۰.</ref>
 
این حقوقدان به تبع ماده۱۱۴۷ قانون مدنی، مبارات را نوعی از طلاق دانسته است و از اواخر کلام ایشان که بيان فرموده است در عوض که زن باید بدهد چنين برداشت می‌شود که ماهيت مبارات را عقد می‌داند در حالی که از طرفی مبارات را نوعی از طلاق  و به اتفاق همه حقوقدانان و فقها طلاق ایقاع است، نه عقد. همچنين اکثر  حقوقدانان از طرفب مبارات و خلع را به پيروی از قانون مدنی طلاق می‌دانند و از طرفی دیگر از فحوای کلامشان بر‌می‌آ‌ید که آن را نوعی عقد می‌دانند و چنين برداشت می‌شود که اقوال و نظرات حقوقدانان مضطرب و اختلافی است.

نسخهٔ ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۴:۵۵

مبارات از مصدر باب مفاعله و مشتق از برائت است و معنی مفارقت می‌دهد.[۱] و در جایی دیگر به معنی بیزار شدن از یکدیگر آمده است.[۲]برخی از حقوقدانان به تبع قانون مدنی آن را نوعی طلاق دانسته، بیان می‌دارند که در اصطلاح حقوقی نوعی طلاق است که در ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی بدین صورت تعریف شده است: «طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد.»[۳] مبارات در لغت به معنی بیزار شدن از یکدیگر است.[۴]و در اصطلاح حقوقی نوعی طلاق است که ماده ۱۱۴۷ ق.م. در مورد آن بیان می‌دارد: «طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد، ولی در این صورت عوض باید زاید بر میزان مهر نباشد.» در این صورت نیز زن می‌تواند با دادن مالی به شوهر او را حاضر به طلاق کند اما عوض نباید زاید بر میزان مهر باشد. در اینگونه طلاق، برخلاف طلاق خلع، کراهت و نارضایی از زندگی زناشویی دوجانبه است و از این رو قانونگذار مالی را که زن در ازای طلاق به شوهر می‌دهد، محدود کرده و زاید بر میزان مهر را مجاز نشمرده است.

ماهیت مبارات از نظر فقها

برخی از فقهای متأخر از جمله فاضل هندی در کشف اللثام[۵] و صاحب جواهر در جواهرالکلام[۶] مبارات را قسمی از خلع دانسته‌اند. صاحب جواهر بیان داشته است که مبارات با خلع از نظر ماهیت فرقی ندارد، مگر در سه جهت:

  1. در مبارات، کراهت از طرفین (هم زوج و هم زوجه) است در حالی که در خلع، کراهت تنها از سوی زوجه است. علاوه بر اجماع، نصوص معتبر نیز بر این مسئله دلالت دارند.[۷]
  2. در مبارات، جایز نیست فدیه بیش از مقدار مهر باشد خواه عین مهر باشد خواه معادل آن؛ در حالی که در خلع چنین شرطی وجود ندارد.[۸]
  3. اجرای صیغه مبارات لزوماً باید منتهی به صیغه طلاق گردد در حالی که در خلع، اختلاف نظر وجود دارد.[۹]

همچنین برخی دیگر از فقها از جمله شهید ثانی نیز در شرح اللمعه مبارات را نوعی از خلع دانسته‌اند.[۱۰]برخی از فقهای متقدم نیز مانند شهید اول در لمعه[۱۱]و شیخ طوسی در مبسوط بین خلع و مبارات اختلافی نمی‌بینند و مبارات را نوعی از خلع دانسته، آن را به معنی عام به کار برده‌اند.[۱۲] با توجه به اینکه مبارات، طلاق نیست و خود یک باب جدا از طلاق است که در اکثر کتب فقهی باب جداگانه ای را به خود اختصاص داده است، هم حقوقدانان ما قریب به اتفاق و هم قانونگذاران در ماده قانون ۱۱۴۵ و قانون ۱۱۴۷مدنی، مبارات را از اقسام طلاق دانسته‌اند.

ماهیت مبارات از منظر دانان حقوق‌دانان

برخی حقوق‌دانان با توجه به ماده ۱۱۴ قانون مدنی، مبارات را طلاق دانسته و بیان داشته‌اند که برای انعقاد طلاق مبارات علاوه بر شرایط اساسی مختص به طلاق، شرایط زیر نیز ضروری است:

الف) کراهت زوجین از یکدیگر: با توجه به ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی بیان می‌دارند که طلاق در صورتی مبارات است که کراهت از ناحیه زوجین به یکدیگر باشد و چنانچه زن به تنهایی کراهت از شوهر داشته باشد، طلاق خلع است و هرگاه

شوهر به تنهایی از زن خود کراهت داشته باشد، طلاق از اقسام خلع و مبارات نیست.[۱۳]

ب) مقدار فدیه: با توجه به صراحت ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی بیان می‌دارند که در طلاق مبارات، عوضی که زن در مقابل طلاق به شوهر می‌دهد، نباید زاید بر میزان مهر باشد؛ بنابراین ممکن است فدیه در طلاق خلع، عین مهر یا معادل مهر یا کمتر قرار داده شود. مضافاً این را هم بیان می‌دارند که فلسفهٔ این امر آن است که در طلاق مبارات که کراهت از ناحیه زوجین است، دور از انصاف است که برای انحلال نکاح، زن بیش از آنچه مهر قرار داده شده است، بذل نماید.

ج_ صیغه طلاق مبارات: در صیغه طلاق مبارات، این حقوقدان از طرفی در چندین مورد مبارات را طلاق دانسته و از طرفی دیگر بیان داشته است طلاق مبارات به اعتبار آن که در مقابل بذل مال از طرف زن واقع می‌شود، مانند عقد دارای دو طرف است و توافق دو اراده لازم است.[۱۴]

این حقوقدان در یک پاراگراف در مورد مبارات هم از لفظ طلاق استفاده کرده است، که به اتفاق نظر همه حقوقدانان طلاق ایقاع است، و هم از لفظ عقد استفاده کرده است و می‌فرماید مبارات مانند عقد دارای دو طرف است و توافق دو اراده لازم است. برخی دیگر از حقوقدانان نیز به تبع ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی مبارات را نوعی طلاق دانسته و بیان داشته‌اند در این صورت زن می‌تواند با دادن مالی به شوهر او را حاضر به طلاق کند ولی عوض باید زاید بر میزان مهر نباشد و همچنین اضافه کرده این گونه طلاق، برخلاف طلاق خلع، کراهت و نارضایی از زندگی زناشویی دو جانبه است و از این رو قانون گذار مالی را که زن در ازای طلاق به شوهر می‌دهد، محدود کرده، زاید بر میزان مهر را مجاز نشمرده است.[۱۵] به نظر می‌رسد این حقوقدان نیز مبارات را به تبع قانون مدنی نوعی از طلاق دانسته است. از فحوای نوشته ایشان که بیان داشته زن مالی را در ازای طلاق به شوهر می‌دهد چنین برمی‌آید که این حقوقدان نیز ماهیت مبارات را عقد دانسته است در حالی

که ابتدا از طرفی آن را نوعی از طلاق دانسته بود. برخی دیگر از حقوقدانان نیز به پیروی از فقه و قانون مدنی بیان داشته‌اند که طلاق مبارات با طلاق خلع از نظر ماهیت هیچ فرقی ندارد، مگر در سه جهت:

  • اول در طلاق مبارات، کراهت از طرفین است در حالیکه در خلع کراهت تنها از سوی زوجه است.
  • دوم در طلاق مبارات، جایز نیست فدیه بیشتر از مقدار مهر باشد خواه عین مهر باشد خواه معادل آن در حالی که در خلع چنین شرطی وجود ندارد.
  • سوم اجرای صیغه طلاق مبارات لزوماً باید منتهی به صیغه طلاق گردد در حالی که در طلاق خلع بیان می‌دارند که اختلاف نظر وجود دارد.[۱۶]

این حقوقدان به تبع ماده۱۱۴۷ قانون مدنی، مبارات را نوعی از طلاق دانسته است و از اواخر کلام ایشان که بیان فرموده است در عوض که زن باید بدهد چنین برداشت می‌شود که ماهیت مبارات را عقد می‌داند در حالی که از طرفی مبارات را نوعی از طلاق و به اتفاق همه حقوقدانان و فقها طلاق ایقاع است، نه عقد. همچنین اکثر حقوقدانان از طرفب مبارات و خلع را به پیروی از قانون مدنی طلاق می‌دانند و از طرفی دیگر از فحوای کلامشان برمی‌آید که آن را نوعی عقد می‌دانند و چنین برداشت می‌شود که اقوال و نظرات حقوقدانان مضطرب و اختلافی است.

منابع

  1. امامی، حسن، حقوق مدنی، ج۵، ص۶۴، ۱۳۹۱
  2. صفایی، حسین، امامی، اسدال..، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹، ۱۳۹۳
  3. امامی، حقوق مدنی، ج۵، ص۶۴، ۱۳۹۱؛ صفایی، امامی، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹، ۱۳۹۳
  4. صفایی، امامی، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹
  5. فاضل هندی، کشف اللثام ج۲، ص۱۶۰، ۱۴۰۵ه.
  6. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۳، ص۸۸، ۱۳۶۷
  7. همان، ج ۳۳، ص۸۹
  8. ، همان، ج۳۳، ص۹۴
  9. همان، ص۹۰ به بعد
  10. عاملی، زین الدین، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج۶، ص۱۱۱، ۱۴۱۰ه
  11. مکی العاملی، محمد بن جمال الدین، االمعه الدمشقیه، ص۱۸۵، ۱۴۱۱ه
  12. طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، ج ۴، ص۳۷۳، ۱۳۸۸.
  13. امامی، حسن، حقوق مدنی، ج ۵، صص ۶۴و ۶۵، ۱۳۹۱.
  14. امامی، حسن، حقوق مدنی، ج ۵، صص ۶۴و ۶۵، ۱۳۹۱.
  15. صفایی و امامی، مختصر حقوق خانواده، ص۲۸۹ ،۱۳۹۳.
  16. محقق داماد، مصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده نکاح و انحلال آن، ص۴۲۷، ۱۳۹۰.