| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
فمینیسم مارکسیستی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
== تعریف == | |||
<ref>{{پک|فرهمند|بختیاری|1386|ک=فمینیسم و خانواده|ج=1|ص=128}}</ref>همزمان با جنبش مارکسیستی در مسیر شکل گیری [[جنبش زنان]] ، نقش [[خانواده]] در این نحله فکری، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت، مارکس تشریح کرد که لغو مالکیت خصوصی موجب میشودتا مسئولیتی که بر عهده تک تک افراد قرار دارد مانند نگهداری از سالمندان، کودکان، تغذیه و... به کل جامعه محول شود. وی بر این باور بودکه وقتی زنان از مسئولیت خانواده آزاد شوند، میتوانند سیستم پدر سالاری و اسارت خانوادگی را درهم شکنند و به عنوان عضوی از جامعه، ظرفیتهای خلاق و مولد را توسعه دهند.در این دیدگاه، زن به عنوان یک مولد در [[طبقه کارگری]] و عضوی از [[احزاب سیاسی]] تلقی شده و تقسیمات طبقاتی و سرمایه داری، ریشه [[استثمار جنسی]] و جنسیتی زنان محسوب میشوند. لذا این موضوع که [[ازدواج در اسلام|ازدواج]]، سرمنشأ ورود زن به حیطه انقیاد خانواده شمرده شود، مورد نقد قرار میگیرد. فمینیست مارکسیستهایی چون «کلارا زتکین» و «رزا لوکزامبورگ» نیز به نوعی دگر دیسی در مفهوم خانواده معتقد بودند. به نظر آنان مفاهیمی همچون ازدواج رنگ باخته و انتخاب آزادانهٔ شریک جنسی حق زنان است. | <ref>{{پک|فرهمند|بختیاری|1386|ک=فمینیسم و خانواده|ج=1|ص=128}}</ref>همزمان با جنبش مارکسیستی در مسیر شکل گیری [[جنبش زنان]] ، نقش [[خانواده]] در این نحله فکری، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت، مارکس تشریح کرد که لغو مالکیت خصوصی موجب میشودتا مسئولیتی که بر عهده تک تک افراد قرار دارد مانند نگهداری از سالمندان، کودکان، تغذیه و... به کل جامعه محول شود. وی بر این باور بودکه وقتی زنان از مسئولیت خانواده آزاد شوند، میتوانند سیستم پدر سالاری و اسارت خانوادگی را درهم شکنند و به عنوان عضوی از جامعه، ظرفیتهای خلاق و مولد را توسعه دهند.در این دیدگاه، زن به عنوان یک مولد در [[طبقه کارگری]] و عضوی از [[احزاب سیاسی]] تلقی شده و تقسیمات طبقاتی و سرمایه داری، ریشه [[استثمار جنسی]] و جنسیتی زنان محسوب میشوند. لذا این موضوع که [[ازدواج در اسلام|ازدواج]]، سرمنشأ ورود زن به حیطه انقیاد خانواده شمرده شود، مورد نقد قرار میگیرد. فمینیست مارکسیستهایی چون «کلارا زتکین» و «رزا لوکزامبورگ» نیز به نوعی دگر دیسی در مفهوم خانواده معتقد بودند. به نظر آنان مفاهیمی همچون ازدواج رنگ باخته و انتخاب آزادانهٔ شریک جنسی حق زنان است. | ||
=== هدف === | |||
هدف فمینیسم متداول مارکسیستی، تعمیم مفاهیم و دیدگاههای تألیفات مارکس به وضعیت زنان است. درگذشته این امر متضمن درک مظلومیت زنان به عنوان یک مصداق خاص از استعمار کارگران بطور کلی در جوامع سرمایه داری بود و چاره این بود که کار زنان صرفا به عنوان یک شکل از کار لازم در نظام سرمایه داری تلقی شود. مطمئناً موضع انگلس چنین بود. البته این تحلیل از اشکالاتی برخوردار است زیرا روشن نیست که آیا کارهای خانه باید امری خصوصی تلقی شده و بین زن و مرد بطور مساوی تقسیم شود یا باید نوعی کار به حساب آید که در ازای ان مزد پرداخت. به اعتقاد بسیاری از فمینیست های مارکسیست، کار خانه یا کارهای مربوط به خانواده نباید خدمت شخصی به یک فرد مدکر تلقی شود بلکه اگر قرار است زن، نیروی کار بدنیا بیاود بنا بر پیش فرض عام تر سرمایه داری، کلر خانه را باید کار ضروری دانست. نکته مهم دیگر اینکه،فمینیستها اظهار داشته اند که کار منزل زمینع ایست که زنان توسط مردان نه صرفاً بعنوان سرمایه داران، بلکهبهعنوان شوهرانشان استثمارشو ند. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۷
تعریف
[۱]همزمان با جنبش مارکسیستی در مسیر شکل گیری جنبش زنان ، نقش خانواده در این نحله فکری، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت، مارکس تشریح کرد که لغو مالکیت خصوصی موجب میشودتا مسئولیتی که بر عهده تک تک افراد قرار دارد مانند نگهداری از سالمندان، کودکان، تغذیه و... به کل جامعه محول شود. وی بر این باور بودکه وقتی زنان از مسئولیت خانواده آزاد شوند، میتوانند سیستم پدر سالاری و اسارت خانوادگی را درهم شکنند و به عنوان عضوی از جامعه، ظرفیتهای خلاق و مولد را توسعه دهند.در این دیدگاه، زن به عنوان یک مولد در طبقه کارگری و عضوی از احزاب سیاسی تلقی شده و تقسیمات طبقاتی و سرمایه داری، ریشه استثمار جنسی و جنسیتی زنان محسوب میشوند. لذا این موضوع که ازدواج، سرمنشأ ورود زن به حیطه انقیاد خانواده شمرده شود، مورد نقد قرار میگیرد. فمینیست مارکسیستهایی چون «کلارا زتکین» و «رزا لوکزامبورگ» نیز به نوعی دگر دیسی در مفهوم خانواده معتقد بودند. به نظر آنان مفاهیمی همچون ازدواج رنگ باخته و انتخاب آزادانهٔ شریک جنسی حق زنان است.
هدف
هدف فمینیسم متداول مارکسیستی، تعمیم مفاهیم و دیدگاههای تألیفات مارکس به وضعیت زنان است. درگذشته این امر متضمن درک مظلومیت زنان به عنوان یک مصداق خاص از استعمار کارگران بطور کلی در جوامع سرمایه داری بود و چاره این بود که کار زنان صرفا به عنوان یک شکل از کار لازم در نظام سرمایه داری تلقی شود. مطمئناً موضع انگلس چنین بود. البته این تحلیل از اشکالاتی برخوردار است زیرا روشن نیست که آیا کارهای خانه باید امری خصوصی تلقی شده و بین زن و مرد بطور مساوی تقسیم شود یا باید نوعی کار به حساب آید که در ازای ان مزد پرداخت. به اعتقاد بسیاری از فمینیست های مارکسیست، کار خانه یا کارهای مربوط به خانواده نباید خدمت شخصی به یک فرد مدکر تلقی شود بلکه اگر قرار است زن، نیروی کار بدنیا بیاود بنا بر پیش فرض عام تر سرمایه داری، کلر خانه را باید کار ضروری دانست. نکته مهم دیگر اینکه،فمینیستها اظهار داشته اند که کار منزل زمینع ایست که زنان توسط مردان نه صرفاً بعنوان سرمایه داران، بلکهبهعنوان شوهرانشان استثمارشو ند.
منابع
ارجاعات
- ↑ فرهمند و بختیاری، فمینیسم و خانواده، ۱: ۱۲۸.
منابع
فرهمند، مریم؛ بختیاری، آمنه (۱۳۸۶). فمینیسم و خانواده. ج. ۱. روابط عمومی شورای فرهنگی _اجتماعی زنان. ص. ۱۲۸.