آزادی زن: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:


مؤید این سخن، روش خود غربی ها است که نهایت تلاش و توجه خود را به کار برده اند تا زن را از عقب ماندگی نجات داده و پیشرفت و ارتقای او را فراهم کنند، اما تاکنون نتوانسته اند مین زن و مرد تساوی برقرار سازند، و پیوسته آمارگیری های جهان این نتیجه را نشان می دهد که در این کشورها، در مشاغلی که اسلام زن را از آن محروم کرده، یعنی قضاوت و حکومت و جنگ، اکثرا برتری با مردان بوده، و همواره عده ای کم از زنان عهده دار اینگونه مشاغل شده اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=زن در قرآن|نام=سید محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|ناشر=هاجر|صفحه=53}}</ref>
مؤید این سخن، روش خود غربی ها است که نهایت تلاش و توجه خود را به کار برده اند تا زن را از عقب ماندگی نجات داده و پیشرفت و ارتقای او را فراهم کنند، اما تاکنون نتوانسته اند مین زن و مرد تساوی برقرار سازند، و پیوسته آمارگیری های جهان این نتیجه را نشان می دهد که در این کشورها، در مشاغلی که اسلام زن را از آن محروم کرده، یعنی قضاوت و حکومت و جنگ، اکثرا برتری با مردان بوده، و همواره عده ای کم از زنان عهده دار اینگونه مشاغل شده اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=زن در قرآن|نام=سید محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|ناشر=هاجر|صفحه=53}}</ref>
== قرآن و استقلال اقتصادی زن ==
اسلام در هزار و چهار صد سال پیش گفت: مردان از آنچه بدست می آورند و همچنین آنچه زنان به دست می آورند بهره ای است.
قرآن مجید همان طور که مردان را در نتایج کار و فعالیتشان دارای حقی هستند، زنان هم در نتیجه کار و فعالیت دارای حقی هستند.
=== یک مقایسه ===
قرآن کریم سیزذه قرن قبل از اروپا به زن استقلال اقتصادی داد، با این تفاوت: اولا انگیزه ای که سبب شد اسلام به زن استقلال اقتصادی بدهد جز جنبه های انسانی و عدالت دوستی و الهی اسلام نبوده.
ثانیا اسلام به زن استقلال اقتصادی داد، اما به قول ویل دورانت خانه براندازی نکرد، اساس خانواده ها را متزلزل نکرد، زنان را علیه شوهران و دختران را علیه پدران به هرگونه حمله و شورش وادار نکرد. اسلام با این دو آیه انقلاب عظیم اجتماعی به وجود آورد، اما آرام و بی ضرر و بی خطر.
ثالثا آنچه دنیای غرب کرد این بود که به قول ویل دورانت زن را از بندگی و جان کندن در خانه رهانید و گرفتار بندگی و جان کندن در مغازه و کارخانه کرد؛ یعنی اروپا غل و زنجیری از دست و پای زن باز کرد و غل و زنجیر دیگری که کمتر از اولی نبود به دست و پای او بست. اما اسلام زن را از بندگی و بردگی مرد در خانه و مزارع و... رهانید و با الزام مرد به تامین بودجه اجتماع خانوادگی، هر نوع اجبار و الزامی را از دوش زن برای تامین مخارج خود و خانواده برداشت.زن از نظر اسلام در عین اینکه حق دارد طبق غریزه ی انسانی به تحصیل و ثروت و حفظ و افزایش آن بپردازد، طوری نیست که جبر زندگیث، او را تحت فشار قرار دهد و غرور و جمال و زیبایی را که همیشه با اطمینان خاطر باید همراه او باشد از او بگیرد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نظام حقوق زن در اسلام|نام=مرتضی|نام خانوادگی=مطهری|ناشر=صدرا|صفحه=204}}</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۸ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۴

آزادی در لغت به معنای آزاد بودن، رهایی، ضد بندگی.[۱]

آزادی در اصطلاح یکی از لوازم حیات و تکامل است، یعنی یکی از نیازمندی های موجود زنده آزادی است.[۲]

آزادی زن در تمدن غرب

پیشگام در آزاد ساختن زن از اسارت و تامین استقلال او، در تصمیم و عمل، اسلام بود. اگر غربی ها قدمی ها درباره زنان برداشته اند، به دلیل این است که از اسلام تقلید کرده اند. غربی ها نتوانستند به طور کامل از اسلام تقلید کنند برای این است که احکام اسلام مانند حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته است و روش اسلام به تمام معنا، سلسه حلقه ای است که در سیر اجتماعی تاثیر دارد.غربی ها برابری هم جانبه ای بین زن و مرد در حقوق برقرار کردند و سالها تلاش کردند که خلقت زن و تاخر کمالی اش را در نظر نگرفتند.

دیدگاه عمومی غربی ها این است که نقص زن در کمال و فضیلت، به بدی تربیتی مربوط است که قرن ها با آن تربیت شده است، و از آغاز خلقت دنیا تاکنون در محدودیت ساختگی به سر برده است. و گرنه طبیعت و خلقت زن با مرد تفاوتی ندارد. ایراد و اشکالاتی به این دیدگاه وارد است که خود غربی ها به آن اعتراف کرده اند. اجتماع از کهن ترین روزگار شکل گرفتنش، اجمالا به نقص زن حکم کرده است، و اگر طبیعت زن و مرد مساوی بود، قطعا خلاف آن حکم، هر چند در روزگارانی آشکار می شد، و نیز خلقت اعضای اصلی و غیر اصلی زن در طول تاریخ تغییر وضع می داد و مانند خلقت مرد می شد.

مؤید این سخن، روش خود غربی ها است که نهایت تلاش و توجه خود را به کار برده اند تا زن را از عقب ماندگی نجات داده و پیشرفت و ارتقای او را فراهم کنند، اما تاکنون نتوانسته اند مین زن و مرد تساوی برقرار سازند، و پیوسته آمارگیری های جهان این نتیجه را نشان می دهد که در این کشورها، در مشاغلی که اسلام زن را از آن محروم کرده، یعنی قضاوت و حکومت و جنگ، اکثرا برتری با مردان بوده، و همواره عده ای کم از زنان عهده دار اینگونه مشاغل شده اند.[۳]

قرآن و استقلال اقتصادی زن

اسلام در هزار و چهار صد سال پیش گفت: مردان از آنچه بدست می آورند و همچنین آنچه زنان به دست می آورند بهره ای است.

قرآن مجید همان طور که مردان را در نتایج کار و فعالیتشان دارای حقی هستند، زنان هم در نتیجه کار و فعالیت دارای حقی هستند.

یک مقایسه

قرآن کریم سیزذه قرن قبل از اروپا به زن استقلال اقتصادی داد، با این تفاوت: اولا انگیزه ای که سبب شد اسلام به زن استقلال اقتصادی بدهد جز جنبه های انسانی و عدالت دوستی و الهی اسلام نبوده.

ثانیا اسلام به زن استقلال اقتصادی داد، اما به قول ویل دورانت خانه براندازی نکرد، اساس خانواده ها را متزلزل نکرد، زنان را علیه شوهران و دختران را علیه پدران به هرگونه حمله و شورش وادار نکرد. اسلام با این دو آیه انقلاب عظیم اجتماعی به وجود آورد، اما آرام و بی ضرر و بی خطر.

ثالثا آنچه دنیای غرب کرد این بود که به قول ویل دورانت زن را از بندگی و جان کندن در خانه رهانید و گرفتار بندگی و جان کندن در مغازه و کارخانه کرد؛ یعنی اروپا غل و زنجیری از دست و پای زن باز کرد و غل و زنجیر دیگری که کمتر از اولی نبود به دست و پای او بست. اما اسلام زن را از بندگی و بردگی مرد در خانه و مزارع و... رهانید و با الزام مرد به تامین بودجه اجتماع خانوادگی، هر نوع اجبار و الزامی را از دوش زن برای تامین مخارج خود و خانواده برداشت.زن از نظر اسلام در عین اینکه حق دارد طبق غریزه ی انسانی به تحصیل و ثروت و حفظ و افزایش آن بپردازد، طوری نیست که جبر زندگیث، او را تحت فشار قرار دهد و غرور و جمال و زیبایی را که همیشه با اطمینان خاطر باید همراه او باشد از او بگیرد.[۴]

منابع

  1. عمید، حسن. فرهنگ فارسی عمید. ج. ۲۴. امیر کبیر.
  2. مطهری، مرتضی. آزادی انسان. ص. ۶.
  3. طباطبایی، سید محمد حسین. زن در قرآن. هاجر. ص. ۵۳.
  4. مطهری، مرتضی. نظام حقوق زن در اسلام. صدرا. ص. ۲۰۴.