بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

خودبینی: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ابرابزار)
 
 
خط ۱۸: خط ۱۸:


{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}}
{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}}
[[رده:اصطلاحات اخلاقی]]
[[رده:چالش‌های اخلاقی]]
[[رده:خودپروری]]
[[رده:خودکامگی]]
[[رده:صفات شخصیتی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۵۶

خودبینی و خودپسندی که در عربی با عبارت عُجب شناخته می‌شود، حالتی از غرور است و در اخلاق اسلامی از زیان‌بارترین بیماری‌های روح دانسته می‌شود. در روایات، این صفت زمینه‌ساز تباهی اعمال نیک و فرصتی برای نفوذ شیطان معرفی شده است. نمونه‌هایی از سخنان پیامبر اسلام، امامان شیعه و عیسی بن مریم دربارهٔ نکوهش شدید این صفت نقل شده است. مضمون مشترک همه این گزارش‌ها آن است که رضایت نابجا از خود، سبب سقوط اخلاقی انسان می‌شود و حتی عبادت طولانی بدون فروتنی پذیرفته نیست.

معنای لغوی و اصطلاحی

خودبینی و خودپسندی به معنای غرور، عجب و خویشتن‌بینی است. در متون اخلاقی اسلامی یکی از خصلت‌های بسیار نکوهیده و بیماری‌های خطرناک روح به‌شمار آمده و سبب تباهی رفتار و از میان رفتن آثار اعمال نیک دانسته شده است.[۱]

در منابع اسلامی

در روایات آمده است: از محمد نقل شده که: «هر کس بگوید من از دیگران بهترم، بدترین مردم است؛ و هر که بگوید من به بهشت خواهم رفت، اهل دوزخ است.» از علی بن ابی‌طالب نقل شده: «بپرهیز از خوشایند آمدن نفس برای خود و اعتمادکردن به آنچه در تو پسندیده می‌نماید. این حالت از مطمئن‌ترین فرصت‌های شیطان برای نابودی اعمال نیک است.» همچنین گفته است: «هیچ تنهایی‌ای هولناک‌تر از خودبینی نیست» و «خوش‌گمانیِ آدمی به خودش نشانه کمبود عقل اوست.» روایت دیگری از محمد می‌گوید: «کسی که به جای بدگمانی به مردم، از خودش بدش بیاید، خداوند او را از خطرهای قیامت ایمن می‌کند.»[۲]

در روایت از جعفر صادق آمده است: در بنی‌اسرائیل عابدی چهل سال عبادت کرد ولی از او پذیرفته نشد. سپس به نفس خود خطاب کرد: «ای نفس، همه بدبختی‌ها از توست». خداوند به او وحی کرد که همین نکوهشی که از خود کردی، از چهل سال عبادتت برتر بود. در روایتی موسی بن جعفر به سعد بن خلف گفته است: «در عبادت بکوش و مبادا خود را بی‌تقصیر بدانی، زیرا خداوند چنان‌که شایسته اوست پرستیده نمی‌شود.» از محمد باقر نقل شده که خداوند گاهی بنده‌ای را از عملی بازمی‌دارد تا مبادا آن عمل موجب خودپسندی او شود. در حدیثی از عیسی بن مریم آمده است: «بیماران را درمان کردم، کور و پیس را شفا دادم و مرده را زنده کردم، اما احمق را نتوانستم درمان کنم.» وقتی پرسیدند «احمق کیست؟»، پاسخ داد: «کسی که از خود و اندیشه خود راضی است، هر امتیازی را برای خود می‌بیند و هرگز خود را بدهکار حقی نمی‌داند. این بیماری‌اش بی‌درمان است.»[۳]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «خودپسندی». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.