زید بن ارقم: تفاوت میان نسخهها
(+رده:صحابه مرد، +رده:صحابه شرکتداشته در نبرد صفین، +رده:درگذشتگان ۶۸ (قمری)، +رده:صحابه راوی حدیث (هاتکت)، ابرابزار) |
(+ رده:اهالی مدینه (هاتکت)) |
||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
[[رده:صحابه شرکتداشته در نبرد صفین]] | [[رده:صحابه شرکتداشته در نبرد صفین]] | ||
[[رده:صحابه مرد]] | [[رده:صحابه مرد]] | ||
[[رده:اهالی مدینه]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۵۴
زید بن ارقم از یاران نخستین پیامبر اسلام بود که در دوران یتیمی تحت سرپرستی عبدالله بن رواحه پرورش یافت و در غزوات بسیاری مشارکت داشت. او از دوستداران خاندان پیامبر و از طرفداران علی بن ابیطالب بود و در جنگ صفین در رکاب او حضور داشت. زید بن ارقم از راویان حدیث ثقلین است، هرچند به دلیل کتمان شهادت در واقعه غدیر در دوران کهنسالی دچار ندامت و نابینایی شد. وی در واقعه کربلا با اعتراض صریح به ابنزیاد در پی هتک حرمت سر بریده حسین بن علی، از زمره مخالفان حکومت اموی یاد میشود.
زندگی
زید بن ارقم از یاران پیشگام در اسلام آوردن بود. او در آغاز یتیم بود و تحت سرپرستی عبدالله بن رواحه زندگی میکرد. وی در هفده غزوه همراه پیامبر اسلام بود، هرچند در جنگ بدر به دلیل خردسالی از همراهی او جلوگیری شد. زید در سالهای پایانی عمر در کوفه سکونت گزید و در سال ۶۸ هجری در دوران قیام مختار ثقفی از دنیا رفت.[۱]
زید بن ارقم از دوستداران خاندان پیامبر شمرده میشد و در این راه ثابتقدم بود. از جعفر صادق روایت شده است که پس از نزول آیه «قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربی»، پیامبر از اصحاب دربارهٔ آن پیمان گرفت و تنها هفت تن به این پیمان وفادار ماندند که زید بن ارقم یکی از آنان بود. او همچنین احادیث بسیاری در فضایل اهلبیت، از جمله حدیث ثقلین، نقل کرده است.[۲]
با وجود گرایش زید به اهلبیت، از خود او نقل شده است که علی بن ابیطالب در رحبه کوفه مردم را سوگند داد تا هرکس از پیامبر شنیده است که «مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاه»، گواهی دهد. دوازده نفر برخاستند و گواهی دادند، اما زید سکوت کرد. وی میگوید به همین دلیل خداوند او را به نابینایی مبتلا کرد و پس از آن همواره افسوس میخورد و از انکار خود استغفار میکرد.[۳]
پس از کشتهشدن حسین بن علی، هنگامی که سرهای کشتگان را به دارالاماره کوفه نزد ابنزیاد بردند، او با چوبدستی خود بر لب و دندان حسین بن علی میزد. زید بن ارقم با مشاهده این صحنه فریاد زد که چوب خود را از این لبان بردار؛ چرا که بارها دیده است پیامبر لب خود را بر این لبان مینهاد و میبوسید. سپس با صدای بلند شروع به گریستن کرد. ابنزیاد به او خشم گرفت و گفت اگر پیر و فرتوت نشده بودی، گردنت را میزدم. زید با خشم مجلس را ترک کرد. زید بن ارقم روایت کرده است که روز بعد، هنگامی که سر بریده حسین بن علی را در کوچههای کوفه میگرداندند و مقابل حجره او رسید، شنید که آن سر مقدس آیه «أَم حَسِبتَ أَنَّ أَصحَابَ الکَهفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِن آیَاتِنَا عَجَبًا» را تلاوت میکند. زید با شنیدن این تلاوت شگفتزده شد و خطاب به آن سر بریده گفت که امر او از داستان اصحاب کهف عجیبتر است.[۴]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «زید». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.