سجاح بنت حارث: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
(+رده:مدعیان نبوت، +رده:بنیتمیم (هاتکت)، ابرابزار) |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی}} | {{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی}} | ||
[[رده:بنیتمیم]] | |||
[[رده:مدعیان نبوت]] | |||
نسخهٔ ۲۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۷
سجاح بنت حارث بن سوید تمیمی، زنی است که در صدر اسلام ادعای نبوت کرد و از او به عنوان نمونهای از دروغگویی یاد میشود (ضربالمثل «اکذب من سجاح»). او پس از گرد آوردن گروهی از پیروان، با مسیلمه کذاب، دیگر مدعی دروغین نبوت، ملاقات کرد که این دیدار به ازدواج آن دو و پایان ادعای نبوت سجاح انجامید.
زندگی
سجاح دختر حارث بن سوید تمیمی بود که در دورهای از تاریخ اسلام ادعای پیامبری و نزول وحی کرد. وی موفق شد گروهی از مردم را به دور خود جمع کند و از او پیروی کنند. به دلیل شهرت او به دروغپردازی، در میان عرب ضربالمثلی رایج شد که او را از دیگر دروغگویان، دروغگوتر میدانستند.[۱]
سجاح در دوران فعالیت خود با مسیلمه کذاب که او نیز مدعی نبوت بود، مواجه شد. از آنجا که پیروان سجاح از نظر تعداد بر پیروان مسیلمه فزونی داشتند، اطرافیان مسیلمه به او پیشنهاد دادند که کار را به سجاح واگذار کند. مسیلمه برای حل این چالش، پیکی نزد سجاح فرستاد و پیشنهاد داد که با یکدیگر ملاقات کنند تا وحیهای نازلشده بر هر دو را بررسی کنند و هر کس بر حق بود، دیگری از او پیروی نماید. سجاح این درخواست را پذیرفت. مسیلمه برای فریب سجاح، خرگاهی از پوست برپا کرد و در آن عود فراوانی سوزاند. رایحه عود تأثیر خود را بر سجاح گذاشت و بستری برای فریب او فراهم کرد. پس از خلوت کردن و برقراری رابطه میان آن دو، مسیلمه نقشهای طراحی کرد؛ او به سجاح گفت که نبوت آنها به این صورت پیش نخواهد رفت و پیشنهاد داد که سجاح از خیمه خارج شده و به حقانیت او اقرار کند، سپس کسی را برای خواستگاری او نزد قومش (بنیتمیم) بفرستد تا با انجام عقد نکاح، پیروان سجاح نیز به مسیلمه ملحق شوند. سجاح این پیشنهاد را پذیرفت، از خیمه خارج شد و به قوم خود اعلام کرد که وحیهای مسیلمه را شنیده و به حقانیت او پی برده است. پس از آن، مسیلمه برای خواستگاری سجاح پیکی به سوی بنیتمیم فرستاد و آنان نیز موافقت کردند. سجاح پس از این ماجرا تا پایان عمر در خانه مسیلمه ماند و در همانجا درگذشت.[۲]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سجاح». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.