بدون جعبه اطلاعات

سطیح بن ربیعه: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «'''سطیح بن ربیعه غسانی''' از کاهنان نامدار جاهلیت و از مردم یمن بود که در منابع به شگفتی خلقت و عمر طولانی او اشاره شده است. در گزارش‌های تاریخی و روایی، او به پیش‌گویی برخی حوادث آینده، از جمله ظهور گروهی از عرب که به یکتاپرستی گرایش می...» ایجاد کرد)
 
خط ۲: خط ۲:


== زندگی ==
== زندگی ==
سطیح بن ربیعه غسانی از کاهنان دوره جاهلیت و از مردم یمن بود. در برخی منابع آمده است که همواره بر زمین افتاده بود و از همین‌رو او را «سطیح» نامیده‌اند. درباره عمر او نیز گفته‌اند که یکصد و پنجاه سال زیسته است. در روایتی از [[ابن‌عباس]]، سطیح موجودی شگفت‌خلقت توصیف شده که مانند او در میان آدمیان دیده نشده بود. بنابر این گزارش، او چون قطعه گوشتی بر حصیری قرار داشت و به وسیله همان حصیر جابه‌جا می‌شد. بدنش فاقد استخوان و عصب دانسته شده و تنها در سر و گردن او استخوان وجود داشت. دیگر اعضای بدنش به‌صورت پیچیده و جمع‌شده وصف شده و زبان، تنها عضو متحرک او شمرده شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سطیح}}</ref>
سطیح بن ربیعه غسانی از کاهنان دوره جاهلیت و از مردم یمن بود. در برخی منابع آمده است که همواره بر زمین افتاده بود و از همین‌رو او را «سطیح» نامیده‌اند. دربارهٔ عمر او نیز گفته‌اند که یکصد و پنجاه سال زیسته است. در روایتی از [[ابن‌عباس]]، سطیح موجودی شگفت‌خلقت توصیف شده که مانند او در میان آدمیان دیده نشده بود. بنابر این گزارش، او چون قطعه گوشتی بر حصیری قرار داشت و به وسیله همان حصیر جابه‌جا می‌شد. بدنش فاقد استخوان و عصب دانسته شده و تنها در سر و گردن او استخوان وجود داشت. دیگر اعضای بدنش به‌صورت پیچیده و جمع‌شده وصف شده و زبان، تنها عضو متحرک او شمرده شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سطیح}}</ref>


در گزارش‌های تاریخی آمده است که سطیح به [[مکه]] آمد و چهار تن از [[قریش]] به دیدار او رفتند. آنان از وی خواستند از حوادث زمان خود و آینده خبر دهد. سطیح در پاسخ گفت که عرب آن روزگار از دانش و فهم بهره چندانی ندارد، اما در نسل‌های آینده گروهی پدید خواهند آمد که علوم گوناگون را فرا می‌گیرند، بت‌ها را می‌شکنند، با [[عجم|عجم‌ها]] می‌جنگند و [[غنیمت]] به دست می‌آورند. چون از او پرسیدند اینان چه کسانی‌اند، [[سوگند]] یاد کرد که آنان از تبار خود عرب خواهند بود، اما خدا را یگانه می‌پرستند و از بندگی [[شیطان]] دوری می‌کنند. آنگاه در پاسخ به این پرسش که از کدام خاندان‌اند، آنان را از نسل [[عبدمناف]] دانست.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سطیح}}</ref>
در گزارش‌های تاریخی آمده است که سطیح به [[مکه]] آمد و چهار تن از [[قریش]] به دیدار او رفتند. آنان از وی خواستند از حوادث زمان خود و آینده خبر دهد. سطیح در پاسخ گفت که عرب آن روزگار از دانش و فهم بهره چندانی ندارد، اما در نسل‌های آینده گروهی پدید خواهند آمد که علوم گوناگون را فرا می‌گیرند، بت‌ها را می‌شکنند، با [[عجم]]‌ها می‌جنگند و [[غنیمت]] به دست می‌آورند. چون از او پرسیدند اینان چه کسانی‌اند، [[سوگند]] یاد کرد که آنان از تبار خود عرب خواهند بود، اما خدا را یگانه می‌پرستند و از بندگی [[شیطان]] دوری می‌کنند. آنگاه در پاسخ به این پرسش که از کدام خاندان‌اند، آنان را از نسل [[عبدمناف]] دانست.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سطیح}}</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۱۴: خط ۱۴:


{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی}}
{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی}}
[[رده:اهالی یمن]]
[[رده:پیش‌گویان و طالع‌بینان]]

نسخهٔ ‏۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۵۱

سطیح بن ربیعه غسانی از کاهنان نامدار جاهلیت و از مردم یمن بود که در منابع به شگفتی خلقت و عمر طولانی او اشاره شده است. در گزارش‌های تاریخی و روایی، او به پیش‌گویی برخی حوادث آینده، از جمله ظهور گروهی از عرب که به یکتاپرستی گرایش می‌یابند و با بت‌پرستی مبارزه می‌کنند، شهرت یافته است.

زندگی

سطیح بن ربیعه غسانی از کاهنان دوره جاهلیت و از مردم یمن بود. در برخی منابع آمده است که همواره بر زمین افتاده بود و از همین‌رو او را «سطیح» نامیده‌اند. دربارهٔ عمر او نیز گفته‌اند که یکصد و پنجاه سال زیسته است. در روایتی از ابن‌عباس، سطیح موجودی شگفت‌خلقت توصیف شده که مانند او در میان آدمیان دیده نشده بود. بنابر این گزارش، او چون قطعه گوشتی بر حصیری قرار داشت و به وسیله همان حصیر جابه‌جا می‌شد. بدنش فاقد استخوان و عصب دانسته شده و تنها در سر و گردن او استخوان وجود داشت. دیگر اعضای بدنش به‌صورت پیچیده و جمع‌شده وصف شده و زبان، تنها عضو متحرک او شمرده شده است.[۱]

در گزارش‌های تاریخی آمده است که سطیح به مکه آمد و چهار تن از قریش به دیدار او رفتند. آنان از وی خواستند از حوادث زمان خود و آینده خبر دهد. سطیح در پاسخ گفت که عرب آن روزگار از دانش و فهم بهره چندانی ندارد، اما در نسل‌های آینده گروهی پدید خواهند آمد که علوم گوناگون را فرا می‌گیرند، بت‌ها را می‌شکنند، با عجم‌ها می‌جنگند و غنیمت به دست می‌آورند. چون از او پرسیدند اینان چه کسانی‌اند، سوگند یاد کرد که آنان از تبار خود عرب خواهند بود، اما خدا را یگانه می‌پرستند و از بندگی شیطان دوری می‌کنند. آنگاه در پاسخ به این پرسش که از کدام خاندان‌اند، آنان را از نسل عبدمناف دانست.[۲]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سطیح». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.