بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

سعد بن معاذ: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ابرابزار)
 
خط ۱: خط ۱:
'''سعد بن معاذ''' یکی از [[صحابه|صحابه محمد]] و اهالی [[مدینه]] بود که در [[غزوه خندق]] شرکت کرد و در همان غزوه کشته شد.<ref>{{پک|1=اختری|2=۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=احزاب}}</ref>
'''سعد بن معاذ''' از بزرگان [[انصار]] و رئیس قبیله [[اوس]] در [[مدینه]] و از چهره‌های مؤثر عصر پیامبر اسلام بود. او در [[غزوه بدر|بدر]]، [[غزوه احد|احد]] و [[غزوه خندق|خندق]] شرکت کرد و در جنگ خندق بر اثر جراحت درگذشت. داوری او دربارهٔ یهود [[بنی‌قریظه]] از رخدادهای مهم [[تاریخ مدینه]] به‌شمار می‌آید و در روایات، تشییع و دفن او با حضور و اهتمام [[محمد]] گزارش شده است.
 
== زندگی ==
سعد بن معاذ انصاری اوسی مدنی از صحابه پیامبر و زعیم قبیله اوس بود. او در جنگ‌های بدر، احد و خندق حضور داشت. در [[غزوه بواط|غزوه بُوَاط]] (سال دوم هجری) محمد اداره مدینه را به او سپرد. در جریان بدر، وقتی محمد با یاران دربارهٔ رویارویی با دشمنِ آماده و مسلمانانِ کم‌تجهیزات مشورت کرد، سعد وفاداری انصار را اعلام کرد و گفت جان و مال آنان در اختیار محمد است و اگر فرمان دهد حتی خود را به دریا افکنند، اطاعت خواهند کرد. او همچنین پیشنهاد کرد برای پیامبر در کنار اردوگاه سایبانی ساخته شود تا بر اوضاع نظارت کند و اگر [[مسلمانان]] شکست خوردند، محمد بتواند به مدینه بازگردد و از حمایت انصارِ حاضرنشده در جنگ برخوردار شود؛ زیرا آنان از وقوع جنگ آگاه نبودند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سعد بن معاذ}}</ref>
 
در جنگ خندق تیری به رگ «اَکْحَل» سعد اصابت کرد و خون‌ریزی شدید او را ناتوان ساخت. در همان دوره، محمد به فرمان الهی یهود بنی‌قریظه را که پیمان شکسته و با مشرکان مکه در جنگ احزاب همراه شده بودند، محاصره کرد. آنان در دژهای خود پناه گرفتند و سرانجام پذیرفتند داوری سعد را بپذیرند؛ زیرا در دوره [[جاهلیت]] با او پیمان داشتند. سعد برخلاف انتظار آنان حکم داد مردان بالغ کشته شوند و زنان و کودکان به اسارت روند و اموالشان به مهاجرانی داده شود که در مدینه دارایی و ملک نداشتند. در گزارش آمده است که محمد این حکم را مورد تأیید الهی دانست.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سعد بن معاذ}}</ref>
 
== درگذشت ==
سعد پس از بازگشت از ماجرای بنی‌قریظه بر اثر همان زخم درگذشت. در منابع، از تشییع او با احترام بسیار و دعای پیامبر برای او یاد شده و سن او را هنگام مرگ سی‌وهفت سال ذکر کرده‌اند. در روایتی منسوب به [[تفسیر حسن عسکری|تفسیر عسکری]]، گزارشی دربارهٔ خطاب محمد به روح سعد نقل شده است که بر اساس آن، اگر سعد زنده بود مانع برخی تصمیم‌ها در مرکز جامعه اسلامی می‌شد؛ این روایت در قالب تمثیل «گوساله» بیان شده و در همان منبع ادامه می‌یابد که تحقق امور به اراده الهی واگذار شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سعد بن معاذ}}</ref>
 
از [[جعفر صادق]] نیز گزارشی دربارهٔ چگونگی حضور محمد بر جنازه سعد نقل شده است: پیامبر بر [[غسل میت|غسل]] و [[کفن]] او نظارت کرد، با اصحاب در [[تشییع جنازه]] شرکت کرد، در حالی که [[عبا]] را از دوش و کفش را از پا بیرون آورده بود جنازه را همراهی می‌کرد و گاه از راست و گاه از چپ [[تابوت]] حرکت می‌کرد. سپس هنگام دفن، خود وارد [[قبر]] شد و [[لحد]] را چید و با دست خود خاک بر قبر ریخت. در همین گزارش آمده است که مادر سعد کنار قبر گفت [[بهشت]] بر تو گوارا باد، و محمد او را از تعیین تکلیف بر خدا بازداشت و گفت سعد در همان هنگام دچار «فشار» شد. وقتی علت پرسیده شد، در روایت آمده است که سبب آن بدخلقی سعد با خانواده‌اش بوده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سعد بن معاذ}}</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۳۰

سعد بن معاذ از بزرگان انصار و رئیس قبیله اوس در مدینه و از چهره‌های مؤثر عصر پیامبر اسلام بود. او در بدر، احد و خندق شرکت کرد و در جنگ خندق بر اثر جراحت درگذشت. داوری او دربارهٔ یهود بنی‌قریظه از رخدادهای مهم تاریخ مدینه به‌شمار می‌آید و در روایات، تشییع و دفن او با حضور و اهتمام محمد گزارش شده است.

زندگی

سعد بن معاذ انصاری اوسی مدنی از صحابه پیامبر و زعیم قبیله اوس بود. او در جنگ‌های بدر، احد و خندق حضور داشت. در غزوه بُوَاط (سال دوم هجری) محمد اداره مدینه را به او سپرد. در جریان بدر، وقتی محمد با یاران دربارهٔ رویارویی با دشمنِ آماده و مسلمانانِ کم‌تجهیزات مشورت کرد، سعد وفاداری انصار را اعلام کرد و گفت جان و مال آنان در اختیار محمد است و اگر فرمان دهد حتی خود را به دریا افکنند، اطاعت خواهند کرد. او همچنین پیشنهاد کرد برای پیامبر در کنار اردوگاه سایبانی ساخته شود تا بر اوضاع نظارت کند و اگر مسلمانان شکست خوردند، محمد بتواند به مدینه بازگردد و از حمایت انصارِ حاضرنشده در جنگ برخوردار شود؛ زیرا آنان از وقوع جنگ آگاه نبودند.[۱]

در جنگ خندق تیری به رگ «اَکْحَل» سعد اصابت کرد و خون‌ریزی شدید او را ناتوان ساخت. در همان دوره، محمد به فرمان الهی یهود بنی‌قریظه را که پیمان شکسته و با مشرکان مکه در جنگ احزاب همراه شده بودند، محاصره کرد. آنان در دژهای خود پناه گرفتند و سرانجام پذیرفتند داوری سعد را بپذیرند؛ زیرا در دوره جاهلیت با او پیمان داشتند. سعد برخلاف انتظار آنان حکم داد مردان بالغ کشته شوند و زنان و کودکان به اسارت روند و اموالشان به مهاجرانی داده شود که در مدینه دارایی و ملک نداشتند. در گزارش آمده است که محمد این حکم را مورد تأیید الهی دانست.[۲]

درگذشت

سعد پس از بازگشت از ماجرای بنی‌قریظه بر اثر همان زخم درگذشت. در منابع، از تشییع او با احترام بسیار و دعای پیامبر برای او یاد شده و سن او را هنگام مرگ سی‌وهفت سال ذکر کرده‌اند. در روایتی منسوب به تفسیر عسکری، گزارشی دربارهٔ خطاب محمد به روح سعد نقل شده است که بر اساس آن، اگر سعد زنده بود مانع برخی تصمیم‌ها در مرکز جامعه اسلامی می‌شد؛ این روایت در قالب تمثیل «گوساله» بیان شده و در همان منبع ادامه می‌یابد که تحقق امور به اراده الهی واگذار شده است.[۳]

از جعفر صادق نیز گزارشی دربارهٔ چگونگی حضور محمد بر جنازه سعد نقل شده است: پیامبر بر غسل و کفن او نظارت کرد، با اصحاب در تشییع جنازه شرکت کرد، در حالی که عبا را از دوش و کفش را از پا بیرون آورده بود جنازه را همراهی می‌کرد و گاه از راست و گاه از چپ تابوت حرکت می‌کرد. سپس هنگام دفن، خود وارد قبر شد و لحد را چید و با دست خود خاک بر قبر ریخت. در همین گزارش آمده است که مادر سعد کنار قبر گفت بهشت بر تو گوارا باد، و محمد او را از تعیین تکلیف بر خدا بازداشت و گفت سعد در همان هنگام دچار «فشار» شد. وقتی علت پرسیده شد، در روایت آمده است که سبب آن بدخلقی سعد با خانواده‌اش بوده است.[۴]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «احزاب». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.