عبدالله بن رواحه: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
(+رده:انصار، +رده:اهالی مدینه، +رده:صحابه مرد (هاتکت)) |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=خیر|نیازمند مقابله با دانشنامهها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | {{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=خیر|نیازمند مقابله با دانشنامهها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | ||
[[رده:انصار]] | |||
[[رده:اهالی مدینه]] | |||
[[رده:صحابه مرد]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۲۵
عبداللّه بن رواحه از قبیله خزرج، از انصار و از صحابه محمد بود. او از جمله دوازده تنی بود که در بیعت عقبه دوم حضور داشتند و پس از آن به ریاست بنیحارثه برگزیده شد. وی در تمامی جنگهای صدر اسلام شرکت داشت و در غزوه موته فرماندهی بخشی از سپاه اسلام را بر عهده گرفت و در همان نبرد کشته شد.
زندگی
عبداللّه بن رواحه از اهالی مدینه و از تیره خزرج بود. او که از رؤسای دوازدهگانه در بیعت عقبه دوم بهشمار میرفت، از سوی محمد به ریاست قبیله بنیحارثه از خزرج انتخاب شد. وی در همه غزوات حضور داشت و گزارش شده است که در صفآراییها، همواره جزو نخستین کسانی بود که برای نبرد آماده میشد و از آخرین افرادی بود که میدان را ترک میکرد. عبداللّه در فن نوشتن مهارت داشت و مأمور جمعآوری خراج خیبر بود؛ سمتی که تا زمان مرگش آن را بر عهده داشت. در جریان عمرةالقضاء، او زمام شتر محمد را در دست داشت و اشعاری میسرود. زمانی که عمر بن خطاب به او اعتراض کرد، محمد از عبداللّه حمایت کرد و او را تشویق کرد تا اشعار خود را ادامه دهد.[۱]
| یا رب لولا انت مااهتدینا | ولا تصدقنا ولا صلینا |
محمد در آن لحظه از عبداللّه خواست تا به جای آن اشعار، جملاتی توحیدی بگوید. او همچنین در نگارش و ثبت وقایع و امورات حکومتی نقش داشت.[۲]
در جنگ موته
محمد در غزوه موته، جعفر بن ابیطالب، زید بن حارثه و عبداللّه بن رواحه را به ترتیب به عنوان فرماندهان لشکر برگزید تا در صورت کشتهشدن هر یک، دیگری جایگزین شود. هنگامی که لشکر به وادیالقری رسید و خبر حضور سپاه انبوه رومیان و متحدان عربشان منتشر شد، برخی از مسلمانان دچار تردید شدند و پیشنهاد گزارش به محمد برای دریافت کمک یا دستور بازگشت دادند. عبداللّه با سخنانی قاطع و مهیج، سپاه را به نبرد فراخواند و تأکید کرد که پیروزی مسلمانان در گذشته نه به دلیل کثرت نیرو، بلکه به دلیل اعتقاد دینی و وعده الهی بوده است. با این سخنان، لشکر برای رویارویی آماده شد. پس از کشتهشدن جعفر و زید، نوبت فرماندهی به عبداللّه بن رواحه رسید. او پرچم را به دست گرفت و با وجود احساس ضعف و سستی، با خطابه به نفس خویش، خود را برای شهادت آماده کرد؛ اموال و تعلقات دنیوی خود را پیشتر بخشیده یا رها کرده بود. او پس از نبردی سخت، کشته شد و در لحظات آخر با فریاد، مسلمانان را به یاری فراخواند که موجب تحریک و حمله همهجانبه آنان به دشمن گردید.[۳]
سرکوب بشر بن رزام
پس از فتح خیبر، گزارشهایی مبنی بر تلاش بشر بن رزام یهودی برای متحد کردن قبیله غطفان جهت شبیخون به مدینه به گوش رسید. عبداللّه بن رواحه با گروهی سینفره، از جمله عبداللّه بن انیس، مأموریت یافت تا با بشر مقابله کند. آنان با ترفندی بشر را قانع کردند که به عنوان فرماندار خیبر انتخاب شده است. در میانه مسیر، بشر که دچار تردید شده بود، به عبداللّه بن انیس حمله کرد که منجر به درگیری شد. در این واقعه، تمامی یهودیان همراه بشر کشته شدند و مسلمانان بدون تلفات به مدینه بازگشتند.[۴]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عبداللّه بن رواحه». دایرةالمعارف جامع اسلامی.