زید بن حارثه
زید بن حارثه کلبی از نخستین مسلمانان و از چهرههای نزدیک به پیامبر اسلام بود که پیش از بعثت به اسارت درآمد و در مکه خریداری شد و سپس به فرزندخواندگی پیامبر پذیرفته شد. پس از آنکه پدرش برای بازگرداندنش آمد، زید جدایی از پیامبر را نپذیرفت و این امر به اعلام قطع نسبت پدر و نیز اعلام فرزندخواندگی زید از سوی پیامبر انجامید. ازدواج زید با زینب بنت جحش و سپس طلاق و ازدواج پیامبر با زینب، در منابع به عنوان رخدادی مرتبط با برچیدن رسم جاهلیِ ممنوعیت ازدواج با همسرِ پسرخوانده گزارش شده است. زید فرمانده چند سریه در سال ششم هجری بود و در نهایت در سال هشتم هجری در نبرد موته کشته شد.
زندگی
زید بن حارثه بن شراحیل کلبی پیش از بعثت به اسارت مکیان درآمد و پیامبر اسلام او را در بازار عکاظ خرید و به عنوان فرزندخوانده خود پذیرفت. هنگامی که پیامبر او را به اسلام دعوت کرد، زید پذیرفت و مسلمان شد. پس از مدتی، پدرش حارثه به مکه آمد و از ابوطالب خواست به محمد بگوید یا زید را بفروشد یا آزاد کند؛ پیام به پیامبر رسید و او اعلام کرد زید آزاد است و هرجا بخواهد میتواند برود، اما زید جدایی را نپذیرفت و در کنار پیامبر ماند. حارثه وقتی نپذیرفتنِ زید را دید، در میان قریش اعلام کرد که زید فرزند او نیست. در همان فضا، پیامبر در جمع مردم اعلام کرد که زید فرزند او است. این گزارشها بازتابدهنده جایگاه خاص زید در میان نزدیکان پیامبر و نیز زمینههای اجتماعیِ مسئله فرزندخواندگی در مکه و مدینه است.[۱]
ازدواج با زینب
محمد، زینب بنت جحش اسدی را که مادرش امیمه بنت عبدالمطلب بود، برای ازدواج با زید خواستگاری کرد. بنا بر نقل، زینب و برادرش ابتدا از این پیشنهاد شگفتزده شدند و ناخشنودی نشان دادند، اما با نزول آیه «ما کان لمؤمن ولا مؤمنة اذا قضی الله ورسوله…» به این ازدواج رضایت داده شد. برای این ازدواج، مهر و تجهیزاتی مانند پول، پوشاک و مقداری گندم و خرما ذکر شده است. پس از مدتی زندگی مشترک، میان زید و زینب ناسازگاری پدید آمد و با وجود میانجیگری پیامبر نتیجهای حاصل نشد. در گزارشها به آیه «و اذ تقول للذی انعم الله علیه و انعمت علیه امسک علیک زوجک…» اشاره شده و در تبیین مفسران آمده است که ازدواج پیامبر با زینب پس از طلاق، برای برانداختن رسم جاهلیِ حرام دانستن ازدواج با همسرِ پسرخوانده و رفع حرج از این جهت صورت گرفت؛ این معنا با آیه «لکی لا یکون علی المؤمنین حرج فی ازواج ادعیائهم…» نیز پیوند داده شده است. سرانجام کار به طلاق انجامید و سپس پیامبر با زینب ازدواج کرد.[۲]
سریهها و فعالیتهای نظامی
در سال ششم هجری، پیامبر گروهی را به فرماندهی زید به جُموم، در ناحیه بنیسلیم، اعزام کرد و گزارش شده است که آنان با غنایمی از شتر و گوسفند و نیز اسیرانی بازگشتند. در همان سال، سریهای به عیص رخ داد که در آن زید با گروهی سواره برای درگیری با کاروان تجاری قریش رفت و کاروانی با بار نقره را به غنیمت گرفت و افرادی چون ابوالعاص بن ربیع و مغیره بن ابیالعاص را اسیر کرد؛ سپس ابوالعاص به پیشنهاد پیامبر آزاد شد و پس از بازگشت به مکه اسلام آورد.[۳]
همچنین از سریهای به ناحیه بنیثعلبه یاد شده است که زید با پانزده تن به آنجا رفت و با گریختن گروه مقابل، با غنیمت گرفتن بیست شتر بازگشت. در همین سال، ماجرای وادیالقری گزارش شده است: زید در مسیر تجارت شام، با کالاهایی از اصحاب پیامبر، نزدیک وادیالقری هدف حمله گروهی از فزاره قرار گرفت؛ همراهان او کشته شدند و خود او را در میان کشتگان پنداشتند و رها کردند. زید خود را به مدینه رساند و نذر کرد به زودی با آنان بجنگد؛ سپس پیامبر او را در رأس سپاهی به وادیالقری فرستاد و در نبردی گروهی از آنان کشته شدند و زنی به نام امفروه فاطمه بنت ربیعه اسیر شد و در ادامه کشته شد.[۴]
درگذشت
زید بن حارثه در سال هشتم هجری در جنگ موته کشته شد.[۵]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «زید». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.