عزیر: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
|||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=خیر|نیازمند مقابله با دانشنامهها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | {{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=خیر|نیازمند مقابله با دانشنامهها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | ||
[[رده:پیامبران بنیاسرائیل]] | |||
[[رده:پیامبران در قرآن]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۴ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۶
عزیر از پیامبران بنیاسرائیل است که به اعتقاد گروهی از یهودیان، پسر خدا خوانده شده و تورات را پس از نابودی بازنویسی کرده است. ماجرای مرگ صدساله او و زنده شدنش پس از آن، از داستانهای مشهور قرآن است.
در منابع دینی
عزیر از پیامبران بنیاسرائیل بود که گفته شده است الواح تورات را از نو تدوین کرد. قرآن در آیه ۳۰ سوره توبه به اعتقاد گروهی از یهودیان دربارهٔ او اشاره کرده و میگوید: «وَقَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ»؛ و یهود گفتند عزیر پسر خداست. از جعفر صادق نقل شده است هنگامی که بختنصر بنیاسرائیل را قتلعام کرد، ارمیا (و به روایتی عزیر) که مقداری انجیر و شیره به همراه داشت، بر اجساد کشتگان گذشت. او با دیدن پرندگان و درندگانی که گوشت اجساد را میخوردند، به فکر فرورفت و گفت چگونه خداوند این مردگان متلاشیشده را دوباره زنده میکند؟[۱]
مرگ صدساله و احیا
بر اساس گزارش تفاسیر قرآنی، پس از پرسش عزیر دربارهٔ چگونگی زنده شدن مردگان، خداوند جان او را گرفت. صد سال پس از این واقعه، زمانی که بنیاسرائیل دوباره به زندگی عادی بازگشته و بختنصر نابود شده بود، خداوند عزیر را زنده کرد و از او پرسید چه مدت در این حال بودهای؟ عزیر پاسخ داد یک روز یا بخشی از یک روز. به او خطاب شد که صد سال در این حال بودهای؛ به غذا و نوشیدنیات بنگر که تغییر نکرده، اما به الاغ خود نگاه کن که متلاشی شده است. سپس استخوانهای پوسیده الاغ در برابر چشمان او جمع و بازسازی شدند و جان گرفتند. با دیدن این صحنه، عزیر گفت: «أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»؛ میدانم که خدا بر هر کاری تواناست.[۲]
در روایات اسلامی
در روایات آمده است که دانشمندی مسیحی از محمد باقر پرسید کدام دو برادر دوقلو در یک ساعت متولد شدند و در یک ساعت درگذشتند، اما یکی از آنها صد و پنجاه سال و دیگری پنجاه سال عمر داشت؟ محمد باقر پاسخ داد آن دو عزیر و عزره بودند. عزیر در سی سالگی قبض روح شد و پس از صد سال دوباره زنده شد، در حالی که برادرش عزره همچنان زنده بود. عزیر پس از احیا، بیست سال دیگر در کنار برادرش زندگی کرد و سرانجام هر دو در یک روز درگذشتند.[۳]
بر اساس روایتی دیگر، خداوند به عزیر وحی کرد که هنگام ارتکاب گناه، به کوچکی گناه ننگرد بلکه به عظمت کسی بنگرد که از او نافرمانی میکند. همچنین هنگام دریافت روزی، به اندک بودن آن معترض نباشد بلکه به بخشندگی دهنده آن توجه کند، و در هنگام سختی و بلا، نزد مردم شکایت نبرد، همانگونه که خداوند شکایت بندگان را نزد فرشتگانش نمیبرد.[۴]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عزیر». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.