بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

غیلان بن مسلم دمشقی: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «‘’‘غیلان بن مسلم دمشقی’‘’ با کنیه ابومروان، کاتب، خطیب و متکلم سده دوم هجری و از پیشگامان مذهب قدریه بود. وی پس از معبد جهنی به عنوان دومین نظریه‌پرداز اندیشه اختیار و قدریه شناخته می‌شود و فرقه غیلانیه به او منتسب است. وی به دلیل باور...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
‘’‘غیلان بن مسلم دمشقی’‘’ با کنیه ابومروان، کاتب، خطیب و متکلم سده دوم هجری و از پیشگامان مذهب [[قدریه]] بود. وی پس از [[معبد جهنی]] به عنوان دومین نظریه‌پرداز اندیشه اختیار و قدریه شناخته می‌شود و فرقه غیلانیه به او منتسب است. وی به دلیل باورهای کلامی در باب قدر و دیدگاه‌های سیاسی‌اش در مسئله خلافت، در دوران [[هشام بن عبدالملک]] محاکمه و اعدام شد.
'''غیلان بن مسلم دمشقی''' با کنیه '''ابومروان'''، کاتب، خطیب و متکلم سده دوم هجری و از پیشگامان مذهب [[قدریه]] بود. وی پس از [[معبد جهنی]] به عنوان دومین نظریه‌پرداز اندیشه اختیار و قدریه شناخته می‌شود و فرقه [[غیلانیه]] به او منتسب است. وی به دلیل باورهای کلامی در باب قدر و دیدگاه‌های سیاسی‌اش در مسئله خلافت، در دوران [[هشام بن عبدالملک]] محاکمه و [[اعدام]] شد.
== تبار و جایگاه علمی ==
== تبار ==
غیلان از موالی قبطی ساکن در [[دمشق]] بود و به سبب فصاحت، بلاغت و توانمندی در نویسندگی شهرت داشت. او دارای نگاشته‌ها و نامه‌های متعددی بود؛ چنان‌که [[ابن ندیم]] در کتاب الفهرست حجم رسائل او را در حدود دو هزار برگ برآورده است. همچنین از او کلمات قصار و مواعظی در نقد رفتار علمای دوران هرج و مرج نقل شده است. وی در دوران نوجوانی به پیروی از [[حارث بن سعید]] کذاب متهم بود.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غیلان بن مسلم دمشقی}}</ref>
غیلان از موالی قبطی ساکن در [[دمشق]] بود و به سبب فصاحت، بلاغت و توانمندی در نویسندگی شهرت داشت. او دارای نگاشته‌ها و نامه‌های متعددی بود؛ چنان‌که [[ابن ندیم|ابن‌ندیم]] در کتاب ''[[الفهرست (ابن‌ندیم)|الفهرست]]'' حجم رسائل او را در حدود دو هزار برگ برآورده است. همچنین از او کلمات قصار و مواعظی در نقد رفتار علمای دوران هرج و مرج نقل شده است. وی در دوران نوجوانی به پیروی از [[حارث بن سعید]] کذاب متهم بود.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غیلان بن مسلم دمشقی}}</ref>
== آرای کلامی و سیاسی ==
== آرای کلامی و سیاسی ==
غیلان در علم کلام به انتساب افعال اختیاری خیر و شر به انسان باور داشت و اراده و فعل آدمی را فارغ از جبر الهی می‌دانست. پیروان او بعدها به عنوان فرقه غیلانیه از شاخه‌های اصلی قدریه شناخته شدند. در حوزه اندیشه سیاسی، وی انحصار [[امامت]] و خلافت در [[قریش]] را رد می‌کرد و بر این باور بود که هر فرد پایبند به [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]]، در صورت وجود [[اجماع]] امت اسلامی، صلاحیت دستیابی به مقام خلافت را دارا است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غیلان بن مسلم دمشقی}}</ref>
غیلان در علم کلام به انتساب افعال اختیاری خیر و شر به انسان باور داشت و اراده و فعل آدمی را فارغ از [[جبر|جبر الهی]] می‌دانست. پیروان او بعدها به عنوان فرقه غیلانیه از شاخه‌های اصلی قدریه شناخته شدند. در حوزه اندیشه سیاسی، وی انحصار [[امامت]] و خلافت در [[قریش]] را رد می‌کرد و بر این باور بود که هر فرد پایبند به [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]]، در صورت وجود [[اجماع]] امت اسلامی، صلاحیت دستیابی به مقام [[خلافت]] را دارا است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غیلان بن مسلم دمشقی}}</ref>
== محاکمه و فرجام ==
== محاکمه و اعدام ==
بر اساس گزارش‌های تاریخی، غیلان در دوره خلافت [[عمر بن عبدالعزیز]] دعوت به باورهای خود را متوقف کرد یا از دیدگاه‌هایش بازگشت، اما پس از درگذشت وی بار دیگر به تبلیغ علنی مذهب خود پرداخت. سرانجام هشام بن عبدالملک او را فراخواند و پس از مناظره، بر پایه فتوای [[اوزاعی]] حکم به ارتداد و قتل او داده شد. وی پس از سال ۱۰۵ هجری در باب کیسان دمشق به دار آویخته شد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غیلان بن مسلم دمشقی}}</ref>
بر اساس گزارش‌های تاریخی، غیلان در دوره خلافت [[عمر بن عبدالعزیز]] دعوت به باورهای خود را متوقف کرد یا از دیدگاه‌هایش بازگشت، اما پس از درگذشت وی بار دیگر به تبلیغ علنی مذهب خود پرداخت. سرانجام [[هشام بن عبدالملک]] او را فراخواند و پس از مناظره، بر پایه فتوای [[اوزاعی]] حکم به ارتداد و قتل او داده شد. وی پس از سال ۱۰۵ هجری در باب کیسان [[دمشق]] به دار آویخته شد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غیلان بن مسلم دمشقی}}</ref>
== پانویس ==
== پانویس ==
=== ارجاعات ===
=== ارجاعات ===
خط ۱۱: خط ۱۱:
=== منابع ===
=== منابع ===


{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=غیلان بن مسلم دمشقی|دانشنامه=[[دایره‌المعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایره‌المعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=غیلان بن مسلم دمشقی|دانشنامه=[[دایره‌المعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایره‌المعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}


{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}}
{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}}

نسخهٔ ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۳:۰۸

غیلان بن مسلم دمشقی با کنیه ابومروان، کاتب، خطیب و متکلم سده دوم هجری و از پیشگامان مذهب قدریه بود. وی پس از معبد جهنی به عنوان دومین نظریه‌پرداز اندیشه اختیار و قدریه شناخته می‌شود و فرقه غیلانیه به او منتسب است. وی به دلیل باورهای کلامی در باب قدر و دیدگاه‌های سیاسی‌اش در مسئله خلافت، در دوران هشام بن عبدالملک محاکمه و اعدام شد.

تبار

غیلان از موالی قبطی ساکن در دمشق بود و به سبب فصاحت، بلاغت و توانمندی در نویسندگی شهرت داشت. او دارای نگاشته‌ها و نامه‌های متعددی بود؛ چنان‌که ابن‌ندیم در کتاب الفهرست حجم رسائل او را در حدود دو هزار برگ برآورده است. همچنین از او کلمات قصار و مواعظی در نقد رفتار علمای دوران هرج و مرج نقل شده است. وی در دوران نوجوانی به پیروی از حارث بن سعید کذاب متهم بود.[۱]

آرای کلامی و سیاسی

غیلان در علم کلام به انتساب افعال اختیاری خیر و شر به انسان باور داشت و اراده و فعل آدمی را فارغ از جبر الهی می‌دانست. پیروان او بعدها به عنوان فرقه غیلانیه از شاخه‌های اصلی قدریه شناخته شدند. در حوزه اندیشه سیاسی، وی انحصار امامت و خلافت در قریش را رد می‌کرد و بر این باور بود که هر فرد پایبند به قرآن و سنت پیامبر، در صورت وجود اجماع امت اسلامی، صلاحیت دستیابی به مقام خلافت را دارا است.[۲]

محاکمه و اعدام

بر اساس گزارش‌های تاریخی، غیلان در دوره خلافت عمر بن عبدالعزیز دعوت به باورهای خود را متوقف کرد یا از دیدگاه‌هایش بازگشت، اما پس از درگذشت وی بار دیگر به تبلیغ علنی مذهب خود پرداخت. سرانجام هشام بن عبدالملک او را فراخواند و پس از مناظره، بر پایه فتوای اوزاعی حکم به ارتداد و قتل او داده شد. وی پس از سال ۱۰۵ هجری در باب کیسان دمشق به دار آویخته شد.[۳]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «غیلان بن مسلم دمشقی». دایره‌المعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.