بدون رده

سوره

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ‏۳ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۱:۴۲ توسط Shahroudi (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سوره به هر یک از ۱۱۴ بخش مستقل قرآن گفته می‌شود. این واژه را یا از ریشه «سور» به‌معنای دیوار و حصار دانسته‌اند، یا به‌معنای مرتبه و منزلت بلند. در منابع تفسیری و روایی، سوره‌ها از نظر طول و ساختار به دسته‌هایی مانند طِوال، مثانی، مِئین و مفصّل تقسیم شده‌اند. همچنین در برخی روایات، اذکار و تعقیباتی برای پایان بعضی سوره‌ها نقل شده است.

مفهوم

سوره به هر یک از فصل‌های ۱۱۴گانه قرآن گفته می‌شود.[۱] این تقسیم‌بندی در قدیمی‌ترین نسخ قرآن یافت نشده است. گفته شده که دسته‌بندی قرآن به سُوَر به جمع‌آوری قرآن در زمان عثمان بر می‌گردد، گرچه که شواهد بیرونی این ادعا را تأیید نکرده و احتمالاً جمع‌آوری و انتشار رسمی آن به کمی پیش از دوره خلیفه اموی، عبدالملک بازمی‌گردد.[۲] «تاء» در پایان این واژه، نشانه وحدت دانسته شده است؛ یعنی «سوره» به‌معنای یک «سور».[۳] برای واژه «سوره» دو معنا ذکر شده است:[۴]

  • دیوار یا حصار: اگر «سور» به‌معنای دیوار محیط به شهر باشد، از آن‌رو به هر بخش قرآن «سوره» گفته شده که عنوان آن، مانند «بقره»، بر همه آن فصل از قرآن احاطه دارد.
  • مرتبه و منزلت بلند: طبرسی و راغب این معنا را ذکر کرده‌اند. بر پایه این معنا، هر سوره از قرآن همچون درجه‌ای بلند و منزلی والا است که قاری قرآن از یکی به دیگری بالا می‌رود تا به پایان قرآن برسد.[۵]

جمع «سوره»، سُوَر است.[۶]

سوره در روایات

از جعفر بن محمد روایت شده است که هر کس سوره‌ای از قرآن را فراموش کند، آن سوره در بهشت به صورتی نیکو و در مرتبه‌ای والا بر او ظاهر می‌شود. وقتی آن را می‌بیند، می‌گوید: «تو کیستی و چه زیبایی! ای کاش از آنِ من بودی». آن سوره در پاسخ می‌گوید: «مرا نمی‌شناسی؟ من فلان سوره‌ام؛ اگر مرا فراموش نکرده بودی، تو را به این جایگاه بالا می‌بردم».[۷]

کاربرد قرآنی

واژه «سوره» در آیات متعددی از قرآن آمده است، از جمله:[۸]

  • وَإِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَیٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ[؟؟] (بقره: ۲۳)
  • وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن یَقُولُ أَیُّکُمْ زَادَتْهُ هٰذِهِ إِیمَانًا[؟؟] (توبه: ۱۲۴)
  • وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ نَّظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَیٰ بَعْضٍ هَلْ یَرَاکُم مِّنْ أَحَدٍ[؟؟] (توبه: ۱۲۷)

تقسیم سوره‌های قرآن

از محمد روایت شده است که گفت به‌جای تورات، هفت سوره طوال، به‌جای انجیل مثانی، به‌جای زبور مئین، و افزون بر اینها سوره‌های مفصل به او داده شد.[۹] در روایتی از واثلة بن اسقع نیز ترتیب دیگری نقل شده و آمده است که فاتحةالکتاب و آیات پایانی سوره بقره از زیر عرش به او عطا شد؛ عطایی که به هیچ پیامبری پیش از او داده نشده بود.[۱۰]

سوره‌های طوال

به‌گفته طبرسی، هفت سوره طوال عبارت‌اند از:[۱۱]

انفال و توبه را «قرینتین» نیز خوانده‌اند و از همین‌رو این دو سوره با «بسم الله الرحمن الرحیم» از یکدیگر جدا نشده‌اند.[۱۲] به‌قولی نیز سوره هفتم، یونس است.[۱۳]

مثانی

مثانی سوره‌هایی هستند که پس از سوره‌های طوال قرار می‌گیرند و از یونس آغاز و به نحل ختم می‌شوند.[۱۴] این سوره‌ها را یا از آن‌رو «مثانی» گفته‌اند که در پی و دنباله سوره‌های طوال قرار دارند، یا به سبب آنکه اخبار گذشتگان در آنها تکرار می‌شود.[۱۵]

مئین

مئین سوره‌هایی‌اند که شمار آیات آنها کم‌وبیش به صد آیه می‌رسد. در این تقسیم، این سوره‌ها از اسراء آغاز و به مؤمنون ختم می‌شوند.[۱۶]

مفصل

مفصل به سوره‌های پس از حوامیم تا پایان قرآن گفته می‌شود.[۱۷] سبب این نام‌گذاری را کثرت فاصله‌ها و جدایی میان این سوره‌ها با «بسم الله الرحمن الرحیم» دانسته‌اند.[۱۸] در این باره اقوال دیگری نیز وجود دارد که در کتاب‌های مفصل‌تر آمده است.[۱۹]

اذکار پس از برخی سوره‌ها

رجاء بن ضحاک نقل کرده است که در سفر علی بن موسی الرضا به مرو، همراه او بود و مراقبت داشت که پس از پایان برخی سوره‌ها، اذکاری خاص بر زبان می‌آورد:[۲۰]

  • پس از پایان سوره «قل هو الله أحد»، سه بار می‌گفت: «کذلک الله ربّنا».[۲۱]
  • پس از سوره «قل یا أیها الکافرون»، می‌گفت: «ربی الله و دینی الإسلام».[۲۲]
  • پس از پایان سوره «لا أقسم بیوم القیامة»، می‌گفت: «سبحانک اللهم و بلی».[۲۳]
  • پس از پایان فاتحةالکتاب، می‌گفت: «الحمد لله رب العالمین».[۲۴] همچنین از قتاده نقل شده است که محمد (ص) هرگاه سوره «والتین» را به پایان می‌رساند، می‌گفت: «بلی و أنا علی ذلک من الشاهدین».[۲۵]

پانویس

ارجاعات

  1. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  2. McAuliffe 2006, p. 166.
  3. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  4. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  5. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  6. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  7. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  8. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  9. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  10. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  11. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  12. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  13. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  14. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  15. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  16. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  17. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  18. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  19. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  20. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  21. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  22. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  23. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  24. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  25. اختری، «سوره»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سوره». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
  • McAuliffe, Jane Dammen, ed. (2006). Encyclopaedia of the Qur'an. Vol. 5. Leiden-Boston: Brill.