کاربر:Roshana/صفحه تمرین ۱
امام حسن بن علی (علیه السلام) دومین امام شیعیان، چهارمین معصوم و آخرین خلیفه پیش از بنیامیه است. او فرزند علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا (علیهما السلام) و نوه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است. مسلمانان و به ویژه شیعیان از وی با عنوان امام حسن مجتبی یاد میکنند. کنیه او در تمام منابع، ابو محمّد ذکر شده است و از اهل بیت پیامبر و یکی از پنج تن آل کساء (آل عباء) بهشمار میآید. امام حسن (علیه السلام) در مدینه و بنابر مشهور، در نیمه رمضان سال سوم هجری قمری زاده شد. شهادت ایشان نیز بنابر مشهور، در ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری قمری رخ داد. دوران خلافت و صلح آن حضرت در مقابل معاویه، از مهمترین رخدادهای زندگی آن امام و در تاریخ صدر اسلام میباشد.
جایگاه
امام حسن مجتبی (علیه السلام) دومین امام از ائمه اثناعشر شیعه امامیه و سایر مذاهب شیعه و یکی از چهارده معصوم است. امام حسن (علیه السلام) فرزند بزرگ امام علی بن ابیطالب و حضرت فاطمه زهرا (علیهما السلام) میباشد. از دیدگاه برخی از اهل سنت همچون ابن کثیر و ابن حجر، او پنجمین و آخرین خلیفه از خلفای راشدین محسوب میشود. همچنین او به سخاوت و رسیدگی به فقرا و مهربانی و هوش و البته شجاعت معروف بوده است.[۱] در کتابهای حدیث و تاریخ، اظهار محبت و توصیفهای فراوانی از قول پیامبراکرم در حق امام حسن (علیه السلام) نقل شده است.[۲] [۳][۴][۵][۶][۷] تعدادی از فضائل خاص نیز از زبان رسول خدا برای ایشان نقل شده است، از جمله اینکه پیامبر اکرم بارها درباره او اظهار محبت کرد و دعا کرد که خدا نیز وی را دوست بدارد.[۸] در حضور صحابه و مردم به وی لقب سید داد و اظهار امیدواری کرد که خدا به دست او میان دو گروه مسلمان همدلی و آشتی برقرار سازد.[۹][۱۰][۱۱] و او را از وجود خود برشمرد.[۱۲][۱۳]
نسب
امام حسن (علیه السلام)، فرزند امام علی بن ابیطالب، پسر عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و فاطمه زهرا (علیها السلام) دختر پیامبر اسلام است که هر دو از خاندان بنیهاشم و از قبیله قریش بودند.
ولادت
امام حسن (علیه السلام) در مدینه[۱۴][۱۵] و بنابر مشهور، در نیمه رمضان سال سوم هجری قمری زاده شد. طبق برخی روایات و نیز منابع تاریخی تولد وی در سال دوم هجرت بوده است.[۱۶][۱۷][۱۸] پس از تولد امام حسن، پیامبر اکرم در گوش وی اذان گفت[۱۹][۲۰][۲۱] و گوسفندی را برای وی عقیقه کرد [۲۲][۲۳] همچنین حضرت فاطمه (سلام اللّه علیها) یا خود پیامبر اکرم، هم وزن موی تراشیده او نقره صدقه دادند.[۲۴]
نامگذاری
در منابع تأکید شده که پیامبر اکرم وی را حسن به معنای «نیکو» نامیده است. (رجوع کنید به ابن سعد، ج ۶، ص ۳۵۶؛ ابن حنبل، ج ۱، ص ۹۸، ۱۱۸؛ بخاری، ۱۴۰۶، ص ۱۷۷؛ کلینی، ج ۶، ص ۳۳ـ۳۴) که در برخی از احادیث این نام گذاری به دستور خداوند منسوب شده (رجوع کنید به ابن بابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۱۳۷ـ۱۳۸؛ طوسی، ۱۴۱۴، ص ۳۶۷ـ۳۶۸) و تأکید گردیده است که نامهای حسن و حسین، معادل شَبَّر و شَبیر، نامهای پسران هارون، هستند. (رجوع کنید به ابن سعد، همانجا؛ ابن عساکر، ج ۱۳، ص ۱۷۱). همچنین گفته شده است که این دو نام از نامهای بهشتی اند که قبل از اسلام، نزد مردم عرب هیچ سابقه ای نداشته اند (ابن سعد، ج ۶، ص ۳۵۷؛ ابن اثیر، ج ۲، ص ۱۰).
القاب
به امام حسن (علیه السلام) القاب فراوانی نسبت داده شده است که برخی از آنها در واقع اوصاف آن حضرت محسوب میشوند. علاقه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به امام حسن (علیه اسلام) و نقل سخنانی از ایشان که با نامها و صفاتی خاصی نوه عزیز خویش را نامیدهاند؛ سبب شده تا نامها و لقبهایی در دو سطح برای آن حضرت ثبت گردد؛ نخست آنها که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده بودند و دسته دیگری که برگرفتههای دیگران از سخنان نبی اکرم (صلوات الله علیه) است. به این دو دسته، گروه سومی از نامها و القاب هم افزوده میشود که به جهت شهرت فراوان آنها هستند. نویسنده ناشناخته کتاب القاب الرسول و عترته (ص ۲۴۷ـ ۲۴۸)، براساس چندین حدیث نبوی در وصف و بزرگداشت حسنین علیهماالسلام، القاب مشترک آن دو را به تفصیل ذکر کرده است، مانند سِبْط رسول اللّه، ریحانة نبیّ اللّه، سیّدشباب اهل الجنة، قرّة عین البتول، عالم، مُلهَم الحق، و قائدالخلق. ابن ابی الثلج (ص ۲۸) القاب امیر، حجة، کفِیّ، سبط، و ولیّ را از القاب اختصاصی آن حضرت شمرده است. از دیگر القاب آن حضرت، وزیر، قائم، طیب (رجوع کنید به ابن خشاب، ص ۱۷۴)، امین (خصیبی، همانجا)، بَرّ، مجتبی، و زاهد (ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۲۹) بوده است. ابن طلحه شافعی (ج ۲، ص ۹؛ و به نقل از او بهاءالدین اربلی، ج ۲، ص ۱۴۴ـ ۱۴۵) مشهورترین لقب امام حسن را تقی و والاترین لقب او را سید ذکر کرده است از آن رو که پیامبر صلی اللّه علیه وآله، درباره او فرمود: «انَّ ابنی هذا سیّدٌ». مشهورترین لقب وی در جامعه شیعه ایران، مجتبی است. افزونبر مجتبى، زَکی و تقی که از رواج فراوانی برخوردار است، کریم اهل بیت از القاب معروف ایشان نزد شیعیان است. با التفات به شهادت آن امام با سم، گاه او را «امام مسموم» نامند. (همو، ۱ / ۲۶۰؛ ابن طاووس، اقبال، ۳ / ۵۹، ۶۰).
کنیهها
بهرغم نامها و القاب فراوان، تقریباً در همه منابع کنیه ایشان، ابومحمد آمده است، مگر خصیبی که بهجز ابومحمد، ابوالقاسم را هم به عنوان کنیه برای امام حسن (علیه السلام) آورده و بر آن است که کنیه نخست نزد عامه و دومین، نزد خواص و شیعیان شناخته شده است. (ص ۱۸۳).
شمایل و سیره
گفته اند امام حسن (علیه السلام) از نظر چهره شبیه ترین مردم به پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است. (رجوع کنید به ابن سعد، ج ۶، ص ۳۵۷ـ ۳۵۸؛ بلاذری، ۱۳۹۷، ج ۳، ص ۵)، قامتی متوسط و محاسنی انبوه داشت (رجوع کنید به ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۲۸) و به رنگ سیاه خضاب می کرد. (رجوع کنید به ابن سعد، ج ۶، ص ۳۷۹). فضائل اخلاقی امام حسن (علیه السلام) به صورتهای گوناگون در کتابهای حدیث و تاریخ آمده است. وی به سخاوت و بذلِ مال در راه خدا شهرت داشت و دو بار کل دارایی اش را بخشید و سه بار اموال خود را به دو قسمت کرد؛ نیمی را برای خود نگاه داشت و نیمی را در راه خدا بخشید، حاجات نیازمندان را برآورده می ساخت و بردگان را می خرید و آزاد می کرد. (رجوع کنید به ابن عساکر، ج ۱۳، ص ۲۴۳ـ۲۴۴، ۲۴۶ـ ۲۴۷). درباره حلم امام حسن (علیه السلام) گفته اند که وی مردی شامی را که به او اهانت بسیار کرده بود مورد لطف و بخشش قرار داد. (رجوع کنید به مبرّد، ج ۳، ص ۸۰۶؛ ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۱۹). علی بن حسین (علیهما السلام) در ضمن حدیثی، امام حسن (علیه السلام) را عابدترین و زاهدترین مردم زمانه خود دانسته است که پیاده و حتی با پای برهنه حج میگزارد و چون از مرگ و قبر و قیامت یاد می کرد می گریست، هنگام نماز اندامهایش به لرزه می افتاد و او راستگوترین مردم بود. (رجوع کنید به ابن بابویه، ۱۴۱۷، ص ۲۴۴). در منابع بر تعداد زیاد حج گزاردن امام حسن علیه السلام، از جمله پانزده بار (رجوع کنید به ابن سعد، ج۶، ص ۳۷۳؛ بلاذری، ۱۳۹۷، ج ۳، ص ۹؛ ابن عساکر، ج ۱۳، ص ۲۴۳) و ۲۵ بار (حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۶۹؛ احمدبن حسین بیهقی، ج ۴، ص ۳۳۱؛ ابن عساکر، ج ۱۳، ۲۴۲، ۲۴۴)، و نیز پیاده رفتن مسیر بین مدینه و مکه تأکید شده است. (رجوع کنید به همانجاها)
سرگذشت
دوران کودکی
درباره دوران کودکی و نوجوانی امام حسن علیه السلام اطلاع خاصی در دست نیست. آنچه در منابع به وضوح دیده می شود، محبت شدید پیامبر اکرم به وی و برادرش حسین است، نظیر اینکه پیامبر این دو را بر دوش خود سوار می کرد (طبرانی، ج ۳، ص ۶۵؛ احمدبن عبداللّه طبری، ص۱۳۰ـ۱۳۲)؛ گاهی آن دو از سر و دوش پیامبر بالا می رفتند (ابن حنبل، ج ۵، ص ۵۱؛ هیثمی، ج ۹، ص ۱۷۵)؛ یک بار پیامبر در حال سخنرانی بود که این دو برادر خردسال وارد مسجد شدند، پیامبر از منبر پایین آمد و آن دو را در آغوش گرفت (رجوع کنید به ابن حنبل، ج ۵، ص ۳۵۴؛ ابن ماجه، ج ۲، ص۱۱۹۰؛ ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۴)؛ همچنین بنابه روایتی امام حسن علیه السلام یادآور شده که نماز را در کودکی از پیامبر فرا گرفته است (رجوع کنید به بلاذری، ۱۳۹۷، ج ۳، ص ۱۹ـ۲۰).
دوران خلافت خلفای سهگانه
در اواخر حیات خلیفه دوم و به خواست او، از امام حسن (علیه السلام) دعوت شد که در کنار شورای انتخاب خلیفه حضور یابد (رجوع کنید به ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۴۲). در پاره ای منابع تاریخی اهل سنّت (برای نمونه رجوع کنید به بلاذری، فتوح، ص ۴۶۷؛ طبری، تاریخ، ج ۴، ص ۲۶۹) از حضور امام حسن علیه السلام به اتفاق برادرش امام حسین علیه السلام در کنار سعیدبن عاص در فتح طبرستان در سال ۲۹ هجری یاد شده است. برخی مؤلفان معاصر شیعه (برای نمونه رجوع کنید به قرشی، ج۱، ص۲۰۱ـ۲۰۲؛ حسینی، قسم۱، ص ۵۳۵ ـ ۵۳۶) این گزارشها را تلقی به قبول کرده و برای توجیه آن نکاتی را مطرح کرده اند؛ اما سیدجعفر مرتضی عاملی، با توجه به مناقشاتی که درباره فتوحات عصر خلفا وجود دارد، در اصل ماجرا تشکیک کرده و بر نادرستی این گزارشها دلایلی آورده است (ص ۱۲۷، نیز رجوع کنید به ص ۱۳۴ـ ۱۴۰). در دوران عثمان، وقتی ابوذر به ربذه تبعید شد، امام حسن (علیه السلام) در کنار پدر خود و برای اعتراض رسمی به خلیفه سوم (رجوع کنید به کلینی، ج ۸، ص ۲۰۶ـ ۲۰۸) او را مشایعت کردند. (رجوع کنید به ابن ابی الحدید، ج ۸، ص ۲۵۳). در برخی منابع بر حضور وی به اتفاق برادر خود در خانه عثمان، به فرمان امام علی (علیه السلام) و برای پیشگیری از تعرض به عثمان در ماجرای شورش مردم مصر و دیگران برضد خلیفه تأکید گردیده است. (رجوع کنید به ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۵۸، ۶۲؛ مسعودی، مروج، ج ۳، ص ۸۸ـ ۸۹)، اما این مطلب به دلیل شرکت نجستن هیچ یک از اصحاب پیامبر اکرم در خانه عثمان برای دفاع و حمایت از وی، بعید شمرده شده است. (رجوع کنید به امینی، ج ۹، ص ۲۴۳ـ ۲۴۴).
دوران خلافت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)
در دوران خلافت و امامت علی علیه السلام، امام حسن (علیه السلام) در کنارپدر در عرصه های گوناگون حضورداشت. در جنگ جمل، ایشان به همراه عمار یاسر و ابن عباس، به فرمان پدر، برای بسیج مردم کوفه عازم آن شهر شد. (رجوع کنید به ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ج۱، ص۸۶؛ بلاذری، ۱۳۹۷، ج۳، ص۲۳۴ـ۲۳۵) و در آنجا با ایراد خطبهای مردم را به جهاد و حمایت از حضرت علی (علیه السلام) دعوت کرد. (رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص ۱۵ـ۱۶؛ ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۸۶ـ۸۷). در این جنگ امام حسن (علیه السلام) در میمنه سپاه بود (خلیفةبن خیاط، ص۱۳۸). او همچنین در جواب خطبه عبداللّه بن زبیر، در خطبه ای به دفاع از امام علی (علیه السلام) پرداخت. (رجوع کنید به مفید، الجمل، ص۱۷۵). در جنگ صفّین، امام حسن (علیه السلام) فرماندهی قلب لشکر را برعهده داشت. (رجوع کنید به ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ج۱، ص ۱۵۸). پس از ماجرای حکمیت، وقتی عده ای از مردم لب به ملامت گشودند، امام حسن (علیه السلام) به فرمان امام علی (علیه السلام) به تشریح و نقد کار حَکَمَین پرداخت. (رجوع کنید به همانجا؛ قاضی نعمان، ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲، ج۲، ص۷).
خلافت
پس از شهادت امام علی (علیه السلام) و خاک سپاری آن حضرت، امام حسن (علیه السلام) در اولین سخنرانی خود برای مردم، ابتدا به بیان مقام و فضائل و سیره آن حضرت پرداخت و سپس خود را به عنوان فرزند رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و عضوی از خاندان او (اهل البیت) که خداوند آنان را از هر پلیدی مبرّا ساخته و در قرآن محبت و مودت و ولایت آنان را واجب کرده معرفی نمود. پس از آن، عبداللّه بن عباس (یا عبیداللّه بن عباس) سخنرانی کرد و مردم را به بیعت با امام حسن (علیه السلام) به عنوان وصی امام علی (علیه السلام) فراخواند. این بیعت در روز جمعه ۲۱ رمضان سال ۴۰ هجری قمری صورت گرفت. (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۰۸، ص ۶۲؛ ابن بابویه،۱۴۱۷، ص ۲۶۹؛ مفید، ۱۴۱۴الف، ج ۲، ص ۷ـ۹). به نوشته طبری (ج ۵، ص ۱۵۸)، امام هنگام بیعتِ خود تصریح کرد که براساس کتاب خدا و سنّت پیامبر عمل میکند و هر شرط دیگری (از جمله جنگ با معارضان) باید به این دو اصل برگردد.
شهادت
بنابر مشهور، شهادت امام حسن (علیه السلام) در ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری قمری رخ داد. (رجوع کنید به مفید، ۱۴۱۴الف، ج ۲، ص ۱۵؛ طوسی، ۱۴۱۱ب، ص ۷۹۰؛ شوشتری، ص ۳۳). اما سالهای ۴۸ (رجوع کنید به ابن عساکر، ج ۱۳، ص ۳۰۰)، ۴۹ (ابن قتیبه، ۱۹۶۰، ص ۲۱۲؛ کلینی، ج ۱، ص ۴۶۱؛ طوسی، ۱۳۹۰، همانجا)، ۵۰ (ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۰۸، ص ۵۹؛ مفید، ۱۴۰۶، ص ۱۰۲)، ۵۱ (خطیب بغدادی، ج ۱، ص ۴۷۰)، ۵۷، ۵۸ و ۵۹ (رجوع کنید به ابن عساکر، ج ۱۳، ص ۳۰۴ـ ۳۰۵) نیز به عنوان سال وفات حضرت ذکر شده که قطعاً برخی از آنها اشتباه است. روزهای آخر صفر (رجوع کنید به کلینی، همانجا)، دو روز مانده به آخر صفر (طوسی، ۱۴۱۱، ص۷۹۰) و یا روز هفتم صفر (شهید اول، ج ۲، ص ۷) و حتی ماه ربیع الاول (رجوع کنید به ابن قتیبه، ۱۹۶۰، ص ۲۱۲)، نیز به عنوان ماهها و روزهای وفات آن حضرت ذکر شده است. (برای مجموع اقوال در این باب رجوع کنید به ابن عساکر، ج ۱۳، ص ۲۹۸ـ۳۰۵). به گفته شیخ مفید ( ۱۴۱۴الف، ج ۲، ص ۱۵) عمر آن حضرت در هنگام شهادت ۴۸ سال بود؛ اما باتوجه به اختلاف اقوال درباره تاریخ وفات، مدت عمر وی نیز، به اختلاف، ۴۶ سال، ۴۷ سال و حتی ۵۸ سال ذکر شده است (رجوع کنید به ابن عساکر، ج ۱۳، ص ۲۹۸ـ۳۰۰، ۳۰۲)، که به گفته ذهبی (ج ۳، ص ۲۷۷) قول اخیر قطعاً نادرست است. بنابر بیشتر منابع معتبر اهل سنت و شیعه، امام حسن (علیه السلام) با خوردن زهر به شهادت رسید. (برای نمونه رجوع کنید به ابن سعد، ج ۶، ص ۳۸۶ـ۳۸۷؛ ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۰۸، ص ۸۰ـ۸۱؛ مفید، ۱۴۱۴الف، همانجا). بنابر نقلی وی پیشتر چندین بار مسموم شده، اما از مرگ رسته بود. (بلاذری، ۱۳۹۷، ج ۳، ص ۵۵؛ ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۰۸، ص ۸۱). به گفته ابن سعد (ج ۶، ص ۳۸۷)، مسمومیت امام، نزدیک به چهل روز طول کشید. در برخی از منابعِ معتبر، این عمل به همسر حضرت، جَعْده بنت اشعث و به تحریک و تشویق معاویه نسبت داده شده است. (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۰۸، ص ۸۰ـ۸۱؛ مفید، ۱۴۱۴الف، همانجا؛ مسعودی، مروج، ج ۳، ص ۱۸۲؛ قاضی نعمان، ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲، ج ۳، ص ۱۲۳ـ۱۲۴). اما ابن سعد (ج ۶، ص ۳۸۶) این کار را به یکی از خادمان امام نسبت داده است. در نقل دیگری، وقتی امام حسن خبر از مسمومیت خود میدهد و از ایشان درخواست میشود نام عامل آن را بگوید، امام امتناع میورزد. (همان، ج ۶، ص ۳۸۶ـ۳۸۷؛ ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۰۸، ص ۸۱). بنابه نقل دیگری، این کار به تشویق معاویه و به دست دختر سهیل بن عمرو، همسر دیگر امام حسن علیه السلام، صورت پذیرفته است (بلاذری، ۱۳۹۷، ج ۳، ص ۵۹). با این حال در برخی منابع غیرشیعی نظیر الامامة و السیاسة منسوب به ابن قتیبه (ج ۱، ص ۱۹۶) از بیماری و مرگ طبیعی ایشان سخن به میان آمده و حتی براساس گزارشی امام به بیماری سل از دنیا رفته است. (رجوع کنید به بلاذری، همانجا).
درباره دفن امام حسن (علیه السلام) نیز اقوال مختلفی وجود دارد. بنابه روایت شیخ طوسی (۱۴۱۴، ص ۱۶۰)، امام حسن (علیه السلام) به برادرش وصیت کرده بود او را در کنار مدفن پیامبراکرم به خاک بسپارند، اما اگر کسانی مانع این اقدام شدند هرگز پافشاری نکنند، مبادا که خونی ریخته شود. در نقلی دیگر، امام حسن وصیت کرده بود جسدش را، پس از غسل و کفن، برای تجدید عهد نزد قبر رسول خدا ببرند و سپس در کنار مادربزرگش، فاطمه بنت اسد، دفن کنند (مفید، ۱۴۱۴الف، ج ۲، ص ۱۷). در این اوضاع و احوال، نزدیک بود مراسم دفن امام حسن به نزاع بزرگی بین بنی هاشم و طرفداران امام علیه السلام از یک سو و امویان از سوی دیگر منجر گردد. هنگام آوردن جنازه آن حضرت برای زیارت قبر رسول خدا، مروان که تا آن لحظه گزارشهای مدینه را برای معاویه می فرستاد، به همراه هزار تن از یارانش با سلاح در مراسم حاضر و مانع این عمل شد (ابن سعد، ج ۶، ص ۳۹۶ـ۳۹۷؛ بلاذری، ۱۳۹۷، ج ۳، ص ۶۰). به روایت ابوالفرج اصفهانی (همانجا)، عایشه ــ با آنکه با مروان و امویان اختلاف و دشمنی داشت ــ در این کار همدست آنان شد؛ ولی بنابه نقلی دیگر، عایشه وقتی اوضاع را چنین دید، برای آنکه کار به جای خطرناکی نرسد، مانع دفن جنازه امام حسن علیه السلام در کنار قبر رسول خدا شد. (بلاذری، ۱۳۹۷، ج ۳، ص ۶۱). بدین گونه امام حسین (علیه السلام) جنازه برادر خود را در قبرستان بقیع دفن کرد. (رجوع کنید به همان، ج۳، ص۶۶؛ درباره این قبرستان و مدفن امام رجوع کنید به بقیع الغرقد*). در میان شیعیان، زیارت قبر امام حسن مستحب شمرده شده و زیارت نامه خاصی از طریق ائمه (علیهم السلام)در این باب روایت شده است. (رجوع کنید به ابن قولویه، ص ۱۱۸ـ۱۲۰؛ ابن برّاج، ج ۱، ص ۲۷۹ـ۲۸۰؛ موسوعةُ زیارات المعصومین، ج ۱، ص ۳۰۱ـ۳۱۷).
پانویس
- ↑ حاجمنوچهری، «حسن (ع)، امام»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۲۰: ۵۳۲.
- ↑ ابن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، ۲: ۴۴۰.
- ↑ محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ۴: ۲۱۶.
- ↑ ترمذی، الجامع الصحیح و هو سنن الترمذی، ۵: ۳۲۲.
- ↑ ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۱۲-۱۱۵.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ۲: ۲۸.
- ↑ طوسی، الامالی، ۳۶۸.
- ↑ مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، ۷: ۱۲۹.
- ↑ ابن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، ۵: ۳۷-۴۴.
- ↑ محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ۳: ۱۷۰.
- ↑ محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ۴: ۱۸۴.
- ↑ ابن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، ۴: ۱۳۲.
- ↑ سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود، ۲: ۲۷۵.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ۲: ۲۸.
- ↑ طوسی، تهذیب الاحکام، ۶: ۴۰.
- ↑ طوسی، تهذیب الاحکام، ۶: ۳۹.
- ↑ ابن قتیبه، المعارف، ۱۵۸.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۳: ۱۶۸.
- ↑ ابن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، ۶: ۳۹۱.
- ↑ ترمذی، الجامع الصحیح و هو سنن الترمذی، ۳: ۳۶.
- ↑ ابن بابویه، الامامة و التبصرة من الحیرة، ۲: ۴۲.
- ↑ احمدبن علی نسائی، سنن النسائی، ۴: ۱۶۶.
- ↑ محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۴: ۲۳۷.
- ↑ ابن سعد، ترجمه الامام الحسن عليه السلام، ۳۱.