بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

فحش

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فحش، ناسزا یا دشنام در زبان به معنای به‌کارگیری سخنان زشت و نسبت دادن عیب به دیگران است. در منابع اسلامی، دشنام و بدزبانی رفتاری ناروا و ناسازگار با اخلاق دینی توصیف شده و به جای آن توصیه به ادب در سخن، بیان رفتارهای ناپسند بدون توهین، و دعا برای اصلاح دیگران شده است.

معناشناسی

ناسزا یا دشنام به معنای فحش، سرزنش، طعنه و نسبت دادن عیب به دیگران است. لغت‌نگاران دربارهٔ ریشه این واژه دو دیدگاه مطرح کرده‌اند: گروهی آن را ترکیبی از «دژ» به معنای بد و «نام» دانسته‌اند؛ یعنی «بدنام کردن». دیدگاه دیگر آن را مأخوذ از «دشت‌نام» به معنای «خطاب کردن با واژه‌ای زشت» می‌داند.[۱]

در منابع اسلامی

دشنام دادن به معنای بدگویی از شخص و یاد کردن نام او به صورت ناخوشایند است و معادل عربی آن «شَتْم» و «بَذاء» است. در تعالیم اسلامی، دشنام و به‌کارگیری الفاظ موهن به‌شدت نکوهش شده و از رفتارهای ناسازگار با اخلاق دینی شمرده می‌شود.[۲]

در گزارشی تاریخی آمده است که علی بن ابی‌طالب در جریان جنگ صفین، هنگامی که شنید برخی یارانش از جمله حجر بن عدی و عمرو بن حمق، مردم شام را دشنام می‌دهند، آنان را از این کار بازداشت. او به جای ناسزاگویی، توصیه کرد کردارهای ناپسند دشمن را توصیف کنند و برای هدایت و اصلاح آنان دعا نمایند. در احادیث منسوب به پیامبر اسلام آمده است که بدزبانی و فحاشی با اسلام سازگار نیست و بهترین مسلمان کسی است که خوش‌خوی‌تر باشد. در روایتی دیگر، بدزبان‌ترین سخن و اخلاق پست به‌عنوان بدترین بیماری اخلاقی معرفی شده است.[۳]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «دشنام». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.