حیا

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ‏۱ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۵۷ توسط ۴۴۳۳۴۵۸۳۶۸ (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «استعمال واژه حیاء در مورد زنان بیشتر است و آن به خاطر این جهت است که بسیاری از مفاسد و گناهان، جنبه شهوت جنسی دارند و یا از آن ناشی می شوند و این بخش عمده از گناهان و مقدمات آن به نوعی با زن مربوط می شود.[1] بی حیایی زن، موجب تباهی کل جامعه می شود و...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

استعمال واژه حیاء در مورد زنان بیشتر است و آن به خاطر این جهت است که بسیاری از مفاسد و گناهان، جنبه شهوت جنسی دارند و یا از آن ناشی می شوند و این بخش عمده از گناهان و مقدمات آن به نوعی با زن مربوط می شود.[1]

بی حیایی زن، موجب تباهی کل جامعه می شود و عفت و حیاء بالای او، جامعه را از آن دسته از گناهان مصون می دارد.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: الْحَیاءُ عَشْرَةُ اجْزاءٍ فَتِسْعَةٌ فِی النِّساءِ وَ واحِدٌ فِی الرِّجالِ.[2]

حياء ده جزء است، نه جز آن در زنان و يك قسم آن در مردان می باشد.

این حدیث، مفهوم این معناست که زنان به داشتن حیاء، محتاج تر؛ و زینت حیاء برای آنها پراهمیت تر است.

اسلام تاکید بسیاری بر عفت زن و حجاب وی دارد، به داستانی در این زمنیه توجه کنید:

در روزی بارانی رسول خدا صلی الله علیه و آله و عده ای از اصحاب در بقیع نشسته بودند. زنی بر الاغ سوار بود و می گذشت. ناگهان دست الاغ در چاله ای افتاد و زن به زمین خورد، پیامبر مکرم چهره برگرداند تا اینکه احیاناً چشمان مبارکش به بدن زن نیفتد.

اصحاب در پی این رخداد عرض کردند: یا رسول الله، این زن شلوار پوشیده است، حضرت رسالت صلی الله علیه و آله چون این مطلب را شنید سه بار فرمود:

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُتَسَرْوِلات.

خدايا ببخش زنانى كه شلوار را حجاب خويش قرار داده‏ اند.

سپس فرمودند:

یا ایهَا النَّاسُ اتَّخِذُوا السَّراویلاتِ فَانَّها مِنْ اسْتَرِ ثِیابِکمْ، وَ حَصِّنُوا بِها نِسائَکمْ اذا خَرَجْنَ.[3]

از شلوار استفاده كنيد كه از پوشنده‏ترين لباسهاست، و به وسيله آن، زنانتان را كه از منزل خارج می ‏شوند بپوشانيد.

پی نوشت ها

[1] هر چند هر فحشائى حاصل اراده و حركات دو جنس می باشد، ولى جنس مؤنث بواسطه مكانيسم او و ميزان تمايلات وى‏نقش مهمترى دارد.

[2] كنزالعمال، 5769.

[3] تنبيه الخواطر، ص 323.