احمد سنجر
احمد سنجر، با نام کامل معزالدین ابوالحارث احمد بن ملکشاه سلجوقی، آخرین پادشاه سلجوقیان بزرگ بود. او در سال ۵۱۱ قمری به سلطنت رسید و در ۵۵۲ قمری درگذشت. سنجر در حدود چهل سال فرمانروایی خود در خراسان، فتوحات متعددی به دست آورد و از سلاطین بزرگ سلجوقی بهشمار رفت. او در ماوراءالنهر، غزنه و خراسان با شورشها و رقبای متعدد جنگید، اما شکست او از قراختائیان و سپس اسارتش بهدست غزان، اقتدار سلجوقیان بزرگ را سخت متزلزل کرد.
زندگی
سنجر، معزالدین ابوالحارث احمد بن ملکشاه سلجوقی، فرزند ملکشاه سلجوقی و آخرین پادشاه از سلجوقیان بزرگ بود. او در سال ۵۱۱ قمری به سلطنت رسید و در سال ۵۵۲ قمری درگذشت. به گفته مورخان، سنجر در مدت چهل سال امارت و سلطنت خود در خراسان، نوزده فتح به دست آورد. پس از شکست برادرزادهاش، قدرت او افزایش یافت و در شمار سلاطین بزرگ سلجوقی درآمد.[۱]
لشکرکشیها و فتوحات
در سال ۵۴۴ قمری، سنجر برای سرکوبی احمدخان، که از دادن خراج سرپیچی میکرد، به ماوراءالنهر لشکر کشید. او سمرقند را محاصره کرد و احمدخان را به اسارت گرفت، اما بار دیگر وی را به حکومت آن ناحیه منصوب کرد. شش سال پیش از آن نیز، بهرامشاه غزنوی دعوی استقلال کرده بود، اما سنجر او را نیز به اطاعت واداشت. در سال ۵۳۵ قمری، سمرقند دوباره سر به طغیان برداشت و سنجر پس از شش ماه محاصره، آن شهر را فتح کرد و با مردم آن به رحم و شفقت رفتار نمود. آخرین فتح مهم سنجر، غلبه بر علاءالدین جهانسوز غوری بود که به خراسان حمله کرده بود؛ سنجر او را اسیر کرد.[۲]
شکست از قراختائیان
در نبردی سخت میان سنجر و قراختائیان در دره ضرغام، سنجر شکست خورد؛ این واقعه نخستین شکست او بهشمار آمده است. این شکست را یکی از بزرگترین شکستهای مسلمانان در آسیای مرکزی دانستهاند و تلفات سلجوقیان را تا ۱۰۰٬۰۰۰ تن نوشتهاند. در پی این شکست، قراختائیان مرو و نیشابور را مدتی اشغال کردند. دو سال بعد، سنجر بار دیگر قدرتی یافت و به خیوه حمله برد، اما توفیق چندانی به دست نیاورد و سرانجام مصالحه کرد.[۳]
اسارت
پس از تأسیس دولت قراختائی، آنان به ساکنان مقیم آزار چندانی نرساندند، اما ترکان غز را که چادرنشین بودند از علفزارهای خود راندند. غزان از رود سیحون گذشتند و سنجر به آنان اجازه داد در حوالی دره بلخ اقامت کنند، به شرط آنکه سالانه ۴۰٬۰۰۰ گوسفند بهعنوان خراج بپردازند. بر سر تعیین جنس گوسفند میان دو طرف نزاع درگرفت و حاکم بلخ نیز نتوانست این اختلاف را رفع کند. سنجر پس از اطلاع از این ماجرا، در سال ۵۴۸ قمری با سپاهی در حدود ۱۰۰٬۰۰۰ نفر برای سرکوبی غزان حرکت کرد. غزان در آغاز مرعوب شدند و حتی آمادگی خود را برای پرداخت غرامت نیز اعلام کردند، اما سنجر پیشنهادهای آنان را نپذیرفت. در نتیجه، جنگی درگرفت و غزان پیروز شدند و سنجر را زنده اسیر کردند. سنجر چهار سال در اسارت غزان باقی ماند. گفتهاند که آنان در ظاهر احترام او را نگاه میداشتند و مراقب بودند که نگریزد؛ چنانکه روزها او را بر تخت مینشاندند و فرمانها را به امضای او میرساندند، اما شبها در قفس آهنین نگه میداشتند.[۴]
درگذشت
در نهایت سنجر در سال ۵۵۲ قمری درگذشت.[۵]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سنجر». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.

