بدون جعبه اطلاعات

عباس بن عبدالمطلب

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۰۹ توسط Shahroudi (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عَبّاس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف عموی محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام و از رجال برجسته قریش در جاهلیت و اسلام بود. او سرپرستی سقایت حاجیان و نظارت بر مسجدالحرام را بر عهده داشت و در منابع، به خردمندی، توانگری، مدیریت و توجه به خویشان شناخته شده است. عباس در نبرد بدر به اسارت درآمد، سپس اسلام آورد، در فتح مکه و جنگ حنین در کنار محمد حضور داشت و پس از آن به مدینه هجرت کرد. او در روزگار خلافت عثمان در مدینه درگذشت و در بقیع به خاک سپرده شد.

نسب و خانواده

عَبّاس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، کنیه‌اش ابوالفضل بود. مادرش نُتیله بنت خَباب بن کُلَیب معرفی شده است. در منابع از او به عنوان یکی از زنان سرشناس یاد شده و آمده است که نخستین زنی بود که کعبه را با حریر و دیبا پوشاند. عباس در جاهلیت و اسلام از رجال برجسته قریش بود. سقایت حاجیان و عمارت مسجدالحرام بر عهده او بود. سقایت، سرپرستی چاه زمزم و نظارت بر رساندن آب به حاجیان بود و عباس خود کنار چاه می‌ایستاد و بر این کار نظارت می‌کرد. عمارت مسجدالحرام نیز به گروهی از بزرگان قریش مربوط می‌شد که پیمان بسته بودند در مسجدالحرام از گفتار لغو، بیهوده و ناسزا جلوگیری کنند و عباس ریاست این گروه را داشت.[۱]

زندگی

اسارت در بدر و اسلام آوردن

عباس در نبرد بدر به اسارت مسلمانان درآمد. در گزارش‌ها آمده است که فدیه اسیران بدر چهل اوقیه بود، اما چون عباس را توانگر می‌دانستند، به کمتر از صد اوقیه برای آزادی او رضایت ندادند. همچنین بیست اوقیه طلا همراه او بود که به غنیمت گرفته شد. بنابر روایت، محمد از او خواست فدیه خود و دو برادرزاده‌اش نوفل و عقیل را بپردازد. عباس اظهار کرد چیزی ندارد، اما محمد از طلایی خبر داد که عباس آن را به ام‌فضل سپرده و گفته بود اگر بازنگشت، از آنِ او و فرزندانش فضل، عبدالله و قثم باشد. عباس پس از شنیدن این سخن، آن را نشانه آگاهی الهی دانست و اسلام آورد.[۲]

حضور در فتح مکه و حنین

عباس پس از پرداخت فدیه به مکه بازگشت. در فتح مکه تا اَبواء به استقبال محمد رفت و در این فتح همراه او بود. همچنین در جنگ حنین دلاوری نشان داد. پس از این رویدادها به مدینه هجرت کرد و در منابع آمده است که هجرت او پایان‌بخش امتیاز هجرت بود.[۳]

درگذشت

عباس در مدینه و در روزگار خلافت عثمان درگذشت و در بقیع به خاک سپرده شد. در منابع، زمان درگذشت او شب جمعه دوازدهم رجب یا رمضان سال ۳۲ و سن او حدود هشتاد سال ذکر شده است. همچنین نوشته‌اند که در اواخر عمر نابینا شده بود.[۴]

فرزندان

برای عباس نه پسر و سه دختر ذکر کرده‌اند. عبدالله، عبیدالله، فضل، قثم، مَعبد، عبدالرحمن و ام‌حبیب از لبابه بنت فضل بن حارث هلالی بودند. همچنین تمام، کثیر، حارث، آمنه و صفیه را نیز از فرزندان او شمرده‌اند و نوشته‌اند که مادر هر یک از آنان کنیزی بوده است.[۵]

ویژگی‌ها و اوصاف

در منابع، عباس مردی خردمند، هوشیار، مدیر، سفره‌دار و مهربان نسبت به خویشان وصف شده است. همچنین او را بلندبالا، سفیدپوست و جهوری‌الصوت دانسته‌اند. در همان گزارش‌ها آمده است که دو یا سه سال از محمد بزرگ‌تر بود.[۶]

در روایتی از عبدالله بن عباس آمده است که محمد گفته است هر کس عباس را بیازارد، او را آزرده است، زیرا عموی انسان برادر پدر اوست. همچنین نقل شده است که روزی جبرئیل با جامه‌ای سیاه و کمربندی که خنجری در آن بود نزد محمد آمد. وقتی محمد از این پوشش پرسید، جبرئیل گفت این لباس رسمی فرزندان عمویت عباس است. در روایتی دیگر آمده است که محمد به عباس گفت فرزندان او به فرزندانش ستم خواهند کرد و عباس در واکنش، سخنی در اظهار اندوه و نگرانی بر زبان آورد و پاسخی دربارهٔ جاری شدن تقدیر شنید.[۷]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عَبّاس». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.