غنیمت
‘’‘غنیمت’‘’ در لغت به معنای دستیابی به سود و فایده بدون مشقت زیاد است و در اصطلاح فقه اسلامی به اموالی اطلاق میشود که مسلمانان از راه جنگ و غلبه نظامی از کافران حربی به دست میآورند. احکام تقسیم، استثنائات، خمس و تفاوت آن با مفاهیمی چون فیء و انفال از مباحث بنیادین فقه و تاریخ اسلام به شمار میرود.
مفهومشناسی و کاربرد لغوی
غنیمت در لغت به معنای دستیابی به سود، فایده و بهره است. در متون روایی، این واژه افزون بر معنای مالی، در مفاهیم اخلاقی و معنوی نیز به کار رفته است؛ چنانکه در سخنان محمد بر غنیمت شمردن پنج چیز پیش از فرا رسیدن پنج چیز، شامل جوانی، تندرستی، توانگری، فراغت و زندگی تأکید شده است. همچنین در کلام علی بن ابیطالب، طاعت الهی به عنوان غنیمت زیرکان در برابر سستی ناتوانان یاد شده و از دست رفتن ثروت برای خردمندان مایه عبرت و غنیمت دانسته شده است.[۱] در اصطلاح فقهی، غنیمت مالی است که از راه قتال و پیکار با کافران حربی به دست میآید. اموالی که بدون درگیری نظامی و با تسلیم یا فرار دشمن حاصل شود، فیء نامیده میشود. همچنین عناوینی چون انفال با این مفاهیم پیوند دارند که شامل اموال اختصاصی پیامبر یا امام، زمینهای موات و میراث افراد بدون وارث است.[۲]
پیشینه تاریخی در دوره جاهلیت و ادیان پیشین
پیش از ظهور اسلام، غنایم جنگی میان قبایل و امم بر پایه اراده رئیس قبیله و منافع اغنیا توزیع میشد. روسای قبایل بخشهای برگزیده و عمده اموال را با عناوینی نظیر مرباع یعنی یکچهارم غنایم، صفایا یعنی اموال برگزیده پیش از تقسیم، نشیطه یعنی اموال به دست آمده در مسیر پیش از آغاز جنگ، و فضول یعنی مازاد اموال پس از تقسیم به خود اختصاص میدادند. قرآن با نزول آیاتی در سوره حشر این شیوه ناعادلانه را نفی کرد تا اموال تنها میان ثروتمندان دست به دست نشود.[۳] در شریعت یهود و مطابق با متن عهد عتیق، غنیمت جنگی به دو نیمه تقسیم میشد که یک نیمه به جنگجویان و نیمه دیگر به سایر مردم تعلق میگرفت؛ با این شرط که از سهم مردمان غیرحاضر در میدان، ده برابر سهم رزمندگان زکات کسر میشد و یکدهم کل اموال به عنوان سهم خداوند در اختیار کاهنان قرار میگرفت.[۴]
احکام و نحوه تقسیم در فقه اسلامی
در فقه اسلامی، پس از پایان نبرد و گردآوری غنایم، ابتدا مواردی از شمول تقسیم عمومی خارج میشود. این استثنائات شامل موارد شرطشده توسط امام برای امور لجستیکی مانند راهنمایی سپاه و حمل اموال، رضخ یا پاداش پرداختشده به زنان، بردگان یا غیرمسلمانانی که در خدمت سپاه بودهاند، دستمزد کارگزارانی نظیر آهنگران و آشپزها، و نیز اموال برگزیده یا صفیالمال برای امام است.[۵] پس از کسر این موارد، اموال به پنج بخش تقسیم میگردد که یکپنج یا خمس آن به خدا، پیامبر، ذیالقربی، یتیمان، مساکین و درراهماندگان تعلق میگیرد. چهارپنجم باقیمانده میان تمام حاضران در میدان نبرد تقسیم میشود؛ به پیادگان یک سهم و به سوارکاران دارای اسب جنگی دو سهم، و در برخی روایات به دارندگان اسبهای متعدد تا سه سهم پرداخت میگردد. همچنین افرادی که در طول نبرد متولد شده یا پیش از تقسیم به لشکر پیوستهاند نیز سهم دریافت میکنند.[۶] زمینهای فتحشده با قهر و غلبه که قابل کشت و زرع هستند، ملک عموم مسلمانان محسوب شده و منافع آنها تحت نظارت امام برای مصالح عامه صرف میشود و امکان فروش، وقف یا تملک فردی آنها وجود ندارد. زمینهای موات به امام اختصاص مییابد و زمینهایی که با صلح فتح شدهاند بر اساس مفاد صلحنامه در ملکیت صاحبان پیشین خود باقی میمانند.[۷]
رویدادهای تاریخی غنایم در صدر اسلام
در جریان غزوه بدر که در سال دوم هجری رخ داد، به سبب اختلاف میان رزمندگان جوان، پیران محافظ پیامبر و نیروهای پشتیبان بر سر تعلق غنایم، آیه اول سوره انفال نازل شد و تمامی غنایم در اختیار خدا و پیامبر قرار گرفت. محمد غنایم بدر را به تساوی میان سپاهیان تقسیم کرد.[۸] پس از غزوه بنینضیر در سال چهارم هجری، اموال به دست آمده به عنوان فیء شناخته شد زیرا بدون درگیری به دست آمده بود؛ لذا پیامبر این اموال را به طور خاص میان مهاجران که نیازمند بودند تقسیم کرد و به جز چند تن، به انصار سهمی اختصاص نداد.[۹] در غزوه خیبر، پیامبر اموال را به هجده بخش تقسیم کرد و میان لشکریان بر اساس پیاده و سواره بودن توزیع نمود. در غزوه حنین نیز پیامبر برای تألیف قلوب، بخش عمده غنایم را به نومسلمانان مکه مانند ابوسفیان بن حرب و صفوان بن امیه بخشید که پس از ابراز گلایه انصار، پیامبر در جلسهای اختصاصی با دلجویی از آنان، دعای خیر خود را نثار انصار و فرزندانشان کرد و آنان را به همراهی خود راضی ساخت.[۱۰]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «غنیمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غنیمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غنیمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غنیمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غنیمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غنیمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غنیمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غنیمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غنیمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غنیمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «غنیمت». دایرهالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.