فایز دشتی
فایز دشتی، محمدعلی متخلص به فایز، شاعر و غزلسرای شیعه امامی در قرن سیزدهم هجری بود. او در روستای کردوان دشتی از توابع بوشهر زاده شد و در گزدراز درگذشت. بخشهایی از سرودههای پراکنده او سالها پس از درگذشتش گردآوری و منتشر شد. شعر فایز بیشتر در قالب دوبیتی است و در آن از مضامین عاشقانه و خیالانگیز و نیز مدح و مرثیه حسین بن علی استفاده شده است.
زندگی
فایز در سال ۱۲۵۰ق، برابر با ۱۲۰۹ش، در روستای کردوان دشتی از توابع بوشهر به دنیا آمد و در سال ۱۳۳۰ق، برابر با ۱۲۹۸ش، در گزدراز، یکی از روستاهای این منطقه، درگذشت. او شیعه امامی بود و از شاعران و غزلسرایان قرن سیزدهم هجری به شمار میرفت.[۱]
فایز شاعری خوشطبع و طبیعیسرا بود و بدون تکلف شعر میگفت. در توصیف شعر او، روانی طبع، ذهن پویا و ذوق شعری سرشار برجسته دانسته شده و دوبیتیهای او با شعر شاعرانی مانند طرفه بن عبد و امرؤالقیس مقایسه شده است. در بهکارگیری فنونی مانند استعاره، ایهام و جناس نیز او را در مسیر نظامی گنجوی دانستهاند و در حماسهسرایی با ابوالطیب متنبی و ابوالقاسم فردوسی مقایسه کردهاند.[۲]
در شعر فایز، مانند بسیاری از غزلسرایان، از مضامین خیالانگیز و تخیل سخن گفته شده و بهویژه از پری یاد شده است. بر اساس مدخل، برخی افراد این مضامین خیالپردازانه را واقعی پنداشته و داستانهایی درباره آنها ساختهاند.[۳]
آثار و اشعار
بخشی از سرودههای پراکنده فایز سالها پس از درگذشت او گردآوری و به چاپ رسیده است. از نمونههای شعر او دوبیتیهایی با مضامین عاشقانه و خیالانگیز است که در آنها از مفاهیمی مانند کعبه، محراب، صفا، مروه، حج و یاقوت برای توصیف معشوق استفاده شده است.[۴]
از دوبیتیهای اوست:
رخ تو کعبه و محراب ابرو صفا و مروه این چشمان جادو طواف کوی حسنت حج فایز حجر آن خال باشد کوست بر رو
کنم مدح خم ابروت یا رو نهم نام لبت یاقوت یا قوت یقینم هست فایز زنده گردد رسد بر تخته تابوت تا بوت[۵]
از دیگر دوبیتیهای اوست:
به دارالملک تن دل پادشاه است جوارح در اطاعت چون سپاه است به هر جا عزم دارد شاه، فایز! که را یارا که گوید این نه راه است
اگر صد تیر ناز از دلبر آید مکن باور که آه از دل برآید پس از صد سال بعد از مرگ فایز هنوز آواز دلبر دلبر آید[۶]
از سرودههای فایز در مدح و مرثیه حسین بن علی نیز شعری است که با این ابیات آغاز میشود:
ای نام تو آرایش هر مسجد و منبر وی ذکر تو زینتده هر محفل و محضر بینام تو مسجد چه بود؟ طرح مهندس بیذکر تو محفل چه بود؟ نقش مصور آفاق پر از زمزمه نام تو باشد نام تو شفابخش همه عاجز و مضطر گر تیغ تو در کربلا جلوه نمیکرد تا حشر بدی خلق جهان یکسره کافر آن جلوه که شمشیر علی کرد به خندق ضرب تو قویتر بود از ضربت حیدر زیرا که نبی بود و وصی بود و سپاهی عمرو آمد و تنها به علی گشت برابر شاه شهدا یکتنه با خلق جهانی آن کرد که حیدر نکند در صف خیبر[۷]
ادامه این مرثیه چنین است:
فریاد از آن دم که گرفت او به کمر دست دیدی که فتاده به زمین نعش برادر بیخود شد و از اسب بیفتاد به زاری زانسان که بشد طاقت و هوش از تن و از سر ای ماه بنیهاشم و ای صفشکن صف! ای در همه احوال مرا مونس و یاور فایز! به عزای شه لبتشنه فغان کن تا شافع جرم تو شود در صف محشر[۸]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «فایز دشتی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «فایز دشتی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «فایز دشتی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «فایز دشتی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «فایز دشتی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «فایز دشتی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «فایز دشتی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «فایز دشتی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «فایز دشتی». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.