ابن ابیداود
ابن ابیداود، فرج بن جریر بن ملک بن عبدالله ایادی، مکنی به ابوعبدالله و مشهور به ابن ابیداود، از مشاهیر قضات دوره عباسیان و قاضیالقضات بغداد بود. او در سال ۱۶۰ق در قنسرین یا بصره زاده شد و در علوم مختلف، بهویژه فقه، حدیث، کلام و ادبیات، دانش آموخت. وی در دوره چند تن از خلفای عباسی به مقام قاضیالقضاتی رسید و در مسائل سیاسی نیز نفوذ فراوان داشت. در اواخر عمر از قدرت و اعتبار خود کاسته شد و در سال ۲۴۰ق به بیماری فلج مبتلا شد.
زندگی
فرج بن جریر بن ملک بن عبدالله ایادی، مکنی به ابوعبدالله و مشهور به ابن ابیداود، از مشاهیر قضات عهد بنیعباس و قاضیالقضات بغداد بود. او به سبب انتساب به جد هجدهم خود، ایاد بن نزار بن معد بن عدنان، برادر مضر و ربیعه، ایادی خوانده شده است. ولادت او در سال ۱۶۰ق در قنسرین یا بصره روی داد. ابن ابیداود در اوایل جوانی، همراه پدرش که برای تجارت عازم شام بود، در دمشق اقامت کرد و در تحصیل علوم مختلف، بهویژه فقه، حدیث، کلام و ادبیات، تلاش بسیار کرد.[۱]
ابن ابیداود در دوره مأمون یا پس از آن، در زمان معتصم، واثق و متوکل، به مقام قاضیالقضاتی رسید. او از معتزله پیروی میکرد و مسئله خلق و حدوث قرآن را مورد تأکید قرار میداد و با مخالفان این دیدگاه، متناسب با موقعیت آنان، برخورد میکرد. در رمضان سال ۲۲۰ق، به فرمان معتصم که در این مسئله با او موافق بود، احمد بن حنبل، از مخالفان این عقیده، ۳۸ تازیانه خورد؛ با این حال، احمد بن حنبل همچنان بر اعتقاد خود درباره قدم قرآن باقی ماند.[۲]
ابن ابیداود افزون بر دانش، در سیاست نیز نفوذ داشت و خلفای وقت در امور مهم، بدون موافقت او اقدام نمیکردند. بنا بر گزارش منبع، مأمون به برادر و ولیعهد خود، معتصم، سفارش کرده بود که در هیچ موقع از ابن ابیداود جدا نشود و در امور مهم بدون مشورت او تصمیم نگیرد و رأی او را برای بینیازی از نظر دیگر مشاوران و وزیران کافی بداند.[۳]
پس از درگذشت مأمون و به خلافت رسیدن معتصم در سال ۲۱۸ق، معتصم یحیی بن اکثم، قاضیالقضات وقت، را عزل کرد و ابن ابیداود را به مقام قاضیالقضاتی منصوب کرد. او در این دوره از عزت، نفوذ و قدرت فراوانی برخوردار بود و بنا بر گزارش منبع، توانست بسیاری از محکومان به اعدام را نجات دهد.[۴]
نقش در قتل امام جواد
بنا بر گزارشی که در منبع آمده است، ابن ابیداود با خاندان پیامبر اسلام به مخالفت برخاست و در ماجرای قتل امام جواد، محمد تقی، نقش تفتین و سعایت داشت و معتصم را به قتل او تحریک کرد.[۵]
اواخر زندگی
ابن ابیداود در پایان زندگی عزت و اعتبار خود را از دست داد و تمام اندوخته او در مدت کوتاهی بهعنوان جریمه و تاوان به مأموران متوکل پرداخت شد. او در سال ۲۴۰ق به بیماری فلج مبتلا شد. پسرش، ابوالولید محمد، نیز عهدهدار قضاوت بود و هر دو در سال ۲۳۷ق مورد خشم متوکل قرار گرفتند. متوکل از محمد یکصد و بیست هزار دینار، معادل طلاهای مسکوک هجده نخودی، و یک گوهر گرانبها به ارزش چهل هزار دینار جریمه گرفت و او را از سامرا به بغداد تبعید کرد.[۶]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «ابن ابیداود»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابن ابیداود»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابن ابیداود»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابن ابیداود»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابن ابیداود»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابن ابیداود»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «ابن ابیداود». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.