جنین در قرآن
بر پایه قرآن، آفرینش انسان از مراحل مختلفی تشکیل شده و به عنوان نشانهای از قدرت و حکمت الهی توصیف شده است. آیات متعددی به مبدأ خلقت انسان، مراحل تکوین جنین و طبیعت پیچیده حیات اشاره دارند.
آیات مربوط به اصل خلقت
قرآن در آیات متعدد به اصل خلقت جنین اشاره کرده است.[۱]
آفرینش از «صلصال کالفخار»
آیهای از قرآن میگوید: «خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ کَالْفَخَّارِ» (انسان را از گل خشکیدهای سفالمانند آفرید). صلصال به خاک خشکیدهای گفته میشود که هنگام ضربه صدا میدهد. برخی مفسران آن را به «گل بدبو» یا لجن نیز معنا کردهاند. فخار از ریشه «فخر» گرفته شده و به سفال یا کوزه گفته میشود که به دلیل توخالی بودن و تولید صدا، به این نام خوانده میشود. بر اساس تفسیرهای ارائهشده، این آیات نشاندهندهی فرآیندی تدریجی در آفرینش انسان است: آغاز از خاک، ترکیب با آب و تبدیل به گل، سپس تغییر به حالت لجن بدبو، پس از آن حالت چسبندگی، و در نهایت خشک شدن و شبیه شدن به سفال. مدت زمان این مراحل و عوامل انتقال بین آنها در قرآن مشخص نشده و در منابع اسلامی به علم الهی نسبت داده میشود.[۱]
آفرینش از نفس واحد و مراحل جنینی
آیه دیگری میگوید: «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا... يَخْلُقُکُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ» (شما را از نفسى واحد آفرید، سپس جفتش را از آن قرار داد... شما را در شکمهای مادرانتان آفرینشی پس از آفرینش دیگر، در تاریکیهای سهگانه خلق کرد). نفس واحده در تفاسیر اسلامی معمولاً به آدم، نخستین انسان، اشاره دارد. ظلمات ثلاث (تاریکیهای سهگانه) در تفسیرهای رایج به سه لایه محافظ جنین اشاره دارد: دیواره شکم، رحم و پرده مشیمه. سید محمدحسین طباطبایی از مفسران شیعی تأکید کرده است که این تاریکیها محدود به محیط درون شکم مادر است و شامل مرحله پیش از آن نمیشود.[۱]
تصویرگری در رحمها
آیهای دیگر بیان میکند: «هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُکُمْ فِي الْأَرْحَامِ کَيْفَ يَشَاءُ» (اوست که شما را در رحمها هرگونه که بخواهد صورتگری میکند). تصویر در اینجا به معنای اعطای شکل و صورت ویژه به جنین است. ارحام جمع رحم، به عنوان محل پرورش جنین در نظر گرفته میشود.[۱]
دیدگاههای تفسیری
مفسران قرآن با استناد به این آیات بر چند نکته تأکید کردهاند:[۱][۲]
۱. تدریجی بودن آفرینش: خلقت انسان فرآیندی مرحلهای دارد، از مواد اولیه ساده تا موجود پیچیده.
۲. ارزش انسان: با وجود منشأ مادیِ به ظاهر ساده، انسان به واسطه «روح الهی» (نفخه ربانی) که در آیات دیگر به آن اشاره شده، از جایگاه ویژهای برخوردار است.
۳. نشانههای الهی: مراحل آفرینش، بهویژه رشد در تاریکیهای سهگانه رحم، به عنوان نشانههایی از قدرت و نظم الهی معرفی شدهاند.
در منابع اسلامی
تفسیرهای کلاسیک مانند تفسیر المیزان (نوشته سید محمدحسین طباطبایی) و تفسیر نمونه، بر هماهنگی این آیات با مفاهیم علمی زمان خود و نیز ابعاد تربیتی و الهیاتی آنها تأکید کردهاند. از منظر اسلامی، این توصیفات نه تنها بیانکننده چگونگی آفرینش، بلکه یادآور وابستگی انسان به خالق و ضرورت شکرگزاری است.[۱][۲]
مفهوم «تصویرگری در رحمها»
در آیهای از قرآن آمده است: «هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُکُمْ فِي الْأَرْحَامِ کَيْفَ يَشَاءُ» (اوست که شما را در رحمها هرگونه که بخواهد صورتگری میکند). در تفسیر این آیه گفته شده که هدف از این بیان، آگاهی بخشیدن به انسانها دربارهٔ نقش بنیادین خداوند در تنظیم اجزای وجودی آنان است؛ به گونهای که این تنظیم اولیه، زمینهساز تحقق مشیت الهی در سرنوشت انسان میگردد، هرچند که این مشیت به معنای جبر مطلق نبوده و قابلیت تغییر را از انسان نمیگیرد. فرآیند صورتبندی انسان در رحم مادر، با تنوع گستردهای در شکل، صورت، جنسیت، استعدادها، صفات و غرایز همراه است و در متون تفسیری به عنوان پدیدهای شگفتانگیز و پیدرپی توصیف شده است.[۱][۲]
تذکر الهی به انسان
در سوره انفطار، آیات ۶–۸ آمده است: «يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِيمِ * الَّذِي خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ * فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَکَّبَکَ». این آیات خطاب به انسان، با پرسشی توبیخآمیز و در عین حال همراه با لطف، آغاز میشود: «ای انسان، چه چیز تو را نسبت به پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟» سپس برای بیدار کردن انسان از غفلت، به چهار مرحله از الطاف الهی در آفرینش اشاره میشود:[۱][۲]
۱. خلق (آفرینش اولیه)
۲. تسویه (تنظم و هماهنگی)
۳. تعدیل (متعادلسازی)
۴. ترکیب (صورتبندی نهایی به هر شکل که خداوند بخواهد)
آیات مربوط به برخی مراحل خلقت
قرآن در آیات مختلف به مراحل مشخصی از خلقت جنین اشاره کرده است. [۱]
آفرینش از «ماء دافق»
در سوره طارق، آیات ۵–۷ آمده است: «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ * خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ * يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ». در این آیات، انسان به تأمل در مبدأ خلقت خود فراخوانده میشود و پاسخ داده میشود که از «آب جهندهای» آفریده شده که از میان «صلب» و «ترائب» بیرون میآید.[۱]
تفسیر «ماء دافق»، «صلب» و «ترائب»
· ماء دافق در تفاسیر معمولاً به نطفه مرد اشاره دارد. در مورد معنای دو واژه صلب و ترائب، دیدگاههای گوناگونی میان مفسران وجود دارد. برخی «صلب» را به ستون فقرات مرد و «ترائب» را به استخوانهای سینه زن تفسیر کردهاند. برخی دیگر هر دو را به بخشهایی از بدن مرد نسبت دادهاند.[۱]
· در تفسیر نمونه، با استناد به سیاق آیات که تنها از «آب جهنده» (نطفه مرد) سخن میگوید، تأکید شده که ضمیر «يَخْرُجُ» به همان آب دافق بازمیگردد و خاستگاه آن را میان «صلب و ترائب» میداند.[۲]
در آیه ۲ سوره انسان آمده است: «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيراً؛ ما انسان را از نطفهاى اندر آميخته آفريديم تا او را بيازماييم و وى را شنوا و بينا گردانيديم». «أَمْشَاجٍ» جمع مشج (بر وزن سبب) یا جمع مشیج (بر وزن مریض) به معنای شیء مخلوط است. ممکن است «نطفهی مخلوط» اشاره به اختلاط نطفهی مرد و زن و ترکیب «اسپرم» و «اوول» بوده باشد و یا اشاره به استعدادهای مختلف درون نطفه داشته باشد٬ که از نظر عامل وراثت از طریق ژنها وجود دارد و یا اشاره به اختلاط مواد مختلف ترکیبی نطفه است که از دهها مادّهی مختلف تشکیل شده و یا اختلاط همهی اینها با یکدیگر، که به نظر طباطبایی معنای اخیر از همه جامع تر است.[۱]
کلمهی «ابتلا» که جملهی «نَبْتَلِيهِ» از آن مشتق شده، به معنای نقل چیزی از حالی به حال دیگری است مثلاً طلا را در بوته ابتلاء میکند؛ تا ذوب شود و به شکلی که میخواهند در آید.خداوند هم انسان را ابتلاء میکند؛ از نطفه به علقه وسپس به مضغه تبدیل میکند تا در آخر خلقتی دیگرش میکند. جملهی «نَبْتَلِيهِ» اشاره به رسیدن انسان به مقام «تکلیف، تعهّد، مسئولیّت، آزمایش و امتحان» است و این یکی از بزرگترین مواهب خدا است که به انسان کرامت فرموده و او را شایستهی تکلیف و مسئولیّت قرارداده است. [۲]