بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

حروفیان

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

حروفیان عنوانی است برای گروهی مذهبی که آموزه‌های خود را بر پایه تفسیرهای مرتبط با علم الحروف بنا کردند. در برخی منابع، پیشینه این دیدگاه‌ها به افرادی مانند ابونصر احمد بن هلال بکیل و هلال بن وصیف نسبت داده شده است. ابن‌خلدون این حوزه را با مفهوم سیمیا مرتبط می‌داند و گزارش می‌کند که برخی پیروان آن برای حروف مزاج‌ها یا ارزش‌های عددی قائل بوده‌اند و برای آنها نقش‌هایی در جهان طبیعی در نظر می‌گرفته‌اند. در سده هشتم هجری، فضل‌الله استرآبادی با ارائه تفسیرهایی مبتنی بر اصالت حروف، فرقه‌ای را بنیان گذاشت که به حروفیه شناخته شد. بر اساس گزارش‌های تاریخی، او در سال ۸۰۴ق در دوره تیمور کشته شد. منابع مختلف اشاره می‌کنند که این جریان در ایران تأثیر محدودی داشت، اما برخی از باورهای آن در مناطق دیگر از جمله آناتولی گسترش یافت.

تاریخچه و باورها

حروفیان به گروهی مذهبی اشاره دارد که آموزه‌های خود را بر پایه تفسیرهای مرتبط با علم الحروف بنا کرده‌اند. ابن‌ندیم در کتاب الفهرست گزارش می‌دهد که پیروان این حوزه به دو دسته تقسیم می‌شوند: گروهی که روشی پسندیده داشته‌اند و گروهی که حروف را مبنای اعتقادات مذهبی خود قرار داده و به دیدگاه‌هایی متفاوت گرایش یافته‌اند.[۱]

بر اساس برخی گزارش‌ها، از نخستین افرادی که در جهان اسلام به این موضوع پرداخت، ابونصر احمد بن هلال بکیل بود. پس از او افرادی مانند هلال بن وصیف، نویسنده آثاری از جمله الروح المتلاشیه، المفاخر فی الاعمال و تفسیر ما قاله الشیطان لسلیمان، و سپس ابن‌الامام که هم‌زمان با خلافت المعتز عباسی (۲۵۱–۲۵۵ق) می‌زیست، در این زمینه فعالیت داشته‌اند.[۲]

ابن‌خلدون در آثار خود این حوزه را با عنوان سیمیا معرفی می‌کند. او گزارش می‌دهد که گسترش این دیدگاه‌ها با شکل‌گیری برخی جریان‌های صوفیانه همراه بوده است؛ جریان‌هایی که به مفاهیمی مانند مراتب نزولی و صعودی وجود و نقش ارواح افلاک توجه داشتند. در این چارچوب، گفته می‌شود که اسم‌های الهی که آفرینش جهان به آنها نسبت داده می‌شود از حروف تشکیل شده‌اند و از این رو برخی پیروان این دیدگاه‌ها حروف را از عناصر بنیادی ساختار جهان دانسته‌اند. بر اساس این برداشت، حروف و اسم‌ها می‌توانند در جهان طبیعی تأثیر داشته باشند.[۳]

در میان طرفداران این دیدگاه، دربارهٔ علت این تأثیر اختلاف نظر گزارش شده است. گروهی آن را ناشی از «مزاج حروف» دانسته‌اند و برای حروف چهار نوع مزاج مشابه عناصر چهارگانه قائل شده‌اند:[۴]

  • هفت حرف با مزاج آتشین: ا، ه، ط، م، ف، س، ذ
  • هفت حرف با مزاج هوایی: ب، و، ی، ن، ض، ت، ظ
  • هفت حرف با مزاج خاکی: ر، د، ح، ل، ع، خ، ش
  • هفت حرف با مزاج آبی: ج، ث، ز، ص، ع، ق، ک

بر اساس این دیدگاه، حروف دارای مزاج آتشین برای دفع بیماری‌های سرد و تقویت گرما به کار می‌روند و حروف با مزاج آبی برای آثار مخالف آن استفاده می‌شوند. گروهی دیگر علت تأثیر حروف را به ارزش عددی آنها نسبت داده‌اند و گفته‌اند هر حرف نماینده عددی خاص است.[۵]

ابن‌خلدون که در سال‌های ۷۳۲ تا ۷۸۴ق زندگی می‌کرد، این گزارش‌ها را دربارهٔ جریان‌هایی مربوط به سده‌های هفتم و هشتم هجری نقل کرده است. در اواخر سده هشتم و در دوره تیمور نیز افرادی مانند شیخ رجب برسی و محمود مطرود بسیجانی دیده می‌شوند که آموزه‌هایی ترکیبی از تصوف، فلسفه اشراق سهروردی و باورهایی دربارهٔ سحر، طلسم و تأثیر حروف و اعداد را مطرح کرده‌اند. پیروان این دیدگاه‌ها نیز در برخی منابع با عنوان حروفیان یا حروفیه شناخته شده‌اند.[۶]

در میان چهره‌های مرتبط با این جریان، فضل‌الله استرآبادی به عنوان بنیان‌گذار فرقه‌ای با این نام شناخته می‌شود. در گزارش‌های تاریخی آمده است که او برای آیات قرآن و سخنان پیامبر اسلام تفسیرهایی ارائه می‌داد که بر نقش بنیادین حروف استوار بود. بر اساس این گزارش‌ها، او معتقد بود فهم درست متون مقدس نیازمند آشنایی با معنا و ویژگی‌های حروف است و تفسیرهای خود را نیز بر همین مبنا بیان می‌کرد.[۷]

ابن‌حجر عسقلانی در کتاب الأنباء گزارش می‌دهد که فضل‌الله، فرزند ابومحمد تبریزی، به ریاضت‌های نفسانی روی آورد و پیروانی گرد آورد که به نام حروفیه شناخته شدند. در این گزارش آمده است که او دیدگاه‌هایی دربارهٔ ارتباط حروف الفبا با انسان مطرح می‌کرد و مطالبی در این زمینه بیان می‌کرد. همچنین گفته شده است که او تلاش کرد تیمور را به پذیرش دیدگاه‌های خود دعوت کند، اما تیمور این دعوت را نپذیرفت و دستور قتل او را صادر کرد. بر اساس این گزارش‌ها، فضل‌الله در سال ۸۰۴ قمری کشته شد و جسد او سوزانده شد.[۸]

در برخی منابع تاریخی آمده است که این جریان در ایران تأثیر گسترده‌ای نداشت و پس از مرگ بنیان‌گذار آن تا حد زیادی از میان رفت، هرچند گزارش‌هایی از گسترش برخی از این باورها در مناطق آناتولی و ترکیه وجود دارد. همچنین در گزارش‌هایی از دوره صفوی، به‌ویژه در زمان شاه عباس، از برخورد با گروه‌هایی که با عنوان ملاحده شناخته می‌شدند، نام این فرقه نیز ذکر شده است.[۹]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «حروفیان». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.