بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

حکومت اسلامی

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

در منابع اسلامی، به ویژه در احادیث و متون تاریخی، دیدگاه‌هایی دربارهٔ ویژگی‌ها و وظایف حکومت اسلامی نقل شده است. در این گزارش‌ها بر ویژگی‌هایی مانند عدالت، پرهیزکاری، بردباری و توجه به وضعیت مردم برای حاکمان تأکید شده است. همچنین وظایفی مانند حفظ امنیت، رسیدگی به شکایات مردم، انتخاب کارگزاران شایسته و رعایت حقوق متقابل میان حاکم و جامعه از اصول مهم حکومت‌داری دانسته شده است. برخی متون مانند نامه علی بن ابی‌طالب به مالک اشتر نیز به عنوان نمونه‌ای از بیان اصول اداره جامعه در منابع تاریخی ذکر شده‌اند.

در منابع اسلامی

در منابع حدیثی و تاریخی، دربارهٔ ساختار و وظایف حکومت اسلامی گزارش‌ها و دیدگاه‌های گوناگونی نقل شده است. این گزارش‌ها معمولاً به ویژگی‌های حاکم، مسئولیت‌های حکومت در قبال جامعه و رابطه میان حاکم و مردم می‌پردازند. در برخی روایات آمده است که اداره امور دینی و اجتماعی جامعه به پیامبر اسلام سپرده شد و او مسئول هدایت و سامان‌دهی امور مسلمانان دانسته شده است. در برخی احادیث، ویژگی‌های اخلاقی زمامدار مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش‌ها گفته شده است که حاکمی که با رعیت رفتار نیکو داشته باشد و از تعدی به اموال مردم خودداری کند، مورد احترام و اعتماد جامعه قرار می‌گیرد. همچنین گفته شده است که زمامداری که داد مظلوم را از ظالم بگیرد و عدالت را میان مردم برقرار سازد، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار خواهد بود. در روایتی دیگر نقل شده است که پیامبر اسلام در اواخر زندگی خود، هنگام سخن گفتن با مسلمانان، به حاکمان آینده سفارش کرد که با مردم با مهربانی رفتار کنند، بزرگان را گرامی بدارند، به نیازمندان توجه کنند و راه ارتباط مردم با حکومت را مسدود نسازند. در این گزارش همچنین بر پرهیز از ایجاد فشار اقتصادی بر مردم و توجه به وضعیت اجتماعی جامعه تأکید شده است.[۱]

در برخی روایات از امامان شیعه نیز وظایف مهم حکومت بیان شده است. از جمله در این منابع گفته شده است که حاکمان باید به حفظ مرزها، رسیدگی به شکایات مردم و گزینش کارگزاران شایسته توجه داشته باشند. همچنین در این گزارش‌ها به ضرورت تشویق افراد درستکار، برخورد با خطاها و رعایت انصاف در برخورد با همه افراد جامعه اشاره شده است. در برخی احادیث، شرایط رهبری جامعه اسلامی نیز مطرح شده است. در این گزارش‌ها آمده است که رهبر جامعه باید دارای ویژگی‌هایی مانند پرهیزکاری، بردباری و توجه به رفاه مردم باشد و در رفتار با جامعه همانند سرپرستی دلسوز عمل کند. در برخی سخنان منسوب به علی بن ابی‌طالب نیز به رابطه میان حکومت و جامعه اشاره شده است. در این گزارش‌ها آمده است که حاکم وظیفه دارد اجرای قوانین دینی و برقراری عدالت را پیگیری کند و قانون را بدون توجه به جایگاه اجتماعی افراد اجرا نماید. همچنین گفته شده است که میان حاکم و مردم حقوق متقابلی وجود دارد و رعایت این حقوق سبب استحکام جامعه و جلوگیری از گسترش ظلم و اختلاف می‌شود. در برخی روایات نقل شده است که بی‌توجهی حاکمان به وضعیت مردم می‌تواند موجب نارضایتی اجتماعی و بی‌ثباتی در حکومت شود. در همین زمینه در گزارشی آمده است که در گفت‌وگویی با یکی از خلفای عباسی، بر ضرورت آگاهی حاکم از وضعیت مردم و دسترسی آنان به مسئولان تأکید شده است.[۲]

در منابع تاریخی همچنین نامه علی بن ابی‌طالب به مالک اشتر به عنوان یکی از متون مهم در بیان اصول حکومت‌داری نقل شده است. در این نامه بر موضوعاتی مانند عدالت، پرهیز از ظلم، توجه به طبقات مختلف جامعه، حمایت از ضعیفان، رعایت حقوق مردم و انتخاب کارگزاران شایسته تأکید شده است. در این متن همچنین آمده است که حاکم نباید از مردم فاصله بگیرد و باید امکان رسیدگی به شکایات و مشکلات آنان فراهم باشد.[۳]

در برخی گزارش‌ها طبقات مختلف جامعه نیز مورد اشاره قرار گرفته‌اند. در این منابع از گروه‌هایی مانند نیروهای نظامی، کارگزاران اداری، قاضیان، بازرگانان، صنعتگران و طبقات نیازمند نام برده شده و گفته شده است که سامان یافتن هر یک از این گروه‌ها با سامان جامعه به‌طور کلی مرتبط است. در بخشی از منابع نیز گفت‌وگویی میان جعفر صادق و گروهی از متکلمان دربارهٔ تشکیل حکومت نقل شده است. در این گفت‌وگو دربارهٔ شیوه انتخاب حاکم، نحوه اداره جامعه و اجرای برخی احکام حکومتی بحث شده و در پایان بر این نکته تأکید شده است که در منابع روایی، قیام برای حکومت در حالی که فرد داناتر در جامعه حضور داشته باشد مورد انتقاد قرار گرفته است.[۴]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «حکومت اسلامی». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.