دیصانیه
دیصانیه از فرقههای دوگانهباور (ثنویه) در میان جریانهای فکری دوران نخستین اسلامی بهشمار میروند که پیروان ابوشاکر دیصانی بودند. آموزههای این گروه بر دو اصل نور و ظلمت استوار بود و در منابع کلامی اسلامی از آنان به عنوان یکی از فرقههای زنادقه یاد شده است.
رئیس فرقه
دیصانیه پیروان ابوشاکر دیصانی بودند که در سده دوم هجری میزیست و معاصر هشام بن حکم، از یاران برجسته جعفر صادق، امام ششم شیعیان امامیه و از متکلمان بزرگ شیعه (درگذشته ۱۹۹ق)، بود.[۱]
باورها
این گروه در شمار فرقههای ثنویه قرار میگرفتند و به دو اصل مستقل نور و ظلمت معتقد بودند. بر اساس عقاید آنان، هر کار نیک از نور صادر میشود و این اعمال از روی اختیار و اراده انجام میگیرد، در حالی که هر کار بد از ظلمت پدید میآید و از روی قهر و جبر تحقق مییابد. آنان معتقد بودند که هر سود و منفعت، بوی خوش و نیکی در جهان از نور است و در مقابل، هر شر، زیان، بوی ناخوش و زشتی از ظلمت سرچشمه میگیرد.[۲]
دیصانیان نور را موجودی زنده، دانا، توانا و دارای ادراک میدانستند و حرکت و حیات موجودات را از آن میشمردند. در مقابل، ظلمت را مرده، نادان، ناتوان و فاقد ادراک میپنداشتند که هیچ فعلی از روی اختیار از آن صادر نمیشود و شر بهطور ذاتی از آن پدید میآید. آنان همچنین بر این باور بودند که رنگ، مزه، بو و محسوسات در اصل یک حقیقتاند، اما اختلاف آنها ناشی از نحوه آمیختگی ظلمت با آن حقیقت واحد است.[۳]
از ابوشاکر دیصانی نقل شده است که برای تأیید عقیده دوگانهباوری خود به آیهای از قرآن استناد میکرد: «هو الذی فی السماء إله و فی الأرض إله». او این آیه را چنین تفسیر میکرد که در آسمان خدایی و در زمین خدایی دیگر وجود دارد. هنگامی که این سخن به جعفر صادق رسید، او در رد این برداشت توضیح داد که مقصود آیه آن است که خداوند همانگونه که در آسمان معبود است، در زمین نیز معبود است.[۴]
در برخی گزارشهای کلامی، از گفتوگویی نیز یاد شده است که در آن از جعفر صادق دربارهٔ عقیده کسانی پرسیده شد که میگفتند خداوند همواره با مادهای بدسرشت همراه بوده و جهان را از همان ماده آفریده است. جعفر صادق در پاسخ این دیدگاه را باطل دانست و بیان کرد که نسبت دادن چنین امری به خداوند با قدرت و کمال او سازگار نیست و لازمه آن پذیرش دو اصل ازلی و مستقل در آفرینش است. این دیدگاه در منابع اسلامی به دیصانیه نسبت داده شده و آنان از سرسختترین گروههای زنادقه معرفی شدهاند که با وجود استفاده از الفاظ آراسته، مبانی استدلالی استواری نداشتند.[۵]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «دیصانیه». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.